بر اساس اطلاعات منتشرشده، یک پژوهشگر حوزه صنعت برای سودآور شدن صنعت خودرو کشور، اظهار کرد: اولویت راهبردی بنگاههای اقتصادی بهویژه خودروسازان باید بر پیوند میان نوآوری، بهرهوری و سودآوری استوار شود. این امر مستلزم گذار از مدلهای تولید انبوه هزینهزا به سمت مدلهای تولید ارزشمحور است، به گزارش روزگار خودرو.
صنعت خودرو در برزخی بین تولید و زیانده بودن و عدم تولید و ورشکستگی در حال آزمون است. سالها روند آزمون و خطا، هنوز نتوانسته صنعت خودرو کشور را به موقعیت پایداری رهنمون کند. البته این عملکرد فقط به خودروسازی محدود نشده و رویه عادی و عمومی صنایع و بنگاههای بزرگ اقتصادی کشور شده است.
یک خطکش مشخصا اندازهگیری مختصات را به کاربر اعلام میکند و در صنایع ایران از جمله صنعت خودرو هنوز خود این خطکش محل مناقشه است.
تجربه جهانی در حوزه صنعت میگوید صنعتی از چه نقطهای کار را آغاز کرده و طی فرایند و زمان، چگونه توانسته است فعالیت خود را ادامه دهد. به نظر میرسد استادکار صنعتگر ما هنوز دنبال فوت کوزهگری است که البته این «فوت سرنوشتساز» با توجه به اوضاع، موقعیتها و ویژگیهای قانونی هر کشوری، متفاوت است. به عنوان مثال، سود خودروسازی کشوری مانند ژاپن از کیفیت زاده میشود. خودروساز آلمانی معتقد است سودآور بودن لازم نیست با تیراژ به دست آید. چین هم با کاهش سرعت گسترش محصولات توانسته به سودآوری دست پیدا کند.
در صنعت خودروسازی، گذار از الگوی سنتی رشد تیراژ به رویکرد سودآوری پایدار یک ضرورت سرنوشتساز است / تقویت پیوند میان پژوهش، نوآوری و نیازهای بازار، پیششرط تحول است
شهرام شیرکوند، پژوهشگر و مشاور صنعت، با تأکید بر لزوم تغییر الگوی اداره بنگاههای بزرگ صنعتی کشور بیان کرد: برای دستیابی به رشد مستمر و رشد ارزش اقتصادی در بنگاههای بزرگ، به ویژه در صنعت خودروسازی، گذار از الگوی سنتی رشد تیراژ به رویکرد سودآوری پایدار یک لزوم سرنوشتساز است.
وی اضافه کرد: رشد حجم تولید تنها زمانی منجر به ارزشآفرینی میشود که با تقاضای واقعی بازار، کیفیت رقابتی، مدیریت دقیق هزینهها و حاشیه سود مطلوب همسو باشد. در غیر این صورت، تمرکز بر تیراژ، فقط به رشد موجودی انبار، فشار بر نقدینگی و از دست رفتن حاشیه امنیت مالی منجر خواهد شد.
این محقق حوزه صنعت با بیان اینکه هدف اصلی باید تمرکز بر تولید سودآور و متناسب با بازار باشد، ادامه داد: در این مسیر، تجربه صنعتی ژاپن میتواند بهعنوان منبعی برای شناسایی و بومیسازی قابلیتهای کلیدی عمل کند. یکی از ارکان اصلی این تجربه، مدیریت کیفیت در منبع (Quality at the Source) است؛ یعنی شناسایی و رفع ریشهای خطاها در همان مرحله وقوع و توقف فرایند تولید در صورت بروز نقص مؤثر.
طبق گفته شیرکوند، این رویکرد با حذف ضایعات، جلوگیری از دوبارهکاری و کاهش اتلاف زمان و مواد اولیه، هزینههای پنهان را به دستکم رسانده و سودآوری عملیاتی را به شکلی مستقیم بهبود میبخشد.
وی تاکید کرد: علاوهبر آن، تقویت پیوند میان پژوهش، نوآوری و نیازهای بازار، پیششرط تحول است.
معیار موفقیت، مقدار تبدیل دانش به محصولات با ارزشافزوده بالا، بهبود طراحی، افزایش ایمنی و نزول هزینههای انرژی است
شیرکوند در ادامه سخنان خود یادآور شد: ارزیابی تجربه موفق برخی بنگاههای پیشرو صنعتی در ایران (نظیر خودوسازی و صنایع بزرگ فولادی) نشان میدهد که سرمایهگذاری هدفمند در تحقیق و گسترش (R&D) نباید به طور انحصاری به افزایش شمار مقالات محدود شود (تبدیل دانش به ثروت)؛ بلکه معیار موفقیت در این حوزه، میزان تبدیل دانش به محصولات با ارزشافزوده بالا، بهبود طراحی، رشد ایمنی و نزول هزینههای انرژی است. در این باره، نوآوری باید ابزاری برای رفع چالشهای واقعی بنگاه و ایجاد مزیت رقابتی باشد.
این مشاور صنعت با بیان اینکه بهرهوری نیز مستلزم مدیریت یکپارچه زنجیره ارزش از طراحی و تأمین قطعات تا تولید، کنترل کیفیت، فروش و خدمات پس از فروش است، اظهار کرد: هرگونه گسست در این زنجیره، منجر به توقف خطوط تولید، رشد هزینههای لجستیکی و کاهش رضایت مشتری میشود. در نتیجه، تصمیمگیریهای تولیدی باید بر پایه دادههای دقیق و ارزیابی مستمر عملکرد، اتخاذ شوند.
در وضعیت فعلی میبایست اولویت راهبردی بنگاههای اقتصادی، بهویژه خودروسازان، بر پیوند میان نوآوری، بهرهوری و سودآوری قرار گیرد
طبق گفته شیرکوند، در همین زمینه، تقویت زنجیره تأمین داخلی و توانمندسازی قطعهسازان در سامانههای راهبردی، با تمرکز بر معیارهای کیفیت و هزینه، میتواند آسیبپذیری تولید را افت دهد. به این ترتیب، ایجاد فضای مطلوب برای سرمایهگذاری مستمر در حوزه صنعت کشور به منظور رشد سود و ثروتآفرینی، نیازمند ثبات در سیاستگذاری، شفافیت مقررات و اصلاح سازوکارهای قیمتگذاری است؛ بهگونهای که قیمتها با هزینههای واقعی تولید و قدرت خرید بازار همخوانی داشته باشند تا پایداری مالی بنگاهها تضمین شود.
وی عنوان کرد: به نظر میرسد، در اوضاع فعلی میبایست اولویت راهبردی بنگاههای اقتصادی، بهویژه خودروسازان، بر پیوند میان نوآوری، بهرهوری و سودآوری قرار گیرد. در همین راستا، شاخصهای عملکرد بنگاهها باید از تیراژ تولید به سمت شاخصهای کیفی و مالی نظیر سود عملیاتی، جریان نقدی، هزینه تمامشده رقابتی و بازده سرمایهگذاری تغییر یابند.
تجربیات موفق در تحول بنگاههای بزرگ صنعتی، الگوی مناسبی برای صنعت خودروسازی ایران است / سودآوری واقعی، فراتر از افزایش حجم تولید، حاصل «مدیریت هوشمندانه زنجیره ارزش» است
این محقق صنعت تاکید کرد که با این رویکرد اثربخش، میتوان صنعت خودروسازی ایران را از رشد کمی، به سمت تولید دانشبنیان، رقابتپذیر و سودآور هدایت کرد.
وی افزود: ایجاد فضای مطلوب برای سرمایهگذاری مستمر، مستلزم ثبات در سیاستگذاری، شفافیت مقررات و اصلاح سازوکارهای قیمتگذاری است؛ بهگونهای که قیمتها با هزینههای واقعی تولید و قدرت خرید در بازار همخوانی داشته باشند تا پایداری مالی بنگاهها تضمین شود.
شیرکوند در ادامه سخنان خود با بیان اینکه البته تجربیات موفق در تحول بنگاههای بزرگ صنعتی، الگوی مناسبی برای صنعت خودروسازی ایران است، عنوان کرد: سودآوری واقعی، فراتر از افزایش حجم تولید، حاصل «مدیریت هوشمندانه زنجیره ارزش» است.
پیوند میان نوآوری، بهرهوری و سودآوری مستلزم گذار از مدلهای تولید انبوه هزینهزا به سمت مدلهای تولید ارزشمحور است
وی با اشاره به پیشنهادهای خود در این حوزه، ادامه داد: اولویت راهبردی بنگاههای اقتصادی بهویژه خودروسازان باید بر پیوند میان نوآوری، بهرهوری و سودآوری استوار شود. تاکید میکنم که این امر مستلزم گذار از مدلهای تولید انبوه هزینهزا به سمت مدلهای تولید ارزشمحور است؛ که در آن، شاخصهای عملکرد بهجای تمرکز بر تیراژ، بر محورهایی همچون سود عملیاتی، بهینهسازی جریان نقدی، افت هزینههای تمامشده رقابتی و رشد بازده سرمایهگذاری متمرکز شود.
شیرکوند در خاتمه گفت: تنها با این رویکرد جامع، میتوان صنعت خودرو کشور را به سمت تولیدی دانشبنیان، رقابتپذیر و سودآور و ثروتآفرین هدایت کرد.















نظرات کاربران