قیمت انس طلا (XAU/USD) در معاملات روز چهارشنبه همچنان تحت فشار فروش باقی مانده و در جریان معاملات آسیایی حوالی محدوده 4,030 تا 4,025 دلار، نزدیک به کف نوسانی روز گذشته معامله میشود. این در حالی است که انتشار دادههای ضعیفتر از انتظار تورم مصرفکننده (CPI) و تورم تولیدکننده (PPI) آمریکا در نگاه نخست باید از طلا حمایت میکرد، اما پایداری قیمت نفت خام در سطوح بالا و افزایش نگرانیها نسبت به بازگشت فشارهای تورمی، مانع شکلگیری یک روند صعودی پایدار در بازار فلزات گرانبها شده است.
در شرایط کنونی، بازار طلا در نقطه تلاقی دو نیروی متضاد قرار گرفته است؛ از یک سو کاهش فشارهای تورمی آمریکا احتمال کاهش سرعت سیاستهای انقباضی فدرال رزرو را تقویت کرده و از سوی دیگر جهش قیمت انرژی و تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی، احتمال افزایش مجدد نرخ بهره در ادامه سال را همچنان زنده نگه داشته است. همین تضاد موجب شده معاملهگران با احتیاط بیشتری نسبت به اتخاذ موقعیتهای جدید در بازار طلا عمل کنند.
کاهش فشار تورمی آمریکا؛ سیگنالی که نتوانست روند بازار را تغییر دهد
جدیدترین آمار منتشرشده از سوی اداره آمار کار آمریکا (BLS) نشان داد شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) در ماه ژوئن برخلاف پیشبینیها 0.3 درصد کاهش یافته است؛ در حالی که ماه قبل رشد 0.6 درصدی برای این شاخص ثبت شده بود که بعداً نیز مورد بازنگری نزولی قرار گرفت.
همچنین نرخ سالانه تورم تولیدکننده از 6 درصد در ماه مه به 5.5 درصد در ژوئن کاهش یافت. این گزارش در ادامه انتشار دادههای شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) قرار گرفت؛ آماری که بزرگترین افت ماهانه تورم مصرفکننده از آوریل 2020 را نشان داد و تصویری از کاهش تدریجی فشارهای قیمتی در اقتصاد آمریکا ارائه کرد.
در واکنش به این دادهها، بازارها احتمال افزایش فوری نرخ بهره توسط فدرال رزرو را کاهش دادند و شاخص دلار آمریکا تا پایینترین سطح خود از 18 ژوئن عقب نشست. افت ارزش دلار در ساعات اولیه معاملات از قیمت طلا حمایت کرد، اما این حمایت دوام چندانی نداشت.
نفت، تورم و سیاست پولی؛ سه متغیری که همچنان علیه طلا عمل میکنند
اگرچه کاهش تورم آمریکا در نگاه نخست به نفع بازار طلا ارزیابی میشود، اما شرایط بازار انرژی تصویر متفاوتی ارائه میدهد. قیمت نفت خام همچنان در نزدیکی بالاترین سطح یک ماه اخیر قرار دارد و نگرانیها درباره عرضه جهانی انرژی افزایش یافته است.
رشد قیمت انرژی از منظر سیاستگذاران پولی اهمیت بالایی دارد، زیرا میتواند موج جدیدی از فشارهای تورمی را ایجاد کند. همین موضوع باعث شده بخشی از معاملهگران همچنان احتمال یک افزایش 25 واحد پایهای نرخ بهره توسط فدرال رزرو در سال 2026 را در سناریوهای خود حفظ کنند.
چشمانداز نرخ بهره بالاتر معمولاً به تقویت دلار آمریکا و افزایش بازده اوراق خزانه منجر میشود؛ دو عاملی که جذابیت داراییهای بدون سودی مانند طلا را کاهش میدهند. به همین دلیل، حتی با وجود افت اخیر شاخصهای تورمی، بازار هنوز نتوانسته چشمانداز کاملاً مثبتی برای فلز زرد ترسیم کند.
واکنش بازار ارز؛ دلار همچنان از حمایت بنیادی برخوردار است
انتشار دادههای ضعیف تورمی موجب شد شاخص دلار بخشی از افتهای اخیر خود را تجربه کند، اما این کاهش تاکنون به یک روند نزولی پایدار تبدیل نشده است.
بازار ارز اکنون میان دو روایت متفاوت قرار گرفته است؛ نخست کاهش تورم که از سیاستهای انقباضی کمتر حمایت میکند و دوم نگرانی از بازگشت تورم ناشی از افزایش قیمت انرژی که میتواند سیاستگذاران فدرال رزرو را دوباره به سمت افزایش نرخ بهره سوق دهد.
همین وضعیت باعث شده معاملهگران از اتخاذ موقعیتهای فروش سنگین روی دلار خودداری کنند؛ موضوعی که فشار مضاعفی بر بازار طلا وارد کرده است.
ساختار تکنیکال همچنان به نفع فروشندگان باقی مانده است
از منظر تکنیکال، نمودار روزانه انس طلا همچنان ساختاری نزولی دارد. قیمت در پایین میانگین متحرک ساده 200 روزه (SMA200) معامله میشود و همچنان درون یک کانال نزولی در حال حرکت است؛ موضوعی که نشان میدهد روند غالب بازار هنوز به نفع فروشندگان است.
قرار گرفتن قیمت در زیر میانگین 200 روزه معمولاً یکی از مهمترین نشانههای ضعف روند میانمدت محسوب میشود و تا زمانی که این سطح بازپس گرفته نشود، تغییر جدی در ساختار بازار مشاهده نخواهد شد.
اندیکاتورها از کاهش قدرت فروش خبر میدهند، اما هنوز سیگنال بازگشت صادر نشده است
اندیکاتورهای مومنتوم تصویر نسبتاً متفاوتی نسبت به ساختار کلی بازار ارائه میکنند. شاخص MACD در محدوده 9.43 قرار گرفته و همچنان مقدار مثبتی را نشان میدهد که از کاهش سرعت فشار فروش حکایت دارد. در مقابل، شاخص قدرت نسبی (RSI) حوالی 40.77 نوسان میکند؛ سطحی که اگرچه فاصله محسوسی با محدوده اشباع فروش دارد، اما همچنان برتری نسبی فروشندگان را تأیید میکند.
ترکیب این دو اندیکاتور نشان میدهد بازار احتمالاً وارد مرحلهای از تثبیت کوتاهمدت شده است، اما هنوز شواهد کافی برای آغاز یک روند صعودی پایدار مشاهده نمیشود.
حمایتهای کلیدی؛ محدوده 4,000 دلار همچنان مهمترین سنگر خریداران
مهمترین سطحی که اکنون معاملهگران بازار طلا زیر نظر دارند، مرز روانی 4,000 دلار است.
در صورتی که قیمت با قدرت به زیر این سطح نفوذ کرده و تثبیت شود، احتمال افزایش فشار فروش به شکل محسوسی افزایش خواهد یافت. در چنین شرایطی نخستین هدف نزولی بازار، کف سال جاری در محدوده 3,943 تا 3,942 دلار خواهد بود که در ماه ژوئن ثبت شده است.
در صورت از دست رفتن این حمایت نیز مسیر برای حرکت به سمت 3,675.71 دلار هموار میشود؛ سطحی که با کرانه پایینی کانال نزولی نیز همپوشانی دارد و از اهمیت ساختاری بالایی برخوردار است. شکست این محدوده میتواند آغازگر موج نزولی تازهای در بازار باشد.
مقاومتهای پیشروی قیمت؛ بازگشت صعودی همچنان با موانع جدی روبهرو است
در سمت مقابل، نخستین مقاومت مهم بازار در نزدیکی سقف کانال نزولی و محدوده 4,093.63 دلار قرار گرفته است. هرگونه رشد قیمت تا این محدوده احتمالاً با افزایش عرضه و فشار فروش همراه خواهد شد. تنها در صورتی که قیمت بتواند با قدرت از این مقاومت عبور کرده و بالای آن تثبیت شود، احتمال حرکت به سمت میانگین متحرک 200 روزه در محدوده 4,495.94 دلار افزایش خواهد یافت.
با این حال، تا زمانی که قیمت زیر این میانگین کلیدی قرار دارد، ساختار غالب بازار همچنان نزولی ارزیابی میشود.
جمعبندی و چشمانداز بازار
بازار انس طلا در شرایط فعلی تحت تأثیر همزمان کاهش تورم آمریکا و افزایش نگرانیها درباره تورم ناشی از رشد قیمت انرژی قرار گرفته است. اگرچه افت شاخصهای CPI و PPI فشار بر فدرال رزرو برای افزایش سریع نرخ بهره را کاهش داده، اما پایداری قیمت نفت و احتمال بازگشت تورم، همچنان مانع از تضعیف کامل دلار شده است.
از منظر تکنیکال نیز تصویر بازار هنوز به نفع فروشندگان باقی مانده است. معامله قیمت زیر میانگین متحرک 200 روزه، حضور در کانال نزولی و قرار گرفتن RSI زیر سطح میانی، همگی نشان میدهند که روند غالب همچنان نزولی است. در این میان، حمایت روانی 4,000 دلار مهمترین سطح تعیینکننده مسیر بعدی بازار خواهد بود؛ شکسته شدن این محدوده میتواند افت قیمت تا 3,943 دلار و سپس 3,675.71 دلار را در پی داشته باشد. در مقابل، بازگشت پایدار قیمت تنها در صورت عبور از 4,093.63 دلار و سپس شکست مقاومت کلیدی 4,495.94 دلار میتواند چشمانداز نزولی فعلی را به چالش بکشد.
جفتارز دلار آمریکا به فرانک سوئیس (USD/CHF) در معاملات اواسط ژوئیه ۲۰۲۶ در محدوده 0.809 تا 0.811 معامله میشود؛ محدودهای که در نزدیکی بالاترین سطوح سالانه قرار دارد و نشان میدهد خریداران همچنان کنترل روند میانمدت را در اختیار دارند. این جفتارز طی ماههای اخیر پس از ثبت کفهای نزدیک به 0.7604 موفق شده است روندی صعودی و باثبات را شکل دهد و اکنون با عبور از مقاومت مهم 0.8100، در حال تثبیت در نزدیکی سقف سالانه 0.8173 است. با این حال، کاهش نوسانات و قرار گرفتن قیمت در محدوده مقاومتهای کلیدی، احتمال ورود بازار به یک فاز استراحت یا اصلاح کوتاهمدت را نیز افزایش داده است.
از منظر بنیادی، اختلاف قابل توجه نرخ بهره میان ایالات متحده و سوئیس همچنان مهمترین عامل حمایت از دلار محسوب میشود. در مقابل، جایگاه سنتی فرانک سوئیس بهعنوان یکی از امنترین ارزهای جهان و افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی، مانع از شکلگیری یک روند صعودی پرشتاب برای USD/CHF شده است. به همین دلیل، معاملهگران اکنون علاوه بر دادههای اقتصادی آمریکا، تحولات مربوط به بانک مرکزی سوئیس و جریان سرمایه در بازارهای امن را نیز با دقت دنبال میکنند.
اختلاف سیاستهای پولی همچنان به نفع دلار باقی مانده است
یکی از مهمترین محرکهای روند USD/CHF، فاصله میان سیاستهای پولی فدرال رزرو و بانک ملی سوئیس (SNB) است. نرخ بهره بانک مرکزی سوئیس همچنان در سطح 0 درصد قرار دارد و سیاستگذاران این کشور بارها تأکید کردهاند که در صورت تقویت بیش از حد فرانک، آمادگی مداخله در بازار ارز را دارند. چنین رویکردی با هدف حمایت از صادرات، جلوگیری از کاهش بیشتر تورم و حفظ رقابتپذیری اقتصاد سوئیس دنبال میشود.
در مقابل، نرخ بهره فدرال رزرو همچنان در محدوده 3.75 درصد قرار دارد. هرچند کاهش سرعت تورم آمریکا احتمال افزایش مجدد نرخ بهره را کاهش داده است، اما همین اختلاف نرخ بهره همچنان مزیت قابل توجهی برای دلار ایجاد میکند و جریان سرمایه را به سمت داراییهای دلاری هدایت میکند. این اختلاف بازدهی یکی از اصلیترین دلایل حفظ روند صعودی USD/CHF در ماههای اخیر بوده است.
تورم پایین سوئیس و رشد اقتصادی ضعیف، فشار مضاعف بر فرانک
تورم سالانه سوئیس در ژوئن ۲۰۲۶ حدود 0.5 درصد گزارش شده که همچنان فاصله زیادی با اهداف معمول بانکهای مرکزی دارد. پایین بودن تورم باعث شده بانک ملی سوئیس فضای محدودی برای تقویت ارزش فرانک داشته باشد و حتی از تقویت بیش از اندازه آن جلوگیری کند.
در سوی دیگر، اقتصاد سوئیس نیز با چالشهایی نظیر کاهش تقاضای جهانی، فشار بر صادرات، تعرفههای تجاری و رشد کند اقتصاد اروپا روبهرو است. برآوردها رشد اقتصادی این کشور در سال ۲۰۲۶ را تنها بین 0.8 تا 1.1 درصد نشان میدهد. در مقابل، اقتصاد آمریکا با وجود نشانههای کاهش سرعت رشد، همچنان عملکردی مقاومتر نسبت به بسیاری از اقتصادهای توسعهیافته دارد و همین موضوع از دلار حمایت میکند.
البته کاهش اخیر تورم آمریکا و برخی نشانههای ضعف در بازار کار، باعث شده انتظارات برای کاهش نرخ بهره در آینده تقویت شود؛ عاملی که میتواند در ادامه سال بخشی از فشار خرید دلار را کاهش دهد.
نقش داراییهای امن؛ رقابت میان دلار و فرانک
یکی از ویژگیهای منحصر به فرد USD/CHF این است که هر دو ارز، در دورههای افزایش ریسک جهانی بهعنوان دارایی امن شناخته میشوند. بنابراین برخلاف بسیاری از جفتارزها، واکنش این نماد به تحولات ژئوپلیتیکی همیشه یکطرفه نیست.
در شرایطی که تنشهای بینالمللی افزایش پیدا کند، فرانک سوئیس معمولاً با ورود سرمایههای محافظهکار تقویت میشود. از سوی دیگر، اگر این تنشها باعث رشد بازده اوراق خزانه آمریکا یا افزایش تقاضا برای دلار شود، ارز آمریکا نیز از این شرایط منتفع خواهد شد. در نتیجه، رفتار USD/CHF بیش از هر زمان دیگری به نحوه واکنش سرمایهگذاران جهانی نسبت به ریسک وابسته شده است.
ساختار تکنیکال همچنان در اختیار خریداران قرار دارد
از دیدگاه تکنیکال، چشمانداز کلی بازار همچنان صعودی ارزیابی میشود. اکثر پلتفرمهای تحلیلی معتبر، تایمفریمهای روزانه و هفتگی این جفتارز را در وضعیت Strong Buy یا Buy قرار دادهاند.
میانگینهای متحرک کوتاهمدت و بلندمدت تقریباً همگی سیگنال خرید صادر کردهاند و قیمت بالاتر از میانگینهای مهم از جمله MA20، MA100 و MA200 قرار دارد. تنها MA50 اندکی ضعیفتر از سایر میانگینها عمل کرده، اما هنوز تغییری در ساختار اصلی روند ایجاد نکرده است.
این همگرایی میانگینهای متحرک نشان میدهد روند غالب بازار همچنان صعودی است و تا زمانی که قیمت بالاتر از حمایتهای کلیدی باقی بماند، احتمال ادامه حرکت رو به بالا بیشتر خواهد بود.
اندیکاتورها از ادامه روند حمایت میکنند اما هشدار اصلاح کوتاهمدت را نیز میدهند
شاخص قدرت نسبی RSI 14 در محدوده 58 قرار گرفته که نشان میدهد بازار هنوز وارد ناحیه اشباع خرید نشده است. این موضوع فضای لازم برای ادامه رشد را حفظ کرده است.
در مقابل، برخی نوسانگرها مانند Stochastic RSI، CCI و Williams %R وارد محدودههای اشباع خرید شدهاند؛ اتفاقی که معمولاً احتمال اصلاح کوتاهمدت یا حرکت خنثی را افزایش میدهد. همچنین MACD در وضعیت نسبتاً خنثی تا متمایل به فروش قرار گرفته و بیانگر کاهش مومنتوم نسبت به روزهای گذشته است.
در همین حال، شاخص ADX همچنان قدرت مناسب روند را تأیید میکند و نشان میدهد با وجود کاهش سرعت رشد، ساختار صعودی بازار هنوز تضعیف نشده است.
مقاومتهای کلیدی در نزدیکی سقف سالانه قرار دارند
از منظر سطوح تکنیکال، نخستین حمایت مهم بازار در محدوده 0.808 تا 0.809 قرار دارد؛ سطحی که در روزهای اخیر چندین بار از کاهش بیشتر قیمت جلوگیری کرده است. از دست رفتن این محدوده میتواند مسیر اصلاح را تا میانگینهای متحرک پایینتر هموار کند.
در سمت مقابل، مقاومت اصلی بازار در محدوده 0.811 تا 0.814 قرار گرفته است. عبور پایدار از این ناحیه میتواند زمینه حرکت به سمت سقف سالانه 0.8173 را فراهم کند. شکست این سقف نیز احتمال آغاز یک موج صعودی جدید را افزایش خواهد داد.
همچنین تمرکز نقاط پیوت روزانه در حوالی 0.8106 نشان میدهد این محدوده در کوتاهمدت نقش مهمی در تعیین جهت بعدی بازار خواهد داشت.
الگوهای قیمتی همچنان سناریوی صعودی را تقویت میکنند
در نمای میانمدت، خروج قیمت از یک کانال نزولی و تکمیل الگوی سر و شانه معکوس از مهمترین نشانههای تغییر روند محسوب میشود. هدف کلاسیک این الگو در محدوده 0.80 پیشتر محقق شده و اکنون بازار در مرحله تثبیت پس از شکست قرار دارد.
در صورتی که قیمت بتواند بالای محدوده 0.8100 باقی بماند، احتمال حمله دوباره به سقف سالانه افزایش خواهد یافت. با این حال، کاهش نوسانات که از طریق پایین بودن شاخص ATR نیز قابل مشاهده است، نشان میدهد حرکت بعدی بازار احتمالاً نیازمند یک محرک بنیادی قدرتمند خواهد بود.
رویدادهای مهمی که میتوانند مسیر USD/CHF را تغییر دهند
در روزها و هفتههای آینده، چند عامل میتوانند نقش تعیینکنندهای در جهت حرکت این جفتارز داشته باشند. دادههای تورمی و اشتغال آمریکا، شاخصهای تورمی و تولیدکننده سوئیس، سخنرانی مقامات فدرال رزرو و بانک ملی سوئیس و همچنین هرگونه تحول در فضای ژئوپلیتیکی، مهمترین متغیرهایی هستند که معاملهگران باید زیر نظر داشته باشند.
در شرایط فعلی که نوسانات بازار نسبتاً پایین است، انتشار دادههای اقتصادی یا تغییر انتظارات نسبت به سیاستهای پولی میتواند باعث افزایش سریع دامنه نوسانات شود و شکست سطوح تکنیکال مهم را رقم بزند.
جمعبندی و چشمانداز
در مجموع، تصویر بنیادی و تکنیکال USD/CHF همچنان به نفع خریداران ارزیابی میشود. اختلاف نرخ بهره میان آمریکا و سوئیس، عملکرد نسبتاً بهتر اقتصاد آمریکا و قرار گرفتن قیمت بالاتر از اغلب میانگینهای متحرک، از ادامه برتری دلار حمایت میکنند. در مقابل، جایگاه فرانک بهعنوان دارایی امن، تورم پایین سوئیس و احتمال افزایش تقاضا برای این ارز در دورههای تنش جهانی، مانع از شکلگیری یک روند صعودی بدون وقفه خواهد شد.
در کوتاهمدت، تا زمانی که قیمت بالاتر از محدوده 0.808 تا 0.809 حفظ شود، سناریوی غالب بازار همچنان حرکت به سمت مقاومتهای 0.814 و سپس سقف سالانه 0.8173 خواهد بود. با این حال، قرار گرفتن برخی اندیکاتورها در محدوده اشباع خرید نشان میدهد پیش از آغاز موج صعودی بعدی، اصلاح محدود یا فاز نوسانی نیز کاملاً محتمل است. در افق بلندمدت، اگرچه برخی مدلهای پیشبینی کاهش تدریجی نرخ برابری به محدوده 0.80 و حتی 0.79 را مطرح میکنند، اما در مقطع فعلی برتری همچنان با روند صعودی میانمدت و تثبیت قیمت در نزدیکی سقفهای سالانه است.
بازار جفتارز EUR/USD در میانه معاملات ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۶ در محدوده 1.1410 تا 1.1440 نوسان میکند؛ محدودهای که نشان میدهد معاملهگران پس از نوسانات هفتههای اخیر وارد فاز انتظار شدهاند. اگرچه در معاملات روزانه فشار فروش همچنان بر بازار سایه انداخته، اما تثبیت قیمت بالای حمایتهای کلیدی باعث شده سناریوی ادامه اصلاح یا آغاز یک حرکت صعودی جدید همچنان روی میز باقی بماند. اکنون نگاه معاملهگران بیش از هر زمان دیگری به دادههای اقتصاد آمریکا، سیاستهای فدرال رزرو و مواضع بانک مرکزی اروپا دوخته شده است؛ عواملی که میتوانند جهت حرکت بزرگ بعدی این جفتارز را مشخص کنند.
اختلاف سیاستهای پولی همچنان مهمترین موتور حرکت بازار است
مهمترین عامل بنیادی اثرگذار بر EUR/USD همچنان اختلاف سیاستهای پولی میان بانک مرکزی اروپا (ECB) و فدرال رزرو آمریکا است. در حال حاضر نرخ سپرده بانک مرکزی اروپا در محدوده 2.40 درصد قرار دارد و بخشی از بازار همچنان احتمال افزایش بیشتر نرخ بهره تا حوالی 2.70 درصد تا پایان سال را در قیمتها لحاظ کرده است. برخی معاملهگران نیز انتظار دارند نشست ماه سپتامبر بتواند زمینهساز یک تصمیم انقباضی دیگر باشد؛ موضوعی که در صورت تحقق میتواند از ارزش یورو حمایت کند.
در سوی مقابل، فدرال رزرو همچنان رویکردی محتاطانه در قبال کاهش نرخ بهره اتخاذ کرده است. اگرچه انتشار برخی دادههای ضعیفتر تورمی در آمریکا از شدت انتظارات برای ادامه سیاستهای انقباضی کاسته، اما اعضای فدرال رزرو همچنان نسبت به پایداری تورم هشدار میدهند و تأکید دارند که برای آغاز چرخه کاهش نرخ بهره به شواهد بیشتری نیاز است. همین مسئله موجب شده دلار آمریکا همچنان از حمایت نرخهای بهره بالاتر برخوردار باشد.
در نتیجه، اختلاف نرخ بهره هنوز به نفع دلار باقی مانده است، اما هرگونه ضعف بیشتر در دادههای اقتصادی آمریکا یا ارسال سیگنالهای انقباضیتر از سوی بانک مرکزی اروپا میتواند این فاصله را کاهش داده و زمینه تقویت یورو را فراهم کند.
دادههای اقتصادی مسیر بعدی یورو و دلار را تعیین خواهند کرد
در منطقه یورو، تصویر اقتصاد همچنان ترکیبی است. آمارهای تولید صنعتی و شاخصهای فعالیت اقتصادی هنوز نشانههای روشنی از بازگشت قدرتمند رشد ارائه نمیکنند، اما فشارهای تورمی ناشی از هزینههای انرژی و عوامل خارجی، بانک مرکزی اروپا را در حفظ سیاستهای سختگیرانه محتاط نگه داشته است.
اقتصاد آمریکا نیز اگرچه همچنان از مقاومت قابل توجهی برخوردار است، اما کاهش تدریجی فشارهای تورمی طی ماههای اخیر موجب شده انتظارات بازار نسبت به کاهش نرخ بهره در ماههای آینده تا حدودی تقویت شود. به همین دلیل، انتشار دادههایی مانند تورم مصرفکننده (CPI)، تورم تولیدکننده (PPI)، شاخص مدیران خرید (PMI)، آمار تولید صنعتی و سخنرانی مقامات فدرال رزرو میتوانند نوسانات قابل توجهی در بازار ایجاد کنند.
از سوی دیگر، کاهش نقدشوندگی بازار در فصل تابستان معمولاً باعث میشود واکنش معاملهگران به اخبار اقتصادی شدیدتر از حالت عادی باشد و حتی دادههای متوسط نیز بتوانند حرکتهای بزرگی در نمودار ایجاد کنند.
تعادل شکننده میان ریسکگریزی و امید به بهبود اقتصاد اروپا
یکی دیگر از عوامل اثرگذار بر EUR/USD، فضای ریسک در بازارهای مالی جهانی است. هر زمان نگرانیهای ژئوپلیتیکی یا اقتصادی افزایش پیدا کند، سرمایهها معمولاً به سمت دلار آمریکا به عنوان دارایی امن حرکت میکنند و همین موضوع فشار فروش بر یورو را افزایش میدهد.
در مقابل، اگر فضای بازار به سمت افزایش اشتهای ریسک حرکت کند و همزمان دادههای اقتصادی اروپا بهبود یابد، سرمایهگذاران میتوانند دوباره به خرید یورو تمایل پیدا کنند. برخی مدلهای ارزشگذاری بلندمدت نیز همچنان ارزش تعادلی EUR/USD را در محدوده 1.15 تا 1.20 برآورد میکنند؛ هرچند در کوتاهمدت عملکرد دلار آمریکا همچنان مهمترین متغیر تعیینکننده مسیر بازار محسوب میشود.
ساختار تکنیکال همچنان به نفع فروشندگان است
از منظر تکنیکال، EUR/USD طی هفتههای اخیر در یک روند نزولی ملایم قرار داشته و طی یک ماه گذشته حدود 1.4 تا 1.7 درصد و در مقیاس سالانه نزدیک به 2 درصد کاهش قیمت را تجربه کرده است. با وجود این افت، طی روزهای اخیر بازار وارد فاز تراکم شده و دامنه نوسانات کاهش یافته است.
بررسی میانگینهای متحرک نشان میدهد تقریباً تمامی میانگینهای مهم از MA5 تا MA200 همچنان سیگنال فروش صادر میکنند. این موضوع نشان میدهد روند غالب بازار هنوز به طور کامل تغییر نکرده است و فروشندگان همچنان کنترل نسبی بازار را در اختیار دارند.
شاخص قدرت نسبی RSI نیز در محدوده 43 قرار گرفته که همچنان پایینتر از سطح تعادلی 50 است و برتری نسبی فروشندگان را نشان میدهد. همزمان اندیکاتورهای Stochastic، CCI و Williams %R نیز سیگنالهای فروش ارائه میکنند، اگرچه قرار گرفتن Williams %R در محدوده اشباع فروش میتواند احتمال وقوع یک بازگشت کوتاهمدت را نیز افزایش دهد.
در مقابل، MACD وضعیت نسبتاً خنثی متمایل به خرید دارد، اما این سیگنال به تنهایی برای تغییر ساختار نزولی بازار کافی نیست و هنوز تحت تأثیر مجموعه سیگنالهای نزولی سایر اندیکاتورها قرار دارد.
نبرد میان مثلث صعودی و مقاومت سرسخت بازار
در نمودار چهار ساعته، برخی تحلیلگران تشکیل یک مثلث صعودی (Ascending Triangle) را مطرح کردهاند؛ الگویی که با تشکیل کفهای بالاتر نشان میدهد خریداران به تدریج در حال تقویت موقعیت خود هستند، اما هنوز موفق به عبور از مقاومت اصلی نشدهاند.
مهمترین مقاومت بازار در محدوده 1.1445 تا 1.1460 قرار دارد؛ منطقهای که طی هفتههای اخیر چندین بار مانع ادامه رشد قیمت شده است. عبور قطعی از این محدوده میتواند راه را برای حرکت به سمت سطح روانی 1.1500 و اهداف فیبوناچی بالاتر هموار کند.
در سمت مقابل، حمایت بسیار مهم بازار در محدوده 1.1400 تا 1.1380 قرار دارد. این محدوده علاوه بر انطباق با کفهای اخیر، با خط روند حمایتی نیز همپوشانی دارد و از اهمیت بالایی برخوردار است. از دست رفتن این حمایت میتواند آغازگر موج اصلاحی عمیقتر و حرکت قیمت به سطوح پایینتر باشد.
کاهش نوسانات؛ نشانهای از حرکت بزرگ بعدی؟
یکی از نکات قابل توجه در وضعیت فعلی بازار، کاهش شاخص ATR است که نشان میدهد دامنه نوسانات در کوتاهمدت کاهش یافته است. چنین شرایطی معمولاً پیش از وقوع حرکات قدرتمند در بازارهای مالی مشاهده میشود؛ به ویژه زمانی که قیمت در محدودهای فشرده میان حمایت و مقاومت در حال نوسان باشد.
از سوی دیگر، دادههای احساسات معاملهگران نشان میدهد حدود 54 درصد از مشتریان IG همچنان در موقعیت خرید قرار دارند. اگرچه این موضوع به تنهایی سیگنال معاملاتی محسوب نمیشود، اما نشان میدهد بازار هنوز به طور کامل نسبت به سناریوی نزولی متقاعد نشده و احتمال وقوع شکست در هر دو جهت همچنان وجود دارد.
در فضای فعلی، معاملهگران حرفهای بیش از آنکه به پیشبینی جهت بازار تکیه کنند، منتظر تأیید شکست سطوح کلیدی هستند تا بتوانند با احتمال موفقیت بالاتر وارد معاملات شوند.
جمعبندی و چشمانداز بازار
EUR/USD در حال حاضر در یکی از حساسترین مقاطع معاملاتی خود قرار گرفته است؛ جایی که عوامل بنیادی و تکنیکال پیامهای متفاوتی به بازار ارسال میکنند. از یک سو، اختلاف نرخ بهره و ساختار تکنیکال همچنان تا حدی از دلار آمریکا حمایت میکند و سیگنالهای فروش در اغلب اندیکاتورها حفظ شده است. از سوی دیگر، احتمال تضعیف دادههای اقتصادی آمریکا و ادامه رویکرد انقباضی بانک مرکزی اروپا میتواند شرایط را به نفع یورو تغییر دهد.
از منظر تکنیکال، تا زمانی که قیمت پایینتر از محدوده 1.1445 تا 1.1460 قرار دارد، احتیاط همچنان سناریوی غالب بازار خواهد بود. در مقابل، تثبیت بالای این مقاومت میتواند مسیر صعود به سمت 1.1500 را هموار کند. همچنین از دست رفتن حمایت 1.1400 تا 1.1380 احتمال تشدید فشار فروش و ادامه اصلاح را افزایش خواهد داد.
در مجموع، چشمانداز کوتاهمدت EUR/USD همچنان خنثی متمایل به نزولی ارزیابی میشود، اما با توجه به کاهش نوسانات و نزدیکی بازار به سطوح کلیدی، انتشار دادههای مهم اقتصاد کلان و مواضع بانکهای مرکزی میتواند آغازگر حرکت بزرگ بعدی این جفتارز باشد.
بازار اتریوم پس از ماهها فشار فروش و اصلاح عمیق، اکنون نشانههایی از بازگشت قدرت خریداران را به نمایش گذاشته است. عبور قیمت از مقاومت مهم ۱۸۵۰ دلار و ثبت بالاترین سطح قیمتی طی حدود ۴۲ روز گذشته، نگاه معاملهگران را بار دیگر به دومین ارز دیجیتال بزرگ بازار معطوف کرده است. در شرایطی که ورود سرمایههای نهادی از طریق ETFهای اسپات، رشد فعالیت شبکه، افزایش میزان استیکینگ و بهبود فضای کلان اقتصادی همزمان در حال تقویت چشمانداز این دارایی هستند، بازار در یکی از حساسترین مقاطع خود قرار گرفته است؛ جایی که شکست مقاومتهای پیشرو میتواند آغازگر فاز صعودی تازهای باشد، اما ناکامی در عبور از این محدودهها همچنان ریسک بازگشت اصلاح را حفظ میکند.
بازگشت اتریوم از کفهای سال؛ بازار وارد مرحله جدیدی میشود
اتریوم در زمان نگارش این گزارش در محدوده ۱۸۷۰ تا ۱۸۹۰ دلار معامله میشود؛ سطحی که نسبت به هفتههای گذشته نشاندهنده بهبود محسوسی در ساختار قیمت است. بسته شدن کندل روزانه بالاتر از مقاومت ۱۸۵۰ دلار از منظر تکنیکال اهمیت بالایی دارد، زیرا این محدوده طی هفتههای اخیر به عنوان سد اصلی رشد قیمت عمل کرده بود.
این رشد پس از یک دوره اصلاح سنگین در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ رخ داده است؛ دورهای که طی آن قیمت اتریوم از محدودههای ۲۴۰۰ تا ۳۳۰۰ دلار وارد روند نزولی شد و نهایتاً تا ناحیه ۱۵۰۰ تا ۱۶۰۰ دلار عقب نشست. اکنون بازار نشانههایی از تشکیل یک کف میانمدت و آغاز فرآیند بازیابی را نشان میدهد.
در کنار رشد قیمت، عملکرد اتریوم نسبت به بیتکوین نیز بهبود یافته است. شکست روند نزولی ۱۱ ماهه در نمودار ETH/BTC بیانگر آن است که سرمایه بار دیگر در حال ورود به اتریوم است و این ارز دیجیتال در هفتههای اخیر عملکردی بهتر از بیتکوین داشته است. اگرچه نوسانات همچنان بالا باقی مانده، اما رفتار قیمت نشان میدهد بازار وارد فاز تثبیت پس از جهش شده و فعلاً تمایل غالب به سمت خریداران متمایل است.
سیاستهای پولی و جریان نقدینگی؛ موتور محرک بازار اتریوم
همانند سایر داراییهای پرریسک، اتریوم نیز همچنان وابستگی قابل توجهی به شرایط اقتصاد کلان دارد. انتشار دادههای تورمی آمریکا که کمتر از انتظارات بازار بود، فشار بر سیاستهای انقباضی را کاهش داد و موجب بهبود فضای سرمایهگذاری در بازارهای ریسکی شد.
در مقابل، شاخص دلار آمریکا (DXY) و انتظارات مربوط به نرخ بهره همچنان مهمترین متغیرهای اثرگذار بر بازار ارزهای دیجیتال محسوب میشوند. هرگونه افزایش احتمال کاهش نرخ بهره یا تزریق نقدینگی میتواند سرمایههای بیشتری را به سمت اتریوم هدایت کند.
هرچند همبستگی اتریوم با بیتکوین همچنان بالا باقی مانده است، اما طی هفتههای اخیر اتریوم توانسته بازدهی بهتری نسبت به رهبر بازار ثبت کند؛ موضوعی که نشان میدهد عوامل اختصاصی این شبکه نیز در حال ایفای نقش مهمتری هستند.
ETFهای اسپات و سرمایه نهادی؛ پشتوانهای قدرتمند برای قیمت
یکی از مهمترین محرکهای بنیادی اتریوم در سال جاری، ادامه ورود سرمایه به صندوقهای قابل معامله اسپات (Spot Ethereum ETF) بوده است.در هفتههای اخیر صندوقهای اسپات اتریوم بار دیگر ورود سرمایه خالص مثبتی را ثبت کردهاند و برخی روزها میزان ورود سرمایه به بیش از ۱۸ میلیون دلار رسیده است. علاوه بر این، طی ماههای پرقدرت امسال مجموع ورود سرمایه به صدها میلیون دلار رسید که نشان میدهد سرمایهگذاران نهادی همچنان دیدگاه مثبتی نسبت به آینده اتریوم دارند.
مشارکت شرکتهایی مانند BlackRock در این صندوقها نیز اهمیت ویژهای دارد، زیرا ورود بازیگران بزرگ مالی معمولاً موجب افزایش اعتماد سرمایهگذاران و ایجاد کفهای قیمتی قدرتمندتر در بازار میشود.اگرچه در برخی دورهها خروج سرمایه نیز مشاهده شده، اما روند کلی از زمان راهاندازی ETFهای اسپات همچنان مثبت ارزیابی میشود و این موضوع یکی از عوامل اصلی حمایت از قیمت اتریوم محسوب میشود.
توسعه اکوسیستم؛ شبکه اتریوم قدرتمندتر از همیشه
رشد اتریوم تنها به قیمت محدود نمیشود و دادههای شبکه نیز تصویر مثبتی ارائه میکنند.
شبکههای لایه دوم (Layer 2) اکنون بخش بزرگی از تراکنشهای اکوسیستم را پردازش میکنند و نقش مهمی در افزایش مقیاسپذیری شبکه بر عهده گرفتهاند. ارزش کل داراییهای قفلشده (TVL) در شبکه اصلی اتریوم همچنان در محدوده ۴۱ میلیارد دلار قرار دارد و مجموع ارزش قفلشده در اکوسیستم لایه دوم نیز به دهها میلیارد دلار رسیده است.
در کنار این موضوع، توسعهدهندگان اتریوم در حال آمادهسازی ارتقاهای جدیدی از جمله Glamsterdam و پس از آن Hegotá هستند. این بهروزرسانیها بر افزایش ظرفیت پردازش، کاهش هزینهها، بهبود امنیت شبکه و حتی افزایش آمادگی در برابر تهدیدات محاسبات کوانتومی تمرکز دارند.این ارتقاها ادامه روندی هستند که با اجرای EIP-4844 آغاز شد؛ ارتقایی که کاهش چشمگیر هزینه تراکنشها را برای کاربران شبکه به همراه داشت.
دادههای آنچین؛ عرضه در حال کاهش است
بررسی شاخصهای آنچین نیز تصویر نسبتاً امیدوارکنندهای از وضعیت اتریوم ارائه میدهد.اکنون بیش از ۳۰ درصد از کل عرضه اتریوم در قراردادهای استیکینگ قفل شده و حجم داراییهای استیکشده به حدود ۳۵ تا ۴۰ میلیون واحد ETH رسیده است. این موضوع از یک سو امنیت شبکه را افزایش داده و از سوی دیگر میزان عرضه قابل معامله در بازار را کاهش داده است.
هرچند افزایش مشارکت در استیکینگ باعث شده نرخ سود اعتبارسنجها به حدود ۳ درصد یا کمتر کاهش یابد، اما همین کاهش عرضه آزاد، یکی از مهمترین عوامل حمایت از قیمت در بلندمدت محسوب میشود.
همزمان موجودی اتریوم در صرافیها نیز به پایینترین سطوح چند سال اخیر رسیده است؛ موضوعی که نشان میدهد بخش بزرگی از سرمایهگذاران ترجیح میدهند دارایی خود را به کیف پولهای شخصی منتقل کرده یا در فرآیند استیکینگ مشارکت کنند.
رفتار نهنگها نیز همچنان بیشتر به سمت انباشت دارایی متمایل است و جریان ورود به صرافیها در سطح پایینی قرار دارد؛ عاملی که فشار فروش بالقوه را محدود میکند.
کارمزدها کاهش یافته اما فعالیت شبکه رکورد زده است
یکی از موفقترین دستاوردهای اتریوم طی سال گذشته، کاهش محسوس هزینه استفاده از شبکه بوده است.کارمزد تراکنشها در بسیاری از مواقع به محدوده ۰.۱۰ تا ۰.۲۰ دلار کاهش یافته و در شبکههای لایه دوم حتی کمتر از این مقدار نیز ثبت شده است.
جالب آنکه کاهش کارمزدها نه تنها موجب افت فعالیت شبکه نشده، بلکه تعداد تراکنشها و آدرسهای فعال به رکوردهای تاریخی جدیدی رسیده است؛ موضوعی که نشان میدهد راهکارهای مقیاسپذیری در حال دستیابی به اهداف خود هستند.
بازار مشتقات؛ معاملهگران به ادامه رشد امیدوار شدهاند
بازار مشتقات نیز نشانههایی از بازگشت خوشبینی را نشان میدهد.
افزایش حجم موقعیتهای خرید (Long) در پلتفرمهایی مانند Bitfinex نشان میدهد معاملهگران حرفهای انتظار ادامه روند صعودی را دارند.
اگرچه نرخهای فاندینگ و میزان قراردادهای باز (Open Interest) نیازمند پایش لحظهای هستند، اما دادههای موجود نشان میدهد ساختار کلی بازار مشتقات با رشد اخیر قیمت همسو شده و احساسات بازار نسبت به هفتههای گذشته بهبود یافته است.
تحلیل تکنیکال؛ مقاومت ۱۹۰۰ دلار تعیینکننده مسیر آینده
از منظر تکنیکال، اتریوم پس از تشکیل یک کف بالاتر نسبت به کف قبلی، وارد مرحله ساخت پایه قیمتی شده است. روند نزولی چندماهه تا حد زیادی تضعیف شده و عبور قیمت از محدوده ۱۸۵۰ دلار نخستین نشانه جدی تغییر ساختار بازار محسوب میشود. در تایمفریمهای بالاتر هنوز مقاومتهای مهمی پیش روی قیمت قرار دارد، اما قدرت نسبی اتریوم در برابر بیتکوین و بازپسگیری میانگینهای متحرک کوتاهمدت نشان میدهد خریداران کنترل بیشتری بر بازار پیدا کردهاند.
حمایت نخست در محدوده ۱۷۵۰ تا ۱۸۰۰ دلار قرار دارد؛ ناحیهای که همپوشانی قابل توجهی با میانگینهای متحرک و محدوده تراکم قیمت دارد. در صورت از دست رفتن این محدوده، حمایت مهم بعدی در ۱۷۰۰ دلار و سپس کفهای ۱۵۰۰ تا ۱۶۰۰ دلار قرار خواهد داشت. در سمت مقابل، نخستین مقاومت جدی بازار در محدوده ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۰ دلار قرار دارد. عبور قدرتمند از این ناحیه میتواند مسیر حرکت قیمت را به سمت مقاومتهای ۲۲۰۰ تا ۲۴۰۰ دلار هموار کند.
اندیکاتورها از ادامه بهبود بازار حمایت میکنند
شاخص قدرت نسبی یا RSI در محدوده ۶۰ تا ۶۵ واحد قرار گرفته است؛ سطحی که نشان میدهد مومنتوم بازار در حال تقویت شدن است اما هنوز وارد محدوده اشباع خرید نشده است. اندیکاتور MACD نیز کراس صعودی را در نمودارهای روزانه و هفتگی حفظ کرده و گسترش هیستوگرام مثبت از ادامه برتری خریداران حکایت دارد.
در بخش میانگینهای متحرک نیز میانگینهای کوتاهمدت EMA20 و EMA50 در حال ایجاد آرایش صعودی هستند و اکنون به عنوان حمایتهای دینامیک عمل میکنند، هرچند میانگین متحرک ۲۰۰ روزه همچنان به عنوان مقاومت بلندمدت بالاتر از قیمت قرار گرفته است. افزایش حجم معاملات همزمان با رشد اخیر نیز اعتبار حرکت صعودی را افزایش داده است، اگرچه برای تأیید کامل شکست مقاومتها، ادامه ورود نقدینگی ضروری خواهد بود.
سناریوهای پیش روی اتریوم
در سناریوی صعودی، ادامه ورود سرمایه به ETFهای اسپات، انتشار دادههای اقتصادی مثبت، کاهش فشار سیاستهای پولی، توسعه بیشتر اکوسیستم لایه دوم، افزایش فعالیت دیفای و شکست قطعی مقاومت ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۰ دلار میتواند مسیر رشد اتریوم را به سمت محدوده ۲۲۰۰ تا ۲۵۰۰ دلار در میانمدت باز کند. افزایش میزان استیکینگ و کاهش عرضه آزاد نیز میتواند این روند را تقویت کند.
در مقابل، در سناریوی نزولی، بازگشت فضای ریسکگریزی به بازارهای مالی، تقویت شاخص دلار، کاهش ورود سرمایه به ETFها یا از دست رفتن حمایت ۱۷۵۰ تا ۱۸۰۰ دلار میتواند اصلاح قیمت را تا محدوده ۱۶۰۰ دلار یا حتی پایینتر گسترش دهد. همچنین اگر اتریوم بار دیگر در برابر بیتکوین وارد فاز ضعف شود یا ارتقاهای شبکه با تأخیر مواجه شوند، احتمال افزایش فشار فروش نیز وجود خواهد داشت.
جمعبندی و چشمانداز
اتریوم پس از پشت سر گذاشتن یکی از سنگینترین اصلاحهای خود در سال ۲۰۲۶، اکنون در موقعیتی قرار گرفته که هم دادههای بنیادی و هم شاخصهای آنچین از بهبود تدریجی شرایط حمایت میکنند. ورود مستمر سرمایه به ETFهای اسپات، افزایش نرخ استیکینگ، کاهش عرضه در صرافیها، رشد شبکههای لایه دوم، کاهش کارمزدها و افزایش فعالیت کاربران، مجموعهای از عوامل بنیادی قدرتمند را برای این دارایی ایجاد کردهاند.
در بعد تکنیکال نیز تثبیت قیمت بالای ۱۸۵۰ دلار، حفظ حمایت ۱۸۰۰ دلار و تلاش برای عبور از مقاومت ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۰ دلار مهمترین متغیرهایی هستند که مسیر حرکت اتریوم در هفتههای آینده را تعیین خواهند کرد. تا زمانی که این حمایتها حفظ شوند، چشمانداز میانمدت بازار با وجود نوسانات کوتاهمدت همچنان متمایل به سناریوی صعودی باقی میماند؛ هرچند معاملهگران باید همچنان جریان ورود سرمایه به ETFها، دادههای آنچین و تحولات اقتصاد کلان را به دقت زیر نظر داشته باشند.
بازار بیتکوین در یکی از حساسترین مقاطع معاملاتی ماههای اخیر قرار گرفته است؛ جایی که از یک سو بازگشت قیمت به محدوده ۶۵ هزار دلار امیدها به آغاز موج جدیدی از رشد را افزایش داده و از سوی دیگر، دادههای آنچین از شکلگیری بیسابقهترین موقعیتهای خرید اهرمی در میان معاملهگران حرفهای خبر میدهند. تازهترین آمار منتشرشده از سوی شرکت تحلیل دادههای آنچین Glassnode نشان میدهد حجم موقعیتهای لانگ در صرافی غیرمتمرکز Hyperliquid به رکوردی تاریخی رسیده و حتی از سطحی که در جریان حرکت بیتکوین به سمت محدوده ۸۳ هزار دلار ثبت شده بود نیز فراتر رفته است. این وضعیت، در کنار بهبود نسبی ساختار قیمتی، بار دیگر توجه فعالان بازار را به این پرسش معطوف کرده که آیا بیتکوین در آستانه آغاز یک روند صعودی تازه قرار دارد یا بازار در حال ورود به منطقهای با ریسک بالای لیکوئید شدن معاملات اهرمی است.
رکورد تاریخی موقعیتهای خرید؛ Hyperliquid نبض انتظارات صعودی بازار را نشان میدهد
گزارش جدید Glassnode تصویری کمسابقه از رفتار معاملهگران حرفهای ارائه میدهد. براساس این دادهها، معاملهگران برتر فعال در Hyperliquid اکنون بزرگترین و پایدارترین موقعیتهای خرید بیتکوین را از زمان آغاز ثبت این شاخص در اختیار دارند. نکته مهم آن است که حجم این موقعیتها نهتنها یک رکورد جدید محسوب میشود، بلکه از میزان لانگهایی که همزمان با رشد بیتکوین تا محدوده ۸۳ هزار دلار شکل گرفته بود نیز فراتر رفته است؛ موضوعی که از افزایش قابل توجه تقاضای سفتهبازانه و رشد انتظارات صعودی در میان معاملهگران حرفهای حکایت دارد.
Hyperliquid در ماههای اخیر به یکی از مهمترین مراجع سنجش احساسات بازار مشتقات ارزهای دیجیتال تبدیل شده است. این پلتفرم غیرمتمرکز امکان معامله قراردادهای دائمی (Perpetual Futures) را با استفاده از اهرمهای معاملاتی فراهم میکند و از آنجا که تمام موقعیتهای معاملاتی بهصورت شفاف روی بلاکچین قابل مشاهده هستند، دادههای آن به یکی از معتبرترین شاخصهای ارزیابی رفتار سرمایهگذاران بزرگ تبدیل شده است. به همین دلیل، افزایش چشمگیر موقعیتهای خرید در این صرافی، برای بسیاری از تحلیلگران تنها یک آمار ساده نیست، بلکه نشانهای از تغییر انتظارات فعالان بزرگ بازار نسبت به آینده بیتکوین محسوب میشود.
Glassnode در گزارش خود تأکید کرده است که شدت و پایداری این موقعیتهای خرید در مقایسه با دورههای گذشته بیسابقه بوده و نشان میدهد بخش قابل توجهی از سرمایههای اهرمی همچنان بر ادامه رشد قیمت بیتکوین شرطبندی کردهاند.
معاملهگران بزرگ در اصلاح بازار عقبنشینی نکردند
یکی از مهمترین نکات این گزارش، زمان شکلگیری این موقعیتهای خرید است. برخلاف تصور رایج که افزایش لانگها معمولاً پس از آغاز روندهای صعودی رخ میدهد، دادههای آنچین نشان میدهد معاملهگران بزرگ از هفتهها قبل و در طول اصلاح قیمت ماه ژوئن نیز به افزایش موقعیتهای خرید خود ادامه دادهاند.
در گزارشهای پیشین نیز مشخص شده بود که نهنگهای فعال در Hyperliquid طی حدود دو ماه، ارزش موقعیتهای خرید خود را به حدود ۳.۵ میلیارد دلار رسانده بودند؛ در آن مقطع، نسبت معاملات خرید تنها اندکی از معاملات فروش بیشتر بود و اختلاف میان لانگها و شورتها به حدود ۵۰.۴ درصد میرسید. اما تازهترین دادههای Glassnode نشان میدهد این برتری اکنون به بالاترین سطح ثبتشده رسیده و فاصله میان موقعیتهای خرید و فروش به شکل محسوسی افزایش یافته است.
این رفتار بیانگر آن است که بسیاری از سرمایهگذاران بزرگ، کاهش قیمت را نه بهعنوان آغاز یک روند نزولی جدید، بلکه بهعنوان فرصتی برای افزایش موقعیتهای خود ارزیابی کردهاند. در واقع، الگوی معاملاتی نهنگها بیشتر با استراتژی «خرید در اصلاح» همخوانی دارد تا ورود هیجانی به بازار پس از آغاز رشد قیمت.
همزمان، بازگشت بیتکوین به بالای محدوده ۶۵ هزار دلار نیز این دیدگاه را تا حدی تقویت کرده است. این سطح پس از افت قیمت به زیر ۶۲ هزار دلار در پی افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی، به یکی از مهمترین مقاومتهای کوتاهمدت بازار تبدیل شده بود و اکنون معاملهگران با دقت واکنش قیمت به این محدوده را دنبال میکنند.
خوشبینی بازار در برابر خطر لیکوئید شدن معاملات
هرچند افزایش موقعیتهای خرید معمولاً نشانهای از تقویت انتظارات صعودی است، اما تمرکز بیش از حد سرمایه در یک سمت بازار همواره با ریسکهای قابل توجهی همراه است. بسیاری از تحلیلگران هشدار میدهند زمانی که بخش بزرگی از سرمایههای اهرمی در موقعیت خرید قرار میگیرند، بازار در برابر شوکهای نزولی آسیبپذیرتر میشود.
اگر قیمت برخلاف انتظار معاملهگران حرکت کند و نتواند سطوح حمایتی مهم را حفظ کند، موقعیتهای خرید اهرمی ممکن است به صورت زنجیرهای لیکوئید شوند. این فرآیند معمولاً فشار فروش را به شکل قابل توجهی افزایش میدهد و میتواند اصلاحی عمیقتر از انتظار ایجاد کند. به همین دلیل، صرف افزایش تعداد موقعیتهای لانگ را نمیتوان به معنای ورود سرمایه واقعی به بازار اسپات یا تضمین ادامه روند صعودی تلقی کرد.
با این حال، نکتهای که نگاه بسیاری از تحلیلگران را به خود جلب کرده، تداوم این موقعیتهای خرید در تمام طول اصلاح ماه ژوئن است. برخلاف بسیاری از دورههای گذشته که معاملهگران با آغاز افت قیمت از بازار خارج میشدند، این بار سرمایهگذاران بزرگ نهتنها از موقعیتهای خود خارج نشدند، بلکه حجم خریدهای اهرمی را نیز افزایش دادند. این رفتار نشان میدهد اعتماد بخش قابل توجهی از سرمایهگذاران نهادی و حرفهای نسبت به چشمانداز میانمدت بیتکوین همچنان حفظ شده است.
اکنون نگاه بازار به رفتار قیمت در محدوده ۶۵ هزار دلار دوخته شده است. تثبیت قیمت بالاتر از این سطح میتواند موقعیتهای خرید فعلی را وارد سود کند و زمینه را برای افزایش تقاضا و ادامه روند بازیابی فراهم سازد. در مقابل، اگر بیتکوین بار دیگر در عبور از این محدوده ناکام بماند، همین حجم بالای معاملات اهرمی ممکن است به عاملی برای تشدید فشار فروش و آغاز موج جدیدی از لیکوئید شدن تبدیل شود.
بیتکوین هنوز زیر مقاومتهای کلیدی معامله میشود
از منظر تکنیکال، بیتکوین پس از رشد بیش از چهار درصدی روز گذشته اکنون در محدوده ۶۴٬۵۱۰ دلار معامله میشود و موفق شده مقاومت مهم ۶۴٬۰۰۰ دلار را پشت سر بگذارد. این حرکت را میتوان نخستین نشانه از بازگشت نسبی قدرت خریداران دانست، اما ساختار کلی نمودار هنوز تغییر محسوسی به نفع روند صعودی نداشته است.
مهمترین نکته آن است که قیمت همچنان پایینتر از سه میانگین متحرک نمایی مهم بازار قرار دارد. میانگین متحرک نمایی ۵۰ روزه (EMA50) در محدوده ۶۵٬۱۴۲ دلار، میانگین متحرک نمایی ۱۰۰ روزه (EMA100) در سطح ۶۸٬۵۲۴ دلار و میانگین متحرک نمایی ۲۰۰ روزه (EMA200) در محدوده ۷۴٬۵۶۲ دلار قرار گرفتهاند. قرار گرفتن قیمت زیر این سه مقاومت پویا نشان میدهد که اگرچه فشار فروش کوتاهمدت کاهش یافته، اما روند غالب میانمدت همچنان نزولی است و خریداران برای تغییر کامل ساختار بازار باید از این موانع عبور کنند.
در بخش اندیکاتورها نیز نشانههایی از بهبود تدریجی دیده میشود. شاخص قدرت نسبی (RSI) در محدوده ۵۴ قرار گرفته که بیانگر تقویت نسبی مومنتوم خرید بدون ورود به محدوده اشباع خرید است. از سوی دیگر، اندیکاتور MACD همچنان در محدوده مثبت قرار دارد و نشان میدهد شتاب نزولی بازار تا حد زیادی تضعیف شده است. با این حال، این دو شاخص هنوز سیگنال قطعی آغاز یک روند صعودی قدرتمند را صادر نکردهاند و بیشتر از کاهش فشار فروش نسبت به تغییر کامل روند حکایت دارند.
در صورت حفظ حمایت ۶۴٬۰۰۴ دلار، احتمال ادامه حرکت قیمت به سمت نخستین مقاومت مهم یعنی EMA50 در ۶۵٬۱۴۲ دلار افزایش خواهد یافت. عبور و تثبیت بالاتر از این سطح میتواند راه را برای آزمایش مقاومت بعدی در ۶۸٬۵۲۴ دلار هموار کند. پس از آن، EMA200 در محدوده ۷۴٬۵۶۲ دلار مهمترین مانع ساختاری بازار خواهد بود و تنها عبور پایدار از این سه مقاومت میتواند چشمانداز نزولی میانمدت را تضعیف کند. در سناریوی صعودی، مقاومت افقی مهم ۸۴٬۴۱۰ دلار نیز بهعنوان هدف بلندمدتتر بازار مطرح خواهد شد.
جمعبندی
ترکیب دادههای آنچین و ساختار تکنیکال نشان میدهد بیتکوین در یکی از حساسترین مقاطع معاملاتی خود قرار گرفته است. از یک سو، ثبت رکورد تاریخی موقعیتهای خرید در Hyperliquid نشان میدهد معاملهگران حرفهای همچنان به ادامه رشد بازار امیدوار هستند و سرمایه قابل توجهی را روی سناریوی صعودی متمرکز کردهاند. از سوی دیگر، همین تمرکز سنگین موقعیتهای اهرمی، ریسک وقوع نوسانات شدید و لیکوئید شدن زنجیرهای معاملات را نیز افزایش داده است.
در چنین شرایطی، واکنش قیمت به محدوده ۶۵ هزار دلار و همچنین توانایی بیتکوین در عبور از میانگینهای متحرک ۵۰، ۱۰۰ و ۲۰۰ روزه، نقش تعیینکنندهای در مشخص شدن مسیر بعدی بازار خواهد داشت. تا زمانی که این مقاومتهای کلیدی شکسته نشوند، احتیاط همچنان عنصر غالب معاملات خواهد بود؛ اما در صورت تثبیت قیمت بالاتر از این سطوح، رکورد تاریخی موقعیتهای خرید میتواند به یکی از مهمترین سوختهای ادامه روند صعودی بیتکوین در هفتههای آینده تبدیل شود.
بازار یورو در روزهای اخیر یکی از پرشتابترین روندهای صعودی خود در ماههای گذشته را تجربه کرد؛ روندی که این بار برخلاف دفعات قبل، تنها به رشد تدریجی قیمت محدود نشد و با عبور از مقاومتهای مهم تکنیکال، معادلات بازار را تغییر داد. تشدید تنشهای منطقهای، افزایش سطح نااطمینانی در فضای سیاسی و اقتصادی و رشد تقاضا برای داراییهای امن، موجب شد جریان قدرتمندی از نقدینگی وارد بازار ارز شود و یورو با ثبت یک صعود قابل توجه، تا محدوده ۲۱۴ هزار تومان پیشروی کند. این حرکت نشان داد که خریداران همچنان ابتکار عمل را در اختیار دارند و قدرت تقاضا در مقطع فعلی از عرضه پیشی گرفته است.
آنچه این موج صعودی را نسبت به حرکتهای قبلی متمایز میکند، نحوه واکنش بازار به مقاومتهای پیشین است. در گذشته، هر بار که قیمت به سطوح مقاومتی نزدیک میشد، فشار فروش افزایش مییافت و معاملهگران با شناسایی سود، مانع ادامه رشد میشدند. اما در موج اخیر، افزایش تقاضا به اندازهای قدرتمند بود که بخش عمدهای از این مقاومتها بدون اصلاح عمیق پشت سر گذاشته شد و همین موضوع، چشمانداز تکنیکال یورو را نسبت به هفتههای گذشته به شکل محسوسی بهبود بخشیده است.
اکنون بازار در شرایطی قرار دارد که تنها یک مانع مهم تا رسیدن به سقف تاریخی فاصله دارد؛ مانعی که عبور از آن میتواند مسیر معاملات را وارد مرحلهای کاملاً جدید کند و انتظارات صعودی را بیش از گذشته تقویت نماید.
مقاومت ۲۱۵ هزار تومان؛ آخرین سد تکنیکال پیش از ثبت رکورد جدید
در شرایط فعلی، محدوده ۲۱۵ هزار تومان مهمترین مقاومت نمودار یورو محسوب میشود؛ سطحی که درست در آستانه سقف تاریخی بازار قرار گرفته و از منظر تکنیکال و روانی، اهمیت بسیار بالایی دارد.
این محدوده را نمیتوان صرفاً یک مقاومت معمولی دانست؛ بلکه مرزی است که میتواند تکلیف روند میانمدت بازار را مشخص کند. عبور قیمت از این سطح به معنای آن خواهد بود که خریداران نهتنها موفق به حفظ روند صعودی شدهاند، بلکه توانستهاند آخرین مانع مهم پیش از ورود به محدوده رکوردهای تاریخی را نیز از میان بردارند.
در صورتی که قیمت بتواند با حجم معاملات مناسب و تثبیت چند کندل قدرتمند بالاتر از ۲۱۵ هزار تومان قرار گیرد، احتمال افزایش شتاب صعودی و حرکت به سمت سقف تاریخی به شکل قابل توجهی افزایش خواهد یافت. در مقابل، اگر عرضه در این محدوده تقویت شود و قیمت موفق به تثبیت نشود، احتمال ورود بازار به یک اصلاح کوتاهمدت یا فاز استراحت دور از انتظار نخواهد بود؛ اصلاحی که میتواند بخشی از هیجان خرید را تخلیه کرده و زمینه را برای ادامه روند در آینده فراهم کند.
سقف تاریخی ۲۲۳ هزار تومان؛ هدف بعدی بازار
پس از عبور از مقاومت ۲۱۵ هزار تومان، مهمترین هدف خریداران محدوده ۲۲۳ هزار تومان خواهد بود؛ سطحی که به عنوان سقف تاریخی یورو در بازار داخلی شناخته میشود.
رسیدن دوباره قیمت به این ناحیه، علاوه بر اهمیت تکنیکال، از منظر روانشناسی بازار نیز بسیار حائز اهمیت است. معمولاً نزدیک شدن قیمت به سقفهای تاریخی باعث افزایش توجه معاملهگران و رشد حجم معاملات میشود؛ زیرا بخشی از فعالان بازار به دنبال شناسایی سود خواهند بود و در مقابل، گروه دیگری شکست این محدوده را بهعنوان سیگنال ادامه روند تلقی خواهند کرد.
در صورتی که سقف تاریخی نیز شکسته شود، ساختار بلندمدت نمودار وارد فاز جدیدی از کشف قیمت خواهد شد؛ شرایطی که معمولاً با افزایش نوسانات و شکلگیری اهداف قیمتی جدید همراه است.
RSI در محدوده ۸۰؛ روند صعودی قدرتمند، اما بازار وارد اشباع خرید شده است
یکی از مهمترین نکات نمودار یورو، وضعیت شاخص قدرت نسبی (RSI) است. این اندیکاتور هماکنون در محدوده ۸۰ قرار دارد؛ سطحی که نشان میدهد بازار وارد ناحیه اشباع خرید شده است.
رسیدن RSI به این محدوده، در نگاه نخست هشداری درباره احتمال افزایش فشار فروش یا وقوع اصلاح کوتاهمدت محسوب میشود، اما باید توجه داشت که در روندهای صعودی قدرتمند، حضور این اندیکاتور در ناحیه اشباع خرید الزاماً به معنای آغاز ریزش قیمت نیست.
در بسیاری از روندهای پرقدرت، RSI میتواند برای مدت قابل توجهی بالاتر از سطح ۷۰ باقی بماند و حتی همزمان با ادامه رشد قیمت، در محدودههای بالاتری نیز حرکت کند. بنابراین، وضعیت فعلی این اندیکاتور بیش از آنکه نشانه ضعف بازار باشد، بیانگر قدرت بالای خریداران است؛ هرچند احتمال اصلاحهای مقطعی برای تخلیه هیجان خرید همچنان وجود خواهد داشت.
MACD همچنان از برتری خریداران حمایت میکند
اندیکاتور MACD نیز تصویری همسو با سایر نشانههای تکنیکال ارائه میدهد. این اندیکاتور همچنان بالاتر از سطح صفر قرار گرفته که نشاندهنده برتری مومنتوم صعودی و ادامه تسلط خریداران بر روند معاملات است.
قرار گرفتن MACD در محدوده مثبت معمولاً به این معناست که روند اصلی بازار همچنان صعودی است و تا زمانی که نشانهای از واگرایی منفی یا کراس نزولی در این اندیکاتور مشاهده نشود، احتمال ادامه حرکت صعودی بیشتر از سناریوی نزولی خواهد بود.
به همین دلیل، اصلاحهای احتمالی در شرایط فعلی بیشتر میتوانند به عنوان اصلاحی طبیعی در دل روند صعودی ارزیابی شوند، نه تغییری اساسی در ساختار بازار.
اگر بازار وارد اصلاح شود، حمایتهای کلیدی کداماند؟
هرچند ساختار فعلی بازار همچنان صعودی است، اما رشد سریع قیمت طی روزهای اخیر احتمال وقوع اصلاح کوتاهمدت را افزایش داده است؛ اصلاحی که از منظر تکنیکال میتواند به متعادل شدن شرایط بازار کمک کند.
در صورت آغاز فشار فروش، نخستین محدوده حمایتی در حوالی ۲۱۰ تا ۲۰۸ هزار تومان قرار دارد؛ جایی که مقاومتهای شکستهشده اخیر اکنون میتوانند نقش حمایت ایفا کنند و مانع از اصلاح عمیقتر شوند.
اگر فشار عرضه افزایش پیدا کند، محدوده ۲۰۵ تا ۲۰۰ هزار تومان به عنوان مهمترین حمایت میانمدت بازار شناخته میشود. حفظ این ناحیه، ساختار صعودی یورو را همچنان حفظ خواهد کرد و میتواند زمینهساز آغاز موج جدیدی از تقاضا و حمله دوباره به مقاومت ۲۱۵ هزار تومان باشد.
در مقابل، از دست رفتن این محدوده میتواند شدت اصلاح را افزایش دهد و معاملهگران را نسبت به ادامه روند صعودی محتاطتر کند؛ هرچند در شرایط فعلی چنین سناریویی هنوز از احتمال کمتری برخوردار است.
جمعبندی؛ بازار در آستانه تعیین مسیر میانمدت
مجموعه دادههای تکنیکال نشان میدهد که یورو همچنان از ساختار صعودی قدرتمندی برخوردار است. عبور از مقاومتهای مهم، قرار گرفتن MACD در محدوده مثبت، استقرار RSI در سطح ۸۰ و حفظ شتاب حرکت قیمت، همگی از ادامه برتری خریداران حکایت دارند.
با این حال، اکنون تمام نگاهها به مقاومت ۲۱۵ هزار تومان دوخته شده است؛ سطحی که آخرین مانع مهم پیش از سقف تاریخی ۲۲۳ هزار تومان محسوب میشود. عبور قدرتمند و تثبیت قیمت بالاتر از این محدوده میتواند فصل تازهای از رشد یورو را آغاز کرده و بازار را وارد محدوده رکوردهای جدید کند.
در مقابل، اگر فروشندگان موفق شوند از این مقاومت دفاع کنند، احتمال شکلگیری یک اصلاح کوتاهمدت یا نوسان در نزدیکی سقفهای فعلی افزایش خواهد یافت؛ اصلاحی که در صورت حفظ حمایتهای کلیدی، میتواند تنها وقفهای موقت در مسیر صعود باشد.
در مجموع، بازار یورو اکنون در یکی از حساسترین و تعیینکنندهترین مقاطع تکنیکال خود قرار گرفته است؛ جایی که نتیجه نبرد میان عرضه و تقاضا در محدوده ۲۱۵ هزار تومان، مسیر حرکت قیمت در هفتههای آینده و حتی چشمانداز میانمدت این بازار را مشخص خواهد کرد.
بازار جهانی طلا در روز گذشته یکی از پرنوسانترین معاملات هفته را تجربه کرد. انتشار شاخص قیمت مصرفکننده آمریکا (CPI) در نگاه نخست به نفع فلز زرد تمام شد و قیمت طلا با کاهش انتظارات نسبت به تشدید سیاستهای انقباضی فدرال رزرو، با موجی از تقاضا مواجه شد. این واکنش اولیه باعث شد انس طلا بخشی از افتهای اخیر را جبران کرده و به سمت سطوح بالاتر حرکت کند.
اما این روند صعودی دوام چندانی نداشت. با گذشت زمان، معاملهگران دوباره تمرکز خود را بر سایر متغیرهای کلان معطوف کردند؛ متغیرهایی که همچنان از قدرت دلار، بازده واقعی اوراق خزانه و چشمانداز نامطمئن تورم حمایت میکنند. همین موضوع موجب شد بخش زیادی از رشد اولیه طلا تخلیه شود و بازار بار دیگر در مسیر اصلاح قرار گیرد.
دلیل اصلی این تغییر رفتار آن بود که فعالان بازار، داده CPI را بهتنهایی برای تغییر مسیر سیاست پولی فدرال رزرو کافی ندانستند. اگرچه کاهش فشارهای تورمی تا حدودی از انتظارات انقباضی کاست، اما بازار همچنان معتقد است تا زمانی که سایر دادههای اقتصادی، بهویژه شاخصهای تورم تولیدکننده و بازار کار، کاهش پایداری را نشان ندهند، فدرال رزرو دلیلی برای تغییر محسوس موضع خود نخواهد داشت.
چرخش نقدینگی به سمت بازار نفت، مهمترین عامل فشار بر طلا
عامل مهم دیگری که مانع تداوم رشد قیمت طلا شد، تغییر جریان سرمایه در بازارهای جهانی بود. همزمان با افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی و نگرانیها نسبت به اختلال در عرضه انرژی، قیمت نفت با رشد قابل توجهی همراه شد و نگاه معاملهگران بیش از گذشته به بازار انرژی معطوف شد.
افزایش بهای نفت، علاوه بر جذب بخشی از نقدینگی کوتاهمدت، نگرانیها نسبت به بازگشت موج جدید تورمی را نیز تقویت کرد. همین مسئله موجب شد بخشی از سرمایههایی که پس از انتشار CPI وارد بازار طلا شده بودند، دوباره از این بازار خارج شوند و به سمت داراییهایی حرکت کنند که از رشد قیمت انرژی منتفع میشوند.
در واقع، اگرچه تنشهای ژئوپلیتیکی معمولاً به نفع طلا عمل میکنند، اما این بار رشد نفت و نگرانی از پیامدهای تورمی آن، اثر متفاوتی بر بازار گذاشت. سرمایهگذاران بیش از آنکه بر ویژگی دارایی امن طلا تمرکز کنند، احتمال حفظ نرخهای بهره در سطوح بالا و تقویت دلار را در قیمتها لحاظ کردند؛ موضوعی که باعث شد فلز زرد نتواند از فضای پرریسک سیاسی حمایت لازم را دریافت کند.
نگاه بازار اکنون به PPI دوخته شده است
پس از عبور از شوک ناشی از انتشار CPI، اکنون تمام نگاهها به گزارش شاخص قیمت تولیدکننده آمریکا (PPI) معطوف شده است؛ دادهای که میتواند تصویر دقیقتری از روند تورم در بخش تولید ارائه دهد و انتظارات نسبت به تصمیمهای آینده فدرال رزرو را بار دیگر تغییر دهد.
اگر PPI کمتر از برآوردهای بازار منتشر شود، احتمال کاهش بازده اوراق خزانه و تضعیف شاخص دلار افزایش خواهد یافت؛ اتفاقی که میتواند زمینه را برای بازگشت دوباره تقاضا در بازار طلا و حرکت قیمت به سمت مقاومتهای بالاتر فراهم کند.
در مقابل، اگر شاخص قیمت تولیدکننده بالاتر از انتظارات باشد، نگرانیها درباره ماندگاری تورم دوباره تقویت خواهد شد. چنین سناریویی میتواند انتظارات برای حفظ سیاستهای انقباضی فدرال رزرو را افزایش دهد، شاخص دلار را تقویت کند و فشار فروش بر بازار طلا را در کوتاهمدت حفظ کند.
اصلاح قیمتی هنوز ساختار صعودی بلندمدت را تغییر نداده است
از منظر تکنیکال، طلا همچنان در یک فاز اصلاحی میانمدت پس از ثبت سقف تاریخی ابتدای سال ۲۰۲۶ قرار دارد. اگرچه فشار فروش روزهای اخیر باعث شده قیمت فاصله محسوسی با اوج تاریخی خود پیدا کند، اما ساختار کلی نمودار هنوز نشانهای از تغییر روند بلندمدت صعودی ارائه نمیدهد.
رفتار قیمت در محدوده روانی ۴۰۰۰ دلار نشان میدهد خریداران همچنان این محدوده را بهعنوان یکی از مهمترین نواحی تقاضا تلقی میکنند. واکنشهای مثبت قیمت در این سطح حاکی از آن است که بازار هنوز وارد فاز فروش هیجانی نشده و بخشی از سرمایهگذاران افت قیمت را فرصت ورود ارزیابی میکنند.
مهمترین حمایت بازار در محدوده ۳۹۵۰ تا ۴۰۰۰ دلار قرار دارد؛ ناحیهای که طی معاملات اخیر چندین مرتبه مانع از ادامه افت قیمت شده است. در مقابل، نخستین مقاومت مهم در محدوده ۴۱۰۰ تا ۴۲۰۰ دلار قرار گرفته که با سقفهای کوتاهمدت اخیر و موقعیت میانگینهای متحرک کوتاهمدت همپوشانی دارد. تثبیت قیمت بالای این محدوده میتواند نشانهای از بازگشت مومنتوم صعودی باشد، در حالی که شکست قطعی حمایت ۳۹۵۰ دلار، احتمال حرکت بازار به سمت محدوده ۳۸۰۰ دلار را افزایش خواهد داد.
از منظر اندیکاتورها، RSI پس از افت سنگین اخیر وارد محدودههای نزدیک به اشباع فروش شده و در برخی تایمفریمهای کوتاهتر، نشانههای اولیه واگرایی مثبت مشاهده میشود. MACD همچنان در فاز نزولی قرار دارد، اما کاهش ارتفاع هیستوگرامها نشان میدهد از شدت فشار فروش کاسته شده است. همچنین قیمت همچنان پایینتر از میانگینهای متحرک نمایی ۲۰ و ۵۰ دورهای معامله میشود که بیانگر برتری فروشندگان در کوتاهمدت است، در حالی که حفظ فاصله مناسب با EMA200 همچنان از تداوم ساختار صعودی بلندمدت بازار حکایت دارد.
در مجموع، بازار طلا اکنون در نقطهای قرار گرفته که مسیر کوتاهمدت آن بیش از هر چیز به دادههای اقتصاد آمریکا وابسته است. واکنش قیمت به گزارش PPI، تغییرات بازده اوراق خزانه، روند شاخص دلار و وضعیت بازار نفت، تعیین خواهد کرد که آیا طلا میتواند از محدوده ۴۰۰۰ دلار بهعنوان سکوی بازگشت استفاده کند یا اصلاح عمیقتری تا سطوح پایینتر در انتظار این فلز گرانبها خواهد بود.
بازار طلا و سکه در معاملات روز چهارشنبه ۲۴ تیرماه، در حالی روندی کاملاً صعودی را تجربه کرد که برخلاف انتظار بسیاری از معاملهگران، کاهش قابل توجه قیمت انس طلا در بازارهای جهانی نتوانست مانعی جدی بر سر راه رشد قیمتها در بازار داخلی ایجاد کند. در واقع، آنچه امروز معادلات بازار را تغییر داد، نه روند نزولی طلای جهانی، بلکه جهش نرخ دلار در بازار آزاد بود؛ عاملی که تحت تأثیر تشدید تنشهای منطقهای و افزایش سطح نااطمینانیهای سیاسی، جریان تازهای از تقاضا را روانه بازار طلا و سکه کرد.
در شرایط عادی، افت ارزش انس طلا به کاهش ارزش ذاتی سکه منجر میشود و معمولاً فشار فروش را در بازار داخلی افزایش میدهد؛ اما معاملات امروز نشان داد که در مقطع کنونی، متغیرهای داخلی وزن بیشتری نسبت به بازارهای جهانی پیدا کردهاند. رشد نرخ ارز، افزایش تقاضای احتیاطی و نگرانی فعالان اقتصادی از تداوم ریسکهای سیاسی، موجب شد اثر کاهشی انس طلا تا حد زیادی خنثی شود و بازار سکه مسیر متفاوتی را نسبت به بازار جهانی در پیش بگیرد.
این واگرایی میان روند نزولی طلای جهانی و رشد بازار داخلی، بیانگر آن است که سرمایهگذاران در شرایط فعلی بیش از هر عامل دیگری، تحولات بازار ارز و فضای سیاسی را مبنای تصمیمگیری خود قرار دادهاند؛ موضوعی که باعث شد سکه امامی نهتنها افت نکند، بلکه با شتاب قابل توجهی وارد فاز جدیدی از رشد شود.
شکست قاطع مقاومت ۱۸۰ میلیون تومان؛ پایان یک نبرد فرسایشی
مهمترین اتفاق معاملات امروز، عبور قدرتمند سکه امامی از مقاومت تاریخی و روانی ۱۸۰ میلیون تومان بود؛ محدودهای که طی هفتههای گذشته بارها مانع ادامه روند صعودی شده و هر بار با افزایش عرضه، قیمت را به سطوح پایینتر بازگردانده بود.
اما این بار شرایط متفاوت رقم خورد. افزایش تقاضا همزمان با رشد نرخ دلار، توانست بر فشار فروش غلبه کند و سکه امامی با جهشی بیش از سه میلیون و ۵۰۰ هزار تومان، از این سد مهم عبور کرده و در محدوده ۱۸۴ میلیون تومان قرار گیرد. اهمیت این حرکت تنها به رشد قیمت محدود نمیشود؛ بلکه نحوه عبور از این مقاومت نیز از منظر تکنیکالی حائز اهمیت است، زیرا بازار نه با یک شکست شکننده، بلکه با قدرت و حجم مناسب معاملات، موفق به فتح این محدوده شد.
عبور از سطح ۱۸۰ میلیون تومان، از نگاه بسیاری از تحلیلگران به معنای تغییر آرایش بازار است؛ چرا که این محدوده اکنون میتواند از یک مقاومت سرسخت، به نخستین حمایت معتبر روند صعودی تبدیل شود. حفظ قیمت بالای این سطح، میتواند اعتماد معاملهگران را افزایش داده و زمینه ورود سرمایههای جدید را به بازار فراهم کند.
دلار، موتور محرک اصلی بازار سکه شد
اگرچه بازار طلا همواره تحت تأثیر دو متغیر اصلی یعنی نرخ دلار و قیمت انس جهانی قرار دارد، اما معاملات امروز نشان داد که در شرایط پرریسک فعلی، نقش دلار بهمراتب پررنگتر از انس طلا شده است.
افزایش نرخ ارز که تحت تأثیر تشدید تنشهای منطقهای و افزایش تقاضا برای داراییهای ریالی جایگزین شکل گرفت، سیگنال صعودی قدرتمندی به بازار سکه ارسال کرد. همین موضوع باعث شد افت بیش از یک درصدی انس طلا در بازارهای جهانی، اثر تعیینکنندهای بر روند قیمتها در داخل کشور نداشته باشد.
در حقیقت، معاملهگران امروز بیش از آنکه نمودار اونس جهانی را دنبال کنند، چشم به بازار ارز دوخته بودند؛ زیرا باور غالب در بازار این است که تا زمانی که دلار در مسیر صعودی قرار داشته باشد، ظرفیت رشد قیمت سکه نیز حفظ خواهد شد، حتی اگر طلای جهانی در مقاطعی وارد فاز اصلاحی شود.
ساختار تکنیکالی همچنان به نفع خریداران است
از منظر تحلیل تکنیکال نیز نشانهای از تغییر روند مشاهده نمیشود و رفتار قیمت همچنان از برتری نسبی خریداران حکایت دارد. شکست مقاومت ۱۸۰ میلیون تومان، یکی از مهمترین سیگنالهای صعودی روزهای اخیر محسوب میشود و تا زمانی که قیمت بتواند بالاتر از این محدوده تثبیت شود، سناریوی ادامه رشد همچنان از اعتبار بیشتری برخوردار خواهد بود.
اندیکاتور RSI همچنان در محدودهای قرار دارد که نه از اشباع خرید حکایت میکند و نه هشداری مبنی بر پایان روند صعودی صادر کرده است. این موضوع نشان میدهد بازار همچنان فضای لازم برای ادامه حرکت رو به بالا را در اختیار دارد.
از سوی دیگر، اندیکاتور MACD نیز در محدوده مثبت قرار گرفته و اگرچه نسبت به روزهای گذشته از شتاب صعودی آن اندکی کاسته شده است، اما همچنان برتری روند میانمدت صعودی را تأیید میکند. تا زمانی که این اندیکاتور در محدوده مثبت باقی بماند، اصلاحهای مقطعی بیشتر به عنوان استراحت قیمت در روند صعودی ارزیابی میشوند تا آغاز یک روند نزولی فراگیر.
هدف بعدی بازار؛ حرکت به سمت مقاومت ۱۹۰ میلیون تومان
با عبور موفق سکه امامی از مقاومت کلیدی ۱۸۰ میلیون تومان، اکنون نگاه فعالان بازار به هدف مهم بعدی، یعنی محدوده ۱۹۰ میلیون تومان دوخته شده است. این سطح، نخستین مقاومت جدی در ادامه مسیر صعودی محسوب میشود و در صورت حفظ شرایط فعلی، میتواند در کوتاهمدت در دسترس بازار قرار گیرد.
البته تحقق این سناریو، همچنان به رفتار دو متغیر کلیدی وابسته خواهد بود. در صورتی که نرخ دلار به روند صعودی خود ادامه دهد و ریسکهای سیاسی همچنان در سطوح بالا باقی بمانند، احتمال حفظ برتری خریداران و حرکت بازار به سمت مقاومت ۱۹۰ میلیون تومان افزایش خواهد یافت.
در مقابل، اگر بازار ارز وارد فاز اصلاحی شود یا از شدت تنشهای منطقهای کاسته شود، ممکن است بخشی از تقاضای احتیاطی از بازار خارج شود. در چنین شرایطی، احتمال بازگشت قیمت به محدوده ۱۸۰ میلیون تومان برای پولبک و محک زدن این حمایت جدید دور از انتظار نخواهد بود. با این حال، تا زمانی که این سطح حفظ شود، ساختار کلی بازار همچنان صعودی ارزیابی میشود.
جمعبندی
رفتار بازار در معاملات امروز نشان داد که معادلات قیمتگذاری در بازار طلا و سکه وارد مرحله تازهای شده است. اگرچه افت قیمت انس طلا در بازارهای جهانی در نگاه نخست میتوانست زمینهساز اصلاح قیمتها در بازار داخلی باشد، اما جهش نرخ دلار و افزایش ریسکهای سیاسی، این اثر را بهطور کامل تحتالشعاع قرار داد و مسیر متفاوتی را پیش روی سکه امامی قرار داد.
رشد بیش از سه میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی سکه و عبور مقتدرانه آن از مرز ۱۸۰ میلیون تومان، بیانگر تقویت انتظارات صعودی در میان فعالان بازار است. اکنون این محدوده از یک مقاومت مهم به حمایت کلیدی بازار تبدیل شده و تا زمانی که قیمت بالاتر از آن تثبیت شود، هدف اولیه ۱۹۰ میلیون تومان مهمترین مقصد پیش روی خریداران خواهد بود. در این میان، روند نرخ دلار همچنان مهمترین متغیر تعیینکننده مسیر بازار محسوب میشود و تا زمانی که این محرک قدرتمند در مدار صعود قرار داشته باشد، احتمال تداوم برتری خریداران نسبت به فروشندگان همچنان بالا خواهد بود.
بازار طلا در چهارشنبه ۲۴ تیرماه یکی از پرقدرتترین روزهای معاملاتی خود در هفتههای اخیر را پشت سر گذاشت؛ روزی که از همان دقایق ابتدایی، موج تازه تقاضا با قدرت وارد بازار شد و مثقال طلا را با شتابی چشمگیر تا محدوده ۷۹.۴ میلیون تومان پیش برد. این رشد پرشتاب در شرایطی رقم خورد که افزایش انتظارات تورمی، جهش کمسابقه نرخ ارز و بازگشت اعتماد معاملهگران به روند صعودی، همگی به شکل همزمان در کنار یکدیگر قرار گرفتند و زمینه شکلگیری یکی از قویترین حرکتهای افزایشی بازار را فراهم کردند.
در روزهای گذشته، بسیاری از فعالان بازار تصور میکردند که پس از رشدهای متوالی، بازار وارد فاز اصلاحی عمیقتری خواهد شد؛ اما رفتار قیمت در معاملات امروز روایت متفاوتی را به نمایش گذاشت. نهتنها فشار فروش نتوانست بر بازار غلبه کند، بلکه افزایش حجم معاملات و ورود نقدینگی جدید، باعث شد خریداران دوباره ابتکار عمل را در دست بگیرند و قیمت را تا آستانه مهمترین مقاومت چند ماه اخیر هدایت کنند.
این اتفاق بار دیگر نشان داد که ساختار کلی بازار همچنان به نفع خریداران است و هر زمان که متغیرهای بنیادی، بهویژه نرخ ارز، سیگنال صعودی صادر کنند، بازار طلا نیز با سرعت قابل توجهی به این تغییرات واکنش نشان میدهد. اکنون نیز تمام نگاهها به مقاومت تاریخی ۸۰ میلیون تومان دوخته شده است؛ سطحی که میتواند مسیر آینده بازار را برای هفتههای پیش رو مشخص کند.
دلار؛ موتور محرک موج جدید صعودی در بازار طلا
اگر بخواهیم تنها یک عامل را به عنوان محرک اصلی رشد امروز مثقال طلا معرفی کنیم، بدون تردید باید به جهش نرخ دلار اشاره کرد. بازار ارز در معاملات امروز با افزایش تقاضای قابل توجهی همراه شد و دلار تهران توانست با یک حرکت سریع و کمسابقه تا محدوده ۱۸۷ هزار تومان پیشروی کند؛ رخدادی که بلافاصله خود را در بازار طلا نشان داد و باعث افزایش چشمگیر قیمتها شد.
در ماههای اخیر بارها مشاهده شده است که هر زمان دلار وارد یک روند افزایشی پرقدرت میشود، بازار طلا نیز با فاصلهای کوتاه همان مسیر را دنبال میکند. این همبستگی در شرایط فعلی بیش از گذشته نمایان شده و موجب شده معاملهگران داخلی، بیش از آنکه چشم به نوسانات اونس جهانی داشته باشند، رفتار بازار ارز را به عنوان مهمترین شاخص تعیینکننده مسیر قیمتها دنبال کنند.
از همین رو، ادامه حضور دلار در سطوح بالای قیمتی یا ثبت رکوردهای جدید، میتواند همچنان سوخت لازم برای ادامه روند صعودی بازار طلا را فراهم کند. در مقابل، هرگونه کاهش محسوس در نرخ ارز، احتمالاً نخستین نشانههای آن در بازار طلا نمایان خواهد شد.
چرخش کامل تصویر تکنیکال؛ قدرت دوباره به خریداران بازگشته است
تحلیل نمودار مثقال طلا نشان میدهد که شرایط تکنیکالی بازار نسبت به روزهای گذشته تغییر محسوسی کرده است. بازار دیگر در وضعیت خنثی یا تعادلی قرار ندارد و مجموعهای از سیگنالهای تکنیکالی، از تقویت مومنتوم صعودی حکایت دارند.
شاخص قدرت نسبی (RSI) اکنون در سطح ۷۲ واحد قرار گرفته است. ورود این اندیکاتور به محدوده اشباع خرید، نشاندهنده افزایش قدرت خریداران و رشد قابل توجه شتاب روند است. البته از منظر تحلیل تکنیکال، حضور RSI در این محدوده الزاماً به معنای آغاز اصلاح قیمت نیست؛ زیرا در روندهای قدرتمند صعودی، این شاخص میتواند برای مدت قابل توجهی در ناحیه اشباع خرید باقی بماند و همزمان قیمت نیز به رشد خود ادامه دهد.
در کنار این موضوع، اندیکاتور MACD نیز موفق به ثبت یک کراس صعودی معتبر شده است؛ سیگنالی که معمولاً از آغاز یک موج جدید افزایشی خبر میدهد. اهمیت این کراس زمانی بیشتر میشود که همزمان با افزایش حجم معاملات، رشد نرخ دلار و نزدیک شدن قیمت به مقاومت کلیدی بازار رخ داده است؛ موضوعی که اعتبار این سیگنال را به شکل محسوسی افزایش میدهد.
مجموع این نشانهها بیانگر آن است که مومنتوم صعودی بازار تقویت شده و فعلاً برتری در اختیار خریداران قرار دارد؛ هرچند در مسیر رشد، وقوع نوسانات مقطعی یا اصلاحهای محدود کاملاً طبیعی خواهد بود.
مقاومت ۸۰ میلیون تومان؛ مرزی که میتواند فصل تازهای در بازار طلا آغاز کند
در حال حاضر، مهمترین سطحی که توجه تمام فعالان بازار را به خود جلب کرده، محدوده ۸۰ میلیون تومان است. این سطح تنها یک مقاومت معمولی نیست؛ بلکه از منظر روانی، رفتاری و تکنیکالی، یکی از مهمترین مرزهای قیمتی مثقال طلا در ماههای اخیر محسوب میشود.
قیمت اکنون تنها فاصله اندکی با این محدوده دارد و همین موضوع باعث شده حساسیت معاملهگران نسبت به رفتار بازار در اطراف این سطح به شکل محسوسی افزایش یابد. اگر خریداران بتوانند با قدرت از این مقاومت عبور کنند و قیمت در بالای آن تثبیت شود، ساختار نمودار وارد مرحله تازهای خواهد شد؛ مرحلهای که در آن مقاومت فعلی به یک حمایت قدرتمند تبدیل میشود و زمینه برای ثبت سقفهای جدید فراهم خواهد شد.
از نگاه بسیاری از تحلیلگران، تثبیت قدرتمند قیمت بالای ۸۰ میلیون تومان میتواند آغازگر حرکت مثقال طلا به سمت کانال ۹۰ میلیون تومان باشد. به همین دلیل، اهمیت این محدوده تنها به شکست لحظهای آن محدود نمیشود؛ بلکه آنچه مسیر آینده بازار را تعیین خواهد کرد، حفظ قیمت در بالای این سطح و تأیید شکست توسط معاملات روزهای بعد است.
حمایتهای کلیدی؛ خریداران از چه سطوحی دفاع خواهند کرد؟
هرچند روند کوتاهمدت بازار همچنان صعودی ارزیابی میشود، اما بررسی سطوح حمایتی نیز اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا این محدودهها میتوانند میزان قدرت خریداران در ادامه مسیر را مشخص کنند.
در شرایط فعلی، نخستین حمایت معتبر مثقال طلا در محدوده ۷۷ میلیون تومان قرار دارد. حفظ این سطح نشان خواهد داد که خریداران همچنان کنترل بازار را در اختیار دارند و اصلاحهای احتمالی صرفاً بخشی از فرآیند طبیعی ادامه روند صعودی است.
در صورتی که فشار عرضه افزایش پیدا کند و این حمایت شکسته شود، محدوده ۷۴ میلیون تومان به عنوان دومین و مهمترین سنگر دفاعی بازار عمل خواهد کرد. تا زمانی که قیمت بالاتر از این دو سطح نوسان کند، ساختار میانمدت بازار همچنان صعودی باقی خواهد ماند و احتمال ادامه رشد، نسبت به سناریوی نزولی بیشتر خواهد بود.
چشمانداز بازار؛ همهچیز به نبرد بر سر ۸۰ میلیون تومان گره خورده است
اکنون بازار در یکی از حساسترین مقاطع خود قرار گرفته است. از یک سو، رشد پرشتاب دلار، صدور سیگنالهای مثبت از اندیکاتورهای تکنیکال و افزایش جریان نقدینگی، همگی از ادامه برتری خریداران حکایت دارند. از سوی دیگر، مقاومت ۸۰ میلیون تومان به عنوان آخرین مانع مهم پیش روی قیمت، میتواند تعیینکننده مسیر بعدی بازار باشد.
در صورت عبور قدرتمند و تثبیت بالای این محدوده، احتمال آغاز یک موج صعودی تازه و حرکت به سمت کانال ۹۰ میلیون تومان به شکل محسوسی افزایش خواهد یافت. اما اگر بازار در عبور از این مقاومت ناکام بماند، احتمال ورود قیمت به یک دوره نوسان، استراحت یا اصلاح محدود دور از انتظار نخواهد بود؛ هرچند تا زمانی که حمایتهای ۷۷ و ۷۴ میلیون تومان حفظ شوند، این اصلاحها بیشتر در چارچوب روند صعودی ارزیابی میشوند و نه آغاز یک تغییر روند اساسی.
جمعبندی
مثقال طلا در معاملات چهارشنبه ۲۴ تیرماه با ثبت یک جهش قدرتمند تا محدوده ۷۹.۴ میلیون تومان، بار دیگر نشان داد که بازار داخلی طلا همچنان به شدت از تحولات بازار ارز تأثیر میپذیرد. صعود سریع دلار تا محدوده ۱۸۷ هزار تومان، مهمترین محرک رشد امروز بود و توانست جریان تقاضا را به شکل محسوسی تقویت کند.
از منظر تکنیکال نیز شرایط به سود خریداران تغییر کرده است. قرار گرفتن RSI در سطح ۷۲ واحد و ثبت کراس صعودی MACD، از افزایش قدرت روند و بازگشت مومنتوم صعودی حکایت دارد. اکنون مقاومت ۸۰ میلیون تومان مهمترین سطح پیش روی بازار محسوب میشود و شکست همراه با تثبیت بالای آن، میتواند مسیر حرکت مثقال طلا را به سمت کانال ۹۰ میلیون تومان هموار کند. در مقابل، حمایتهای ۷۷ میلیون تومان و سپس ۷۴ میلیون تومان مهمترین سطوحی هستند که حفظ آنها برای تداوم چشمانداز صعودی بازار ضروری خواهد بود.
بازار طلا، سکه و ارز در معاملات روز گذشته بار دیگر تحت سلطه کامل نرخ دلار قرار گرفت؛ بازاری که نشان داد در شرایط افزایش نااطمینانیهای سیاسی، مهمترین متغیر اثرگذار بر قیمت داراییهای داخلی نه تحولات بازارهای جهانی، بلکه رفتار اسکناس آمریکاست. رشد تقاضا در بازار ارز کافی بود تا مسیر معاملات تغییر کند و بازار طلا و سکه نیز همسو با دلار، روندی صعودی را در پیش بگیرد.
دلار که طی روزهای اخیر در محاصره موج تازهای از ریسکهای ژئوپلیتیکی قرار گرفته، روز گذشته با افزایش تقاضا تا محدوده ۱۸۴ هزار تومان پیشروی کرد. این حرکت نهتنها انتظارات تورمی را تقویت کرد، بلکه بار دیگر نگاه سرمایهگذاران را به سمت بازار طلا معطوف ساخت. تجربه معاملات اخیر نشان میدهد هر زمان ریسکهای سیاسی افزایش پیدا میکند، نخستین واکنش در بازار ارز شکل میگیرد و سپس این اثر با فاصلهای کوتاه به بازار طلا و سکه منتقل میشود.
در ساعات ابتدایی معاملات، فشار عرضه موجب عقبنشینی موقت قیمتها شد و تصور میشد بازار در ادامه روز نیز با احتیاط دنبال شود؛ اما این وضعیت چندان دوام نیاورد. افزایش نرخ دلار ورق معاملات را برگرداند و با ورود دوباره خریداران، قیمتها از کفهای روزانه فاصله گرفتند. این رفتار بار دیگر ثابت کرد که در شرایط کنونی، دلار نهتنها یک متغیر اثرگذار، بلکه فرمانده اصلی بازارهای داخلی است و تا زمانی که روند آن صعودی باشد، سایر بازارها نیز ناگزیر از تبعیت خواهند بود.
ریسکهای ژئوپلیتیکی؛ سوخت تازه برای رشد دلار
افزایش سطح تنشهای سیاسی و امنیتی، مهمترین عامل تغییر رفتار معاملهگران در روزهای اخیر بوده است. هرچه فضای نااطمینانی گستردهتر میشود، تقاضا برای داراییهای نقدشونده و ابزارهای پوشش ریسک نیز افزایش پیدا میکند و همین موضوع دلار را در موقعیت برتری قرار میدهد.
در چنین شرایطی، بازار ارز بیش از هر بازار دیگری نسبت به اخبار سیاسی واکنش نشان میدهد. رشد قیمت دلار نیز بهسرعت خود را در بازار طلا و سکه منعکس میکند؛ زیرا افزایش نرخ ارز مستقیماً ارزش ذاتی طلای داخلی را بالا میبرد و همزمان انتظارات تورمی را نیز تقویت میکند. از همین رو، تا زمانی که فضای سیاسی آرام نشود، احتمال باقی ماندن دلار در سطوح بالای قیمتی همچنان قابل توجه خواهد بود.
البته باید توجه داشت که تداوم این روند به شدت و دامنه تحولات سیاسی وابسته است. هرگونه افزایش سطح تنشها میتواند تقاضای احتیاطی را بار دیگر تقویت کند و زمینه رشد بیشتر نرخ ارز را فراهم آورد؛ موضوعی که در نهایت به نفع بازار طلا و سکه تمام خواهد شد.
چرا طلا از دلار عقب مانده است؟
اگرچه دلار در روزهای اخیر شتاب قابل توجهی را تجربه کرده، اما طلای داخلی هنوز نتوانسته به همان نسبت رشد کند. پاسخ این پرسش را باید در بازار جهانی طلا جستوجو کرد؛ جایی که انس جهانی همچنان در محدوده ۴ هزار دلار در رفتوبرگشت است و هنوز موفق نشده از این فاز خنثی خارج شود.
رفتار نوسانی انس جهانی باعث شده بخشی از اثر صعودی دلار بر قیمت طلای داخلی خنثی شود. به بیان دیگر، بازار داخلی اکنون تحت تأثیر دو نیروی کاملاً متفاوت قرار گرفته است؛ از یک سو دلار با قدرت در حال افزایش است و از سوی دیگر، انس جهانی هنوز سیگنال روشنی از آغاز یک روند صعودی صادر نکرده است. حاصل تقابل این دو نیرو، رشدی محدودتر از انتظار در بازار طلای داخلی بوده است.
این موضوع اهمیت رصد همزمان دو متغیر کلیدی را بیش از گذشته نمایان میکند. معاملهگران برای پیشبینی مسیر آینده بازار، دیگر نمیتوانند تنها به روند دلار یا صرفاً به انس جهانی اتکا کنند؛ بلکه جهت حرکت قیمتها حاصل برآیند این دو عامل خواهد بود.
طلای ۱۸ عیار در آستانه یک تصمیم مهم
از منظر تکنیکال، طلای ۱۸ عیار پس از رشد معاملات روز گذشته در محدوده ۱۷ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان به کار خود پایان داد؛ سطحی که همچنان پایینتر از مقاومت کلیدی ۱۸ میلیون تومان قرار دارد. این مقاومت طی حدود ۹ روز گذشته چندین بار در برابر خریداران ایستادگی کرده و اجازه تثبیت قیمت در سطوح بالاتر را نداده است.
در مقابل، محدوده ۱۷ میلیون و ۳۰۰ هزار تا ۱۷ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان همچنان نخستین سنگر دفاعی خریداران محسوب میشود. حفظ این محدوده میتواند ساختار صعودی کوتاهمدت بازار را حفظ کند و مانع از افزایش فشار فروش شود. تا زمانی که قیمت بالاتر از این حمایت معامله شود، احتمال تکرار حمله خریداران به مقاومت ۱۸ میلیون تومان همچنان پابرجاست.
آنچه در روزهای آینده اهمیت ویژهای خواهد داشت، واکنش بازار به این دو سطح کلیدی است. شکست حمایت میتواند زمینه اصلاح عمیقتر را فراهم کند، اما حفظ آن به معنای باقی ماندن امیدها برای ادامه روند صعودی خواهد بود.
عبور از ۱۸ میلیون تومان؛ نقطه آغاز موج بعدی بازار
در شرایط فعلی، مقاومت ۱۸ میلیون تومان تنها یک سطح تکنیکال نیست؛ بلکه مرز میان فاز نوسانی و آغاز یک روند صعودی تازه محسوب میشود. عبور قدرتمند قیمت از این محدوده و تثبیت معاملات در بالای آن، میتواند نگاه معاملهگران را به طور کامل تغییر دهد و جریان تازهای از تقاضا را وارد بازار کند.
در صورت تحقق این سناریو، نخستین هدف تکنیکال بازار در محدوده ۱۹ میلیون تومان قرار خواهد گرفت؛ سطحی که میتواند مقصد اولیه خریداران در موج بعدی باشد. البته دستیابی به این هدف نیازمند آن است که دلار همچنان در مدار صعود باقی بماند و همزمان انس جهانی نیز از فاز خنثی فعلی خارج شود.
در مجموع، آرایش فعلی بازار نشان میدهد که ابتکار عمل همچنان در اختیار دلار است. تا زمانی که نرخ ارز تحت تأثیر ریسکهای سیاسی در سطوح بالا باقی بماند، فشار تقاضا در بازار طلا نیز حفظ خواهد شد. با این حال، تعیینکننده نهایی مسیر صعود، عبور موفق قیمت از مقاومت تاریخی ۱۸ میلیون تومان خواهد بود؛ مقاومتی که شکست آن میتواند آغازگر فصل تازهای از رشد در بازار طلای داخلی باشد.
بازار جهانی مس در میانه ژوئیه ۲۰۲۶ بار دیگر در کانون توجه سرمایهگذاران قرار گرفته است؛ فلزی که نهتنها ستون فقرات صنایع سنتی محسوب میشود، بلکه امروز به یکی از مهمترین داراییهای استراتژیک اقتصاد سبز، توسعه هوش مصنوعی و گسترش زیرساختهای انرژی تبدیل شده است. قیمت مس تا ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۶ در محدوده ۶.۳۲ تا ۶.۳۷ دلار به ازای هر پوند معامله میشود؛ رقمی که اگرچه نسبت به روز گذشته حدود ۱.۵ درصد افزایش نشان میدهد، اما همچنان حدود ۲.۴ درصد پایینتر از یک ماه قبل قرار دارد. با این حال، بازدهی سالانه این فلز همچنان چشمگیر بوده و رشد نزدیک به ۱۵ درصدی را نسبت به مدت مشابه سال گذشته حفظ کرده است. این در حالی است که مس در ژوئن ۲۰۲۶ موفق شد رکورد تاریخی نزدیک به ۶.۶۷ دلار را نیز به ثبت برساند.
رفتار قیمتی اخیر نشان میدهد بازار پس از یک دوره رشد پرشتاب اکنون وارد مرحلهای از استراحت و تثبیت شده است؛ اما آیا این توقف، مقدمهای برای ادامه روند صعودی خواهد بود یا آغاز اصلاحی عمیقتر؟ پاسخ این پرسش را باید همزمان در متغیرهای بنیادی و سیگنالهای تکنیکال جستوجو کرد.
بحران عرضه؛ زخمی که همچنان بر پیکره بازار مس باقی مانده است
در سمت عرضه، بازار جهانی مس همچنان با محدودیتهای ساختاری دستوپنجه نرم میکند؛ محدودیتهایی که بسیاری از تحلیلگران آن را مهمترین موتور رشد قیمتها در سالهای آینده میدانند. شیلی بهعنوان بزرگترین تولیدکننده مس جهان که حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد از تولید جهانی را در اختیار دارد، همچنان با مشکلات متعددی از جمله کمبود منابع آب، کاهش عیار ذخایر معدنی، تعمیرات برنامهریزینشده، تغییر روشهای استخراج و اختلافات کارگری روبهرو است. این عوامل موجب شدهاند تولید این کشور نسبت به ظرفیت بالقوه خود کاهش محسوسی داشته باشد.
در کنار شیلی، برخی معادن بزرگ در پرو و سایر مناطق معدنی نیز با محدودیتهای مشابه مواجه هستند و همین مسئله رشد عرضه جهانی را محدود کرده است. از سوی دیگر، سالها کاهش سرمایهگذاری در اکتشاف معادن جدید اکنون اثر خود را آشکار کرده است. توسعه یک معدن جدید مس معمولاً بین ۵ تا بیش از ۱۰ سال زمان نیاز دارد؛ بنابراین حتی افزایش سرمایهگذاریهای فعلی نیز نمیتواند در کوتاهمدت کمبود عرضه را جبران کند.
بر همین اساس، بسیاری از مؤسسات بزرگ مالی از جمله مورگان استنلی، جیپی مورگان و سایر مراکز تحقیقاتی، برای سال ۲۰۲۶ کسری عرضهای بین ۳۳۰ هزار تا ۶۰۰ هزار تن را پیشبینی کردهاند. همچنین برخی برآوردها نشان میدهد رشد تولید مس تصفیهشده تنها حدود ۰.۹ درصد خواهد بود؛ رقمی که فاصله قابلتوجهی با رشد تقاضای جهانی دارد و از تداوم فشار بر سمت عرضه حکایت میکند.
اقتصاد سبز، هوش مصنوعی و انقلاب انرژی؛ موتورهای تازه تقاضا
اگرچه محدودیت عرضه یکی از پایههای اصلی روند صعودی مس محسوب میشود، اما سمت تقاضا نیز تصویر بسیار قدرتمندی را ترسیم میکند. مس یکی از حیاتیترین فلزات برای توسعه زیرساختهای برق، خودروهای برقی، انرژیهای تجدیدپذیر، شبکههای انتقال نیرو، تجهیزات الکترونیکی، مراکز داده و زیرساختهای هوش مصنوعی به شمار میرود.
گسترش سریع مراکز داده مرتبط با هوش مصنوعی، توسعه شبکههای برق برای پاسخگویی به مصرف روزافزون انرژی و سرمایهگذاری گسترده دولتها در پروژههای انرژی پاک، مصرف جهانی مس را وارد مرحلهای جدید کرده است. برخلاف چرخههای سنتی که عمدتاً به رونق ساختوساز وابسته بودند، اکنون تقاضای مس از چندین صنعت راهبردی بهصورت همزمان حمایت میشود؛ موضوعی که بسیاری از تحلیلگران آن را یک تغییر ساختاری در بازار این فلز میدانند.
در این میان، چین همچنان بزرگترین مصرفکننده مس جهان است و نزدیک به ۵۰ درصد تقاضای جهانی را به خود اختصاص میدهد. اگرچه شاخصهای اقتصادی این کشور در ماههای اخیر سیگنالهای متفاوتی ارائه کردهاند، اما در افق میانمدت همچنان انتظار میرود روند مصرف مس تحت تأثیر پروژههای زیرساختی، توسعه انرژیهای پاک و صنایع فناوری در مسیر رشد باقی بماند.
متغیرهای کلان؛ عواملی که میتوانند مسیر قیمت را تغییر دهند
در کنار عوامل بنیادی، بازار مس همچنان بهشدت تحت تأثیر شرایط اقتصاد کلان قرار دارد. تداوم نرخهای بهره بالا در اقتصادهای بزرگ، احتمال کند شدن رشد اقتصادی جهانی و کاهش فعالیتهای صنعتی میتواند بخشی از تقاضای کوتاهمدت برای این فلز را محدود کند.
از سوی دیگر، نوسانات ارزش دلار آمریکا نیز یکی از متغیرهای تعیینکننده قیمت مس محسوب میشود. تقویت دلار معمولاً خرید کالاهای پایه را برای مصرفکنندگان غیرآمریکایی گرانتر کرده و میتواند فشار نزولی بر قیمتها وارد کند.
همچنین تحولات ژئوپلیتیکی، اختلال در زنجیرههای تأمین، تغییر سیاستهای تجاری و اعمال تعرفههای جدید نیز همچنان از مهمترین عوامل ایجاد نوسان در بازار مس به شمار میروند؛ موضوعی که باعث شده معاملهگران علاوه بر دادههای عرضه و تقاضا، به اخبار سیاسی و اقتصادی نیز توجه ویژهای داشته باشند.
با وجود این ریسکها، اغلب پیشبینیهای بلندمدت همچنان چشماندازی صعودی برای بازار ترسیم میکنند. برخی برآوردها میانگین قیمت سال ۲۰۲۶ را در محدوده ۵.۷۵ تا بیش از ۶ دلار به ازای هر پوند ارزیابی میکنند و در افق بلندتر نیز مؤسسه Trading Economics هدف قیمتی حدود ۷.۰۴ دلار را طی ۱۲ ماه آینده مطرح کرده است.
روند صعودی هنوز حفظ شده؛ اصلاح یا تجدید قوا؟
از منظر تکنیکال، ساختار کلی بازار همچنان صعودی ارزیابی میشود، هرچند قیمت پس از ثبت سقف تاریخی وارد فاز تثبیت شده است. این رفتار معمولاً در روندهای قدرتمند مشاهده میشود؛ جایی که بازار پس از یک موج افزایشی، بخشی از سودها را ذخیره کرده و سپس برای تعیین مسیر بعدی آماده میشود.
در هفتههای اخیر، قیمت چندین مرتبه محدوده حمایتی ۶.۰۰ تا ۶.۲۰ دلار را آزمایش کرده و موفق شده بار دیگر به سمت سقفهای کوتاهمدت حرکت کند. در نمای بزرگتر نیز محدوده ۵.۸۰ دلار همچنان مهمترین کف حمایتی بازار محسوب میشود؛ سطحی که از دید بسیاری از تحلیلگران مرز حفظ روند صعودی میانمدت به شمار میرود.
در سمت مقابل، مقاومتهای مهم بازار در محدوده ۶.۴۰ دلار و سپس سقف تاریخی ۶.۶۷ دلار قرار گرفتهاند. عبور قدرتمند از این سطوح میتواند راه را برای ثبت رکوردهای جدید هموار کند.
میانگینهای متحرک و اندیکاتورها؛ برتری همچنان با خریداران است
اغلب میانگینهای متحرک اصلی همچنان تصویری مثبت از بازار ارائه میکنند. قیمت بالاتر از میانگینهای متحرک ۵۰، ۱۰۰ و ۲۰۰ روزه قرار دارد که نشاندهنده حفظ روند صعودی در بازه میانمدت و بلندمدت است. اگرچه برخی میانگینهای کوتاهمدت نشانههایی از کاهش شتاب حرکت را منعکس میکنند، اما برآیند کلی همچنان به نفع خریداران باقی مانده است.
شاخص قدرت نسبی RSI نیز در محدوده ۵۴ تا ۶۸ واحد نوسان میکند؛ سطحی که نه اشباع خرید کامل را نشان میدهد و نه از ضعف جدی بازار حکایت دارد. این وضعیت بیانگر آن است که قیمت همچنان فضای کافی برای ادامه حرکت صعودی دارد، هرچند ورود به محدودههای بالاتر میتواند احتمال اصلاحهای مقطعی را افزایش دهد.
در همین حال، اندیکاتور MACD همچنان سیگنال خرید ارائه میدهد و از تداوم مومنتوم مثبت بازار حمایت میکند. شاخص ADX نیز قدرت روند را تأیید میکند، در حالی که اسیلاتورهای استوکاستیک در برخی بازههای زمانی به محدوده اشباع خرید نزدیک شدهاند؛ موضوعی که احتمال نوسانات کوتاهمدت را افزایش میدهد اما هنوز ساختار اصلی روند را تغییر نداده است.
از منظر رفتار قیمتی نیز تشکیل کفهای بالاتر و حفظ خطوط روند صعودی، همچنان سناریوی غالب بازار را به نفع ادامه رشد قیمتها نگه داشته است.
جمعبندی؛ نبرد میان کمبود عرضه و ریسکهای اقتصاد جهانی
بازار جهانی مس همچنان در نقطهای قرار دارد که نیروهای بنیادی قدرتمند از قیمتها حمایت میکنند. کسری عرضه مزمن، محدودیت ظرفیت تولید، کاهش سرمایهگذاری در معادن جدید و رشد پرشتاب تقاضا ناشی از توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، خودروهای برقی و زیرساختهای هوش مصنوعی، چشمانداز میانمدت و بلندمدت این فلز را همچنان مثبت نگه داشتهاند.
در مقابل، ریسکهایی مانند کند شدن رشد اقتصاد جهانی، ضعف احتمالی اقتصاد چین، افزایش نرخهای بهره، تقویت دلار آمریکا یا رشد موقت موجودی انبارها میتوانند اصلاحهای مقطعی را در مسیر قیمت ایجاد کنند. با این حال، تا زمانی که ساختار عرضه نتواند پاسخگوی رشد تقاضای جهانی باشد، بسیاری از تحلیلگران همچنان بازار مس را در یک روند صعودی ساختاری ارزیابی میکنند.
در مجموع، چشمانداز فعلی نشان میدهد مس همچنان یکی از مهمترین شاخصهای سلامت اقتصاد جهانی و یکی از جذابترین فلزات پایه برای سرمایهگذاران باقی مانده است. از منظر تکنیکال نیز تا زمانی که حمایتهای کلیدی حفظ شوند، سناریوی غالب بازار ادامه حرکت صعودی در قالب یک روند تثبیتشده خواهد بود؛ هرچند معاملهگران باید همواره احتمال اصلاحهای کوتاهمدت ناشی از متغیرهای اقتصاد کلان و نوسانات بازارهای مالی را نیز مدنظر قرار دهند.