خطر حسابرسی به ریسکی گفته میشود که صورتهای مالی سازمان دارای اشتباهات بااهمیت باشد، اما حسابرس در گزارش خود اعلام کند که این صورتها عاری از چنین اشتباهاتی هستند.
نکات کلیدی:
- خطر حسابرسی به این معناست که ممکن است صورتهای مالی دچار اشتباهات بااهمیت باشند، ولی گزارش حسابرسی چنین چیزی را نشان ندهد.
- این خطر میتواند برای مؤسسه حسابرسی (مثل شرکتهای حسابداری رسمی یا حسابداران مستقل) مسئولیت قانونی ایجاد کند.
- برای مدیریت این خطر و تبعات قانونی آن، مؤسسات حسابرسی معمولاً بیمه مسئولیت حرفهای (malpractice insurance) دارند.
- خطر حسابرسی از دو بخش اصلی تشکیل شده است: خطر اشتباه بااهمیت (Risk of Material Misstatement) و خطر عدم کشف (Detection Risk).
درک بهتر خطر حسابرسی
هدف حسابرسی این است که خطر حسابرسی را تا حد قابل قبولی پایین بیاورد. این کار از طریق انجام تستهای کافی و جمعآوری مدارک مستند صورت میگیرد. چون سرمایهگذاران، وامدهندگان و سایر ذینفعان بر اطلاعات صورتهای مالی تکیه دارند، هرگونه اشتباه در گزارش حسابرسی ممکن است تبعات قانونی برای حسابرس داشته باشد.
در طول حسابرسی، حسابرس با بررسی دفاتر حسابداری و اسناد پشتیبان، آزمونهایی انجام میدهد. اگر در این حین اشتباهی کشف شود، از مدیریت خواسته میشود اصلاحات لازم را با ثبت سند اصلاحی انجام دهد.
در پایان، پس از اعمال اصلاحات، حسابرس گزارش کتبی خود را ارائه میدهد و نظر نهاییاش را درباره درستی صورتهای مالی اعلام میکند. برای مقابله با خطرات قانونی ناشی از چنین گزارشهایی، مؤسسات حسابرسی بیمه مسئولیت حرفهای دارند.
انواع خطر حسابرسی
خطر حسابرسی از دو بخش تشکیل شده است:
۱. خطر اشتباه بااهمیت (Risk of Material Misstatement)
این خطر به احتمال وجود اشتباهات بااهمیت در صورتهای مالی قبل از شروع حسابرسی اشاره دارد. منظور از "بااهمیت" مبلغی است که اگر اشتباه باشد، میتواند نظر خواننده صورتهای مالی را تغییر دهد. میزان این اهمیت ممکن است بر اساس درصد یا مبلغ، بسته به شرایط، متفاوت باشد.
برای مثال، اگر موجودی یک فروشگاه ورزشی در گزارش مالی ۱ میلیون دلار باشد، ولی در واقعیت ۹۰۰ هزار دلار، این تفاوت ۱۰۰ هزار دلاری ممکن است برای ذینفعان بسیار مهم تلقی شود.
اگر کنترلهای داخلی سازمان ضعیف باشد یا احتمال تقلب وجود داشته باشد، خطر اشتباه بااهمیت بیشتر میشود.
۲. خطر عدم کشف (Detection Risk)
این خطر به احتمال آن اشاره دارد که حسابرس با وجود انجام کارهای حسابرسی، نتواند یک اشتباه بااهمیت را شناسایی کند. برای مثال، حسابرس باید شمارش فیزیکی موجودی کالا را انجام دهد و آن را با اسناد حسابداری مقایسه کند. اگر حسابرس فقط بخش کوچکی از موجودی را بررسی کند و آن را به کل تعمیم دهد، ممکن است اشتباه بزرگی را تشخیص ندهد. در چنین حالتی، خطر عدم کشف بالا میرود.















نظرات کاربران