گرانی دیگر یک عدد در جدولهای آماری یا موضوعی برای بحث میان کارشناسان اقتصادی نیست؛ گرانی امروز در سفره میلیونها خانوار ایرانی دیده میشود.
حسین کریمی وقتی قیمت مرغ، گوشت، روغن و سایر کالاهای اساسی بهگونهای افزایش پیدا میکند که خرید آنها برای بخشی از جامعه به یک تصمیم دشوار و حتی غیرممکن تبدیل میشود، دیگر نمیتوان از کنار این واقعیت با چند جمله رسمی عبور کرد. در چنین شرایطی، سخنان سخنگوی دولت مبنی بر اینکه بابت گرانی از مردم عذرخواهی نمیکنیم، بیش از آنکه یک موضعگیری معمولی باشد، نشانهای از فاصله میان زبان مسئولان و تجربه روزمره مردم است.البته عذرخواهی بهتنهایی نه قیمتها را کاهش میدهد، نه قدرت خرید خانوارها را افزایش میدهد و نه مشکلات ساختاری اقتصاد را حل میکند؛ اما همین عذرخواهی ساده میتواند نشانهای از پذیرش مسئولیت و درک فشارهایی باشد که مردم تحمل میکنند. وقتی یک خانواده برای تأمین هزینههای ضروری زندگی ناچار است از کیفیت و کمیت مواد غذایی مصرفی خود بکاهد، انتظار دارد مسئولان دستکم دشواری شرایط را انکار نکنند. ما نیز در کنار میلیونها ایرانی، بابت فشار سنگین گرانی بر سفره مردم، بهویژه افزایش هزینه تأمین مرغ، روغن و گوشت، ابراز تأسف میکنیم؛ چراکه هیچ جامعهای نباید تا این اندازه برای تأمین ابتداییترین نیازهای خود نگران باشد.واقعیت این است که شاخصهای اقتصادی زمانی معنا پیدا میکنند که اثر آنها در زندگی واقعی مردم دیده شود. ممکن است در گزارشهای رسمی از کنترل تورم، بهبود برخی متغیرها یا برنامههای حمایتی سخن گفته شود، اما معیار اصلی ارزیابی عملکرد اقتصادی دولت، قدرت خرید خانوارهاست. اگر حقوق و دستمزدها با سرعت افزایش هزینههای زندگی هماهنگ نباشد، حتی افزایش اسمی درآمد نیز نمیتواند به معنای بهبود وضعیت معیشتی باشد. در چنین شرایطی، خانوارها بهتدریج از هزینههایی که ضروری به نظر میرسیدند نیز صرفنظر میکنند؛ ابتدا خرید برخی کالاها را کاهش میدهند، سپس به سراغ محصولات ارزانتر میروند و در نهایت ممکن است مصرف مواد غذایی مهمی مانند گوشت و لبنیات را محدود کنند.این روند فقط یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه پیامدهای اجتماعی و انسانی گستردهای دارد. کوچک شدن سفره خانوارها میتواند بر سلامت، کیفیت زندگی، آموزش و حتی امید اجتماعی تأثیر بگذارد. بنابراین، گرانی کالاهای اساسی را نباید صرفاً در قالب تغییر قیمت چند محصول بررسی کرد. مسئله اصلی، کاهش توان مردم برای تأمین نیازهای اولیه و افزایش نااطمینانی نسبت به آینده است. وقتی شهروندان نمیدانند ماه آینده با چه قیمتهایی روبهرو خواهند شد، برنامهریزی برای زندگی نیز دشوارتر میشود.یکی از انتظارات اساسی جامعه از دولت، پاسخگویی درباره تصمیمها و سیاستهایی است که مستقیماً بر زندگی مردم اثر میگذارد. مردم حق دارند بدانند چرا قیمت کالاهای اساسی افزایش پیدا میکند، چه عواملی در شکلگیری این وضعیت نقش دارند و دولت برای کنترل آن چه برنامهای دارد. اگر افزایش قیمتها ناشی از رشد هزینه تولید، مشکلات تأمین نهادهها، نوسان نرخ ارز، ضعف شبکه توزیع یا ناکارآمدی سیاستهای تنظیم بازار است، باید این عوامل بهصورت شفاف برای افکار عمومی توضیح داده شود. اما توضیح دادن با توجیه کردن تفاوت دارد. بیان مشکلات نباید به ابزاری برای کنار گذاشتن مسئولیت تبدیل شود.دولت نمیتواند از یک سو مسئولیت اداره اقتصاد و حمایت از معیشت مردم را بر عهده داشته باشد و از سوی دیگر، در برابر فشار ناشی از افزایش قیمتها موضعی بگیرد که گویی این مسئله ارتباطی با وظایف اجرایی آن ندارد. حتی اگر همه عوامل گرانی در اختیار دولت نباشد، سیاستگذار همچنان موظف است برای کاهش آثار آن بر زندگی مردم راهکار ارائه کند. حمایت هدفمند از خانوارهای کمدرآمد، اصلاح نظام توزیع، جلوگیری از ایجاد رانت در زنجیره تأمین، نظارت مؤثر بر بازار و پیشبینیپذیر کردن سیاستهای اقتصادی میتواند بخشی از این مسیر باشد. البته هیچکدام از این اقدامات بدون برنامهریزی دقیق، تأمین منابع و ارزیابی مستمر به نتیجه مطلوب نمیرسد.در شرایطی که هزینههای زندگی با سرعت افزایش پیدا میکند، جامعه بیش از هر زمان دیگری به شنیده شدن نیاز دارد. مردم انتظار ندارند مسئولان با یک عذرخواهی همه مشکلات را حل کنند، اما انتظار دارند رنج معیشتی آنها را ببینند و برای کاهش آن اقدام عملی انجام دهند. عذرخواهی زمانی ارزشمند است که با پذیرش مسئولیت، شفافیت و اصلاح سیاستها همراه باشد. در غیر این صورت، حتی صمیمانهترین جملات نیز نمیتواند اعتماد عمومی را بازسازی کند.نکته مهم آن است که فشار گرانی برای همه خانوارها یکسان نیست. خانوادهای که درآمد بالاتری دارد، ممکن است افزایش قیمت مرغ یا گوشت را با حذف برخی هزینههای دیگر جبران کند؛ اما برای کارگری که بخش عمده حقوق خود را صرف اجاره مسکن، حملونقل و قبوض میکند، همین افزایش قیمت میتواند به معنای حذف بخشی از مواد غذایی از سبد مصرفی باشد. بازنشستگان، کارمندان با درآمد ثابت و خانوارهای کمدرآمد نیز بیش از دیگران در برابر کاهش قدرت خرید آسیبپذیرند.اقتصاد را نمیتوان جدا از زندگی مردم مدیریت کرد. هیچ موفقیتی در آمارهای رسمی، زمانی که بخش بزرگی از جامعه برای خرید کالاهای ضروری با دشواری روبهروست، نمیتواند بهتنهایی رضایت عمومی ایجاد کند. مسئولان باید بدانند که مردم نه به دنبال شنیدن جملههای امیدوارکننده، بلکه خواهان مشاهده تغییر در زندگی روزمره خود هستند. امروز مسئله اصلی این نیست که چه کسی بابت گرانی عذرخواهی میکند؛ مسئله این است که چه کسی مسئولیت کاهش فشار اقتصادی را میپذیرد و برای آن برنامه دارد. سفره مردم به تصمیمهای واقعی نیاز دارد، نه فاصله گرفتن از واقعیتی که هر روز در خانههای ایرانیان تکرار میشود.
https://eghtesadepooya.ir/?p=106192















نظرات کاربران