رکود دورهای است که در آن فعالیت اقتصادی، یعنی تولید، اشتغال، درآمد و سرمایهگذاری، کاهش مییابد. نوع رایج آن، «رکود معمولی» (Recession)، معمولاً چند ماه طول میکشد و بخشی عادی از چرخه اقتصادی است؛ اما نوع شدید آن، یعنی «رکود عمیق» یا «کسادی» (Depression)، سه سال یا بیشتر ادامه مییابد یا تولید کشور را در یک سال دستکم ۱۰ درصد پایین میآورد. رکود عمیق بسیار کمیاب است و شناختهشدهترین نمونه آن «رکود بزرگ» دهه ۱۹۳۰ است.
نکات کلیدی
- رکود عمیق افتی شدید و پایدار در فعالیت اقتصادی است که با کاهش سنگین رشد اقتصادی، اشتغال و تولید همراه است.
- رکود عمیق تعریف رسمی ندارد. طبق قاعده سرانگشتی رایج، رکودی را که سه سال یا بیشتر طول بکشد، یا تولید ناخالص داخلی (GDP) واقعی را در یک سال دستکم ۱۰ درصد کاهش دهد، رکود عمیق مینامند. تولید ناخالص داخلی واقعی یعنی ارزش کل کالاها و خدماتی که در کشور تولید میشود، پس از حذف اثر تورم.
- رکود معمولی بخشی عادی از چرخه اقتصادی است. طبق گاهشمار دفتر ملی پژوهشهای اقتصادی آمریکا (NBER)، یعنی نهادی که تاریخ آغاز و پایان رکودهای آمریکا را تعیین میکند، اقتصاد آمریکا از ۱۸۵۴ تا ۲۰۲۰، ۳۴ رکود را پشت سر گذاشته است. در دوران مدرن اما تنها رکودی که عموماً رکود عمیق شمرده میشود، رکود بزرگ است.
- رکود بزرگ با سقوط بازار سهام نیویورک در اکتبر ۱۹۲۹ آشکار شد، نرخ بیکاری آمریکا را در ۱۹۳۳ به نزدیک ۲۵ درصد رساند و آثارش حدود یک دهه ماند.
- امروز سیاست مالی انبساطی و سیاست پولی انبساطی ابزارهای اصلی دولتها و بانکهای مرکزی برای جلوگیری از تبدیل رکود معمولی به رکود عمیقاند.
- در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ برخی نشانههای هشدار، مانند افت شاخص انتظارات مصرفکنندگان آمریکا، پررنگ شد. با این حال، تا سپتامبر ۲۰۲۶ آغاز رکود تازهای در آمریکا بهطور رسمی اعلام نشده است و نهادهای بینالمللی رشد جهانی را کندتر اما همچنان مثبت پیشبینی میکنند.
رکود عمیق دقیقاً یعنی چه؟
در فارسی روزمره، واژه «رکود» هم برای رکود معمولی به کار میرود و هم برای نوع شدید آن. برای پرهیز از ابهام، در این مطلب افت کوتاهمدت و عادی اقتصاد را «رکود معمولی» و نوع شدید و طولانی آن را «رکود عمیق» مینامیم. هر دو معمولاً با بیکاری نسبتاً بالا و تورم نسبتاً پایین همراهاند.
در رکود عمیق، افت فعالیت اقتصادی نه چند ماه، بلکه چند سال ادامه مییابد و تقریباً همه بخشهای اقتصاد را در بر میگیرد. کارخانهها تولید را کم میکنند، بسیاری از کسبوکارها ورشکسته میشوند، بیکاری بهشدت بالا میرود و درآمد خانوارها کاهش مییابد.
دو عامل در قلب هر رکود عمیق دیده میشود. نخست، اعتماد مصرفکنندگان فرو میریزد؛ مردم نگران از دست دادن شغل خود میشوند و هزینههایشان را کم میکنند. دوم، سرمایهگذاری متوقف میشود؛ کسبوکارها و افراد از ساختن کارخانه تازه، تولید محصول جدید یا خرید سهام دست میکشند.
اقتصاددانان درباره مدت رکود عمیق هم اتفاق نظر ندارند. گروهی فقط دورهای را که فعالیت اقتصادی در حال کاهش است رکود عمیق میدانند. گروهی دیگر معتقدند رکود عمیق تا زمانی ادامه دارد که بیشتر فعالیتهای اقتصادی به سطح عادی خود بازگردند.
نشانههای رکود عمیق
ویژگیهایی که معمولاً در دوران رکود عمیق دیده میشود، عبارتاند از:
- افزایش چشمگیر بیکاری
- کاهش وام و اعتباری که بانکها در اختیار خانوارها و بنگاهها میگذارند
- کاهش تولید و بهرهوری
- رشد منفی و پیاپی تولید ناخالص داخلی
- ورشکستگی گسترده بنگاهها و افراد
- نکول بدهیهای دولتی، یعنی ناتوانی دولت در بازپرداخت بدهی
- کاهش تجارت و بازرگانی جهانی
- بازار نزولی سهام
- کاهش ارزش پول ملی
- تورم پایین یا صفر، و حتی کاهش سطح عمومی قیمتها (تورم منفی)
- افزایش نرخ پسانداز در میان کسانی که هنوز توان پسانداز دارند
همه این نشانهها لزوماً با هم رخ نمیدهند، اما هرچه تعداد بیشتری از آنها همزمان دیده شود، احتمال رویارویی با رکودی عمیق بیشتر است.
تفاوت رکود معمولی و رکود عمیق
رکود معمولی بخشی عادی از چرخه اقتصادی، یعنی تناوب دورههای رونق و رکود، به شمار میرود. در رسانهها معمولاً آن را با قاعدهای ساده تعریف میکنند: کاهش تولید ناخالص داخلی واقعی در دستکم دو فصل پیاپی، حتی اگر این کاهش اندک باشد. به این وضعیت گاهی «رکود فنی» هم میگویند.
دفتر ملی پژوهشهای اقتصادی آمریکا به این قاعده دوفصلی تکیه نمیکند. در تعریف این دفتر، رکود «کاهش چشمگیر فعالیت اقتصادی است که در سراسر اقتصاد گسترده شده و بیش از چند ماه طول میکشد». این دفتر سه معیار عمق، گستردگی و دوام را در کنار هم میسنجد. چون دادههای اقتصادی با تأخیر جمعآوری میشوند، گاهی یک رکود کوتاه پیش از آنکه رسماً تأیید شود، به پایان میرسد.
رکود عمیق، در مقابل، سالها طول میکشد و پیامدهایش بسیار جدیتر است. در اوج رکود بزرگ، حدود یکچهارم نیروی کار آمریکا بیکار بود. این رقم کشاورزانی را که بهدلیل سقوط قیمت محصولاتشان خانه و زمین خود را از دست دادند، در بر نمیگیرد.
| ویژگی | رکود معمولی | رکود عمیق |
|---|---|---|
| تعریف رایج | کاهش تولید ناخالص داخلی واقعی در دو فصل پیاپی یا بیشتر | دوام سه سال یا بیشتر، یا کاهش دستکم ۱۰٪ تولید ناخالص داخلی واقعی در یک سال |
| طول معمول | معمولاً چند ماه؛ میانگین رکودهای آمریکا در دوره ۱۹۴۵ تا ۲۰۲۰ حدود ۱۰٫۳ ماه | چند سال؛ آثار رکود بزرگ حدود یک دهه ماند |
| فراوانی | نسبتاً رایج؛ ۳۴ مورد در آمریکا از ۱۸۵۴ تا ۲۰۲۰ | بسیار نادر؛ در آمریکای دوران مدرن، رکود بزرگ تنها نمونه شناختهشده است |
| پیامدها | افزایش موقت بیکاری و کاهش سود بنگاهها | بیکاری گسترده، ورشکستگیهای فراگیر و افت شدید قیمت کالاها و خدمات |
| نمونهها | رکودهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ و ۲۰۲۰ در آمریکا | رکود بزرگ؛ از ۱۹۲۹ تا اواخر دهه ۱۹۳۰ |
رکود معمولی چقدر رایج است؟
طبق گاهشمار چرخههای اقتصادی دفتر ملی پژوهشهای اقتصادی، اقتصاد آمریکا از ۱۸۵۴ تا پیش از رکود ۲۰۰۷، ۳۲ رکود را تجربه کرده بود. پس از آن، رکود ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ و رکود کوتاه ناشی از همهگیری کووید-۱۹ در ۲۰۲۰ رخ داد و شمار رکودها به ۳۴ رسید. رکود ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹، که با بحران مالی ۲۰۰۸ گره خورده است، در منابع انگلیسی نامی شبیه رکود بزرگ دارد (Great Recession)؛ اما نباید آن را با رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰ (Great Depression) یکی دانست.
در تمام این دوره، تنها رکود آمریکا که عموماً رکود عمیق شمرده میشود، رکود بزرگ است؛ هرچند برخی رکودهای طولانی قرن نوزدهم را نیز گاه «کسادی» نامیدهاند. طبق همین گاهشمار، میانگین طول دوره انقباض، یعنی فاصله اوج تا کف چرخه، در کل دوره ۱۸۵۴ تا ۲۰۲۰ حدود ۱۷ ماه و در دوره ۱۹۴۵ تا ۲۰۲۰ حدود ۱۰٫۳ ماه بوده است. به بیان دیگر، رکودهای پس از جنگ جهانی دوم بهطور میانگین کوتاهتر شدهاند.
رکود عمیق چگونه شکل میگیرد؟
هر رکود، و بهویژه رکود عمیق، معمولاً مانند فاجعهای زنجیرهای پیش میرود که با فروریختن اعتماد مصرفکنندگان آغاز میشود. پشت این بیاعتمادی همیشه یک یا چند رویداد محرک وجود دارد. برای نمونه، بحران وامهای مسکن کماعتبار (Subprime) در آمریکا، یعنی وامهایی که به خریداران با سابقه اعتباری ضعیف داده شده بود، با افت قیمت مسکن از ۲۰۰۶ آغاز شد و نخستین حلقه زنجیرهای بود که به رکود ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ انجامید. با افت قیمت مسکن، بسیاری از آمریکاییها دیدند بخشی از ثروت خود و همسایگانشان از میان رفته است و در خرج کردن محتاط شدند.
از این نقطه به بعد، زنجیره تقریباً همیشه یک مسیر را طی میکند:
- مصرفکنندگان کمتر خرید میکنند.
- بنگاهها تولید را کاهش میدهند و طرحهای سرمایهگذاری تازه را کنار میگذارند.
- برای تولید کمتر، به نیروی کار کمتری نیاز است و اخراجها آغاز میشود.
- با افزایش بیکاری، دستمزد شغلهای باقیمانده پایین میآید.
- چون مردم پول کمتری خرج میکنند، قیمت بسیاری از کالاها کاهش مییابد و درآمد بنگاهها باز هم کمتر میشود.
اگر این چرخه با ورشکستگی بانکها و کاهش حجم پول همراه شود، رکود معمولی میتواند به رکود عمیق تبدیل شود. کاهش سطح عمومی قیمتها بار واقعی بدهیها را سنگینتر میکند؛ بدهکاران برای بازپرداخت، هزینههایشان را باز هم کم میکنند و چرخه شدت میگیرد. این همان سازوکاری است که در رکود بزرگ دیده شد.
رکود بزرگ؛ شناختهشدهترین رکود عمیق تاریخ
رکود بزرگ (Great Depression) تا امروز بدترین رکود اقتصادی جهان مدرن است. بسیاری از مورخان آغاز آن را ۲۴ اکتبر ۱۹۲۹ میدانند؛ روزی که بازار سهام نیویورک سقوط کرد و بعدها «پنجشنبه سیاه» نام گرفت. پس از سالها سرمایهگذاری بیمحابا و سفتهبازی، حباب بازار سهام ترکید و موج فروش گستردهای به راه افتاد. در آن روز ۱۲٫۹ میلیون سهم معامله شد که تا آن زمان بیسابقه بود.
سهشنبه هفته بعد، یعنی ۲۹ اکتبر ۱۹۲۹، میانگین صنعتی داوجونز، شاخص مشهور سهام آمریکا، در موج دیگری از فروش هراسآلود نزدیک به ۱۲ درصد دیگر سقوط کرد. با این حال، اقتصاد آمریکا پیش از این سقوطها وارد رکود شده بود؛ گاهشمار دفتر ملی پژوهشهای اقتصادی اوج چرخه را اوت ۱۹۲۹ ثبت کرده است.
رکود بزرگ از آمریکا آغاز شد، اما بهزودی به دیگر کشورهای صنعتی سرایت کرد و آثارش حدود یک دهه ماند؛ به تعبیر برخی منابع، از ۱۹۲۹ تا ۱۹۴۱. این دوران با بیکاری، فقر و گرسنگی فاجعهبار و ناآرامیهای سیاسی شناخته میشود. هزینه مصرفی خانوارها و سرمایهگذاری بنگاهها تقریباً از حرکت ایستاد. نرخ بیکاری آمریکا در ۱۹۳۳ به کمی کمتر از ۲۵ درصد رسید و تا ۱۹۴۱، که سرانجام به زیر ۱۰ درصد آمد، دورقمی ماند.
تولید واقعی اقتصاد آمریکا از ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۳ بیش از یکچهارم کوچک شد و با سقوط قیمت سهام، سبد سرمایهگذاری بسیاری از مردم تقریباً بیارزش شد. در همین سالها موج ورشکستگی بانکها حجم پول در گردش را بهشدت کاهش داد و سطح عمومی قیمتها نیز افت کرد.
پس از پیروزی فرانکلین روزولت در انتخابات ریاستجمهوری ۱۹۳۲، شرکت بیمه سپرده فدرال (FDIC) در ۱۹۳۳ تأسیس شد تا در صورت ورشکستگی بانکها از سپردههای مردم حفاظت کند. یک سال بعد، در ۱۹۳۴، کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) برای نظارت بر بازارهای سهام آمریکا شکل گرفت.
در گاهشمار دفتر ملی پژوهشهای اقتصادی، دوران رکود بزرگ دو دوره انقباض را در بر میگیرد: انقباض اصلی از اوت ۱۹۲۹ تا مارس ۱۹۳۳ که ۴۳ ماه طول کشید، و بازگشت دوباره رکود از مه ۱۹۳۷ تا ژوئن ۱۹۳۸ به مدت ۱۳ ماه.
چرا رکود بزرگ اینقدر عمیق شد؟
عوامل گوناگونی میتوانند اقتصاد را به انقباضی شدید بکشانند، اما درباره رکود بزرگ، بسیاری از اقتصاددانان سیاست پولی نادرست را مقصر اصلی میدانند. فدرال رزرو، یعنی بانک مرکزی آمریکا، جلوی موج ورشکستگی بانکها و کاهش حجم پول را نگرفت. بن برنانکی، که بعدها ریاست فدرال رزرو را بر عهده گرفت، در ۲۰۰۲ و در مقام عضو هیئت حکام این نهاد، بهصراحت پذیرفت که فدرال رزرو در آن سالها خطا کرده است.
نظام بینالمللی پایه طلا (Gold Standard)، یعنی نظامی که ارزش پول کشورها را به مقدار معینی طلا گره میزد، نرخ بهره و سیاست پولی کشورها را به هم وابسته کرده بود. همین پیوند، بحران را از آمریکا به کشورهای دیگر منتقل کرد.
دولتها چگونه جلوی رکود عمیق را میگیرند؟
در دوران مدرن، برای جلوگیری از رکود عمیق یا مهار یک رکود معمولی شدید، معمولاً دو ابزار اصلی به کار میرود که هرکدام در اختیار نهادی جداگانه است: سیاست مالی انبساطی و سیاست پولی انبساطی. «انبساطی» یعنی سیاستی که تقاضا و فعالیت اقتصادی را تقویت میکند. راه سومی هم وجود دارد، یعنی ریاضت مالی، که همواره دستکم محل بحث بوده است.
سیاست مالی انبساطی
سیاست مالی (Fiscal Policy) یعنی تصمیمگیری درباره مالیاتها و هزینههای دولت؛ در آمریکا این کار بر عهده کنگره و رئیسجمهور است. در رویارویی با رکود، دولت از بودجه عمومی، یعنی پول مالیاتدهندگان، هزینه میکند. یک راه، اجرای طرحهای بزرگ عمرانی است؛ مانند «اداره پیشرفت کارها» (WPA) که در ۱۹۳۵ برای ایجاد شغل به جای مشاغل از دسترفته تأسیس شد. راه دیگر، رساندن مستقیم پول به دست مردم است؛ مانند گسترش «اعتبار مالیاتی فرزند» (Child Tax Credit) در آمریکا که در دوران همهگیری کووید-۱۹ قدرت خرید خانوادهها را بالا برد.
سیاست پولی انبساطی
سیاست پولی (Monetary Policy) در اختیار بانک مرکزی است؛ در آمریکا این نهاد فدرال رزرو است. سادهترین ابزار بانک مرکزی، کاهش نرخ بهره سیاستی است؛ نرخی که هزینه وامهای کوتاهمدت بانکها را تعیین میکند و گردش روزانه نظام بانکی به آن وابسته است. این نرخ بر همه نرخهای دیگر، از وامهای مصرفی تا تسهیلات بنگاهها، اثر میگذارد. پول ارزانتر وامگیری و سرمایهگذاری را تشویق میکند و به ایجاد شغل میانجامد.
اگر این سیاست کارگر شود، چرخه ویرانگر رکود متوقف میشود و بهتدریج جهتش برمیگردد. اگر کاهش نرخ بهره کافی نباشد، بانک مرکزی میتواند به «تسهیل کمّی» (Quantitative Easing) روی آورد. در این روش، بانک مرکزی حجم زیادی از اوراق بدهی، مانند اوراق قرضه دولتی، را از بازار میخرد. این خریدها نقدینگی بیشتری به اقتصاد تزریق میکند و منابع بیشتری برای سرمایهگذاری فراهم میآورد.
ریاضت مالی
ریاضت مالی (Austerity) درست در نقطه مقابل سیاست انبساطی قرار دارد. در دوران رکود، درآمدهای دولت کاهش مییابد؛ افراد کمتری کار میکنند، طرحهای کمتری آغاز میشود و مصرف خانوارها پایین میآید. به بیان دیگر، همه فعالیتهایی که دولت از آنها مالیات میگیرد کوچکتر میشوند. در این شرایط، دولتی که به بودجه متوازن پایبند است، ناچار باید هزینههایش را کم کند.
برخی کشورهای اروپایی در سالهای پس از بحران مالی ۲۰۰۸ همین راه را برگزیدند. برخی ایالتهای آمریکا نیز، که قانون بودجه متوازن دستشان را بسته بود یا تمایلی به افزایش بدهی نداشتند، هزینههایشان را کاهش دادند. اینکه ریاضت مالی رکود را درمان میکند یا آن را تشدید میکند، هنوز محل بحث است. بسیاری از اقتصاددانان بازگشت رکود در ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ را تا حدی نتیجه انقباض زودهنگام سیاستهای مالی و پولی آمریکا میدانند.
آیا رکود بزرگ دوباره تکرار میشود؟
به نظر میرسد سیاستگذاران از رکود بزرگ درس گرفتهاند. پس از آن دوره، قوانین و مقررات تازهای برای حمایت از مصرفکنندگان و سرمایهگذاران وضع شد و بانکهای مرکزی ابزارهایی برای حفظ ثبات اقتصاد طراحی کردند. امروز بانکهای مرکزی میکوشند پیش از آنکه تورم از کنترل خارج شود به آن واکنش نشان دهند و در دوران سخت نیز با سیاست پولی انبساطی اقتصاد را به حرکت درآورند.
آمریکا در ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ توانست از گرفتار شدن در رکود عمیقی دیگر جلوگیری کند. ابزارهایی که آن زمان به کار رفت، پرهزینه اما مؤثر بود: وامهای کلان به بانکها و صنعت خودروسازی، کاهش مالیات خانوارها، افزایش هزینههای زیرساختی دولت و کاهش نرخ بهره. بسیاری از اقتصاددانان این ابزارها را عامل مهمی در جلوگیری از تبدیل آن رکود به رکود عمیق میدانند و به احتمال زیاد در آینده نیز میتوان دوباره از آنها بهره گرفت.
همهگیری کووید-۱۹ نیز فقط رکودی کوتاه به همراه داشت. طبق گاهشمار دفتر ملی پژوهشهای اقتصادی، این رکود از اوج فوریه ۲۰۲۰ تا کف آوریل ۲۰۲۰ تنها دو ماه طول کشید و کوتاهترین رکود ثبتشده در این گاهشمار است. مجموعهای هدفمند از اقدامهای مالی و پولی در آن زمان احتمالاً از رکودی بسیار شدیدتر جلوگیری کرد. با این همه، هیچ ابزاری تضمین قطعی نیست و رکود عمیق همچنان خطری، هرچند کماحتمال، به شمار میرود.
چه نشانههایی از نزدیک شدن رکود خبر میدهند؟
اگر رکود از رفتار مصرفکننده آغاز شود، یکی از شاخصهایی که باید زیر نظر داشت «شاخص اعتماد مصرفکننده» (Consumer Confidence Index) است که مؤسسه پژوهشی کنفرانس بورد (The Conference Board) در آمریکا منتشر میکند. این شاخص از نماگرهای کلیدی سلامت اقتصاد آمریکا به شمار میرود و در آخرین سهشنبه هر ماه، ساعت ۱۰ صبح به وقت شرق آمریکا، منتشر میشود.
نظرسنجی پشت این شاخص، دلایل اعتماد یا بیاعتمادی مصرفکنندگان را هم بررسی میکند و دو زیرشاخص مهم دارد:
- شاخص وضعیت فعلی: ارزیابی مصرفکنندگان از شرایط کنونی کسبوکار و بازار کار را میسنجد.
- شاخص انتظارات: چشمانداز کوتاهمدت مصرفکنندگان درباره درآمد، کسبوکار و بازار کار را نشان میدهد. کنفرانس بورد سطح ۸۰ این شاخص را آستانهای میداند که معمولاً از رکودی در راه خبر میدهد.
به گزارش کنفرانس بورد در ۲۵ مارس ۲۰۲۵، شاخص انتظارات با ۹٫۶ واحد افت به ۶۵٫۲ رسید؛ پایینترین سطح آن در ۱۲ سال گذشته و بسیار پایینتر از آستانه ۸۰. تازهترین گزارش این مؤسسه تا زمان نگارش این مطلب، که ۲۵ اوت ۲۰۲۶ منتشر شد، نشان میدهد شاخص کل اعتماد مصرفکننده در اوت ۲۰۲۶ با ۰٫۸ واحد کاهش، از ۹۰٫۲ در ژوئیه به ۸۹٫۴ رسید. در همین ماه، شاخص وضعیت فعلی ۶٫۸ واحد بالا رفت و به ۱۲۱٫۲ رسید، اما شاخص انتظارات ۵٫۸ واحد افت کرد و به ۶۸٫۲ رسید.
به این ترتیب، شاخص انتظارات هم در ۲۰۲۵ و هم در ۲۰۲۶ زیر آستانه ۸۰ ثبت شده، اما تا سپتامبر ۲۰۲۶ رکودی بهطور رسمی اعلام نشده است. پس افت اعتماد مصرفکننده فقط احتمال رکود را بالا میبرد و بهتنهایی نشانه رکود عمیق نیست. برای آنکه بتوان از «رکود عمیق» سخن گفت، باید فروپاشی فاجعهبار و پایدار اعتماد و فعالیت اقتصادی دیده شود. افزون بر این، سیاستگذاران پولی و مالی معمولاً پیش از رسیدن به آن مرحله با ابزارهای خود وارد عمل میشوند.
نماگرهای دیگری هم برای پیشبینی رکود به کار میروند؛ از جمله افزایش سریع نرخ بیکاری، معکوس شدن منحنی بازده اوراق قرضه (یعنی بالاتر رفتن بازده اوراق کوتاهمدت از بازده اوراق بلندمدت) و افت شاخصهای پیشرو. هیچیک از این نماگرها بهتنهایی قطعی نیست و اقتصاددانان معمولاً آنها را کنار هم میسنجند.
تحولات یک تا دو سال اخیر
سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نمونه خوبی از فاصله میان «نگرانی از رکود» و «رکود واقعی» بود:
- افزایش احتمال رکود در آمریکا: پیر-اولیویه گورینشا (Pierre-Olivier Gourinchas)، اقتصاددان ارشد صندوق بینالمللی پول، در نشست خبری ۲۲ آوریل ۲۰۲۵ گفت ارزیابی صندوق از احتمال رکود در آمریکا از حدود ۲۵ درصد در اکتبر ۲۰۲۴ به حدود ۴۰ درصد رسیده است. به گفته او، احتمال افت اقتصاد جهانی در ۲۰۲۵ نیز از ۱۷ درصد در برآورد اکتبر به ۳۰ درصد افزایش یافته بود. با این حال، صندوق در پیشبینی پایه خود رکودی برای آمریکا در نظر نگرفته بود.
- یک فصل منفی، بدون رکود: به گزارش اداره تحلیل اقتصادی آمریکا (BEA) در ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۵، تولید ناخالص داخلی واقعی آمریکا در فصل نخست ۲۰۲۵ با نرخ سالانه ۰٫۶ درصد کاهش یافت، اما در فصل دوم با نرخ سالانه ۳٫۸ درصد رشد کرد. آخرین اعلام رسمی دفتر ملی پژوهشهای اقتصادی نیز تا سپتامبر ۲۰۲۶ همان اطلاعیه ۱۹ ژوئیه ۲۰۲۱ درباره تعیین کف آوریل ۲۰۲۰ است؛ یعنی این دفتر آغاز رکود تازهای را اعلام نکرده است. البته این دفتر تاریخ رکودها را با تأخیر و پس از فراهم شدن دادههای کافی تعیین میکند.
- دو سال انقباض پیاپی در آلمان: به گزارش اداره آمار فدرال آلمان (Destatis) در ۱۵ ژانویه ۲۰۲۵، تولید ناخالص داخلی واقعی آلمان در ۲۰۲۴، ۰٫۲ درصد کاهش یافت؛ پس از آنکه در ۲۰۲۳ نیز ۰٫۳ درصد کوچک شده بود. این نمونه نشان میدهد افت چندساله اما خفیف با رکود عمیق فاصله زیادی دارد؛ کاهشهای چند دهم درصدی بسیار دورتر از آستانه ۱۰ درصدی قاعده سرانگشتیاند.
- کندی رشد جهانی، نه رکود جهانی: بانک جهانی در گزارش «چشماندازهای اقتصاد جهانی» که ۱۱ ژوئن ۲۰۲۶ منتشر شد، پیشبینی کرد رشد اقتصاد جهان از ۲٫۹ درصد در ۲۰۲۵ به ۲٫۵ درصد در ۲۰۲۶ برسد که پایینترین نرخ از آغاز همهگیری کووید-۱۹ است. به ارزیابی این نهاد، درگیری در خاورمیانه، همزمان با گرانتر شدن انرژی، تورم شدیدتر و افزایش هزینه استقراض، رشد جهانی را کند میکند؛ بانک جهانی رشد ۲۰۲۷ را ۲٫۸ درصد پیشبینی کرد. صندوق بینالمللی پول نیز در بهروزرسانی ژوئیه ۲۰۲۶ گزارش «چشمانداز اقتصادی جهان»، رشد جهانی را برای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ به ترتیب ۳٫۰ و ۳٫۴ درصد پیشبینی کرد که کمتر از میانگین ۳٫۵ درصدی سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ است. یکی از دلایل تفاوت ارقام این دو نهاد، روش وزندهی به اقتصاد کشورهاست: نرخ اصلی بانک جهانی با نرخهای ارز بازار محاسبه میشود، اما صندوق از برابری قدرت خرید استفاده میکند؛ روشی که به گفته بانک جهانی سهم بیشتری به اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه میدهد.
مثال فرضی: سنجش رکود با قاعدههای سرانگشتی
فرض کنید تولید ناخالص داخلی واقعی کشوری در یک سال ۱٬۰۰۰ واحد باشد و سال بعد به ۸۸۰ واحد برسد.
- درصد کاهش = (۱٬۰۰۰ − ۸۸۰) ÷ ۱٬۰۰۰ × ۱۰۰ = ۱۲٪
- چون کاهش ۱۲ درصدی از آستانه ۱۰ درصد بیشتر است، طبق قاعده سرانگشتی این وضعیت رکود عمیق به شمار میآید.
حالا کشور دیگری را در نظر بگیرید که تولید فصلی آن از ۲۵۰ واحد به ۲۴۸ واحد و در فصل بعد به ۲۴۶ واحد برسد.
- کاهش فصل اول = (۲۵۰ − ۲۴۸) ÷ ۲۵۰ × ۱۰۰ = ۰٫۸٪
- کاهش فصل دوم = (۲۴۸ − ۲۴۶) ÷ ۲۴۸ × ۱۰۰ ≈ ۰٫۸۱٪
- دو فصل کاهش پیاپی، طبق تعریف ساده، رکود معمولی (رکود فنی) است؛ اما افت کل تولید در این دو فصل، یعنی از ۲۵۰ به ۲۴۶ واحد، فقط ۱٫۶ درصد است و با رکود عمیق فاصله بسیار دارد.
در این مثال، تغییرها نسبت به فصل قبل محاسبه شدهاند. ادارههای آماری مانند اداره تحلیل اقتصادی آمریکا تغییر فصلی را معمولاً بهصورت «نرخ سالانهشده» گزارش میکنند؛ یعنی نرخی که اگر همان تغییر فصلی چهار فصل پیاپی تکرار شود، در یک سال به دست میآید. برای نمونه، کاهش ۰٫۶ درصدی سالانهشده تولید آمریکا در فصل نخست ۲۰۲۵ تقریباً با کاهش ۰٫۱۵ درصدی نسبت به فصل قبل برابر است. پس هنگام مقایسه ارقام، باید به نوع نرخ گزارششده توجه کرد.
چگونه در دوران رکود از دارایی خود محافظت کنیم؟
اگر تاریخ راهنمای ما باشد، نگرانی دائمی از رکود عمیق فایدهای ندارد، اما آمادگی برای رکود بعدی ضروری است. این آمادگی یعنی به یاد داشته باشیم که اقتصاد همواره میان رونق و رکود در حرکت است و در دوران رونق، خود را برای رکود آماده کنیم.
- برای سرمایهگذار: متنوع نگه داشتن سبد دارایی و گنجاندن داراییهای کمریسکتری که در دوران رکود نیز عملکرد قابل قبولی دارند.
- برای خانوار: پسانداز منظم، بازپرداخت بدهیها و داشتن «صندوق اضطراری»، یعنی پساندازی جداگانه برای هزینههای پیشبینینشده.
- برای نیروی کار: شناسایی منابع درآمد جایگزین که در صورت بدتر شدن اوضاع بتوان به آنها تکیه کرد.
پرسشهای متداول
رکود معمولی و رکود عمیق چه تفاوتی دارند؟
رکود معمولی افتی نسبتاً کوتاه در فعالیت اقتصادی و بخشی طبیعی از چرخه اقتصاد است؛ تعریف رایج آن کاهش تولید ناخالص داخلی واقعی در دستکم دو فصل پیاپی است. رکود عمیق رکودی شدید است که سه سال یا بیشتر طول میکشد یا تولید ناخالص داخلی واقعی را در یک سال دستکم ۱۰ درصد کاهش میدهد. رکود عمیق با از دست رفتن گسترده شغلها، ورشکستگیهای فراگیر و افت شدید قیمت کالاها و خدمات همراه است.
چه نهادی رسماً وقوع رکود را اعلام میکند؟
در آمریکا، کمیته تعیین تاریخ چرخههای اقتصادی در دفتر ملی پژوهشهای اقتصادی، ماه اوج و کف هر چرخه را تعیین میکند. این کمیته به جای قاعده دوفصلی، عمق، گستردگی و دوام افت فعالیت اقتصادی را میسنجد و اعلامهایش با تأخیر چندماهه و گاه بیش از یکساله منتشر میشود. برای نمونه، اوج دسامبر ۲۰۰۷ در ۱ دسامبر ۲۰۰۸ و کف آوریل ۲۰۲۰ در ۱۹ ژوئیه ۲۰۲۱ اعلام شد. برای رکود عمیق هیچ نهادی تعریف یا اعلام رسمی ندارد.
یک رکود چقدر میتواند طول بکشد؟
مدت رکودها بسیار متفاوت است. در آمریکا، رکود ناشی از کووید-۱۹ تنها دو ماه (فوریه تا آوریل ۲۰۲۰) طول کشید، اما رکود ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ هجده ماه ادامه یافت. یکی از نمونههای مشهور، رکود «دوگانه» (Double-dip) آغاز دهه ۱۹۸۰ است: رکودی از ژانویه تا ژوئیه ۱۹۸۰ که پس از بهبودی کوتاه، از ژوئیه ۱۹۸۱ دوباره آغاز شد و تا نوامبر ۱۹۸۲ ادامه یافت. رکود عمیق اما میتواند سالها طول بکشد؛ آثار رکود بزرگ حدود یک دهه ماند.
آیا کاهش تولید در یک فصل به معنای رکود است؟
خیر. حتی طبق تعریف ساده، دستکم دو فصل کاهش پیاپی لازم است. برای نمونه، تولید واقعی آمریکا در فصل نخست ۲۰۲۵ با نرخ سالانه ۰٫۶ درصد کاهش یافت، اما در فصل بعد با نرخ سالانه ۳٫۸ درصد رشد کرد و رکودی اعلام نشد.
آیا رکودی مانند رکود بزرگ ممکن است دوباره رخ دهد؟
ناممکن نیست، اما امروز ابزارهای بیشتری برای جلوگیری از آن وجود دارد. بیمه سپردهها، نظارت بر بازار سرمایه، بانک مرکزی فعال و سیاستهای مالی حمایتی پس از رکود بزرگ پدید آمدند یا تقویت شدند و در بحرانهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ و ۲۰۲۰ به مهار رکود کمک کردند.
جمعبندی
رکودهای معمولی رویدادهایی نسبتاً رایج و بخشی طبیعی از چرخه اقتصادند؛ پس از هر دوره انبساط، دورهای از انقباض فرا میرسد. پیشبینی زمان دقیق آنها دشوار است، هرچند بسیاری در این کار میکوشند. برای نمونه، اقتصاددانان نمیتوانستند پیشبینی کنند که یک همهگیری جهانی زنجیره عرضه کالاها و خدمات را تقریباً متوقف کند و در ۲۰۲۰ رکود بیافریند، یا اینکه تزریق گسترده پول از سوی دولت، اقتصاد را سرپا نگه دارد و آن رکود را ظرف چند ماه به پایان برساند.
رکود عمیق اما رکودی با ابعاد فاجعهبار است. اقتصاد آمریکا از پایان رکود بزرگ در اواخر دهه ۱۹۳۰ تاکنون رکود عمیق دیگری تجربه نکرده است. بخشی از این موفقیت به ابزارهایی برمیگردد که سیاستگذاران برای مهار رکود، پیش از آنکه به وضعی بدتر تبدیل شود، در اختیار دارند.















نظرات کاربران