خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
واردات چیست؟

واردات چیست؟

ذینفع غیرقابل‌لغو چیست؟

ذینفع غیرقابل‌لغو چیست؟

درون‌یابی چیست؟

درون‌یابی چیست؟

شوق غیرمنطقی چیست؟

شوق غیرمنطقی چیست؟

کنترل‌های داخلی چیست؟

کنترل‌های داخلی چیست؟

بانک سرمایه‌گذاری چیست؟

بانک سرمایه‌گذاری چیست؟

صنعتی‌سازی جایگزینی واردات (ISI) چیست؟

صنعتی‌سازی جایگزینی واردات (ISI) چیست؟

اینکوترم چیست؟

اینکوترم چیست؟

جریان نقدی افزایشی چیست؟

جریان نقدی افزایشی چیست؟

حساب بازنشستگی فردی چیست؟

حساب بازنشستگی فردی چیست؟

Index

شاخص چیست؟

بازدید ۳٬۶۲۹نویسنده: گروه تولید محتوا
شاخص چیست؟

شاخص عددی است که تغییر قیمت یا ارزش گروهی از دارایی‌ها را با روشی ثابت خلاصه می‌کند. سرمایه‌گذاران با آن وضع بازار را می‌سنجند، عملکرد سبد خود را مقایسه می‌کنند و از راه صندوق‌های شاخصی سرمایه‌گذاری می‌کنند.

شاخص (Index) عددی است که تغییر قیمت یا ارزش گروهی از دارایی‌ها را با روشی ثابت و از پیش تعیین‌شده در یک رقم خلاصه می‌کند. برای نمونه، شاخص یک بورس نشان می‌دهد قیمت سهام شرکت‌های آن بازار، روی هم رفته، نسبت به گذشته چقدر بالا یا پایین رفته است. سرمایه‌گذاران با شاخص وضع کلی بازار را می‌سنجند، بازده سبد خود را با آن مقایسه می‌کنند و با خرید واحدهای صندوق‌های شاخصی، بازدهی نزدیک به همان شاخص به دست می‌آورند.

نکات کلیدی

  • شاخص عملکرد سبدی از اوراق بهادار، یا یک متغیر اقتصادی مانند تورم، را با روشی استاندارد در قالب یک عدد نشان می‌دهد.
  • درصد تغییر شاخص معمولاً از خودِ عدد آن مهم‌تر است، چون عدد شاخص فقط در مقایسه با «سطح پایهٔ» خودش معنا پیدا می‌کند.
  • شاخص‌ها معمولاً به یکی از سه روش وزن‌دهی می‌شوند: بر پایهٔ ارزش بازار، بر پایهٔ قیمت، یا با وزن برابر.
  • سرمایه‌گذاران شاخص مناسب را «معیار مقایسه» (Benchmark) قرار می‌دهند تا بفهمند سبد یا صندوقشان بهتر از بازار عمل کرده است یا بدتر.
  • نمی‌توان مستقیم در شاخص سرمایه‌گذاری کرد، اما صندوق‌های شاخصی راهی کم‌هزینه برای به دست آوردن بازدهی نزدیک به آن فراهم می‌کنند. به گزارش مؤسسهٔ شرکت‌های سرمایه‌گذاری آمریکا (ICI) در سالنامهٔ ۲۰۲۶، در پایان سال ۲۰۲۵ بیش از نیمی (۵۲٪) از دارایی صندوق‌های بلندمدت آمریکا در صندوق‌های شاخصی بود.
  • شناخته‌شده‌ترین شاخص‌های سهام آمریکا اس‌اندپی ۵۰۰ (S&P 500)، میانگین صنعتی داوجونز (Dow Jones Industrial Average) و نزدک کامپوزیت (Nasdaq Composite) هستند.

شاخص دقیقاً چه چیزی را اندازه می‌گیرد؟

در بازارهای مالی، شاخص معیاری آماری است که تغییر قیمت گروهی از اوراق بهادار را دنبال می‌کند. هر شاخص سهام یا اوراق قرضه در واقع سبدی فرضی از اوراق بهادار است که نمایندهٔ کل یک بازار یا بخشی از آن به شمار می‌رود. این سبد فقط روی کاغذ وجود دارد؛ به همین دلیل نمی‌توان مستقیم در خودِ شاخص سرمایه‌گذاری کرد.

کاربرد شاخص به بازار سهام محدود نیست. برای اندازه‌گیری داده‌های اقتصادی مانند تورم (برای نمونه «شاخص قیمت مصرف‌کننده»)، تولید صنعتی یا سطح نرخ بهره هم شاخص ساخته می‌شود. در وام‌های مسکن با نرخ متغیر نیز «شاخص» به نرخ بهرهٔ مرجعی گفته می‌شود که نهادی بیرونی منتشر می‌کند و نرخ وام بر پایهٔ آن تعیین می‌شود.

برخی شاخص‌ها کل بازار را پوشش می‌دهند، مانند اس‌اندپی ۵۰۰ یا میانگین صنعتی داوجونز. برخی دیگر تخصصی‌ترند و فقط یک صنعت، یک بخش یا گروه خاصی از شرکت‌ها را دنبال می‌کنند؛ برای نمونه، شاخص راسل ۲۰۰۰ (Russell 2000) فقط سهام شرکت‌های کوچک آمریکایی را در بر می‌گیرد.

سطح پایه و اهمیت درصد تغییر

هر شاخص از یک عدد مبنا، یعنی «سطح پایه»، شروع می‌شود و از آن پس تغییر ارزش سبدش را نسبت به همان مبنا نشان می‌دهد. برای نمونه، شاخص فوتسی ۱۰۰ (FTSE 100) صد شرکت بزرگ بورس لندن را در بر می‌گیرد و در سال ۱۹۸۴ با سطح پایهٔ ۱٬۰۰۰ واحد آغاز به کار کرد.

میانگین صنعتی داوجونز نمونهٔ دیگری است. ادارهٔ این شاخص بر عهدهٔ شرکت اس‌اندپی داوجونز (S&P Dow Jones Indices) است. این شرکت در ۲۶ مه ۲۰۲۶، به مناسبت صدوسی‌امین سالگرد داوجونز، یادآوری کرد که این شاخص روز ۲۶ مه ۱۸۹۶ با عدد ۴۰٫۹۴ و تنها ۱۲ شرکت صنعتی راه‌اندازی شد. به گفتهٔ همین شرکت، داوجونز امروز ۳۰ شرکت بزرگ از بخش‌های گوناگون اقتصاد آمریکا را در بر می‌گیرد و در ۶ فوریهٔ ۲۰۲۶ برای نخستین بار از مرز ۵۰٬۰۰۰ واحد گذشت.

چون سطح پایهٔ شاخص‌ها با هم فرق دارد، مقایسهٔ مستقیم عدد دو شاخص معنایی ندارد. آنچه اهمیت دارد، تغییر نسبی شاخص است؛ یعنی این‌که نسبت به دیروز، ماه گذشته یا سال گذشته چند درصد بالا یا پایین رفته است.

مثال فرضی: فرض کنید شاخص فوتسی ۱۰۰ امروز روی ۶٬۶۷۰٫۴۰ واحد باشد. این عدد فقط می‌گوید شاخص حدود ۶٫۷ برابر سطح پایهٔ ۱٬۰۰۰ خود است. اگر شاخص فردا به ۶٬۶۰۳٫۷۰ برسد، ۶۶٫۷۰ واحد افت کرده است؛ یعنی حدود ۱٪ (۶۶٫۷۰ ÷ ۶٬۶۷۰٫۴۰ × ۱۰۰ ≈ ۱). برای سرمایه‌گذار همین درصد تغییر گویاست، نه خودِ عدد شاخص.

شاخص چگونه ساخته می‌شود؟

هر شاخص روش محاسبهٔ خاص خود را دارد. بورس یا شرکتی که شاخص را اداره می‌کند، در «روش‌نامهٔ» شاخص (Methodology) مشخص می‌کند چه دارایی‌هایی وارد سبد شوند، هر کدام چه وزنی داشته باشند و سبد هر چند وقت یک بار بازبینی شود.

انتخاب اجزای شاخص

اجزای شاخص را قاعده‌هایی تعیین می‌کنند که از پیش اعلام شده‌اند. اس‌اندپی ۵۰۰ نمونهٔ خوبی است: این شاخص صرفاً فهرست ۵۰۰ شرکت بزرگ آمریکا نیست و کمیتهٔ شاخص، شرکت‌ها را بر پایهٔ چند شرط انتخاب می‌کند. شرکت اس‌اندپی داوجونز در اطلاعیه‌ای در ۴ ژوئن ۲۰۲۶ دو شرط از این شرط‌ها را یادآوری کرد. نخست، سهام شرکتی که تازه عرضهٔ اولیه شده است باید دست‌کم ۱۲ ماه در یکی از بورس‌های مجاز معامله شود تا برای ورود به شاخص بررسی شود. دوم، سود خالص عملیات در حال تداوم شرکت، طبق اصول حسابداری پذیرفته‌شدهٔ آمریکا (GAAP)، باید هم در آخرین فصل و هم در مجموع چهار فصل اخیر مثبت باشد.

این شرکت در همان اطلاعیه اعلام کرد که پس از نظرخواهی از فعالان بازار، برای شرکت‌های بسیار بزرگ (MegaCap) صرفاً به‌خاطر ارزش بازارشان استثنا قائل نمی‌شود؛ یعنی این شرکت‌ها هم باید شرط‌های سودآوری، سابقهٔ معاملاتی و حداقل سهام شناور را رعایت کنند. به بیان ساده، حتی بزرگ‌ترین شرکت تازه‌وارد هم باید همان مسیر بقیه را طی کند تا وارد شاخص شود.

ترکیب شاخص‌ها ثابت نمی‌ماند و به‌طور دوره‌ای بازبینی می‌شود تا شاخص همچنان نمایندهٔ بازارش باشد. شاخص‌های راسل آمریکا نمونهٔ روشنی‌اند: راسل ۱۰۰۰ هزار شرکت بزرگ آمریکایی، راسل ۲۰۰۰ دو هزار شرکت بعدی و راسل ۳۰۰۰ مجموع این دو گروه را در بر می‌گیرد. به نوشتهٔ شرکت فوتسی راسل (FTSE Russell) در دسامبر ۲۰۲۵، این شاخص‌ها از سال ۱۹۸۹ سالی یک بار و در ماه ژوئن «بازسازی» (Reconstitution) شده‌اند؛ یعنی فهرست اعضایشان هر سال از نو تعیین شده است. این شرکت تأیید کرده است که از دسامبر ۲۰۲۶ بازسازی این شاخص‌ها هر شش ماه یک بار انجام می‌شود.

روش‌های وزن‌دهی

مهم‌ترین تفاوت شاخص‌ها در این است که به هر جزء چه وزنی می‌دهند. سه روش اصلی رایج است:

  • وزن‌دهی بر پایهٔ ارزش بازار (Market-cap Weighted): وزن هر شرکت به ارزش بازار آن، یعنی قیمت سهم ضرب در تعداد سهام، بستگی دارد. هرچه شرکت بزرگ‌تر باشد، اثر بیشتری بر شاخص دارد. اس‌اندپی ۵۰۰ به این روش محاسبه می‌شود. در عمل، بیشتر شاخص‌های بزرگ فقط سهام شناور، یعنی سهامی را که واقعاً در بازار دست‌به‌دست می‌شود، به حساب می‌آورند.
  • وزن‌دهی بر پایهٔ قیمت (Price-weighted): وزن هر سهم به قیمت آن بستگی دارد، نه به اندازهٔ شرکت. سهم گران‌قیمت، حتی اگر شرکتش کوچک‌تر باشد، اثر بیشتری بر شاخص دارد. میانگین صنعتی داوجونز به این روش محاسبه می‌شود.
  • وزن برابر (Equal-weighted): همهٔ اجزا، صرف‌نظر از قیمت یا اندازه‌شان، وزن یکسانی دارند. به این نوع شاخص گاهی «شاخص بی‌وزن» (Unweighted Index) هم می‌گویند.

در شاخص قیمت‌محور، مجموع قیمت سهم‌ها بر عددی به نام «مقسوم‌علیه» (Divisor) تقسیم می‌شود. هر بار که ترکیب شاخص عوض می‌شود یا شرکتی سهامش را تجزیه می‌کند، این عدد طوری تنظیم می‌شود که شاخص بی‌دلیل جهش نکند.

پیامد قیمت‌محور بودن را در تغییرات اخیر داوجونز هم می‌توان دید. شرکت اس‌اندپی داوجونز در ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶ اعلام کرد که از آغاز معاملات ۲۹ ژوئن ۲۰۲۶، آلفابت (شرکت مادر گوگل) جای ورایزن را در داوجونز می‌گیرد. به گفتهٔ این شرکت، ورایزن به‌دلیل پایین بودن قیمت سهمش فقط نیم درصد از وزن داوجونز را داشت. در شاخصی که بر پایهٔ قیمت وزن‌دهی می‌شود، سهمی که قیمت پایینی دارد، هر قدر هم شرکتش بزرگ باشد، اثر چندانی بر شاخص نمی‌گذارد.

در بورس تهران هم هر دو رویکرد دیده می‌شود: «شاخص کل» بر پایهٔ ارزش بازار شرکت‌ها محاسبه می‌شود و «شاخص کل هم‌وزن» به همهٔ شرکت‌ها وزن یکسان می‌دهد. از همین رو گاهی شاخص کل با رشد چند شرکت بزرگ بالا می‌رود، اما شاخص هم‌وزن نشان می‌دهد بیشتر سهم‌ها افت کرده‌اند.

مثال فرضی: یک رویداد، سه نتیجه

شاخصی را در نظر بگیرید که فقط سه سهم دارد:

سهمقیمت هر سهمتعداد سهامارزش بازاروزن در شاخص قیمت‌محوروزن در شاخص ارزش بازاروزن در شاخص هم‌وزن
الف۲۰۰ دلار۱ میلیون۲۰۰ میلیون دلارحدود ۷۶٫۹٪حدود ۱۱٫۸٪حدود ۳۳٫۳٪
ب۵۰ دلار۱۰ میلیون۵۰۰ میلیون دلارحدود ۱۹٫۲٪حدود ۲۹٫۴٪حدود ۳۳٫۳٪
ج۱۰ دلار۱۰۰ میلیون۱٬۰۰۰ میلیون دلارحدود ۳٫۸٪حدود ۵۸٫۸٪حدود ۳۳٫۳٪

حالا فرض کنید فقط قیمت سهم «ج» ۱۰٪ بالا برود (از ۱۰ به ۱۱ دلار) و دو سهم دیگر تغییری نکنند:

  • در شاخص قیمت‌محور، مجموع قیمت‌ها از ۲۶۰ به ۲۶۱ دلار می‌رسد؛ یعنی شاخص فقط حدود ۰٫۳۸٪ بالا می‌رود (۱ ÷ ۲۶۰ × ۱۰۰).
  • در شاخص ارزش بازار، ارزش کل سبد از ۱٬۷۰۰ به ۱٬۸۰۰ میلیون دلار می‌رسد؛ یعنی شاخص حدود ۵٫۸۸٪ بالا می‌رود (۱۰۰ ÷ ۱٬۷۰۰ × ۱۰۰).
  • در شاخص هم‌وزن، میانگین بازده سه سهم حساب می‌شود: (۰ + ۰ + ۱۰) ÷ ۳، یعنی حدود ۳٫۳۳٪.

می‌بینید که یک رویداد واحد در بازار، بسته به روش وزن‌دهی، سه عدد کاملاً متفاوت به دست می‌دهد. به همین دلیل، پیش از تفسیر هر شاخص باید دانست به چه روشی ساخته شده است.

چرا شاخص‌ها مفیدند؟

شاخص‌ها دو کار اصلی انجام می‌دهند. نخست، معیاری معتبر برای سنجش عملکرد یک راهبرد یا سبد سرمایه‌گذاری فراهم می‌کنند. مثال فرضی: بازده ۱۵٪ در سالی که بازار ۲۵٪ رشد کرده، نتیجهٔ درخشانی نیست؛ اما همین بازده در سالی که بازار ۵٪ رشد کرده، بسیار خوب است. تنها با مقایسه با معیاری مناسب می‌توان فهمید یک سبد واقعاً چگونه عمل کرده است.

دوم، شاخص تصویری ساده از بخش بزرگی از بازار به دست می‌دهد، بی‌آن‌که لازم باشد قیمت تک‌تک دارایی‌ها بررسی شود. برای یک سرمایه‌گذار عادی، دنبال کردن قیمت صدها سهم فناوری عملاً ممکن نیست؛ اما یک شاخص مخصوص بخش فناوری، روند میانگین آن بخش را در یک عدد نشان می‌دهد.

افزون بر این، شاخص‌ها پایهٔ ساخت بسیاری از ابزارهای مالی‌اند؛ از صندوق‌های شاخصی گرفته تا قراردادهای آتی و اختیار معامله.

سرمایه‌گذاری بر پایهٔ شاخص

صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک و صندوق‌های قابل‌معامله در بورس (ETF) معمولاً عملکرد خود را با یک شاخص مقایسه می‌کنند. برای نمونه، بسیاری از صندوق‌های سهامی آمریکا بازده خود را کنار بازده اس‌اندپی ۵۰۰ می‌گذارند تا سرمایه‌گذار ببیند مدیر صندوق، در مقایسه با یک صندوق شاخصی ساده، چقدر بیشتر یا کمتر سود به دست آورده است.

شاخص‌سازی یا مدیریت غیرفعال

«شاخص‌سازی» (Indexing) نوعی مدیریت غیرفعال (Passive) صندوق است. در این روش، مدیر صندوق دنبال انتخاب سهم یا زمان‌بندی خرید و فروش نیست؛ بلکه سبدی می‌سازد که اجزای یک شاخص مشخص را بازتاب دهد. ایده ساده است: اگر سبد صندوق شبیه شاخص باشد، بازده آن هم به بازده شاخص نزدیک خواهد بود.

صندوق شاخصی ممکن است همهٔ اجزای شاخص را با همان وزن‌ها بخرد، فقط نمونه‌ای نماینده از آن‌ها را نگه دارد، یا با ابزارهای مشتقه بازده شاخص را شبیه‌سازی کند. یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌ها، صندوق قابل‌معاملهٔ ونگارد اس‌اندپی ۵۰۰ با نماد VOO است که ترکیب اس‌اندپی ۵۰۰ را دنبال می‌کند. این صندوق‌ها به سرمایه‌گذار امکان می‌دهند با پرداخت کارمزدی اندک، در سبدی سرمایه‌گذاری کند که همراه با کل بازار یا بخشی از آن بالا و پایین می‌رود.

مزیت اصلی صندوق‌های شاخصی هزینهٔ کمتر است. چون ترکیب سبدشان کمتر تغییر می‌کند، هزینهٔ معاملات و تحقیقات در آن‌ها پایین‌تر است. در کشوری مانند آمریکا، که از سود فروش سهام مالیات می‌گیرد، این صندوق‌ها معمولاً مالیات کمتری هم برای سرمایه‌گذار ایجاد می‌کنند. بسیاری از پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در بلندمدت، بیشتر صندوق‌های فعال پس از کسر هزینه‌ها نتوانسته‌اند از شاخص مرجع خود جلو بزنند.

رشد این روش در سال‌های اخیر چشمگیر بوده است. به گزارش مؤسسهٔ شرکت‌های سرمایه‌گذاری آمریکا در سالنامهٔ ۲۰۲۶، دارایی صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک شاخصی و ای‌تی‌اف‌های شاخصی آمریکا تا پایان ۲۰۲۵ به ۱۹٫۱ تریلیون دلار رسید. این صندوق‌ها در آن زمان ۵۲٪ دارایی صندوق‌های بلندمدت (یعنی همهٔ صندوق‌ها به‌جز صندوق‌های بازار پول) را در اختیار داشتند؛ این سهم در پایان ۲۰۱۰ فقط ۱۹٪ بود.

با این حال، همین گزارش یادآوری می‌کند که صندوق‌های شاخصی سهام آمریکا در پایان ۲۰۲۵ فقط ۱۹٪ ارزش کل بازار سهام این کشور را در دست داشتند. صندوق‌های سهامی با مدیریت فعال ۱۱٪ دیگر را در اختیار داشتند و بیشتر سهام (۶۹٪) در دست سرمایه‌گذاران دیگر بود؛ از صندوق‌های پوشش ریسک و صندوق‌های بازنشستگی گرفته تا شرکت‌های بیمهٔ عمر و افراد.

مستمری شاخصی

مستمری‌های شاخصی (Indexed Annuities) قراردادهایی بیمه‌ای‌اند که بازده آن‌ها به یک شاخص بازار گره خورده است. تفاوتشان با صندوق شاخصی این است که شرکت ارائه‌دهنده سبدی مشابه شاخص نمی‌سازد؛ بلکه بازده قرارداد بر پایهٔ تغییر شاخص و با محدودیت‌هایی تعیین می‌شود. در بسیاری از این قراردادها بازده سالانه سقف دارد و در سال‌های افت بازار هم از صفر کمتر نمی‌شود.

مثال فرضی: فرض کنید بازده یک مستمری شاخصی به داوجونز گره خورده و سقف آن ۱۰٪ است. اگر شاخص در یک سال ۱۵٪ رشد کند، بازده قرارداد ۱۰٪ خواهد بود؛ اگر ۶٪ رشد کند، ۶٪؛ و اگر ۸٪ افت کند، بازده صفر می‌شود. بنابراین بازده سالانهٔ این قرارداد، بسته به تغییر شاخص، بین صفر و ۱۰٪ است.

شاخص در وام‌ها و نرخ بهره

در وام‌های مسکن با نرخ بهرهٔ متغیر (Adjustable-rate Mortgage)، نرخ وام در طول عمر آن تغییر می‌کند. این نرخ از جمع یک شاخص نرخ بهره با یک «حاشیهٔ» ثابت به دست می‌آید. شاخص را نهادی بیرونی منتشر می‌کند و حاشیه را وام‌دهنده هنگام بستن قرارداد تعیین می‌کند.

مثال فرضی: اگر حاشیهٔ وام ۲ واحد درصد و شاخص مرجع ۳٪ باشد، نرخ بهرهٔ وام ۵٪ می‌شود. اگر شاخص در دورهٔ بعد به ۴٪ برسد، نرخ وام هم به ۶٪ می‌رسد.

تا چند سال پیش، یکی از رایج‌ترین شاخص‌ها برای این وام‌ها «نرخ بهرهٔ پیشنهادی بین‌بانکی لندن» یا لایبور (LIBOR) بود؛ اما این نرخ دیگر منتشر نمی‌شود. بانک انگلستان و ادارهٔ رفتار مالی بریتانیا (FCA) در اطلاعیه‌ای مشترک در اول اکتبر ۲۰۲۴ اعلام کردند که دوران لایبور به پایان رسیده است. آخرین نرخ‌های «مصنوعی» لایبور، که فقط به‌طور موقت و برای انتقال قراردادهای قدیمی منتشر می‌شدند، روز ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۴ برای آخرین بار منتشر شدند و هر ۳۵ نرخ لایبور (برای ارزها و سررسیدهای مختلف) برای همیشه متوقف شد.

به گفتهٔ همین نهادها، لایبور زمانی مبنای قراردادهایی به ارزش تخمینی ۴۰۰ تریلیون دلار بود. جای آن را «نرخ‌های بدون ریسک» گرفته‌اند که بر پایهٔ معاملات واقعی محاسبه می‌شوند؛ مانند سوفر (SOFR) در آمریکا و سونیا (SONIA) در بریتانیا.

نمونه‌هایی از شاخص‌های مهم

شاخص‌های سهام

در آمریکا سه شاخص اصلی سهام اس‌اندپی ۵۰۰، میانگین صنعتی داوجونز و نزدک کامپوزیت هستند:

  • اس‌اندپی ۵۰۰: ۵۰۰ شرکت بزرگ آمریکایی را در بر می‌گیرد و حدود ۸۰٪ از ارزش بازار سهام آمریکا را پوشش می‌دهد. این شاخص یکی از شناخته‌شده‌ترین نماینده‌های بازار سهام در جهان و رایج‌ترین معیار مقایسه برای سرمایه‌گذاران است.
  • میانگین صنعتی داوجونز: یکی از قدیمی‌ترین شاخص‌های بازار سهام است که فقط ۳۰ شرکت بزرگ را در بر می‌گیرد و بر پایهٔ قیمت وزن‌دهی می‌شود.
  • نزدک کامپوزیت: تقریباً همهٔ سهام پذیرفته‌شده در بورس نزدک را دنبال می‌کند و وزن شرکت‌های فناوری در آن زیاد است. شاخص نزدک ۱۰۰ (Nasdaq-100) هم ۱۰۰ شرکت بزرگ غیرمالی این بورس را در بر می‌گیرد.

از دیگر شاخص‌های مهم می‌توان به راسل ۲۰۰۰ اشاره کرد که معیار اصلی سهام شرکت‌های کوچک آمریکاست. شاخص ویلشایر ۵۰۰۰ (Wilshire 5000) تقریباً کل بازار سهام آمریکا را پوشش می‌دهد. شاخص ام‌اس‌سی‌آی ای‌ایفا (MSCI EAFE) نیز سهام بازارهای توسعه‌یافتهٔ بیرون از آمریکای شمالی، یعنی اروپا، استرالیا و نیوزیلند و خاور دور، را دنبال می‌کند.

در بازارهای بین‌المللی، فوتسی ۱۰۰ نمایندهٔ رایج بازار سهام بریتانیا و نیکی ۲۲۵ (Nikkei 225) نمایندهٔ رایج بازار سهام ژاپن است. بیشتر کشورهایی که بورس دارند، دست‌کم یک شاخص برای سهام اصلی خود منتشر می‌کنند؛ در ایران نیز شاخص کل بورس تهران و شاخص کل فرابورس از پربیننده‌ترین شاخص‌ها هستند.

شاخص‌های اوراق قرضه

شاخص‌ها فقط برای سهام ساخته نمی‌شوند و برای طبقه‌های دیگر دارایی هم وجود دارند. در بازار اوراق قرضه، شاخص کل اوراق قرضهٔ آمریکای بلومبرگ (Bloomberg US Aggregate Bond Index) بازار اوراق قرضهٔ «درجهٔ سرمایه‌گذاری» آمریکا را دنبال می‌کند؛ یعنی اوراقی که رتبهٔ اعتباری نسبتاً بالایی دارند. شاخص‌های اوراق قرضهٔ بازارهای نوظهور نیز عملکرد اوراق قرضهٔ دولتی کشورهای در حال توسعه را می‌سنجند. این شاخص‌ها معیار رایج سنجش عملکرد صندوق‌های اوراق قرضه‌اند.

تحولات اخیر: تمرکز بازار و نگرانی‌ها دربارهٔ سرمایه‌گذاری غیرفعال

در شاخص‌هایی که بر پایهٔ ارزش بازار وزن‌دهی می‌شوند، رشد چند شرکت بسیار بزرگ می‌تواند سهم آن‌ها را در شاخص به‌شدت بالا ببرد. این پدیده در سال‌های اخیر در بازار سهام آمریکا پررنگ شده است. بانک مرکزی اروپا در گزارش ثبات مالی نوامبر ۲۰۲۵ نوشت که بازگشت بازار سهام آمریکا از کف قیمت‌های آوریل آن سال بیشتر حاصل رشد شرکت‌های فناوری و شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی بوده و تمرکز بازار را به رکوردهای تازه رسانده است. به گفتهٔ این گزارش، در آن زمان بزرگ‌ترین ۱٪ از شرکت‌های اس‌اندپی ۵۰۰، یعنی پنج شرکت نخست، حدود ۳۰٪ ارزش بازار این شاخص را در اختیار داشتند.

نتیجهٔ عملی برای سرمایه‌گذار این است که خرید صندوقی که اس‌اندپی ۵۰۰ را دنبال می‌کند، لزوماً به معنای پخش مساوی پول میان ۵۰۰ شرکت نیست؛ بخش بزرگی از بازده چنین صندوقی به سرنوشت چند شرکت بزرگ بستگی دارد. نسخه‌های هم‌وزن شاخص‌ها یکی از راه‌هایی‌اند که برخی سرمایه‌گذاران برای کم کردن این تمرکز به کار می‌برند.

بانک مرکزی اروپا پیش‌تر، در گزارش ثبات مالی نوامبر ۲۰۲۴، به پیامدهای گسترش سرمایه‌گذاری غیرفعال هم پرداخته بود. به نوشتهٔ این گزارش، سرمایه‌گذاری غیرفعال با وجود مزایای روشنش برای تک‌تک سرمایه‌گذاران، ممکن است در سطح کل نظام مالی خطرهایی به همراه داشته باشد. این بانک سه مسیر اثرگذاری را در بازار سهام منطقهٔ یورو بررسی کرد: هم‌حرکتی بازده سهم‌ها، تمرکز بازار، و اثر این روند بر نقدشوندگی بازار.

پرسش‌های متداول

آیا می‌توان مستقیم در یک شاخص سرمایه‌گذاری کرد؟

خیر. شاخص سبدی فرضی است و خودش قابل خرید نیست. برای بهره بردن از بازده یک شاخص باید واحدهای صندوق شاخصی یا ای‌تی‌افی را خرید که آن شاخص را دنبال می‌کند.

صندوق شاخصی چیست؟

صندوق شاخصی صندوق سرمایه‌گذاری مشترک یا ای‌تی‌افی است که می‌کوشد عملکرد یک شاخص را تکرار کند، معمولاً با ساختن سبدی که ترکیب همان شاخص را بازتاب می‌دهد. چون در این روش سهم‌گزینی یا مدیریت فعال در کار نیست، هزینه‌های آن معمولاً کمتر از صندوق‌های فعال است. البته بازده صندوق شاخصی به‌دلیل کارمزدها معمولاً کمی کمتر از بازده خودِ شاخص است.

فرق شاخص وزنی با شاخص هم‌وزن چیست؟

در شاخص وزنی، شرکت‌های بزرگ‌تر (یا در شاخص قیمت‌محور، سهم‌های گران‌تر) اثر بیشتری بر عدد شاخص دارند. در شاخص هم‌وزن، تغییر قیمت همهٔ شرکت‌ها اثر یکسانی دارد. به همین دلیل، شاخص هم‌وزن نشان می‌دهد سهم‌ها به‌طور میانگین چه وضعی دارند و شاخص وزنی نشان می‌دهد ارزش کل بازار چگونه تغییر کرده است.

چرا عدد شاخص به‌تنهایی اهمیت زیادی ندارد؟

چون هر شاخص از سطح پایهٔ خودش شروع شده است. اگر شاخصی ۵۰٬۰۰۰ واحد و شاخصی دیگر ۶٬۰۰۰ واحد باشد، معنایش این نیست که بازار اول «بزرگ‌تر» یا «بهتر» است. آنچه برای مقایسه به کار می‌آید، درصد تغییر شاخص در یک بازهٔ زمانی مشخص است.

آیا شاخص فقط به بازار سهام مربوط است؟

خیر. برای اوراق قرضه، کالاها، ارزها، مسکن و متغیرهای اقتصادی مانند تورم و تولید صنعتی هم شاخص ساخته می‌شود. در وام‌هایی که نرخ متغیر دارند نیز یک نرخ بهرهٔ مرجع نقش شاخص را دارد.

جمع‌بندی

شاخص‌ها تصویری فشرده از عملکرد یک بازار یا بخشی از آن به دست می‌دهند و معیاری برای سنجیدن حرکت بازار و عملکرد سرمایه‌گذاری‌ها هستند. در آمریکا، اس‌اندپی ۵۰۰ نمایندهٔ شرکت‌های بزرگ و نزدک ۱۰۰ نمایندهٔ شرکت‌های فناوری‌محور، از نمونه‌های شناخته‌شدهٔ این شاخص‌ها هستند. برای تفسیر درست هر شاخص باید دانست چه دارایی‌هایی در آن است، چگونه وزن‌دهی می‌شود و هر چند وقت یک بار بازبینی می‌شود.

رشد سریع صندوق‌های شاخصی نشان می‌دهد شاخص‌ها امروز فقط ابزار اندازه‌گیری نیستند و خودشان به شیوهٔ اصلی سرمایه‌گذاری بسیاری از مردم تبدیل شده‌اند. همین نقش پررنگ، توجه به موضوع‌هایی مانند تمرکز بازار را هم مهم‌تر کرده است.

پرسش‌های متداول

شاخص دقیقاً چه چیزی را اندازه می‌گیرد؟

شاخص معیاری آماری است که تغییر قیمت گروهی از اوراق بهادار را دنبال می‌کند. هر شاخص سبدی فرضی از اوراق بهادار است که نمایندهٔ کل بازار یا بخشی از آن است و فقط روی کاغذ وجود دارد.

چرا درصد تغییر شاخص مهم‌تر از خود عدد آن است؟

چون سطح پایهٔ شاخص‌ها متفاوت است، مقایسهٔ مستقیم اعداد معنایی ندارد. آنچه اهمیت دارد تغییر نسبی شاخص است؛ یعنی این‌که نسبت به دیروز، ماه یا سال گذشته چند درصد بالا یا پایین رفته است.

سه روش اصلی وزن‌دهی شاخص کدام‌ها هستند؟

وزن‌دهی بر پایهٔ ارزش بازار (اس‌اندپی ۵۰۰)، وزن‌دهی بر پایهٔ قیمت سهم (داوجونز)، و وزن برابر برای همهٔ اجزا که به آن شاخص بی‌وزن هم می‌گویند.

آیا می‌توان مستقیم در شاخص سرمایه‌گذاری کرد؟

خیر، نمی‌توان مستقیم در خودِ شاخص سرمایه‌گذاری کرد زیرا فقط روی کاغذ وجود دارد. اما صندوق‌های شاخصی راهی کم‌هزینه برای به دست آوردن بازدهی نزدیک به شاخص فراهم می‌کنند.

چه اختلافی بین شاخص ارزش بازار و شاخص قیمت‌محور است؟

در ارزش بازار، شرکت‌های بزرگ‌تر اثر بیشتری دارند. در قیمت‌محور، سهم‌های گران‌قیمت اثرگذارند، صرف‌نظر از اندازهٔ شرکت. به همین دلیل ورایزن با قیمت پایین فقط ۰٫۵٪ وزن داوجونز را داشت.

نویسنده: گروه تولید محتوا
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.