خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نوسانات قیمت لنت ترمز؛ چه به سر بازار می‌آید؟

نوسانات قیمت لنت ترمز؛ چه به سر بازار می‌آید؟

مؤسسه مطالعات مالی انگلیس: بدترین دهه معیشتی مردم در راه است

مؤسسه مطالعات مالی انگلیس: بدترین دهه معیشتی مردم در راه است

انتقادات تند اصناف: آیا کالابرگ به قیمت جیب فروشندگان تمام می‌شود؟

انتقادات تند اصناف: آیا کالابرگ به قیمت جیب فروشندگان تمام می‌شود؟

دولت در پی بازنگری قیمت بنزین و گازوئیل: کارگروه ویژه مسئولیت را بر عهده گرفت

دولت در پی بازنگری قیمت بنزین و گازوئیل: کارگروه ویژه مسئولیت را بر عهده گرفت

رشد ۲۰ تا ۳۶ درصدی قیمت خودرو فقط در یک ماه+ جدول

رشد ۲۰ تا ۳۶ درصدی قیمت خودرو فقط در یک ماه+ جدول

بستیون پونی، هاچبک برقی کوچک پنج‌در با قیمت کوییک!

بستیون پونی، هاچبک برقی کوچک پنج‌در با قیمت کوییک!

چگونه شرکت‌ها در دوران تورم قیمت‌گذاری کنند؟

چگونه شرکت‌ها در دوران تورم قیمت‌گذاری کنند؟

مکرون: ریشه بحران قدرت خرید در فرانسه جنگ در ایران، مسدودسازی تنگه هرمز و افزایش قیمت سوخت ناشی از آن است

مکرون: ریشه بحران قدرت خرید در فرانسه جنگ در ایران، مسدودسازی تنگه هرمز و افزایش قیمت سوخت ناشی از آن است

خط‌ونشان لندن برای تهران؛ نخست‌وزیر انگلیس: تلاش برای بازگشایی تنگه هرمز نباید به قیمت توانمندی هسته‌ای ایران تمام شود

خط‌ونشان لندن برای تهران؛ نخست‌وزیر انگلیس: تلاش برای بازگشایی تنگه هرمز نباید به قیمت توانمندی هسته‌ای ایران تمام شود

نرخ چهارم بنزین منتفی شد؛ دولت بر پایبندی به وعده‌های خود تأکید کرد

نرخ چهارم بنزین منتفی شد؛ دولت بر پایبندی به وعده‌های خود تأکید کرد

کریدور تاب‌آوری؛ بازطراحی الگوی تعاملات اقتصادی ایران و عراق

بازدید ۱۳منبع: اقتصاد پویا
کریدور تاب‌آوری؛ بازطراحی الگوی تعاملات اقتصادی ایران و عراق

در جغرافیای سیاسی امروز، مفهوم «امنیت» دیگر تنها به معنای دفاع مرزی و نظامی نیست، بلکه «امنیت اقتصادی» و توانایی حفظ جریان‌های حیاتی کالا و سرمایه در شرایط بحرانی، به یکی از ستون‌های اصلی بقای ملی تبدیل شده است.

در جغرافیای سیاسی امروز، مفهوم «امنیت» دیگر تنها به معنای دفاع مرزی و نظامی نیست، بلکه «امنیت اقتصادی» و توانایی حفظ جریان‌های حیاتی کالا و سرمایه در شرایط بحرانی، به یکی از ستون‌های اصلی بقای ملی تبدیل شده است.

ایران، به عنوان کشوری که با چالش‌های ساختاری ناشی از تحریم‌ها و هم‌زمان با تهدیدات امنیتی و سایه جنگ در منطقه مواجه است، نیازمند بازتعریف روابط تجاری خود با همسایگان استراتژیک است. در این میان، عراق نه تنها یک شریک تجاری، بلکه یک «شریان حیاتی» برای مدیریت نوسانات اقتصادی و تأمین نیازهای اساسی محسوب می‌شود. با این حال، مدل‌های سنتی تجارت که بر پایه مبادلات نقدی مستقیم و فرآیندهای گمرکی کند استوار هستند، در شرایطی که شبکه‌های مالی بین‌المللی تحت فشار قرار دارند و مسیرهای لجستیکی با تهدیدات امنیتی روبرو هستند، کارآمدی خود را از دست داده‌اند. برای عبور از این بن‌بست، گذار از نگاه «تجارت کالا» به نگاه «مدیریت کریدور» الزامی است.این تحول مستلزم طراحی یک سازوکار هوشمند است که در آن «مسیرهای فیزیکی انتقال کالا» با «مسیرهای دیجیتال و قانونی انتقال ارزش» گره بخورند. کریدور اقتصادی ایران و عراق در شرایط نااطمینانی و تهدید درگیری، نباید صرفاً به‌عنوان «مسیر جایگزین انتقال پول» طراحی شود. چنین تعریفی آن را به سازوکاری شکننده، پرهزینه و آسیب‌پذیر در برابر تحریم، فشار سیاسی، اختلال مرزی و سوءاستفاده مالی تبدیل می‌کند. صورت‌بندی راهبردی‌تر این است: کریدوری قانونی و چندلایه برای تداوم تجارت ضروری، تسویه شفاف مطالبات، کاهش اصطکاک گمرکی و هماهنگی اطلاعات اقتصادی دو کشور.خبرهای اخیر نیز هم‌زمان بر اهمیت مسیرهای زمینی و مرزی و دشواری‌های مالی و تجاری در وضعیت جنگی تأکید دارند؛ بنابراین طراحی باید بر تاب‌آوری و انطباق حقوقی تکیه کند، نه بر فرض دسترسی بی‌وقفه به شبکه‌های مالی. نخست، باید میان «کریدور حمل‌ونقل» و «کریدور مالی» پیوند عملیاتی برقرار شود. این پیوند می‌تواند با انتخاب چند گذرگاه مرزی و مسیرهای حمل‌ونقل مشخص آغاز شود و برای هر مسیر، فهرست کالاهای مجاز و اولویت‌دار، استانداردهای گمرکی، رویه‌های بازرسی و سازوکار رسیدگی به اختلاف تعریف کند.کالاهای اساسی، دارو، نهاده‌های تولید و خدمات انرژی می‌توانند در اولویت باشند؛ اما هر دسته باید با مقررات و مجوزهای لازم در هر دو کشور و تعهدات بین‌المللی مرتبط سازگار باشد. تسهیل تجارت به معنای پنهان‌کردن هویت طرف معامله یا دورزدن محدودیت‌های قانونی نیست؛ چنین رویکردی ممکن است دسترسی بانک‌ها و شرکت‌ها را به خدمات مالی محدودتر کند و هزینه و ریسک را به کل کریدور منتقل سازد. در بُعد مالی، نقطه شروع باید تسویه قابل‌ردیابی و قراردادمحور باشد.دو کشور می‌توانند درباره استفاده از پول‌های ملی، تهاتر شفاف کالا و خدمات، حساب‌های تسویه مجاز یا سازوکارهای بانکی مورد تأیید طرفین مذاکره کنند؛ اما هر ابزار باید پیش از اجرا از نظر قوانین داخلی، تحریم‌های قابل‌اعمال، الزامات مبارزه با پول‌شویی و تأمین مالی تروریسم، و قواعد بانک‌های کارگزار بررسی شود. تهاتر هم «پول رایگان» نیست: برای آن لازم است ارزش‌گذاری روشن، کیفیت کالا، زمان تحویل، نرخ تبدیل، هزینه حمل، بیمه و روش حل اختلاف از پیش تعیین شوند. انتشار دوره‌ای آمار تجمیعیِ مطالبات، پرداخت‌ها و مانده تسویه نیز اعتماد دو طرف را بالا می‌برد، بی‌آنکه اطلاعات محرمانه شرکت‌ها افشا شود. پیشنهاد می‌شود کریدور در سه مرحله شکل بگیرد.مرحله اول، تفاهم‌نامه نهادی میان بانک‌های مرکزی، گمرک‌ها، وزارتخانه‌های تجارت و نهادهای ناظر است؛ همراه با تعیین مسئول پاسخ‌گو، کانال ارتباط اضطراری و ضوابط توقف تراکنش مشکوک.مرحله دوم، اجرای آزمایشی در چند مسیر و برای شمار محدودی از کالاهای غیرحساس است. در این مرحله باید زمان ترخیص، هزینه مبادله، درصد اختلاف اسناد و تأخیر تسویه اندازه‌گیری شود. مرحله سوم، گسترش تدریجی به بخش‌های دیگر، مشروط به ارزیابی مستقل و حل مشکلات مرحله آزمایشی است. این ترتیب از تعهد سیاسی بزرگ پیش از آزمودن جزئیات اجرایی جلوگیری می‌کند. آیا می‌توان بر پایه آن مدل حکمرانی اقتصادی برای تبادل اطلاعات طراحی کرد؟ بله؛ اما نه با ساخت یک پایگاه داده متمرکز و بی‌مرز که همه اطلاعات تجاری دو کشور را در اختیار یک نهاد بگذارد. الگوی مناسب‌تر، «حکمرانی داده فدرال و هدف‌محدود» است: هر کشور داده‌های حساس را نزد خود نگه می‌دارد و فقط داده‌های ضروری برای تأیید معامله، ترخیص، تسویه و مدیریت ریسک را طبق توافق دوجانبه به اشتراک می‌گذارد. برای هر داده باید هدف استفاده، مدت نگهداری، سطح دسترسی، مسئول حفاظت و شیوه اصلاح خطا تعیین شود.ثبت دیجیتالِ زمان‌دار، شناسه یکتای محموله و صورتحساب، امضای الکترونیکی معتبر، رمزگذاری و ثبت رویدادهای دسترسی می‌توانند جعل اسناد و اختلاف بر سر تحویل را کاهش دهند. اما فناوری به‌تنهایی اعتماد نمی‌سازد: قواعد حسابرسی، نظارت مستقل، حفاظت از اسرار تجاری و حق اعتراض شرکت‌ها ضروری‌اند. در وضعیت جنگی، تداوم خدمت به اندازه امنیت سایبری اهمیت دارد. سامانه باید نسخه پشتیبان، مراکز پردازش جایگزین، رویه دستیِ محدود برای اختلال کوتاه‌مدت، و برنامه بازیابی پس از حمله یا قطع ارتباط داشته باشد. در عین حال، «تبادل اطلاعات» نباید به تبادل گسترده داده‌های اشخاص یا اطلاعات حساس منجر شود.دسترسی باید حداقلی، ثبت‌شده و قابل حسابرسی باشد و داده‌های غیرضروری حذف یا ناشناس‌سازی شوند. باید توجه داشت که معیار موفقیت کریدور، تعداد توافق‌نامه‌ها یا حجم اسمی تجارت نیست؛ بلکه کاهش زمان و هزینه تسویه، استمرار تأمین کالاهای ضروری، کاهش اختلافات و حفظ دسترسی قانونی شرکت‌ها به خدمات مالی است. عراق نیز باید در طراحی شریک برابر باشد، نه صرفاً گذرگاه. جمع‌بندی اینکه کریدور ایران و عراق می‌تواند هم ابزار تاب‌آوری تجاری و هم بستر حکمرانی مشترک داده باشد، به شرط آنکه بر شفافیت، رضایت نهادی دو طرف، انطباق حقوقی، امنیت اطلاعات و اجرای آزمایشی بنا شود. مسیر پایدار، راهی نیست که محدودیت‌ها را از دید پنهان کند؛ راهی است که ریسک را قابل‌فهم، قابل‌کنترل و قابل‌پاسخ‌گویی سازد.فروش کیلویی نان؛ راهکار مهار گرانی یا نسخه‌ای برای کوچک‌تر شدن سفره مردم نان کیلویی می‌شود تا گران نشود از مقابله با اسراف تا نگرانی درباره قدرت خرید خانوارها؛ سیاستی که می‌تواند هم راهکار باشد و هم چالش تازه‌ای برای نانوایی‌ها و مصرف‌کنندگان ایجاد کند.نان در سفره ایرانی‌ها فقط یک کالای غذایی نیست؛ یکی از اصلی‌ترین اقلام سبد مصرف خانوار و برای بسیاری از خانواده‌ها، ارزان‌ترین راه تأمین بخشی از نیاز روزانه به غذاست. به همین دلیل، هر تصمیمی درباره قیمت، شیوه عرضه یا سهمیه‌بندی نان، فراتر از یک سیاست صنفی، مستقیماً با معیشت مردم گره می‌خورد. حالا فروش کیلویی نان به‌عنوان یکی از راهکارهای قابل بررسی برای مدیریت مصرف، کاهش اسراف و ایجاد تناسب میان مقدار خرید و نیاز واقعی خانوار مطرح است؛ روشی که موافقان آن می‌توانند بر کاهش دورریز و شفاف‌تر شدن رابطه میان وزن و قیمت تأکید کنند، اما اجرای آن بدون نظارت و محاسبه دقیق هزینه‌ها ممکن است نگرانی‌های تازه‌ای برای مردم ایجاد کند.پرسش اصلی این است: آیا فروش کیلویی نان می‌تواند جلوی افزایش قیمت را بگیرد یا صرفاً شیوه محاسبه بهای نان را تغییر می‌دهد؟ آیا وقتی خانواده‌ای به‌اندازه نیاز خود نان می‌خرد، هم از هدررفت جلوگیری می‌شود و هم هزینه‌هایش کاهش پیدا می‌کند؟ و مهم‌تر از همه، آیا می‌توان با اصلاح شیوه عرضه، از افزایش هزینه تولید جلوگیری کرد، بدون آنکه فشار تازه‌ای بر مصرف‌کننده تحمیل شود؟ نان کیلویی؛ پایان خرید بر اساس تعداد؟ در شیوه معمول فروش، قیمت نان اغلب بر اساس نوع نان و تعداد تعیین می‌شود؛ درحالی‌که اندازه، وزن و میزان پخت می‌تواند میان نانوایی‌ها و حتی میان نان‌های یک نوع تفاوت داشته باشد. فروش بر مبنای وزن، در صورت تعیین استانداردهای روشن، می‌تواند مقایسه قیمت‌ها را برای مشتری آسان‌تر کند. در چنین مدلی، مصرف‌کننده به‌جای آنکه صرفاً برای تعداد مشخصی نان پول بپردازد، هزینه را متناسب با وزن محصول پرداخت می‌کند.این تغییر، در نگاه نخست، می‌تواند به شفافیت بیشتر کمک کند؛ اما به‌تنهایی به معنای ارزان‌تر شدن نان نیست. اگر قیمت هر کیلو بر اساس هزینه واقعی تولید، کیفیت، نوع نان و ضوابط مصوب تعیین شود، وزن‌محوری می‌تواند امکان مقایسه دقیق‌تر را فراهم کند. در مقابل، اگر نرخ هر کیلو بدون محاسبه کارشناسی تعیین شود یا نظارت کافی بر ترازو، وزن نان و کیفیت محصول وجود نداشته باشد، احتمال بروز اختلاف میان نانوایی و مشتری همچنان باقی خواهد ماند. بنابراین، فروش کیلویی را باید پیش از هر چیز یک تغییر در شیوه قیمت‌گذاری دانست؛ نه راهکاری قطعی برای جلوگیری از گرانی. مهار افزایش قیمت، علاوه بر نحوه فروش، به هزینه آرد، دستمزد کارگران، اجاره، انرژی، حمل‌ونقل و سایر هزینه‌های تولید وابسته است.اسراف نان؛ هزینه‌ای که از سفره مردم و منابع کشور کم می‌شود یکی از استدلال‌های مهم در حمایت از مدیریت مصرف نان، جلوگیری از دورریز است. خانواده‌ای که بیش از نیاز خود نان می‌خرد و بخشی از آن را به دلیل بیات شدن، نگهداری نامناسب یا مصرف نشدن دور می‌ریزد، عملاً برای کالایی هزینه کرده که از آن استفاده‌ای نبرده است. در سطح گسترده‌تر، دورریز نان به معنای هدررفت بخشی از منابعی است که برای تولید آن مصرف شده‌اند؛ از آب و انرژی گرفته تا آرد، نیروی کار و هزینه‌های حمل‌ونقل. فروش بر اساس وزن می‌تواند به خانواده‌ها کمک کند مقدار خرید خود را دقیق‌تر انتخاب کنند، به‌ویژه اگر نانوایی امکان خرید در اندازه‌های متفاوت را فراهم کند.بااین‌حال، کاهش اسراف تنها به روش فروش وابسته نیست. آموزش شیوه صحیح نگهداری، بسته‌بندی مناسب، خرید متناسب با تعداد اعضای خانواده و امکان استفاده از نان در وعده‌های بعدی نیز نقش مهمی دارند. در این میان، نباید فراموش کرد که هر نوع نان و هر خانوار شرایط متفاوتی دارد. خانواده پرجمعیت ممکن است به خرید حجم بیشتری نیاز داشته باشد، درحالی‌که برای یک خانوار کم‌جمعیت، امکان خرید مقدار کمتر می‌تواند از دورریز جلوگیری کند.سیاست مؤثر باید این تفاوت‌ها را به رسمیت بشناسد، نه آنکه یک الگوی مصرف را برای همه تحمیل کند. آیا فروش کیلویی مانع گرانی می‌شود؟ پاسخ کوتاه این است: نه به‌تنهایی. اگر هزینه تولید افزایش یابد، تغییر واحد فروش از عدد به کیلو نمی‌تواند آن هزینه را حذف کند. برای مثال، اگر دستمزد، اجاره، هزینه انرژی یا مخارج نگهداری تجهیزات بالا برود، نانوایی همچنان با افزایش هزینه روبه‌رو خواهد بود. فروش کیلویی فقط زمانی می‌تواند به مدیریت بهتر بازار کمک کند که در کنار سیاست‌های کنترل هزینه و نظارت بر قیمت اجرا شود.از سوی دیگر، باید میان افزایش قیمت هر کیلو و افزایش هزینه واقعی خرید خانوار تفاوت گذاشت. ممکن است نرخ هر کیلو تغییر کند، اما خانواده‌ای که پیش‌تر مقدار بیشتری نان می‌خرید و بخشی از آن را دور می‌ریخت، با تنظیم مقدار خرید بتواند هزینه غیرضروری خود را کاهش دهد. در مقابل، خانواده‌ای که از قبل نیز به‌اندازه نیاز خرید می‌کرده، لزوماً از تغییر روش فروش منفعت مالی نخواهد برد. در نتیجه، معیار موفقیت این طرح نباید فقط قیمت درج‌شده روی تابلو باشد؛ بلکه باید بررسی شود که هزینه نهایی خرید برای خانوارها چه تغییری کرده، کیفیت نان حفظ شده یا نه، دورریز کاهش یافته است یا خیر و آیا درآمد نانوایی با هزینه واقعی تولید تناسب دارد.روایت سفره‌های کوچک؛ نان کمتر، دورریز کمتر یا فشار بیشتر؟ برای یک خانواده کم‌درآمد، خرید نان معمولاً بخشی ثابت از مخارج روزانه است. وقتی قیمت مواد غذایی دیگر افزایش پیدا می‌کند، همین هزینه‌های به‌ظاهر کوچک نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. چنین خانواده‌ای ممکن است برای جلوگیری از هدررفت، خرید خود را محدودتر کند؛ اما این کاهش مصرف همیشه نشانه مدیریت بهتر نیست. گاهی خانواده به دلیل فشار مالی، ناچار می‌شود از مقدار یا کیفیت غذایی که مصرف می‌کند بکاهد. در سوی دیگر، خانواده‌ای قرار دارد که به دلیل خرید بیش از نیاز، بخشی از نان را دور می‌ریزد.برای این خانوار، امکان خرید متناسب با وزن و نیاز واقعی می‌تواند راهی برای جلوگیری از اتلاف پول باشد. تفاوت این دو وضعیت مهم است: کاهش دورریز مطلوب است، اما کاهش مصرف ضروری به دلیل ناتوانی مالی، مسئله‌ای متفاوت و نگران‌کننده است. به همین دلیل، هر سیاستی برای اصلاح شیوه فروش نان باید دو هدف را هم‌زمان دنبال کند: کاهش هدررفت و حفظ دسترسی مردم به غذای کافی. نباید مقابله با اسراف به ابزاری برای نادیده گرفتن مسئله قدرت خرید تبدیل شود. نانوایی‌ها هم بخشی از معادله‌اند فروش کیلویی نان تنها به رفتار مشتری وابسته نیست؛ نانوایی‌ها نیز باید بتوانند در چارچوبی روشن و قابل اجرا فعالیت کنند. تعیین وزن استاندارد برای انواع نان، مشخص کردن ضوابط قیمت‌گذاری، نظارت بر ترازوها و پیش‌بینی سازوکار رسیدگی به شکایت مشتریان، از الزامات چنین طرحی است.اگر وزن نان بدون معیار مشخص تعیین شود، امکان اختلاف درباره قیمت و کیفیت افزایش پیدا می‌کند. همچنین اگر نرخ مصوب با هزینه واقعی تولید تناسب نداشته باشد، فشار اقتصادی بر نانوایی‌ها می‌تواند به افت کیفیت، کاهش انگیزه تولید یا شکل‌گیری تخلف منجر شود. در مقابل، نبود نظارت بر قیمت و وزن نیز ممکن است حقوق مصرف‌کننده را تضعیف کند. راهکار مناسب، قرار دادن نانوایی و مشتری در برابر یکدیگر نیست.سیاست‌گذار باید به‌گونه‌ای عمل کند که هم هزینه‌های متعارف تولید دیده شود و هم مصرف‌کننده بتواند محصولی با وزن، کیفیت و قیمت شفاف دریافت کند. راهکار چیست؟ فروش کیلویی در کنار نظارت و آموزش برای آنکه فروش کیلویی نان به سیاستی مؤثر تبدیل شود، چند اقدام ضروری است: تعیین استاندارد وزن و کیفیت: وزن و مشخصات هر نوع نان باید روشن باشد تا مشتری امکان مقایسه داشته باشد. شفافیت قیمت هر کیلو: قیمت باید به‌صورت واضح در معرض دید مشتری قرار گیرد و محاسبه مبلغ نهایی قابل بررسی باشد. نظارت بر ترازو و کیفیت: بازرسی منظم و رسیدگی سریع به شکایت‌ها می‌تواند احتمال تخلف را کاهش دهد. محاسبه واقعی هزینه تولید: قیمت‌گذاری باید هزینه‌های متعارف نانوایی را در کنار توان خرید خانوار در نظر بگیرد.آموزش نگهداری نان: خرید به‌اندازه نیاز و نگهداری صحیح می‌تواند بدون تحمیل هزینه جدید، از دورریز جلوگیری کند. حمایت هدفمند از خانوارهای کم‌درآمد: اگر هزینه نان افزایش پیدا کند، حمایت معیشتی باید به‌گونه‌ای باشد که دسترسی به نان و سایر اقلام ضروری محدود نشود. ارزیابی آزمایشی پیش از اجرای گسترده: اثر فروش کیلویی بر قیمت پرداختی، کیفیت، میزان دورریز و درآمد نانوایی‌ها باید در یک دوره مشخص سنجیده شود. جمع‌بندی؛ نان را کیلویی بفروشیم یا گران نشدن آن را تضمین کنیم؟ فروش کیلویی نان می‌تواند فرصتی برای شفاف‌تر شدن قیمت‌گذاری و متناسب شدن مقدار خرید با نیاز واقعی خانوار باشد؛ اما نباید از آن انتظار داشت که به‌تنهایی جلوی افزایش قیمت را بگیرد.مهار گرانی به کنترل هزینه تولید، سیاست‌گذاری دقیق، نظارت مؤثر و حفظ تعادل میان منافع تولیدکننده و قدرت خرید مردم نیاز دارد. در نهایت، مسئله اصلی فقط این نیست که نان با چه واحدی فروخته شود؛ مسئله این است که نان با چه کیفیت و قیمتی به دست مردم برسد، چه میزان از آن هدر برود و آیا خانوارها توان خرید مقدار مورد نیاز خود را داشته باشند یا خیر. نان کیلویی زمانی راهکار است که هم اسراف را کم کند، هم قیمت را شفاف سازد و هم سفره مردم را کوچک‌تر نکند.

https://eghtesadepooya.ir/?p=106104

منبع: اقتصاد پویا
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.