خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
فن گن چیست؟

فن گن چیست؟

مالیات مصرف بالای سوخت چیست؟

مالیات مصرف بالای سوخت چیست؟

سهام GAFAM چیست؟

سهام GAFAM چیست؟

قانون مؤسسات سپرده‌گذاری گارن-سنت جرمن چیست؟

قانون مؤسسات سپرده‌گذاری گارن-سنت جرمن چیست؟

زوایای گن چیست؟

زوایای گن چیست؟

نسبت‌های اهرمی چیست؟

نسبت‌های اهرمی چیست؟

شرکت گازل چیست؟

شرکت گازل چیست؟

گاما چیست؟

گاما چیست؟

فرآیند GARCH چیست؟

فرآیند GARCH چیست؟

مغالطه قمارباز چیست؟

مغالطه قمارباز چیست؟

Gap Analysis

تحلیل شکاف چیست؟

بازدید ۱٬۳۰۰نویسنده: دانیال نجدی
تحلیل شکاف چیست؟

در تحلیل شکاف، یک سازمان عملکرد فعلی خود را با عملکرد هدف مقایسه می‌کند.

تحلیل شکاف چیست؟

تحلیل شکاف فرایندی است که شرکت‌ها برای مقایسه عملکرد فعلی خود با عملکرد مطلوب و مورد انتظار انجام می‌دهند. این تحلیل به ارزیابی میزان تحقق اهداف و میزان بهره‌وری از منابع کمک می‌کند. در این فرایند، شرکت وضعیت فعلی خود را از نظر زمان، هزینه و نیروی کار اندازه‌گیری کرده و آن را با وضعیت مطلوب مقایسه می‌کند. با شناسایی و بررسی این شکاف‌ها، تیم مدیریت می‌تواند برنامه‌ای عملی برای بهبود عملکرد و پر کردن این فاصله تدوین کند.

نکات کلیدی:

  • در تحلیل شکاف، یک سازمان عملکرد فعلی خود را با عملکرد هدف مقایسه می‌کند.
  • این تحلیل زمانی مفید است که شرکت از منابع، سرمایه یا فناوری خود به طور کامل استفاده نمی‌کند.
  • با شناسایی شکاف‌ها، تیم مدیریت می‌تواند برنامه‌ای برای بهبود عملکرد و پیشرفت سازمان تدوین کند.
  • تحلیل شکاف شامل چهار مرحله است: تعیین اهداف سازمانی، ارزیابی وضعیت فعلی، تجزیه‌و‌تحلیل داده‌های شکاف و تهیه گزارش نهایی.
  • از این تحلیل می‌توان برای بررسی تفاوت بین دارایی‌ها و بدهی‌های حساس به نرخ بهره نیز استفاده کرد.

درک تحلیل شکاف

زمانی که سازمان‌ها از منابع، سرمایه و فناوری خود به‌درستی استفاده نکنند، ممکن است نتوانند به حداکثر پتانسیل خود برسند. در این شرایط، تحلیل شکاف می‌تواند مفید باشد. تحلیل شکاف که به آن «نیازسنجی» نیز گفته می‌شود، برای ارزیابی عملکرد سازمانی اهمیت دارد. این تحلیل به شرکت‌ها کمک می‌کند تا موقعیت فعلی خود را مشخص کرده و مسیر دستیابی به اهداف آینده را ترسیم کنند. شرکت‌ها می‌توانند از طریق تحلیل شکاف، اهداف خود را بازبینی کرده و بررسی کنند که آیا در مسیر درستی برای دستیابی به آن‌ها قرار دارند یا خیر.

تحلیل شکاف در دهه ۱۹۸۰ به‌طور گسترده و معمولاً همراه با تحلیل مدت‌زمان (Duration Analysis) استفاده می‌شد. اگرچه تحلیل شکاف پیچیدگی بیشتری دارد و کمتر از تحلیل مدت‌زمان مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما همچنان می‌توان از آن برای ارزیابی تأثیر تغییرات در ساختار زمانی استفاده کرد. این تحلیل شامل چهار مرحله است که در نهایت با تهیه گزارشی، نقاط قابل بهبود را مشخص کرده و برنامه‌ای برای ارتقای عملکرد شرکت ارائه می‌دهد.

نکته مهم: شکاف در تحلیل شکاف به فاصله میان وضعیت فعلی یک سازمان و جایگاهی که می‌خواهد در آینده به آن برسد اشاره دارد.

چگونه تحلیل شکاف انجام دهیم؟

برخی مدل‌های تحلیل شکاف این فرآیند را به چهار مرحله تقسیم می‌کنند، در حالی که برخی دیگر آن را به مراحل بیشتری گسترش می‌دهند. در هر صورت، تحلیل شکاف شامل درک موقعیت فعلی، تعیین اهداف آینده و تدوین برنامه‌ای برای رسیدن به نقطه مطلوب است.

مرحله ۱: شناسایی وضعیت فعلی

تحلیل شکاف با تمرکز بر جایی که سازمان شما در حال حاضر فعالیت می‌کند شروع می‌شود. این شامل تحقیق در مورد محصولاتی است که ارائه می‌دهد، مشتریانی که به آن‌ها خدمت می‌کند، مناطق جغرافیایی که در آن‌ها فعالیت دارد و مزایایی که به کارکنان خود می‌دهد. این اطلاعات می‌تواند کمی (مثلاً سوابق مالی به عنوان بخشی از گزارش‌های لازم) یا کیفی (مثلاً نظرسنجی‌ها یا بازخورد از ذینفعان کلیدی) باشد.

اغلب یک شرکت تحلیل شکاف را انجام می‌دهد چون از وجود مشکلی آگاه است. به عنوان مثال، نتایج ضعیف نظرسنجی‌های بازخورد مشتریان به وجود آمده و شرکت می‌خواهد بررسی کند که چرا این مشکل رخ داده و راهکارهایی برای رفع آن پیاده‌سازی کند. پیش از این که شرکت بتواند به آرزوی خود برای آینده فکر کند، باید درک کند که چرا این اشتباهات رخ داده، مشکلات کجا و چه زمانی بوجود می‌آیند و رهبران مدیریت تغییر کیستند.

مرحله ۲: شناسایی وضعیت آینده

مهم‌ترین بخش تحلیل شکاف در این مرحله قرار دارد که در آن شرکت باید آنچه که می‌خواهد به آن تبدیل شود را شناسایی کند. این مرحله باید با دقت بسیار انجام شود، زیرا هویت مورد نظر شرکت، گام‌های استراتژیک لازم برای دستیابی به این اهداف را مشخص می‌کند.

در تحلیل شکاف، شرکت باید اهداف خاص و قابل اندازه‌گیری تعیین کند تا موفقیت بلندمدت بیشتری کسب کند. به عنوان مثال، در مثال قبل، هدف «بهتر شدن در خدمات مشتری» به تنهایی به نفع شرکت نخواهد بود. بلکه شرکت باید معیارهای قابل پیگیری‌تری مانند «دستیابی به رضایت مشتری ۹۰ درصدی طی ۱۲ ماه» را تعیین کند.

یک روش دیگر برای شناسایی نتیجه مطلوب، تحلیل عملکرد رقبا یا سایر شرکت‌های بازار است. گاهی شناسایی موفقیت‌های دیگر شرکت‌ها و تلاش برای تقلید از آن‌ها راحت‌تر است.

مرحله ۳: شناسایی شکاف‌ها

حالا که وضعیت فعلی و وضعیت آینده مشخص شده، زمان آن است که تفاوت‌های اساسی بین این دو را درک کنیم. در مثال ما، این مرحله است که شرکت متوجه می‌شود ممکن است به شدت کمبود نیروی کار داشته باشد، آموزش‌های کافی به کارکنان نداده یا توانایی فنی برای پاسخگویی به سوالات مشتریان را ندارد.

مرحله ۴: ارزیابی راهکارها

حالا که شرکت کمبودهای خود را شناسایی کرده است، وقت آن است که برنامه‌هایی برای رسیدن به وضعیت هدف‌شده تدوین کند. گاهی فقط یک راهکار وجود دارد، در حالی که گاهی تحلیل شکاف نیاز به چند تغییر همزمان دارد که باید به‌طور هماهنگ اجرا شوند.

برای ارزیابی اینکه آیا یک راهکار مؤثر خواهد بود، معمولاً باید قابلیت اندازه‌گیری تغییرات را داشته باشد. در مثال ما برای بهبود خدمات مشتری، ممکن است معیار ساده‌ای مانند درصد رضایت مشتریان وجود داشته باشد. دیگر نتایج تحلیل شکاف مانند نقص در شناخته شدن برند ممکن است نیاز به راهکارهای خلاقانه‌تر و تفکر بیشتری داشته باشد که هنوز قابل ارزیابی باشند.

مرحله ۵: پیاده‌سازی تغییرات

پس از انتخاب بهترین ایده‌ها از مرحله ۴، زمان آن است که آن‌ها را عملی کنید. در این مرحله، شرکت تلاش می‌کند شکافی که در تحلیل شناسایی شده را پر کند. با اجرای راهکارها، شرکت می‌خواهد در یک حوزه خاص از کسب‌وکار بهتر عمل کرده یا نقصی را جبران کند.

این مرحله پیاده‌سازی معمولاً شامل پیروی از مجموعه‌ای دقیق از فرآیندها به یک ترتیب مشخص است. به عنوان بخشی از تحلیل شکاف، شرکت نتیجه‌ای مشخص دارد و گام‌های دقیق باید برداشته شوند تا از آسیب بیشتر به جای درمان جلوگیری شود. برای مثال، ممکن است کارکنان احساس سنگینی کنند و از آموزش‌های طاقت‌فرسا دلسرد شوند. تلاشی برای بهتر شدن مهارت‌های کارکنان ممکن است منجر به کاهش تولید یا افت روحیه شود.

مرحله ۶: نظارت بر تغییرات

به همین دلیل، شرکت باید تحلیل شکاف خود را با نظارت بر هرگونه تغییرات به پایان برساند. گاهی اوقات، شرکت دقیقاً گام‌های درستی برداشته است. در موارد دیگر، شکاف ممکن است وسیع‌تر از آنچه که شرکت فکر کرده بود باشد یا شرکت نتواسته باشد موقعیت فعلی خود را به‌طور کامل ارزیابی کند. در هر صورت، تحلیل شکاف می‌تواند یک فرآیند دایره‌ای باشد که بعد از اعمال تغییرات، شرکت دوباره موقعیت فعلی خود را بررسی کرده و وضعیت خود را با وضعیت‌های آینده مقایسه کند.

نکته مهم:

تحلیل شکاف اغلب حاوی اطلاعات حساس است؛ بنابراین، شرکت‌ها معمولاً مدل تحلیل شکاف خود را فاش نمی‌کنند. علاوه بر این، این تحلیل ممکن است رقبای شرکت را از جهت‌گیری‌های آینده آن آگاه کند.

انواع تحلیل شکاف

تحلیل شکاف بازار
که به آن تحلیل شکاف محصول نیز گفته می‌شود، شامل بررسی بازار و نحوه برآورده نشدن نیازهای مشتریان است. اگر یک شرکت بتواند مناطقی را شناسایی کند که عرضه محصول نتواسته نیازهای مصرف‌کنندگان را برآورده کند، می‌تواند اقدامات لازم برای پر کردن این شکاف بازار را انجام دهد. این نوع تحلیل ممکن است توسط مشاوران خارجی که تخصص بیشتری در این حوزه‌های تجاری دارند انجام شود، حوزه‌هایی که شرکت ممکن است در حال حاضر در آن‌ها فعالیت نکند.

تحلیل شکاف استراتژیک
که به آن تحلیل شکاف عملکردی نیز گفته می‌شود، بررسی داخلی رسمی‌تری از عملکرد یک شرکت است. این تحلیل اغلب شامل مقایسه عملکرد یک شرکت با معیارهای بلندمدت مانند برنامه پنج‌ساله یا برنامه استراتژیک است.

تحلیل شکاف استراتژیک ممکن است همچنین برای مقایسه وضعیت یک شرکت در برابر رقبای آن انجام شود. این نوع تحلیل ممکن است روش‌هایی را کشف کند که سایر شرکت‌ها در استفاده از نیروی کار یا سرمایه به روش‌های استراتژیک و کارآمدتری عمل می‌کنند. کسب این اطلاعات ممکن است دشوار باشد، به ویژه اگر کارکنان اخراجی توافق‌نامه‌های عدم افشا امضا کرده باشند و شرکت اطلاعات زیادی از فرآیندها را به طور عمومی افشا نکند.

تحلیل شکاف مالی/سودآوری
یک شرکت ممکن است تصمیم بگیرد مستقیماً بررسی کند که در کجا نسبت به رقبا در معیارهای مالی ضعیف‌تر است. این می‌تواند شامل مقایسه قیمت‌ها، درصد حاشیه‌ها، هزینه‌های عمومی، درآمد به ازای هر نیروی کار یا اجزای ثابت در برابر متغیر باشد. هدف نهایی تحلیل شکاف سودآوری شناسایی مناطقی است که یک رقیب از نظر مالی کارآمدتر عمل می‌کند. این اطلاعات می‌تواند در تحلیل‌های شکاف وسیع‌تر و جامع‌تری استفاده شود.

تحلیل شکاف مهارتی
به جای بررسی جنبه‌های مالی یک شرکت، ممکن است کسب‌وکار تصمیم بگیرد که بر عنصر انسانی تمرکز کند. تحلیل شکاف مهارتی کمک می‌کند تا مشخص شود آیا در دانش و تخصص نیروی کار کنونی کمبود وجود دارد یا خیر. تحلیل شکاف مهارتی باید اهداف شرکت را به وضوح تعریف کند و سپس ببیند که نیروی کار فعلی چگونه می‌تواند در این طراحی جای بگیرد. این تحلیل ممکن است به توصیه آموزش کارکنان موجود برای کسب مهارت‌های جدید یا جستجوی تخصص بیرونی برای جذب نیروی کار جدید منجر شود.

این نوع تحلیل به ویژه برای شرکت‌های نوآور که باید به مهارت‌های خاص برای حفظ رقابت (یا رهبری) در صنعت خود تکیه کنند، اهمیت دارد. علاوه بر این، تحلیل شکاف مهارتی برای شرکت‌های کوچک که باید به نیروی کار کوچکتری تکیه کنند، حیاتی است. در این حالت، افراد باید اغلب مهارت‌های متنوع و انعطاف‌پذیری داشته باشند که در بسیاری از جنبه‌های مختلف کسب‌وکار مفید باشد.

تحلیل شکاف تطابق
این نوع تحلیل اغلب با استفاده از عملکرد حسابرسی داخلی انجام می‌شود و ارزیابی می‌کند که یک شرکت چگونه در برابر مجموعه‌ای از مقررات خارجی که تعیین می‌کنند چگونه باید کاری انجام شود، عمل می‌کند. برای مثال، یک شرکت ممکن است عملکرد حسابداری و گزارش‌دهی خود را قبل از درخواست از یک حسابرس خارجی برای ارائه نظر در مورد صورت‌های مالی خود، ارزیابی کند.

تحلیل شکاف تطابق معمولاً پیشگیرانه و دفاعی است و برخلاف تحلیل‌های استراتژیک شکاف، معمولاً هدف آن اطمینان از رعایت مقررات، جلوگیری از جریمه‌ها، برآورده کردن الزامات گزارش‌دهی و اطمینان از برآورده شدن موفقیت‌آمیز ضرب‌الاجل‌های خارجی است.

تحلیل شکاف توسعه محصول
هنگامی که یک شرکت محصولات جدیدی می‌سازد، تحلیل شکاف می‌تواند برای تحلیل این موضوع که کدام عملکردهای محصول نیازهای بازار را برآورده می‌کند و کجا ممکن است محصول نتواند به این نیازها پاسخ دهد، انجام شود. این نوع تحلیل شکاف معمولاً در ارتباط با توسعه محصولات نرم‌افزاری یا مواردی است که زمان زیادی برای توسعه آن‌ها صرف می‌شود (در صورتی که تقاضای بازار ممکن است تغییر کرده باشد).

در طی تحلیل شکاف توسعه محصول، شرکت ممکن است ارزیابی کند که کدام جنبه‌های محصول یا خدمت به‌طور موفقیت‌آمیز پیاده‌سازی شده، به تعویق افتاده، عمدی حذف شده یا هنوز در حال پیشرفت است. با ترکیب چندین نوع تحلیل شکاف مذکور، شرکت می‌تواند به‌طور مداوم ارزیابی کند که برنامه محصول آن چگونه در حال تغییر است و آیا منابع داخلی لازم برای تکمیل توسعه محصول در دسترس هستند یا خیر.

ابزارهای تحلیل شکاف

برای کمک به فرآیند تحلیل شکاف، شرکت‌ها ابزارهای مختلفی در اختیار دارند. ابزارهای زیر برای استفاده خاصی طراحی شده‌اند که بهترین نتیجه را در جنبه‌های خاصی از تحلیل شکاف به همراه دارند.

تحلیل سوات (SWOT)
یکی از ابزارهای شناخته‌شده تحلیل، تحلیل SWOT است که به شناسایی قوت‌ها، ضعف‌ها، فرصت‌ها و تهدیدها کمک می‌کند. در تحلیل شکاف، یک شرکت می‌تواند عوامل داخلی و خارجی که می‌تواند بر آن‌ها بهبود یابد یا بر آن‌ها تسلط یابد، ارزیابی کند.

در تحلیل SWOT، یک شرکت قوت‌ها و ضعف‌های خود را به عنوان بخشی از تحلیل داخلی ارزیابی می‌کند. در تحلیل شکاف، شرکت ممکن است تصمیم بگیرد منابع خود را از قوت‌ها منحرف کند، به ویژه اگر از پیشرفت‌های فعلی خود در بازار احساس راحتی کند. از سوی دیگر، شرکت‌ها ممکن است بیشتر به دنبال شناسایی ضعف‌های خود باشند و بدانند که چقدر از رقبا عقب‌تر هستند. در برخی موارد، شرکت‌ها ممکن است تصمیم بگیرند که ضعف‌های آن‌ها به دلیل موانع ورود، نیازهای عظیم سرمایه‌گذاری یا ترجیحات مصرف‌کنندگان قابل برطرف شدن نیست.

نصف دیگر تحلیل SWOT مربوط به نیروهای خارجی است که اغلب خارج از کنترل یک شرکت هستند. فرصت‌ها و تهدیدهایی که یک شرکت با آن‌ها روبرو است، معمولاً نیروهای غیرقابل کنترل هستند که می‌توانند باعث شوند نتایج تحلیل شکاف محقق نشود. برای مثال، ممکن است یک شرکت برنامه‌ریزی کند تا با عرضه محصول جدید سهم بازار خود را افزایش دهد. اگر تهدید افزایش تعرفه دولتی بر محصول باعث افزایش هزینه هر واحد شود، ممکن است شکاف شرکت سخت‌تر بسته شود.

نمودار استخوان ماهی
نمودار استخوان ماهی که به آن نمودار علت و معلول یا نمودار ایشیکاوا نیز گفته می‌شود، برای شناسایی علل مشکلات مفید است. این نمودار همچنین به تحریک تفکر خلاق در هنگام حل مشکلات تجاری کمک می‌کند.

یک نمودار استخوان ماهی با تعیین مشکل اصلی و نوشتن آن در مرکز نمودار آغاز می‌شود. سپس دسته‌های اصلی در شاخه‌هایی نوشته می‌شود که از مشکل اصلی منشعب می‌شوند. در نهایت، شاخه‌های اضافی به این شاخه‌ها اضافه می‌شود تا دلایل وجود مشکلات در هر دسته شناسایی شود. در پایان، نمودار استخوان ماهی تلاش می‌کند یک مشکل پیچیده و بزرگ را به جنبه‌های مختلفی تقسیم کند که می‌توان به راحتی به آن‌ها پرداخته و حل کرد.

مدل مک‌کینزی 7S
چارچوب مک‌کینزی 7S هفت عنصر کلیدی را که بر عملکرد یک شرکت تاثیر دارند شناسایی می‌کند. این مدل شامل سه عنصر استراتژی، ساختار و سیستم‌ها به همراه چهار عنصر "نرم" شامل ارزش‌های مشترک، مهارت‌ها، سبک و کارکنان می‌باشد.

با استفاده از مدل McKinsey 7S، یک شرکت می‌تواند شناسایی کند که هر بخش چگونه در شکاف‌های موجود قرار دارد و چگونه می‌تواند بر هر جنبه تاثیر بگذارد تا بهتر با اهداف بلندمدت هماهنگ شود. توصیه می‌شود که به طور تدریجی و مداوم عملکرد شرکت پس از ایجاد تغییرات، نظارت و بررسی شود.

مدل ندلر-توشمن
مدل Nadler-Tushman به‌ویژه برای شناسایی مشکلات، درک چگونگی عملکرد ضعیف یک شرکت و تعیین نحوه برطرف کردن آن طراحی شده است. این مدل بر اساس مفهوم هم‌راستایی و همکاری اجزا درون یک شرکت استوار است. در غیر این صورت، شرکت نمی‌تواند به موفقیت مطلوب دست یابد.

این مدل حول چهار اصل اصلی شامل فرهنگ، کار، ساختار و افراد است. این چهار اصل داده‌هایی از ورودی (استراتژی شرکت) و خروجی (عملکرد شرکت) دریافت می‌کنند. هدف نهایی تعیین این است که چگونه هر یک از این چهار عنصر با یکدیگر همکاری می‌کنند.

تحلیل پِست (PEST)
تحلیل پِست شامل ارزیابی عوامل خارجی و نحوه تاثیر آن‌ها بر سودآوری یک شرکت است. PEST مخفف عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژیکی است. یک واریانت رایج از تحلیل PEST، تحلیل PESTLE است که نگرانی‌های قانونی و محیط‌زیستی را نیز شامل می‌شود.

تحلیل PEST می‌تواند به تحلیل شکاف کمک کند، زیرا یک شرکت ممکن است عواملی خارجی که ممکن است باعث ایجاد، تشدید یا حل شکاف‌های موجود شود را در نظر نگیرد. به عنوان مثال، ممکن است قانون‌گذاری دولتی باعث شود که محصول یک شرکت بسیار گران‌تر به صادرات برسد. در این صورت، یک شرکت ممکن است شکافی ایجاد کند، اگر نیروهای خارجی به‌گونه‌ای تغییر کنند که تاثیر منفی بر شرکت بگذارند.

نکته:
شرکت‌ها معمولاً از ترکیب این ابزارها استفاده می‌کنند، زیرا یافته‌های حاصل از یک ابزار ممکن است به تحلیل‌های انجام شده با ابزار دیگر کمک کند.

چه زمانی باید از تحلیل شکاف استفاده کرد

شرکت‌ها باید به طور مداوم محصولات خود، مشتریانی که خدمت‌رسانی می‌کنند، نیازی که در بازار پر می‌کنند و کارایی عملیات خود را ارزیابی کنند. با این حال، ممکن است در برخی زمان‌ها نیاز به انجام تحلیل شکاف به طور رسمی وجود داشته باشد. این زمان‌ها عبارتند از:

  1. در حین مدیریت پروژه
    همانطور که یک شرکت از فاز ابتدایی به فاز پایانی پروژه می‌رود، ممکن است به طور مداوم ارزیابی کند که آیا پروژه منابع، دانش، استعداد و اطلاعات کافی برای تکمیل موفقیت‌آمیز دارد یا خیر. زیرا برخی از محصولات که دارای دوره‌های توسعه چندساله هستند با ریسک تغییر شرایط خارجی مواجه‌اند، بنابراین انجام تحلیل شکاف در پروژه‌های بلندمدت مناسب است.

  2. برنامه‌ریزی برای اقدامات استراتژیک
    چه برای تنظیم بودجه‌های بلندمدت، چه برای در نظر گرفتن بازسازی‌های سازمانی یا هم‌راستا کردن یک خرید احتمالی، تحلیل شکاف زمانی که بخواهید تصمیمات استراتژیک بگیرید مفید است. این اطمینان می‌دهد که منابع مناسب به مناطق درست تخصیص داده شوند تا موفقیت بلندمدت تضمین شود. برای مثال، گسترش به یک منطقه جغرافیایی جدید ممکن است با ریسک‌های سیاسی، جغرافیایی، ارزی و فرهنگی همراه باشد. یک شرکت باید تحلیل شکاف انجام دهد تا بفهمد این ریسک‌ها چقدر شدید هستند و چه منابع اضافی (در صورت نیاز) برای مدیریت هر کدام از این زمینه‌ها لازم است.

  3. درک نقص‌های عملکردی
    علاوه بر مزایای استراتژیک، تحلیل شکاف می‌تواند مناطقی از عملیات را شناسایی کند که در آن‌ها عملکردهای روزمره و کوتاه‌مدت می‌توانند بهبود یابند. هرچند این نوع استفاده بیشتر واکنشی است، شرکت‌ها می‌توانند به طور پیشگیرانه سعی کنند که مناطقی از عملیات را بهتر درک کنند. به عنوان مثال، یک مرکز هزینه خاص ممکن است بیش از حد بودجه تعیین شده را مصرف کند؛ شرکت ممکن است بخواهد به سادگی درک کند که چه اتفاقی افتاده و چه اقداماتی باید انجام شود تا موفق‌تر شود.

  4. بازاریابی به طرف‌های خارجی
    اگرچه تحلیل شکاف بیشتر برای طرف‌های داخلی مفید است، ممکن است برای ارتباط با سرمایه‌گذاران خارجی نیز استفاده شود. به عنوان مثال، شرکت‌های خصوصی می‌توانند شناسایی کنند که کجا دچار کمبود شده‌اند. پس از تدوین یک برنامه داخلی، این برنامه می‌تواند به طرف‌های خارجی به عنوان بخشی از درخواست سرمایه‌گذاری یا دوره تأمین مالی اولیه ارائه شود. با شفافیت، صداقت و استراتژیک بودن در مورد کمبودهای خود، شرکت ممکن است طرف‌های خارجی را بیشتر متمایل به همکاری و سرمایه‌گذاری در رشد خود بیابد.

مزایای تحلیل شکاف

از آنجا که تحلیل شکاف می‌تواند به طرق مختلفی استفاده شود، انواع مختلفی از مزایا را به همراه دارد. هر یک از مزایای زیر ممکن است فقط به یک نوع خاص از تحلیل شکاف مربوط باشد، با این حال، شرکت‌ها هنگام انجام تحلیل شکاف ممکن است مزایای زیر را تجربه کنند:

  1. افزایش سودآوری
    شرکت‌هایی که شکاف‌ها را ارزیابی کرده و به طور پیشگیرانه کمبودها را شناسایی می‌کنند، می‌توانند بهتر آماده باشند تا هزینه‌ها را در زمان‌های بهینه متحمل شوند، منابع لازم را در دسترس داشته باشند (به جای اینکه مجبور شوند برای تأمین منابع اضافی سرمایه‌گذاری کنند) و به طور کارآمدتر عمل کنند.

  2. بهبود فرآیندهای تولید
    شناسایی و پیشگیری از شکاف‌ها در فرآیند تولید منجر به تولید قوی‌تر، لجستیک تحویل کارآمدتر، حضور به موقع مواد خام در محل مناسب و جلوگیری از گلوگاه‌ها به دلیل کمبود در فرآیند می‌شود.

  3. افزایش سهم بازار
    با ترکیب دو مزیت اول، یک شرکت می‌تواند حضور خود را در بازار بهبود دهد و فروش، درآمد، مشتریان و سهم بازار بیشتری به دست آورد.

  4. کارمندان و مشتریان شادتر
    به جای واکنش به نیازهای کارمندان یا مشتریان، شرکت‌هایی که تحلیل شکاف انجام می‌دهند می‌توانند این مسائل را قبل از اینکه به روابط آسیب بزنند یا افراد را به سمت رقبای خود سوق دهند، حل کنند.

  5. کارایی عملیاتی
    با درک بهتر از نقاط ضعف خود، یک شرکت می‌تواند تغییراتی ایجاد کند تا عملکرد روزانه خود را بهبود بخشد.

  6. کاهش ریسک در پروژه‌های بلندمدت
    با شناسایی منابع مورد نیاز و کمبودهای احتمالی، شرکت‌ها می‌توانند برای شکاف‌ها برنامه‌ریزی کنند و مشکلات را قبل از وقوع شناسایی کنند.

تحلیل شکاف در امور مالی/مدیریت دارایی‌ها

تحلیل شکاف همچنین روشی برای مدیریت دارایی و بدهی است که می‌تواند برای ارزیابی ریسک نرخ بهره (IRR) یا ریسک نقدینگی استفاده شود، بدون در نظر گرفتن ریسک اعتبار. این یک روش ساده برای اندازه‌گیری IRR است که تفاوت بین دارایی‌های حساس به نرخ و بدهی‌های حساس به نرخ را در یک دوره زمانی معین منتقل می‌کند. این نوع تحلیل زمانی مؤثر است که دارایی‌ها و بدهی‌ها شامل جریان‌های نقدی ثابت باشند. به همین دلیل، یک کاستی عمده تحلیل شکاف این است که نمی‌تواند گزینه‌ها را مدیریت کند، زیرا گزینه‌ها جریان‌های نقدی نامشخص دارند.

فرض کنید یک شرکت می‌خواهد سرمایه‌گذاری کند، اما می‌خواهد اطمینان حاصل کند که سرمایه کافی برای پوشش موقعیت‌های احتمالی در اختیار دارد. شرکت می‌تواند جریان‌های نقدی را بررسی کرده، ریسک‌ها را تعیین کرده و ارزیابی کند که کجا ممکن است کمبودهای جریان نقدی رخ دهد. این مورد به ویژه در پروژه‌های بلندمدت، پروژه‌های پرخطر یا پروژه‌های حساس به نیروهای کلان اقتصادی یا خارجی برجسته است.

مثال تحلیل شکاف

برای سال‌ها، شرکت گیم‌استاپ جایگاه خود را در بازار به عنوان یک رقیب در صنعت بازی‌های ویدیویی حفظ کرده بود. مشتریان می‌توانستند وارد یک مکان فیزیکی شوند تا بازی‌های ویدیویی موجود در مجموعه خود را معامله کنند یا بازی‌ها، کنسول‌ها یا کالاهای مرتبط با بازی‌ها را خریداری کنند.

اطلاعات کمی در مورد تحلیل یا استراتژی‌هایی که توسط مدیریت شرکت انجام شده است وجود دارد. با این حال، در جولای 2022، این شرکت بازار غیرقابل تعویض (NFT) خود را راه‌اندازی کرد که به گیمرها، خالقان، جمع‌آوری‌کنندگان و اعضای جامعه این امکان را می‌دهد تا NFT خرید و فروش کنند. اگرچه این اقدام تجاری عمدتاً مربوط به آثار هنری بود، انتظار می‌رود که این بازار به تدریج به پروژه‌های مرتبط با بازی‌ها با استفاده‌های مختلف از NFT گسترش یابد.

برای اتخاذ این تصمیم تجاری، گیم‌استاپ ممکن است تحلیل شکاف انجام داده باشد. این شرکت می‌توانست:

  1. تحلیل موقعیت فعلی خود در بازار
    با درک اینکه تحول دیجیتال بسیاری از صنایع را متحول کرده است، ممکن بود به این نتیجه برسد که مدل تجاری موجود آن، که بر اساس کسب‌وکار فیزیکی استوار است، ممکن است پایدار نباشد (اگرچه این شرکت وب‌سایتی برای خرید کالاها نیز دارد).

  2. تحلیل جایی که می‌خواهد باشد
    این شرکت ممکن بود تصمیم بگیرد که می‌خواهد جایگاه خود را به عنوان رهبر صنعت در توزیع بازی‌های ویدیویی حفظ کند. این احتمالاً منجر به درک این واقعیت شده که تغییر به سمت بازی‌های دیجیتال، از جمله ظهور NFT در زمینه بازی‌ها، ممکن است آتی‌ترین اختلال در بازار باشد.

  3. تعیین یک برنامه برای حرکت از وضعیت فعلی به وضعیت آینده
    این برنامه احتمالاً شامل راه‌اندازی بازار NFT به همراه سایر تلاش‌های استراتژیک غیرمنتشرشده بوده است.

  4. اجرای برنامه
    علاوه بر راه‌اندازی بازار NFT، GameStop روابطی با چندین نهاد مبتنی بر لایه دوم اتریوم اعلام کرد و به جذب تعدادی کارکنان با تجربه در زمینه دارایی‌های دیجیتال و بلاک‌چین پرداخت.

اگرچه بحث‌های نهایی داخلی در مورد بازار NFT مشخص نیست، می‌توان استنباط کرد که GameStop تحلیل شکاف انجام داده است تا درک کند که موقعیت موجود آن به عنوان یک فروشگاه فیزیکی می‌تواند با یک بازار دیجیتال جدید تقویت شود.

چرا تحلیل شکاف انجام می‌شود؟

تحلیل شکاف برای درک این است که یک شرکت ممکن است در برابر اهداف یا مقاصد خود عقب افتاده باشد. این نوع تحلیل ارزیابی می‌کند که برای رسیدن به وضعیت آینده یک شرکت چه اقداماتی لازم است.

انواع تحلیل شکاف

تحلیل شکاف می‌تواند در موقعیت‌های مختلف تجاری انجام شود. بیشتر اوقات، تحلیل شکاف برای درک بهتر موقعیت بازار، موفقیت محصول، نیازهای نیروی کار یا موقعیت مالی بلندمدت انجام می‌شود. همچنین، می‌توان از تحلیل شکاف برای ارزیابی جنبه‌های عملیاتی مانند کمبودهای بودجه‌ای کوتاه‌مدت یا رضایت کارکنان استفاده کرد.

اجزای اصلی تحلیل شکاف چیست؟

تحلیل شکاف همیشه باید با تحلیل موقعیت فعلی یک شرکت آغاز شود. بدون درک اینکه شرکت در حال حاضر کجا قرار دارد، نمی‌توان برنامه‌ای مؤثر برای رسیدن به جایی که می‌خواهد باشد تهیه کرد. علاوه بر شناسایی موقعیت فعلی و جایی که می‌خواهد باشد، تحلیل شکاف شامل تدوین یک برنامه با مراحل اجرایی است که می‌تواند پیگیری و اندازه‌گیری شود تا از مسئولیت‌پذیری مدیران تغییر اطمینان حاصل شود.

تحلیل شکاف و تحلیل SWOT چه تفاوت‌هایی دارند؟

تحلیل SWOT ابزاری است که اغلب به عنوان بخشی از تحلیل شکاف استفاده می‌شود. در تحلیل SWOT، یک شرکت نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی می‌کند. سپس، شرکت باید درک کند که آیا این نقاط قوت و ضعف برای جایی که می‌خواهد به آن برسد مناسب است یا خیر. تحلیل شکاف برنامه‌ای است که سعی در تغییر نقاط قوت و ضعف شرکت دارد. علاوه بر این، فرصت‌ها و تهدیدهایی که به عنوان بخشی از تحلیل SWOT شناسایی می‌شوند، ریسک‌هایی هستند که برنامه‌ای که به عنوان بخشی از تحلیل شکاف تنظیم شده است ممکن است نتواند به طور موفقیت‌آمیز اجرا شود.

تحلیل شکاف ایستا و پویا چیست؟

این دو اصطلاح معمولاً به تحلیل عملکرد و ریسک‌های مرتبط با بانک‌ها یا شرکت‌های مالی اشاره دارند. تحلیل شکاف ایستا به حساسیت شرکت‌ها نسبت به تغییرات نرخ بهره می‌پردازد. تحلیل شکاف پویا به اختلاف بین دارایی‌ها و بدهی‌ها در شرکت‌ها نگاه می‌کند.

نتیجه‌گیری

تحلیل شکاف یک تکنیک است که شرکت‌ها می‌توانند برای ارزیابی موقعیت فعلی خود، تعیین موقعیت آرمانی خود و تدوین یک برنامه برای پل زدن به شکاف استفاده کنند. یک شرکت ممکن است بخواهد تحلیل شکاف انجام دهد اگر در عملیات خود دچار مشکل باشد یا صرفاً بخواهد استراتژیک‌تر عمل کند. در هر صورت، ابزارهایی مانند تحلیل SWOT، تحلیل PEST(LE) یا نمودار استخوان ماهی می‌توانند به شرکت کمک کنند تا یک برنامه بلندمدت تدوین و اجرا کند.

نویسنده: دانیال نجدی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.