دانیال امینی / در بسیاری از اقتصادهای جهان، دولتها و نهادهای تنظیمگر میکوشند با افزایش رقابت میان اپراتورها، توسعه شبکههای پرسرعت، گسترش فیبر نوری و اصلاح مقررات بازار، هزینه دسترسی به اینترنت را کاهش دهند یا دستکم آن را متناسب با قدرت خرید شهروندان نگه دارند. در ایران اما افزایش هزینه خدمات ارتباطی، در کنار نگرانیهای مربوط به کیفیت، محدودیت دسترسی و ناپایداری اتصال، این پرسش را جدیتر کرده است که چرا در عصر دیجیتال، ارتباطی که باید ابزار توانمندسازی مردم باشد، برای بخشی از خانوارها و کسبوکارها به هزینهای سنگین تبدیل میشود؟ مسئله فقط قیمت یک بسته اینترنت یا قبض تلفن نیست؛ سخن از هزینهای است که مستقیماً بر بهرهوری اقتصادی، فرصتهای شغلی، آموزش نسل جوان و قدرت رقابت بنگاههای ایرانی اثر میگذارد.ارتباطات؛ از کالای لوکس تا زیرساخت ضروری اقتصادتا چند دهه پیش، دسترسی به تلفن و اینترنت برای بسیاری از خانوارها یک خدمت جانبی به شمار میرفت؛ اما امروز شرایط کاملاً تغییر کرده است. بخش قابلتوجهی از فعالیتهای روزمره، از انجام امور بانکی و پرداخت قبوض تا ثبتنامهای اداری، خرید کالا، دریافت خدمات درمانی، آموزش مجازی و ارتباط با بازار کار، به دسترسی پایدار به شبکههای ارتباطی وابسته است. برای یک فروشگاه اینترنتی، اینترنت ابزار اصلی فروش است؛ برای یک خبرنگار، مسیر دسترسی به اطلاعات؛ برای یک دانشجو، امکان بهرهمندی از منابع آموزشی؛ و برای یک کسبوکار کوچک، راهی برای یافتن مشتریان تازه و کاهش هزینههای بازاریابی.در چنین شرایطی، افزایش هزینه ارتباطات را نمیتوان صرفاً یک تغییر قیمت در بازار خدمات دانست. هر افزایش قابلتوجه در هزینه اینترنت، بخشی از بودجه خانوار را از سایر مصارف ضروری دور میکند و هزینه فعالیت اقتصادی را برای کسبوکارها بالا میبرد. این فشار در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که خانوارها همزمان با رشد هزینه مسکن، خوراک، حملونقل و خدمات عمومی مواجهاند و بنگاههای کوچک نیز برای حفظ مشتری و ادامه فعالیت، به ابزارهای دیجیتال وابستگی فزایندهای دارند.در اقتصاد دیجیتال، دسترسی ارزان و باکیفیت به اینترنت میتواند به کاهش هزینه مبادله، گسترش بازار، افزایش بهرهوری و ایجاد مشاغل جدید منجر شود. در مقابل، گران شدن ارتباطات، بهویژه هنگامی که با کیفیت نامتناسب یا محدودیتهای دسترسی همراه باشد، نوعی مانع پنهان در مسیر رشد اقتصادی ایجاد میکند. این مانع برای شرکتهای بزرگ شاید قابلمدیریت باشد، اما برای فروشندگان خرد، تولیدکنندگان خانگی، فریلنسرها و استارتاپهایی که حاشیه سود محدودی دارند، میتواند به کاهش فعالیت یا خروج از بازار منجر شود.
رقابت جهانی برای اینترنت ارزانتر؛ مسئله فقط قیمت نیست
در بازار جهانی ارتباطات، کاهش هزینه دسترسی به اینترنت به عوامل مختلفی وابسته است؛ از جمله شدت رقابت میان اپراتورها، میزان سرمایهگذاری در زیرساخت، تراکم جمعیت، هزینه طیف فرکانسی، سیاستهای مالیاتی و مقررات تنظیمگری. کشورها برای ارزانتر و در دسترستر کردن خدمات دیجیتال از ابزارهای متفاوتی استفاده میکنند. برخی با توسعه شبکه فیبر نوری و افزایش ظرفیت انتقال داده، هزینه ارائه خدمات را در بلندمدت کاهش میدهند؛ برخی دیگر با تسهیل ورود رقبا، اشتراکگذاری زیرساختها و حمایت هدفمند از خانوارهای کمدرآمد، دسترسی به اینترنت را گسترش میدهند.با این حال، نباید تصور کرد که تمام کشورهای جهان همواره در حال کاهش اسمی قیمت اینترنت هستند. در برخی بازارها، هزینه اسمی خدمات افزایش مییابد، اما سرعت، کیفیت و حجم داده نیز رشد میکند و در نتیجه هزینه هر واحد داده کاهش پیدا میکند. به همین دلیل، مقایسه درست وضعیت ایران با دیگر کشورها باید بر اساس شاخصهایی مانند قیمت بستههای استاندارد، نسبت هزینه اینترنت به درآمد خانوار، سرعت واقعی، کیفیت اتصال، میزان مصرف مجاز و قدرت خرید مردم انجام شود؛ نه صرفاً مقایسه چند تعرفه یا قیمت دلاری.اتحادیه بینالمللی مخابرات در گزارشهای خود درباره اتصال جهانی، بر اهمیت دسترسی مقرونبهصرفه و معنادار به اینترنت تأکید میکند. معیار توسعه ارتباطات صرفاً این نیست که شبکه در یک کشور وجود داشته باشد؛ مردم باید توان پرداخت هزینه آن را داشته باشند و بتوانند با کیفیت مناسب از خدمات دیجیتال استفاده کنند. در واقع، اینترنت زمانی به ابزار توسعه تبدیل میشود که دسترسی به آناز نظر اقتصادی نیز امکانپذیر باشد.در این میان، سیاستگذاران با یک چالش دوگانه مواجهاند: از یک طرف، اپراتورها برای نگهداری شبکه، توسعه پوشش، خرید تجهیزات و ارتقای فناوری به منابع مالی نیاز دارند؛ از طرف دیگر، افزایش تعرفهها نباید به حذف بخشی از جامعه از بازار ارتباطات منجر شود. راهحل پایدار، نه تحمیل تعرفههای غیرواقعی به شرکتهاست و نه انتقال تمام هزینهها به مصرفکننده؛ بلکه ایجاد تعادل میان سرمایهگذاری، رقابت، کیفیت و قدرت خرید مردم است.
گرانی اینترنت در ایران؛ هزینهای فراتر از قبض ماهانه
در ایران، افزایش هزینه خدمات ارتباطی را باید در کنار شرایط اقتصادی خانوارها و وضعیت زیرساختهای دیجیتال بررسی کرد. هنگامی که درآمد واقعی مردم تحت فشار تورم قرار دارد، حتی افزایشهایی که در ظاهر محدود به نظر میرسند، در مجموع میتوانند سهم قابلتوجهی از بودجه ماهانه را به خود اختصاص دهند. خانواری که چند تلفن همراه دارد و برای آموزش، کار، ارتباطات روزانه و سرگرمی به اینترنت وابسته است، هزینهای فراتر از یک بسته ساده پرداخت میکند. هزینه اینترنت ثابت، تلفن همراه و خدمات جانبی، در کنار سایر مخارج ضروری، به بخشی از فشار اقتصادی خانوار تبدیل میشود.این وضعیت برای کسبوکارهای دیجیتال حساستر است. فروشگاههای اینترنتی، شرکتهای خدماتی، رسانهها، تولیدکنندگان محتوا و فعالان تجارت آنلاین برای حفظ ارتباط با مشتریان به شبکهای پایدار نیاز دارند. افزایش هزینه ارتباطات در شرایطی که قدرت خرید مشتریان کاهش یافته است، میتواند همزمان از دو طرف به کسبوکار فشار وارد کند: هزینه فعالیت افزایش مییابد و تقاضای بازار نیز ممکن است تضعیف شود. در نتیجه، سیاست تعرفهای ارتباطات فقط موضوعی مربوط به اپراتورها نیست، بلکه با اشتغال، رشد بنگاههای کوچک و توسعه تجارت الکترونیکی ارتباط مستقیم دارد.از سوی دیگر، افزایش قیمت بدون بهبود محسوس کیفیت، اعتماد عمومی را تضعیف میکند. مصرفکننده زمانی افزایش تعرفه را قابلقبولتر میداند که در مقابل آن، سرعت بهتر، پوشش گستردهتر، قطعی کمتر و خدمات پشتیبانی مؤثرتری دریافت کند. اگر قیمت بالا برود اما کیفیت اتصال همچنان ناپایدار باشد، این تصور شکل میگیرد که بار هزینهها بر دوش مشترکان گذاشته شده، بیآنکه بهبود متناسبی در تجربه مصرفکننده ایجاد شود.در چنین فضایی، نهاد تنظیمگر ارتباطات باید میان نیاز مالی اپراتورها و حقوق مصرفکنندگان تعادل برقرار کند. انتشار شفاف اطلاعات درباره هزینه توسعه شبکه، کیفیت خدمات، میزان سرمایهگذاری و دلایل تغییر تعرفهها میتواند به افزایش اعتماد عمومی کمک کند. همچنین بررسی رقابت واقعی میان ارائهدهندگان خدمات، تسهیل توسعه اینترنت ثابت پرسرعت، گسترش فیبر نوری و حمایت هدفمند از اقشار کمدرآمد میتواند بخشی از فشار موجود را کاهش دهد.مسئله مهم دیگر، ارتباط میان سیاستهای محدودکننده دسترسی و اقتصاد اینترنت است. هرچه دسترسی کاربران به خدمات دیجیتال با اختلال یا محدودیت بیشتری روبهرو شود، هزینه استفاده مؤثر از اینترنت نیز افزایش مییابد؛ زیرا مردم و کسبوکارها ممکن است ناچار شوند زمان، منابع و ابزارهای بیشتری برای انجام فعالیتهای معمول خود صرف کنند. بنابراین، ارزیابی هزینه واقعی ارتباطات باید علاوه بر تعرفه رسمی، کیفیت، پایداری و امکان دسترسی مؤثر را نیز در نظر بگیرد.ایران برای حضور مؤثر در اقتصاد دیجیتال به سیاستی نیاز دارد که اینترنت را نه منبع درآمدی برای جبران مشکلات مالی، بلکه زیرساختی راهبردی برای رشد اقتصادی بداند. توسعه شبکه، سرمایهگذاری پایدار اپراتورها، رقابت سالم، شفافیت تعرفهها و حفظ قدرت خرید مصرفکننده باید در کنار یکدیگر دنبال شوند. نمیتوان از جوانان انتظار داشت کسبوکارهای نوآورانه راهاندازی کنند، از رسانهها خواست در فضای دیجیتال فعالیت کنند و از تولیدکنندگان مطالبه بهرهوری بیشتر داشت، اما هزینه دسترسی به ابزار اصلی این فعالیتها را نادیده گرفت.در عصر ارتباطات، اینترنت ارزان و باکیفیت یک امتیاز تجملی نیست؛ بخشی از زیرساخت زندگی و تولید است. کشوری که میخواهد در اقتصاد دیجیتال سهم بیشتری داشته باشد، باید هزینه دسترسی مردم به این زیرساخت را جدی بگیرد. رقابت جهانی بر سر توسعه اقتصاد دیجیتال، تنها رقابت بر سر سرعت و فناوری نیست؛ رقابت بر سر فراهم کردن امکان دسترسی گستردهتر، باکیفیتتر و مقرونبهصرفهتر برای مردم نیز هست. ایران نیز برای عقب نماندن از این مسیر، به سیاستی نیاز دارد که در آن هم پایداری مالی اپراتورها تضمین شود و هم اینترنت از سبد توان مالی خانوارها دورتر نشود.















نظرات کاربران