به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار جهانی قلع در روزهای پایانی اکتبر ۲۰۲۶ پس از تجربه نوسانات شدید، بار دیگر به محدودههای بالاتر بازگشته است. قیمت این فلز در بورس فلزات لندن (LME) در حوالی ۵۰ هزار تا ۵۱ هزار دلار بهازای هر تن نوسان میکند و قرارداد فعالتر بورس آتی شانگهای (SHFE) نیز در محدوده ۳۸۰ هزار تا ۳۸۷ هزار یوان بهازای هر تن قرار دارد. این بازگشت در شرایطی شکل گرفته که کاهش ذخایر قابل تحویل، محدودیتهای عرضه و تقاضای مرتبط با صنایع الکترونیک همچنان از بازار حمایت میکنند؛ بااینحال، ابهام درباره سیاست پولی آمریکا و وضعیت معاملات فناوری، مانع از شکلگیری یک روند صعودی باثبات شده است.
قرارداد سهماهه قلع در بورس فلزات لندن در یکی از آخرین جلسات معاملاتی مورد اشاره، در محدوده ۵۰٬۷۶۵ دلار قرار گرفت که نسبت به جلسه معاملاتی مرجع پیشین حدود ۱.۳۵ درصد افزایش داشت. در جریان معاملات ۲۶ اکتبر، دامنه نوسان قیمت به ۵۰٬۳۸۵ تا ۵۰٬۹۱۵ دلار رسید و تسویه نقدی اخیر نیز حدود ۵۰٬۸۵۵ دلار ثبت شد. در بازار چین، قرارداد پرمعامله SN2611 در جلسه شبانه تا ۳۸۵٬۲۵۰ یوان رشد کرد و افزایش حدود ۱.۸۱ درصدی را به ثبت رساند؛ در معاملات صبحگاهی نیز قیمت در حوالی ۳۸۳٬۳۴۰ یوان قرار داشت و سقف روزانه به ۳۸۷٬۴۱۰ یوان رسید. میانگین قیمت نقدی قلع درجه یک SMM نیز حدود ۳۸۴٬۷۰۰ یوان بود.
این ارقام نشان میدهند که قلع پس از عقبنشینی مقطعی از سطوح بالاتر، همچنان در محدودهای قرار دارد که حساسیت آن به تحولات عرضه و تقاضا بسیار زیاد است. قیمت این فلز در برخی مقایسهها حدود ۴۰ درصد بالاتر از سال گذشته قرار دارد و در جریان سال ۲۰۲۶ نیز به محدوده اوج چندساله نزدیک به ۵۹ هزار دلار رسیده بود. با وجود این سطح بالای قیمت، بازار هنوز میان حفظ دستاوردهای قبلی و اصلاح بیشتر در حال نوسان است.
کاهش ذخایر، مهمترین عامل حمایت از قیمت قلع
مهمترین ویژگی بنیادی بازار قلع در شرایط فعلی، محدود بودن موجودیهای قابل دسترس است. ذخایر قلع در انبارهای بورس فلزات لندن در حوالی ۲۳ اکتبر به حدود ۴٬۰۴۵ تن رسید و در یکی از گزارشهای روزانه، کاهش ۵۰ تنی را تجربه کرد. موجودیها طی ۳۰ روز حدود ۱۳.۵ درصد افت داشتهاند؛ روندی که در کنار کاهش ذخایر قابل تحویل در بازار چین، از محدودیت عرضه فیزیکی حکایت دارد.
در بازار آتی شانگهای نیز موجودی حوالههای قابل تحویل اخیراً در محدوده ۲٬۰۰۰ تا ۲٬۱۰۰ تن قرار داشته است. کاهش ذخایر اجتماعی چین، از جمله افت هفتگی حدود ۱٬۰۰۰ تن در برخی گزارشها، تصویر مشابهی از وضعیت عرضه ارائه میدهد. همزمان، قابل توجه بودن حوالههای ابطالشده در بورس لندن نشان میدهد بخشی از فلز ثبتشده در انبارها برای تحویل آینده در نظر گرفته شده و لزوماً بهصورت آزاد در دسترس تمام خریداران قرار ندارد.
اهمیت این دادهها در آن است که موجودی پایین، واکنش قیمت را نسبت به افزایش تقاضا یا هرگونه اختلال در عرضه تشدید میکند. هنگامی که ذخایر قابل استفاده محدود باشند، حتی تغییر نهچندان بزرگ در جریان سفارشها میتواند تعادل کوتاهمدت را برهم بزند. شکلگیری مقطعی ساختار پسنگر در بازار لندن یا بکواردیشن، به این معنا که قیمت نقدی از قراردادهای سررسیددار بالاتر قرار میگیرد، نیز با همین وضعیت سازگار است. بااینحال، کاهش موجودی بهتنهایی تضمین نمیکند که قیمت بدون وقفه صعود کند؛ دوام تقاضای واقعی و سرعت ورود فلز جدید به بازار همچنان تعیینکننده است.
محدودیت تولید در آسیا، بازیابی عرضه را دشوار نگه داشته است
در بخش معدن و پالایش، چندین عامل به محدود ماندن رشد عرضه کمک کردهاند. اندونزی یکی از منابع مهم تولید و صادرات قلع به شمار میرود و شرکت PT Timah برای سال ۲۰۲۶ افزایش قابل توجه تولید را هدفگذاری کرده است. بااینحال، محدودیتهای صدور مجوز و سهمیهها و مشکلات مرتبط با صادرات نشان میدهد افزایش ظرفیت اسمی الزاماً به معنای ورود سریع و کامل فلز به بازار جهانی نیست.
در میانمار نیز روند بازگشت معدن مان ماو به فعالیت ادامه دارد، اما بازیابی تولید با سرعت محدودی پیش میرود و سطح فعالیت همچنان بسیار پایینتر از ظرفیت کامل است. جریان صادرات سنگ معدن این کشور به چین در برخی ماهها افزایش یافته، ولی محدودیتهای عرضه مواد اولیه همچنان پابرجاست. چین نیز با چالش افت عیار سنگ معدن روبهرو است و نرخ فعالیت برخی کارخانههای ذوب در یوننان و جیانگشی، در مقاطعی از حدود ۲۹ درصد گزارش شده است. این شرایط، امکان افزایش سریع تولید قلع تصفیهشده را محدود میکند.
در کنار آسیا، تولیدکنندگانی در پرو، جمهوری دموکراتیک کنگو و بولیوی نیز در توازن جهانی عرضه نقش دارند. بااینحال، ثبات نسبی تولید برخی شرکتها، از جمله Alphamin در جمهوری دموکراتیک کنگو، بهتنهایی برای رفع محدودیتهای گسترده بازار کافی نیست. کمبود پروژههای معدنی جدید در افق باقیمانده دهه نیز به این معناست که واکنش عرضه به قیمتهای بالا ممکن است زمانبر باشد. مثبت شدن خالص واردات قلع تصفیهشده چین در ماههای اخیر و رشد قابل توجه واردات کنسانتره در برخی دورهها، از تلاش برای تأمین مواد اولیه حکایت دارد، اما این تحولات هنوز به معنای رفع پایدار تنگنای عرضه نیست.
تقاضای الکترونیک و هوش مصنوعی، پیوند قلع با بازار فناوری را تقویت کرده است
تقریباً نیمی از مصرف قلع به لحیمکاری اختصاص دارد؛ کاربردی که برای اتصال قطعات در تجهیزات الکترونیکی، نیمهرساناها و مجموعه گستردهای از محصولات صنعتی ضروری است. رشد مراکز داده هوش مصنوعی، توسعه پردازندههای گرافیکی و مرکزی، افزایش ظرفیت حافظه و سرمایهگذاری در زیرساختهای محاسباتی، همگی میتوانند در بلندمدت از مصرف قلع پشتیبانی کنند. در برخی برآوردها، هزینههای مرتبط با هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۶ به حدود ۷۸۵ میلیارد دلار میرسد؛ رقمی که مقیاس سرمایهگذاری در این حوزه را نشان میدهد، هرچند تمام این هزینهها مستقیماً به افزایش مصرف قلع تبدیل نمیشوند.
این ارتباط، قلع را در مقایسه با بسیاری از فلزات صنعتی به تحولات صنعت فناوری حساستر کرده است. تغییر انتظارات درباره سودآوری سرمایهگذاری در هوش مصنوعی، اصلاح سهام شرکتهای فناوری یا کاهش تمایل سرمایهگذاران به معاملات پرریسک میتواند از مسیر انتظارات تقاضا بر قیمت فلز اثر بگذارد. به همین دلیل، افت بازارهای سهام فناوری در اواخر اکتبر و کاهش شتاب معاملات مرتبط با هوش مصنوعی، در کنار عوامل پولی، به فشار نزولی بر قلع کمک کرد. البته نوسان سهام فناوری بهتنهایی معیار دقیقی برای سنجش مصرف واقعی لحیم نیست؛ سفارشهای صنعتی و عملکرد مصرفکنندگان نهایی همچنان اهمیت بیشتری دارند.
تقاضا از منابع دیگری نیز پشتیبانی میشود. خودروهای برقی، ذخیرهسازی انرژی، پنلهای خورشیدی، ورقهای قلعاندود، مواد شیمیایی و آلیاژها از دیگر حوزههای مصرف این فلز هستند. بااینحال، وضعیت این بخشها یکدست نیست. کندی صنعت فتوولتائیک چین و ضعف بخشی از بازارهای سنتی الکترونیک، مانع از آن شدهاند که رشد حوزههای جدید بهطور کامل به افزایش مصرف در تمام بخشها تبدیل شود. در کوتاهمدت، خرید مجدد مواد اولیه در پی افت قیمتها و بهبود نرخ فعالیت شرکتهای لحیمکاری از نشانههای حمایتی بوده است، اما تداوم تقاضای فصل اوج مصرف هنوز به تأیید بیشتری نیاز دارد.
تصمیم فدرال رزرو میتواند تعادل بنیادی بازار را تحتتأثیر قرار دهد
با وجود اهمیت عوامل عرضه و تقاضا، جهت حرکت کوتاهمدت قلع تا حد زیادی به فضای اقتصاد کلان وابسته است. نشست فدرال رزرو در روزهای ۲۷ و ۲۸ اکتبر و اعلام تصمیم سیاست پولی در اوایل ۲۹ اکتبر به وقت پکن، از رویدادهای اصلی پیش روی بازار محسوب میشود. در ارزیابیهای مطرحشده، احتمال تثبیت نرخ بهره بالا بوده و انتظارات برای افزایش نرخ در ماه دسامبر، همزمان با نشانههای کاهش فشارهای تورمی و امیدواری به کاهش تنشهای ژئوپلیتیکی، تعدیل شده است.
کاهش نگرانی از افزایش بیشتر نرخ بهره میتواند به بهبود تمایل سرمایهگذاران به داراییهای چرخهای کمک کند. در مقابل، تقویت دلار آمریکا یا بازگشت انتظارات انقباضی معمولاً شرایط را برای داراییهای حساس به رشد اقتصادی دشوارتر میکند. قلع از آن جهت در معرض این تغییرات قرار دارد که هم به فعالیت صنعتی و هم به انتظارات مربوط به مصرف فناوری وابسته است. نوسان قیمت نفت، وضعیت شاخصهای سهام و سیاستهای اقتصادی چین نیز میتوانند جهت جریان سرمایه و انتظارات تولیدکنندگان را تغییر دهند.
در نتیجه، بازگشت قیمت قلع پس از افت اخیر را نمیتوان صرفاً حاصل تغییر در عرضه فیزیکی دانست. خریدهای جبرانی پس از کاهش قیمت، پوشش موقعیتهای فروش و بهبود فضای کلان در این حرکت نقش داشتهاند. تفاوت میان صعود ناشی از پوشش فروش و افزایشی که با ورود خریداران جدید و تقاضای فیزیکی همراه باشد، برای ارزیابی پایداری حرکت اهمیت دارد. تا زمانی که واکنش بازار به تصمیم فدرال رزرو و دادههای موجودی روشن نشود، احتمال ادامه نوسانات در محدوده فعلی بالا باقی میماند.
تثبیت بالای ۵۰ هزار دلار، آزمون مهم ساختار تکنیکال قلع است
از منظر تحلیل تکنیکال، قیمت قلع در بورس فلزات لندن پس از حرکت اصلاحی اواسط تا اواخر اکتبر، به محدوده ۵۰ هزار دلار بازگشته است. عقبنشینی قبلی تا زیر این سطح، همراه با افت قیمت قراردادهای بازار چین به حوالی ۳۶۹ هزار یوان، ساختار کوتاهمدت را تضعیف کرده بود. بازیابی اخیر، شکلی شبیه بازگشت V دارد؛ بااینحال، هنوز شواهد کافی برای نتیجهگیری درباره آغاز یک روند صعودی قدرتمند وجود ندارد.
محدوده ۴۹ هزار تا ۵۰ هزار دلار، نخستین ناحیه حمایتی مهم در بازار لندن است. این محدوده هم از نظر روانی اهمیت دارد و هم با کفهای اخیر قیمت ارتباط پیدا میکند. در صورت از دست رفتن قاطع این ناحیه، سطح ۴۸ هزار دلار بهعنوان حمایت پایینتر مطرح میشود. باقی ماندن قیمت بالای ۵۰ هزار دلار میتواند به تثبیت بازار کمک کند، اما برای تقویت ساختار صعودی، عبور پایدار از مقاومتهای بالاتر ضروری خواهد بود.
در سمت مقابل، محدوده ۵۱ هزار تا ۵۲ هزار دلار نخستین ناحیه مقاومتی مهم به شمار میرود. عبور پایدار از این محدوده میتواند مسیر حرکت قیمت را به سمت سطوح ۵۳ هزار تا ۵۵ هزار دلار و بالاتر از آن، یعنی محدودههایی که با قلههای قبلی بازار ارتباط دارند، باز کند. بااینحال، برخورد با مقاومت و عبور موقت از آن نباید با شکست معتبر یک سطح تکنیکال یکسان تلقی شود. تثبیت قیمت، کیفیت معاملات و همراهی تقاضا برای ارزیابی اعتبار شکست اهمیت دارند.
بازار شانگهای نیز درگیر رقابت میان حمایت ۳۷۰ هزار یوان و مقاومت ۴۰۰ هزار یوان است
در بورس آتی شانگهای، محدوده گسترده ۳۶۵ هزار تا ۴۰۰ هزار یوان بهعنوان دامنه احتمالی نوسان قیمت در کوتاهمدت مطرح شده است. در این ساختار، محدوده ۳۷۰ هزار تا ۳۸۰ هزار یوان ناحیه حمایتی مهمی محسوب میشود، درحالیکه مقاومت در محدوده ۳۸۷ هزار تا ۳۹۶ هزار یوان و سپس ۴۰۰ هزار یوان قرار دارد. بازگشت قرارداد پرمعامله SN2611 تا محدوده ۳۸۵٬۲۵۰ یوان در جلسه شبانه و ثبت سقف ۳۸۷٬۴۱۰ یوان در معاملات صبحگاهی، قیمت را بار دیگر به بخش بالایی دامنه کوتاهمدت نزدیک کرده است.
با این حال، افزایش قیمت تا نزدیکی مقاومتها به معنای پایان اصلاح نیست. ادامه حرکت به سمت ۴۰۰ هزار یوان به تقاضای پایدارتر و تثبیت بالای محدودههای مقاومتی نیاز دارد. در مقابل، بازگشت به زیر ۳۸۰ هزار یوان میتواند قیمت را دوباره در معرض آزمون حمایتهای پایینتر قرار دهد. فاصله میان قیمت نقدی، قیمت آتی و میزان دسترسی به حوالههای قابل تحویل نیز در بازار چین اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا تنگنای عرضه فیزیکی میتواند رفتار قیمت نقدی را از معاملات آتی متمایز کند.
یکی از نکات مهم در شرایط کنونی، کیفیت حرکت صعودی است. در برخی جلسات، حجم معاملات و موقعیتهای باز نشانهای از غلبه پوشش فروش بر ورود پرقدرت موقعیتهای خرید جدید داشتهاند. چنین حرکتی میتواند با سرعت قابل توجهی قیمت را بازیابی کند، اما برای تبدیل شدن به روندی پایدار باید با افزایش تقاضای واقعی همراه شود. به همین دلیل، بررسی حجم معاملات در کنار قیمت، بهویژه هنگام نزدیک شدن به مقاومتهای ۳۸۷ هزار تا ۳۹۶ هزار یوان، در تفسیر ساختار بازار اهمیت دارد.
نوسان محدود قیمت، لزوماً به معنای کاهش فشار بازار نیست
تثبیت قیمت در یک دامنه مشخص ممکن است در ظاهر از کاهش نوسان خبر دهد، اما در بازاری با موجودی محدود، دورههای آرامش میتوانند با حرکات سریع همراه شوند. قلع در مقایسه با بسیاری از فلزات پایه، از نقدشوندگی محدودتری برخوردار است و همین ویژگی میتواند اثر سفارشهای بزرگ یا تغییرات ناگهانی انتظارات را تشدید کند. علاوه بر این، کاهش موجودیهای بورس لندن و چین، قدرت واکنش عرضه فیزیکی را در کوتاهمدت محدود میکند.
از این رو، ارزیابی وضعیت بازار به رصد همزمان چند متغیر نیاز دارد: مسیر ذخایر LME و SHFE، تغییرات قیمت نقدی در مقایسه با قرارداد سهماهه، وضعیت پریمیومهای چین، رفتار دلار و تحولات صنایع نیمهرسانا و هوش مصنوعی. هیچیک از این دادهها بهتنهایی مسیر قطعی قیمت را مشخص نمیکند، اما ترکیب آنها میتواند نشان دهد که آیا رشد اخیر از پشتوانه بنیادی برخوردار است یا بیشتر حاصل بازگشت موقت معاملات پس از اصلاح بوده است.
جمعبندی؛ آینده قلع به پایداری تقاضا و سرعت بازیابی عرضه وابسته است
در کوتاهمدت، قیمت قلع همچنان در محدودهای حساس قرار دارد. سناریوی پایه، ادامه نوسان در محدوده ۴۹ هزار تا ۵۲ هزار دلار در بورس فلزات لندن و ۳۶۵ هزار تا ۴۰۰ هزار یوان در بورس آتی شانگهای است. موجودیهای محدود، سطح قیمت را پشتیبانی میکنند، اما تا زمانی که قیمت از مقاومتهای اصلی عبور نکند، احتمال ادامه حرکت رفتوبرگشتی و اصلاحهای مقطعی پابرجا خواهد بود. عبور پایدار از ۵۲ هزار دلار در لندن یا ۴۰۰ هزار یوان در شانگهای میتواند نشانه تقویت شتاب صعودی باشد؛ در مقابل، از دست رفتن محدوده ۴۹ هزار تا ۵۰ هزار دلار در لندن، خطر اصلاح عمیقتر را افزایش میدهد.
در افق میانمدت و تا سال ۲۰۲۷، وضعیت عرضه و تقاضا همچنان از قیمتهای بالا حمایت میکند. رشد تقاضای مرتبط با فناوری و برقیسازی در کنار محدودیت پروژههای معدنی، احتمال تداوم شرایط نسبتاً فشرده بازار را تقویت کرده است. مؤسسه BMI وابسته به Fitch، میانگین قیمت قلع در سال ۲۰۲۶ را به حدود ۵۱ هزار تا ۵۱٬۵۰۰ دلار افزایش داده است، هرچند تعدیل قیمت در فصل چهارم، در صورت بهبود نسبی عرضه و کاهش شتاب رشد سرمایهگذاری در هوش مصنوعی، همچنان محتمل ارزیابی میشود. مدلهای Trading Economics نیز به محدوده حدود ۵۱٬۵۰۰ دلار تا پایان سال اشاره دارند و برخی برآوردها، دامنه ۴۷ هزار تا ۵۵ هزار دلار را برای قیمت مورد انتظار PT Timah مطرح میکنند.
در افق بلندمدت، احتمال بازگشت توازن سختتر عرضه و تقاضا در سالهای پایانی دهه مطرح است؛ بهخصوص اگر رشد تقاضای سالانه در محدوده ۳ تا ۴ درصد یا بالاتر باقی بماند و ظرفیت جدید تولید با سرعت کافی توسعه پیدا نکند. بااینحال، بهبود سریعتر تولید در میانمار و اندونزی، ضعف تقاضای الکترونیک، کاهش سرمایهگذاری در هوش مصنوعی، تقویت دلار یا کندی اقتصاد جهانی میتوانند این برآوردها را تغییر دهند. شرایط آبوهوایی و اختلالات لجستیکی، از جمله فصل بارندگی در آفریقا، نیز ممکن است سمت عرضه را تحت تأثیر قرار دهند.
در مجموع، قلع همچنان یکی از فلزات پایه با محدودیت محسوس موجودی است، اما موقعیت بنیادی مناسب به معنای حذف نوسانهای نزولی نیست. مسیر قیمت در هفتههای پیش رو به این بستگی دارد که حمایت ناشی از کمبود ذخایر تا چه اندازه با خرید واقعی صنایع همراه شود و تصمیم فدرال رزرو چه تغییری در شرایط کلان ایجاد کند. تا آن زمان، محدودههای ۴۹ هزار تا ۵۲ هزار دلار در لندن و ۳۶۵ هزار تا ۴۰۰ هزار یوان در شانگهای، چارچوب اصلی ارزیابی حرکت کوتاهمدت بازار باقی میمانند.















نظرات کاربران