خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
اروپا ۴۲ میلیون بشکه نفت را روانه بازار می‌کند

اروپا ۴۲ میلیون بشکه نفت را روانه بازار می‌کند

مکرون: دلیل اصلی کاهش قدرت خرید در فرانسه، جنگ علیه ایران است

مکرون: دلیل اصلی کاهش قدرت خرید در فرانسه، جنگ علیه ایران است

بودجه بریتانیا بر برداشت از میدان‌های جدید دریای شمال حساب باز کرده است

بودجه بریتانیا بر برداشت از میدان‌های جدید دریای شمال حساب باز کرده است

قرارداد ۴ دکل حفاری دریایی؛ نفت فلات قاره: خرید خدمات است، نه خرید دستگاه

قرارداد ۴ دکل حفاری دریایی؛ نفت فلات قاره: خرید خدمات است، نه خرید دستگاه

نخست وزیر انگلیس از گفت‌وگوهای تلفنی با ترامپ برای کاهش تنش در منطقه خبر داد

نخست وزیر انگلیس از گفت‌وگوهای تلفنی با ترامپ برای کاهش تنش در منطقه خبر داد

شل و توتال‌انرژیز با اتکا به نفت گران، فصل قوی دیگری را رقم زدند

شل و توتال‌انرژیز با اتکا به نفت گران، فصل قوی دیگری را رقم زدند

ماکرون تنگه هرمز را عامل فشار بر قدرت خرید فرانسوی‌ها دانست

ماکرون تنگه هرمز را عامل فشار بر قدرت خرید فرانسوی‌ها دانست

نفت برنت با تلاش‌های دیپلماتیک تازه ۲٫۱ درصد کاهش یافت؛ قیمت ۱۰۹ دلار

نفت برنت با تلاش‌های دیپلماتیک تازه ۲٫۱ درصد کاهش یافت؛ قیمت ۱۰۹ دلار

مدیرعامل پتروشیمی جم: کمبود شناخت در سطوح تصمیم‌گیری، چالش صنعت پتروشیمی است

مدیرعامل پتروشیمی جم: کمبود شناخت در سطوح تصمیم‌گیری، چالش صنعت پتروشیمی است

اعتراف ماکرون درباره پیامدهای جنگ ایران؛ اختلال در تنگه هرمز بحران قدرت خرید فرانسه را تشدید کرد

اعتراف ماکرون درباره پیامدهای جنگ ایران؛ اختلال در تنگه هرمز بحران قدرت خرید فرانسه را تشدید کرد

باز کردن قفل انرژی با بازیگران اقتصادی

بازدید ۱۹منبع: اقتصاد پویا
باز کردن قفل انرژی با بازیگران اقتصادی

اقتصاد پویا / سرویس اقتصاد سیاسی- بازار انرژی پاکستان در روزهای اخیر بار دیگر به یکی از مهم‌ترین نقاط تلاقی منافع اقتصادی ایران و همسایه شرقی تبدیل شده است؛ بازاری که از یک‌سو با نیاز مستمر به سوخت، فشار هزینه‌های انرژی و محدودیت‌های تأمین روبه‌روست و از سوی دیگر، می‌تواند برای ایران فرصتی مهم جهت توسعه صادرات انرژی و افزایش درآمدهای ارزی فراهم کند.

کریمی/ در میانه این معادله، نام بابک زنجانی و مجموعه اقتصادی مرتبط با او نیز مطرح شده است؛ بازیگری که اظهارات اخیرش درباره تغییر مسیر صادرات گاز ایران به پاکستان، قیمت‌گذاری جدید و استفاده از مسیرهای جایگزین، پرسش‌های تازه‌ای درباره نقش بخش خصوصی و شبکه‌های تجاری در مناسبات انرژی منطقه ایجاد کرده است. با این حال، آنچه در این میان اهمیت دارد، تفکیک واقعیت‌های موجود از ادعاها و ارزیابی ظرفیت‌های واقعی تجارت انرژی دو کشور است. بازگشایی یک گذرگاه مرزی، ازسرگیری تجارت گاز مایع و اجرای خط لوله انتقال گاز طبیعی سه موضوع متفاوت‌اند که هرکدام الزامات فنی، حقوقی و اقتصادی خاص خود را دارند.

مرز ریمدان؛ گذرگاهی کوچک با اهمیتی بزرگ برای بازار انرژی

روابط تجاری ایران و پاکستان در هفته‌های اخیر نشان داده است که مرزهای مشترک دو کشور صرفاً مسیر عبور کامیون‌ها نیستند، بلکه بخشی از زنجیره تأمین انرژی و کالاهای اساسی در منطقه به شمار می‌روند. در پی بسته شدن گذرگاه‌های گبد ـ ریمدان و تفتان در ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶، واردات گاز مایع ایران به پاکستان با اختلال مواجه شد و گزارش‌هایی از افزایش قیمت این سوخت در بازار پاکستان منتشر شد. رویترز در گزارشی در ۲۳ اکتبر اعلام کرد که پاکستان بر اساس برآورد انجمن گاز مایع این کشور، روزانه حدود هفت هزار تن گاز مایع از ایران وارد می‌کند و بیش از چهار هزار تن آن از مسیر گبد ـ ریمدان عبور می‌کند. توقف این جریان تجاری، کمبود عرضه و افزایش قیمت کپسول‌های گاز را در برخی مناطق پاکستان به دنبال داشته است.اهمیت این ارقام زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم گاز مایع یا LPG با گاز طبیعی انتقال‌یافته از طریق خط لوله یکسان نیست. بخش مهمی از تجارت مرزی فعلی ایران و پاکستان به حمل گاز مایع با تانکر مربوط می‌شود، در حالی که پروژه راهبردی خط لوله ایران و پاکستان، موضوعی مستقل و قدیمی‌تر است که هنوز با موانع اجرایی و سیاسی روبه‌روست. بنابراین، بازگشایی مرز ریمدان را نمی‌توان به‌تنهایی نشانه آغاز یا افزایش صادرات گاز طبیعی ایران به پاکستان دانست.گزارش‌های منتشرشده در ۲۵ اکتبر حاکی از آن بود که گذرگاه گبد ـ ریمدان برای ازسرگیری بخشی از تجارت دوجانبه بازگشایی شده است؛ با این حال، این اقدام به معنای ازسرگیری کامل واردات گاز مایع ایران نبود و محدودیت‌های مربوط به محموله‌های انرژی همچنان موضوع اختلاف و رایزنی دو طرف باقی ماند. این تفاوت برای تحلیل اقتصادی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بازگشت کامیون‌ها به مسیر تجاری، با بازگشت کامل جریان انرژی و انعقاد قراردادهای پایدار صادراتی فاصله دارد.

بابک زنجانی و پرسش از نقش بازیگران اقتصادی در صادرات انرژی

در چنین شرایطی، اظهارات بابک زنجانی درباره تغییر مسیر صادرات گاز ایران به پاکستان و فروش گاز از مسیرهای جایگزین با قیمت‌های جدید، توجه‌ها را به نقش احتمالی شرکت‌های خصوصی و مجموعه‌های حمل‌ونقلی در تجارت منطقه‌ای جلب کرده است. این اظهارات نشان می‌دهد که دست‌کم از نگاه مطرح‌کنندگان آن، ابزارهای حمل‌ونقل، شبکه‌های تجاری و امکان تغییر مسیر عرضه می‌توانند در مذاکرات اقتصادی با کشورهای همسایه اهمیت داشته باشند. با این حال، در اطلاعات منتشرشده تاکنون سند مستقلی در دست نیست که نشان دهد زنجانی عامل بازگشایی مرز ایران و پاکستان بوده یا توافق رسمی جدیدی برای افزایش صادرات گاز طبیعی با نقش مستقیم او به امضا رسیده است.با وجود این ملاحظه، نمی‌توان اهمیت ظرفیت‌های لجستیکی و تجاری را در تجارت انرژی نادیده گرفت. در شرایطی که انتقال پول، بیمه حمل‌ونقل، تأمین ناوگان، هزینه‌های مرزی و محدودیت‌های بین‌المللی می‌توانند روند تجارت را دشوار کنند، شرکت‌هایی که توانایی سازمان‌دهی حمل‌ونقل و مدیریت زنجیره تأمین را دارند، ممکن است در تسهیل مبادلات نقش‌آفرین باشند. اما تبدیل این ظرفیت بالقوه به مزیت اقتصادی واقعی، مستلزم قراردادهای روشن، مجوزهای قانونی، سازوکار شفاف تسویه مالی و رعایت مقررات داخلی و بین‌المللی است.برای ایران، موضوع اصلی نباید صرفاً به این محدود شود که چه شخص یا شرکتی امکان جابه‌جایی محموله‌ها را دارد؛ مسئله مهم‌تر آن است که صادرات انرژی با چه میزان درآمد خالص، چه سطحی از ریسک و چه تضمینی برای وصول ارز انجام می‌شود. فروش بیشتر، اگر با هزینه‌های سنگین حمل‌ونقل، تخفیف‌های نامتعارف، خطر عدم وصول مطالبات یا ابهام در مالکیت و مقصد نهایی محموله‌ها همراه باشد، لزوماً به معنای افزایش منافع ملی نیست.از همین رو، اگر مجموعه‌های اقتصادی وابسته به بخش خصوصی مدعی هستند که می‌توانند مسیرهای تازه‌ای برای صادرات انرژی ایجاد کنند، ارزیابی عملکرد آنها باید بر مبنای شاخص‌های قابل اندازه‌گیری صورت گیرد؛ از جمله حجم واقعی صادرات، درآمد ارزی وصول‌شده، هزینه انتقال، زمان تحویل، میزان پایبندی به قرارداد و سهم درآمدی که در نهایت به اقتصاد کشور بازمی‌گردد. چنین رویکردی، به‌جای تمرکز بر نام‌ها و ادعاها، امکان سنجش دقیق عملکرد اقتصادی را فراهم می‌کند.

خط لوله صلح؛ فرصت بزرگ‌تر از تجارت مرزی

فراتر از تجارت روزانه گاز مایع، پروژه خط لوله ایران و پاکستان همچنان یکی از مهم‌ترین فرصت‌های بالقوه همکاری انرژی میان دو کشور است. این طرح که از سال‌ها پیش با هدف انتقال گاز طبیعی ایران به پاکستان مطرح شده، می‌تواند در صورت رفع موانع حقوقی، مالی، سیاسی و زیرساختی، بازاری پایدارتر از تجارت مقطعی مرزی ایجاد کند. با این حال، تأخیر طولانی در اجرای پروژه نشان می‌دهد که برخورداری ایران از ذخایر عظیم گاز به‌تنهایی برای تبدیل شدن به تأمین‌کننده پایدار بازار پاکستان کافی نیست.پاکستان از یک‌سو به منابع انرژی متنوع برای تأمین برق، فعالیت صنایع و پاسخ‌گویی به نیاز خانوارها احتیاج دارد و از سوی دیگر باید هزینه واردات، محدودیت‌های ارزی، ظرفیت زیرساخت‌ها و تعهدات قراردادی خود را مدیریت کند. مطالعه مؤسسه توسعه اقتصادی پاکستان در سال ۲۰۲۶ نیز بر این نکته تأکید دارد که احیای پروژه خط لوله، پیش از هر تصمیمی نیازمند ارزیابی دقیق قیمت گاز، ظرفیت جذب بازار، هزینه ساخت و تأمین مالی و مقایسه اقتصادی آن با گزینه‌های دیگر، از جمله گاز طبیعی مایع وارداتی است. این ملاحظات نشان می‌دهد که پروژه نه صرفاً یک موضوع سیاسی، بلکه تصمیمی پیچیده در حوزه اقتصاد انرژی است.در چنین فضایی، استفاده از توان شرکت‌های حمل‌ونقل، بازرگانی و تأمین مالی می‌تواند در بخش‌هایی از زنجیره تجارت انرژی مفید باشد؛ اما جایگزین زیرساخت خط لوله، توافق‌های بین‌دولتی و حل اختلافات قراردادی نخواهد شد. حتی اگر مسیرهای تازه‌ای برای انتقال محموله‌های گاز مایع ایجاد شود، این ظرفیت به‌خودی‌خود به معنای حل مشکل صادرات گاز طبیعی از طریق خط لوله نیست.برای ایران، بازار پاکستان می‌تواند فرصتی برای کاهش وابستگی صادرات انرژی به شمار محدودی از مقاصد، تقویت پیوندهای اقتصادی منطقه‌ای و ایجاد درآمدهای ارزی باشد. تحقق این فرصت، به‌ویژه در شرایط محدودیت‌های مالی و تجاری، مستلزم برنامه‌ای منسجم است که در آن دیپلماسی انرژی، مدیریت مرزها، سیاست‌های صادراتی و توان بخش خصوصی در یک چارچوب شفاف هماهنگ شوند. نقش بابک زنجانی در این معادله باید بر اساس اسناد و نتایج قابل راستی‌آزمایی بررسی شود، نه صرفاً اظهارات رسانه‌ای. اگر مجموعه‌های اقتصادی مرتبط با او یا دیگر بازیگران بخش خصوصی توانسته‌اند ظرفیت تازه‌ای برای صادرات قانونی و سودآور انرژی ایجاد کنند، انتشار اطلاعات روشن درباره قراردادها، حجم محموله‌ها، مسیرهای انتقال و درآمدهای وصول‌شده می‌تواند ابعاد واقعی این نقش را مشخص کند. در غیر این صورت، نسبت دادن بازگشایی مرز یا افزایش صادرات گاز به یک فرد، پیش از ارائه شواهد کافی، از دقت تحلیل اقتصادی می‌کاهد.فرصت اصلی ایران در پاکستان، نه در تهدید به افزایش قیمت یا تغییر مسیر صادرات، بلکه در تبدیل نیاز انرژی این کشور به قراردادی پایدار، سودآور و قابل اجرا نهفته است. مرز ریمدان می‌تواند یکی از دروازه‌های این همکاری باشد، اما گسترش تجارت انرژی زمانی به موفقیت راهبردی تبدیل می‌شود که عبور کامیون‌ها به جریان مطمئن درآمد ارزی و توافق‌های مقطعی به روابط اقتصادی بلندمدت تبدیل شود.

منبع: اقتصاد پویا
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.