خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

معمای توسعه در میانه دیپلماسی و بقا

از تحریم تا تغییر بازی؛ اقتصاد ایران چقدر می‌تواند از غرب جدا شود؟

بازدید ۶۲۲نویسنده: رضا هاشمی
از تحریم تا تغییر بازی؛ اقتصاد ایران چقدر می‌تواند از غرب جدا شود؟

ایران می‌تواند بدون توافق جامع با غرب به حیات اقتصادی ادامه دهد، اما پرسش بزرگ اینجاست: آیا بقا کافی است یا کشور به جهشی واقعی نیاز دارد؟

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز بیش از دو دهه است که سیاست خارجی ایران حول یک پرسش کلیدی می‌چرخد: توافق یا تقابل؟ هر بار که میز مذاکره با غرب گشوده شد، امیدی تازه برای خروج از تنگنای اقتصادی شکل گرفت، و هر بار که درها بسته شدند، نگاه‌ها به سمت شرق دوخته شد. اما امروز پرسش دیگری مطرح است؛ آیا ایران واقعاً می‌تواند بدون اتکا به توافق با غرب و با تکیه بر شرکای شرقی، مسیر توسعه را ادامه دهد؟ یا اینکه برای حفظ حداقل اعتبار سیاسی در نظام بین‌الملل، ناچار از نوعی رابطه حتی در کمترین سطح ممکن با غرب خواهد بود؟ این دوگانگی، حالا نه یک بحث دیپلماتیک، بلکه به نقطه‌ای رسیده که مستقیماً سرنوشت صنعت، سرمایه‌گذاری و آینده اقتصادی کشور را تعیین می‌کند.

ایران و تجربه زیست با تحریم‌ها

ایران طی دو دهه گذشته به تدریج یاد گرفت که چگونه با تحریم‌ها سازگار شود و اقتصاد خود را هرچند با هزینه‌های سنگین زنده نگه دارد. از ایجاد شبکه‌های موازی برای صادرات نفت و مبادلات بانکی تا توسعه صنایع داخلی در حوزه‌هایی مانند انرژی و دارو، کشور توانسته است بخشی از نیازهای حیاتی را بدون تکیه مستقیم بر غرب تأمین کند. این مسیر نشان داد که امکان جداسازی نسبی اکوسیستم اقتصادی ایران از غرب وجود دارد، اما این استقلال کامل نبوده است.

در واقع، تحریم‌ها نه تنها فشار مالی بر دولت و مردم وارد کردند، بلکه دسترسی به تکنولوژی‌های پیشرفته، سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و بازارهای گسترده جهانی را نیز محدود ساختند. تجربه این سال‌ها روشن کرد که اقتصاد ایران می‌تواند روی پای خود بایستد، اما ایستادن به تنهایی الزاماً به معنای حرکت رو به جلو نیست. صنعت داخلی در بسیاری موارد توانست خلأها را پر کند، اما کیفیت و سرعت توسعه در مقایسه با استانداردهای جهانی همچنان پایین ماند. به بیان دیگر، تحریم‌ها ایران را از سقوط بازداشتند، اما مسیر پرشتاب توسعه را نیز مسدود کردند.

شرکای شرقی؛ فرصت‌های واقعی یا محدودیت‌های پنهان؟

در سال‌های اخیر، نگاه ایران بیش از پیش به سمت شرق معطوف شده است؛ از قرارداد بلندمدت با چین گرفته تا همکاری‌های استراتژیک با روسیه و تلاش برای گسترش روابط با هند و کشورهای آسیای مرکزی. این مسیر به ظاهر می‌تواند جایگزینی برای روابط محدودشده با غرب باشد. چین با قدرت صنعتی و بازار مصرف عظیم، روسیه با منابع انرژی و پیوندهای امنیتی، و هند با ظرفیت‌های تکنولوژیک و بازار رو به رشد، هرکدام در ظاهر شرکای جذابی برای ایران به شمار می‌آیند.

اما این تصویر روی دیگری هم دارد. تجربه نشان داده است که این کشورها، هرچند به همکاری با ایران تمایل دارند، اما منافع خود را در اولویت می‌گذارند. چین بدون توجه به فشارهای غرب، سرمایه‌گذاری‌های کلانش را محتاطانه پیش می‌برد و همواره راهی باز برای تعامل با آمریکا و اروپا نگه می‌دارد. روسیه نیز در شرایط تحریم گسترده، بیشتر به دنبال استفاده از ظرفیت‌های ایران برای دور زدن محدودیت‌های خود بوده تا یک شراکت بلندمدت متوازن. هند هم علی‌رغم علاقه به همکاری در پروژه‌های انرژی، همواره روابط خود با غرب را در معادلاتش لحاظ کرده است.

به بیان دیگر، شرکای شرقی می‌توانند بخشی از بار اقتصاد ایران را بردارند، اما به تنهایی قادر به پر کردن جای خالی غرب نیستند. حتی این کشورها نیز در نهایت به این موضوع توجه دارند که اعتبار سیاسی و اقتصادی ایران در سطح بین‌الملل چگونه تعریف می‌شود؛ و این همان نقطه‌ای است که ضعف رابطه حداقلی با غرب دوباره خود را نشان می‌دهد.

اعتبار سیاسی در اقتصاد جهانی؛ چرا بدون غرب نمی‌شود؟

اقتصاد جهانی صرفاً بر پایه پول و کالا نمی‌چرخد؛ آنچه جریان سرمایه و تکنولوژی را هدایت می‌کند، «اعتماد سیاسی» است. سرمایه‌گذار خارجی حتی اگر به بازار ایران علاقه‌مند باشد، بدون تضمین‌های حقوقی و سیاسی حاضر به ورود نمی‌شود. بانک‌های بین‌المللی بدون ارتباط رسمی با نظام مالی غرب، راهی برای تعامل با ایران باز نمی‌کنند و حتی شرکای شرقی نیز برای قراردادهای بزرگ، به چراغ سبز نهادهای غربی نیاز دارند.

ایران اگرچه می‌تواند نفت و گاز خود را در بازارهای خاکستری بفروشد یا با کشورهایی مانند چین و روسیه تبادل کالا انجام دهد، اما برای جذب سرمایه‌گذاری در مقیاس کلان، توسعه زیرساخت‌های صنعتی و دسترسی به فناوری‌های نوین، نیازمند حداقل سطحی از رابطه با غرب است. در واقع، بدون این رابطه، اقتصاد ایران در بهترین حالت می‌تواند زنده بماند، اما به سختی می‌تواند جهش کند.

به زبان ساده، حضور غرب در معادله ایران تنها به معنای دسترسی به بازار یا فناوری نیست؛ بلکه به معنای دریافت «مهر اعتبار» در ساختار بین‌المللی است. تا زمانی که این مهر وجود نداشته باشد، حتی همکاری با شرکای شرقی هم محدود و پرریسک باقی خواهد ماند.

سناریوی حداقلی توسعه؛ مسیری کند اما ممکن

ایران در شرایط کنونی با یک انتخاب دشوار روبه‌روست. از یک‌سو، تداوم تقابل با غرب و تلاش برای جداسازی کامل اکوسیستم اقتصادی، که می‌تواند استقلال نسبی را حفظ کند اما مسیر توسعه را کند و پرهزینه می‌سازد. از سوی دیگر، ایجاد حداقل سطحی از رابطه با غرب حتی اگر به توافق جامع منجر نشود که می‌تواند «اعتبار سیاسی» لازم را برای بهره‌برداری مؤثر از همکاری با شرکای شرقی فراهم آورد.

واقعیت این است که ایران می‌تواند با اتکا به چین، روسیه و سایر شرکای شرقی، پروژه‌های بزرگی را پیش ببرد و بخش‌هایی از صنعت و انرژی خود را توسعه دهد. اما این مسیر، بدون پذیرش قواعد حداقلی بازی در نظام بین‌الملل، به بن‌بست می‌رسد. در بهترین حالت، کشور قادر خواهد بود سطحی از توسعه «حداقلی» را تجربه کند؛ توسعه‌ای که بیشتر شبیه به بقا و حرکت آهسته است تا جهش واقعی.

پس پاسخ به پرسش آغازین روشن می‌شود: بله، ایران می‌تواند بدون توافق جامع با غرب هم مسیر خود را ادامه دهد، اما این مسیر نه‌تنها پرریسک و محدود است، بلکه آینده‌ای مبهم را رقم می‌زند. تغییر بازی امکان‌پذیر است، اما حذف کامل غرب از زمین بازی همچنان یک توهم باقی خواهد ماند.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.