خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
جهش ۴۰۲۰ درصدی درآمد ماهانه وبانک

جهش ۴۰۲۰ درصدی درآمد ماهانه وبانک

بورس در مسیر پرنوسان؛ چرا سرمایه‌گذاران نگران‌اند؟

بورس در مسیر پرنوسان؛ چرا سرمایه‌گذاران نگران‌اند؟

ثبت ۳۰ همت معامله در بازار گواهی سپرده کالایی

ثبت ۳۰ همت معامله در بازار گواهی سپرده کالایی

«شتبریز» رکورددار عرضه‌های اولیه سال 1405 شد

«شتبریز» رکورددار عرضه‌های اولیه سال 1405 شد

تاثیر فاجعه بار نتایج انتخابات بر بورس رژیم صهیونیستی

تاثیر فاجعه بار نتایج انتخابات بر بورس رژیم صهیونیستی

بورس با ورود نقدینگی حقیقی به مدار صعود بازگشت

بورس با ورود نقدینگی حقیقی به مدار صعود بازگشت

شخارک درآمد صادراتی را حدود ۸۹ درصد افزایش داد

شخارک درآمد صادراتی را حدود ۸۹ درصد افزایش داد

اسامی ۲۴ مدل گوشی مشمول ممنوعیت رجیستری اعلام شد

اسامی ۲۴ مدل گوشی مشمول ممنوعیت رجیستری اعلام شد

عرضه ۲۴۹ میلیون سهم پتروشیمی تبریز در نهمین عرضه اولیه سال

عرضه ۲۴۹ میلیون سهم پتروشیمی تبریز در نهمین عرضه اولیه سال

کنفرانس پرسش و پاسخ مدیران افق کوروش با سهامداران برگزار شد

کنفرانس پرسش و پاسخ مدیران افق کوروش با سهامداران برگزار شد

بورس کالا زیر فشار سیاست‌گذاری

بازدید ۱۳منبع: اقتصاد پویا
بورس کالا زیر فشار سیاست‌گذاری

اقتصاد پویا / سرویس اجتماعی - بورس کالا در فلسفه شکل‌گیری خود قرار است محلی شفاف برای رقابت میان عرضه‌کنندگان و خریداران، کشف قیمت بر اساس واقعیت‌های بازار و کاهش مداخلات غیرضروری در معاملات باشد؛ بازاری که در آن قیمت نه با بخشنامه و تصمیم اداری، بلکه از دل تعامل عرضه و تقاضا شکل می‌گیرد. با این حال، در اقتصاد ایران، فاصله میان مأموریت اصلی بورس کالا و انتظارات سیاست‌گذاران از این نهاد، به یکی از چالش‌های جدی بازارهای کالایی تبدیل شده است. نگاه تنظیم‌گرانه به بورس کالا، تلاش برای کنترل قیمت محصولات پایه و تعیین چارچوب‌های دستوری برای عرضه و معامله، در مواردی زمینه اختلاف میان تولیدکنندگان، خریداران و نهادهای نظارتی را فراهم کرده است.

دانیال امینی / ابطال معاملات، اختلاف بر سر قیمت پایه محصولات زنجیره فولاد و بلاتکلیفی فعالان اقتصادی درباره ضوابط عرضه، نمونه‌هایی از چالش‌هایی هستند که می‌توانند اعتماد به سازوکار بازار را تضعیف کنند. مسئله اصلی این است که آیا بورس کالا باید ابزاری برای اجرای سیاست‌های کوتاه‌مدت کنترل قیمت باشد یا باید بستری فراهم کند که قیمت‌ها در آن با رعایت قواعد شفاف و رقابتی کشف شوند؟ این پرسش در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که صنایع مختلف برای برنامه‌ریزی تولید، فروش و سرمایه‌گذاری به قیمت‌های قابل پیش‌بینی نیاز دارند. هرگونه ابهام در سازوکار قیمت‌گذاری، نه‌تنها بر سودآوری تولیدکنندگان اثر می‌گذارد، بلکه می‌تواند تصمیم خریداران، میزان عرضه، نحوه تخصیص مواد اولیه و حتی رقابت‌پذیری محصولات ایرانی در بازارهای صادراتی را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، بحث درباره کارکرد بورس کالا صرفاً اختلافی فنی میان فعالان بازار نیست؛ بلکه به مسئله‌ای بنیادی در حکمرانی اقتصادی کشور مربوط می‌شود: تعیین مرز میان نظارت دولت بر بازار و دخالت مستقیم در شکل‌گیری قیمت‌ها.

بورس کالا؛ محل رقابت یا بازوی قیمت‌گذاری دولت؟

در یک بازار کالایی کارآمد، تولیدکننده محصول خود را با شرایط و قیمت پیشنهادی عرضه می‌کند و خریداران بر اساس نیاز، توان مالی، کیفیت محصول و انتظارات خود تصمیم می‌گیرند که در معامله شرکت کنند یا خیر. اگر قیمت پیشنهادی با شرایط بازار تناسب نداشته باشد، ممکن است تقاضای کافی شکل نگیرد و عرضه‌کننده ناچار شود در عرضه‌های بعدی، قیمت یا شرایط فروش خود را بازنگری کند. در مقابل، اگر تقاضا افزایش یابد و عرضه محدود باشد، رقابت میان خریداران می‌تواند قیمت را بالا ببرد. البته کشف قیمت منصفانه به معنای رها کردن بازار بدون نظارت نیست؛ بلکه به وجود قواعد روشن، اطلاعات قابل دسترس، رقابت واقعی، جلوگیری از انحصار و برخورد با رفتارهای دستکاری‌کننده نیاز دارد. دولت نیز می‌تواند در جایگاه سیاست‌گذار و ناظر، از حقوق مصرف‌کننده دفاع کند و مانع سوءاستفاده از قدرت بازار شود، اما این نقش با تعیین مداوم قیمت‌های اداری تفاوت دارد. در ایران، هنگامی که از بورس کالا انتظار می‌رود هم‌زمان قیمت‌ها را کشف کند، عرضه را تنظیم کند، مواد اولیه را با نرخ مطلوب صنایع پایین‌دستی در اختیار آنها قرار دهد و از افزایش قیمت محصولات جلوگیری کند، تعارضی میان مأموریت‌های مختلف شکل می‌گیرد. بورس کالا به‌خودی‌خود قادر نیست همه مشکلات ساختاری اقتصاد، از تورم و نوسان نرخ ارز گرفته تا محدودیت انرژی و هزینه‌های بالای تولید را حل کند. اگر قیمت مواد اولیه در بازارهای جهانی یا هزینه تولید افزایش یابد، فشار اقتصادی به‌طور طبیعی در قیمت پیشنهادی فروشنده منعکس می‌شود. جلوگیری اداری از انعکاس این تغییرات، بدون جبران هزینه‌ها یا افزایش بهره‌وری، ممکن است به کاهش انگیزه عرضه یا انتقال معاملات به مسیرهای غیرشفاف منجر شود. از سوی دیگر، آزاد گذاشتن قیمت‌ها نیز بدون مقابله با انحصار و تبانی نمی‌تواند تضمین‌کننده رقابت منصفانه باشد. راهکار پایدار، ایجاد بازاری است که در آن قیمت بر اساس اطلاعات واقعی و رقابت شکل بگیرد و نظارت نیز بر سلامت معاملات، شفافیت و جلوگیری از رفتارهای ضد رقابتی متمرکز باشد.زنجیره فولاد؛ اختلاف بر سر قیمت پایه و پیامدهای آنزنجیره فولاد یکی از مهم‌ترین عرصه‌های بروز اختلاف درباره نحوه قیمت‌گذاری در بورس کالا است. در این زنجیره، قیمت مواد اولیه، محصولات میانی و کالاهای نهایی بر هزینه فعالیت بخش‌های مختلف صنعت اثر می‌گذارد. تولیدکننده بالادستی به دنبال فروش محصول با قیمتی است که هزینه‌های تولید و سرمایه‌گذاری او را پوشش دهد؛ در مقابل، صنایع پایین‌دستی به مواد اولیه‌ای نیاز دارند که بتوانند با استفاده از آن محصولات نهایی را با هزینه قابل رقابت تولید کنند. این دو مطالبه در ذات خود متناقض نیستند، اما زمانی که سیاست‌گذار می‌خواهد با تعیین قیمت پایه یا محدود کردن شرایط معامله، یکی از طرفین رابه‌صورت اداری در موقعیت مطلوب‌تری قرار دهد، زمینه اختلاف تشدید می‌شود. قیمت پایه پایین‌تر از شرایط واقعی بازار ممکن است در ظاهر به سود خریداران باشد، اما اگر با کاهش عرضه، افزایش تقاضای مازاد یا شکل‌گیری رقابت غیرشفاف همراه شود، لزوماً به دسترسی آسان‌تر و ارزان‌تر مصرف‌کننده نهایی منجر نخواهد شد. در نقطه مقابل، قیمت‌های بالا نیز می‌توانند هزینه تولید صنایع پایین‌دستی را افزایش دهند و توان رقابتی آنها را کاهش دهند. از همین رو، سیاست‌گذاری در زنجیره فولاد باید به جای تمرکز صرف بر پایین یا بالا نگه داشتن قیمت یک حلقه، آثار تصمیم‌ها بر کل زنجیره تولید را بررسی کند. ابطال معاملات نیز در این میان مسئله‌ای حساس است. اگر معامله‌ای به دلیل تخلف، دستکاری قیمت، نقض مقررات یا وجود ایراد اساسی در فرآیند انجام معامله باطل شود، این اقدام می‌تواند برای حفظ سلامت بازار ضروری باشد. اما اگر ابطال معاملات به ابزاری برای تغییر نتیجه‌ای تبدیل شود که صرفاً با انتظار سیاست‌گذار از سطح قیمت سازگار نیست، اعتبار سازوکار معاملاتی آسیب می‌بیند. فعال اقتصادی باید بداند قواعد پیش از معامله چیست، چه شرایطی می‌تواند به ابطال منجر شود و مرجع تصمیم‌گیری بر اساس چه معیارهایی عمل می‌کند. تغییرات ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی در ضوابط، برنامه‌ریزی تولید، قراردادهای فروش و تأمین مالی بنگاه‌ها را دشوار می‌کند. در اقتصادی که صنایع با محدودیت سرمایه در گردش، نوسان نرخ ارز و دشواری تأمین مواد اولیه مواجه‌اند، ثبات مقررات می‌تواند به اندازه سطح قیمت اهمیت داشته باشد.اصلاح حکمرانی بورس کالا؛ شفافیت به‌جای مداخله سلیقه‌ایبازگشت بورس کالا به مأموریت اصلی خود، نیازمند اصلاحی فراتر از تغییر یک دستورالعمل یا تعیین دوباره قیمت پایه است. نخستین گام، تفکیک روشن وظایف سیاست‌گذار، ناظر و سازوکار معاملاتی است. دولت باید اهداف حمایتی و صنعتی خود را به‌صورت شفاف تعریف کند و ابزار تحقق این اهداف را از فرآیند کشف قیمت جدا سازد. اگر هدف، حمایت از صنایع کوچک و متوسط یا جلوگیری از انتقال فشار هزینه به مصرف‌کننده است، باید مشخص شود چه گروه‌هایی نیازمند حمایت هستند، منابع آن از کجا تأمین می‌شود و حمایت چگونه به ذی‌نفع واقعی می‌رسد. تحمیل قیمت غیرواقعی به تولیدکننده، راهکاری پایدار برای حمایت اجتماعی نیست؛ همان‌طور که رها کردن بازار در اختیار انحصارگران نیز نمی‌تواند به رقابت سالم منجر شود. گام دوم، انتشار منظم و قابل دسترس اطلاعات درباره عرضه، تقاضا، حجم معاملات، قیمت‌های پیشنهادی و دلایل ابطال احتمالی است. هرچه اطلاعات بازار کامل‌تر باشد، امکان ارزیابی رفتار عرضه‌کنندگان و خریداران افزایش می‌یابد و زمینه تصمیم‌گیری سلیقه‌ای محدودتر می‌شود. گام سوم، تدوین ضوابط پایدار برای قیمت پایه و معاملات است؛ ضوابطی که امکان واکنش به شرایط اقتصادی را داشته باشند، اما تغییر آنها تابع معیارهای روشن و قابل ارزیابی باشد. همچنین لازم است سازوکار رسیدگی به اعتراض‌ها و اختلافات میان فعالان بازار، سریع، مستقل و مبتنی بر مقررات از پیش اعلام‌شده باشد. در کنار این اقدامات، باید با انحصار، تبانی و احتکار احتمالی برخورد شود تا کشف قیمت به رقابت واقعی متکی بماند. اصلاح بورس کالا بدون توجه به ریشه‌های تورم، بی‌ثباتی ارزی و هزینه‌های تولید نیز کامل نخواهد بود. نمی‌توان انتظار داشت یک بازار معاملاتی به‌تنهایی نوسان‌های ناشی از سیاست‌های کلان اقتصادی را خنثی کند. در نهایت، معیار موفقیت بورس کالا نه ارزان بودن همیشگی محصولات و نه بالا رفتن مداوم قیمت‌هاست؛ بلکه میزان شفافیت معاملات، کیفیت رقابت، قابلیت پیش‌بینی مقررات، دسترسی منصفانه به مواد اولیه و کاهش زمینه‌های رانت است. اگر سیاست‌گذار این اصول را بپذیرد، بورس کالا می‌تواند به جای آنکه میدان اختلاف بر سر قیمت‌های دستوری باشد، به ابزاری برای افزایش اعتماد، بهبود تصمیم‌گیری صنعتی و تقویت کارایی اقتصاد تبدیل شود.

منبع: اقتصاد پویا
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.