به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، قیمت خودرو در بازار بالا میرود، اما سهامداران خودروسازان از این گرانی سودی نمیبرند. در ظاهر، کارخانهای که محصولش گرانتر فروخته میشود باید سودآورتر شود. در عمل، بخش بزرگی از اختلاف قیمت پیش از رسیدن به ترازنامه شرکتها از مسیر دیگری خارج میشود.
این موضوع به خریدار خودرو هم مربوط است. اگر پول بیشتر به تولید و کیفیت بهتر نرسد، مصرفکننده برای محصولی گرانتر هزینه میکند که لزوماً بهتر نشده است. سهامدار نیز مالک شرکتی میشود که قیمت بازار محصولش با درآمد خودش همخوانی ندارد.
سود کجا میماند؟
نخستین حلقه، فاصله قیمت کارخانه و قیمت بازار است. وقتی خودرو با قیمت کارخانه به خریدار اول میرسد و در بازار گرانتر فروخته میشود، تفاوت این دو قیمت به خریدار اول یا واسطه میرسد. اقتصاددانان چنین سودی را «رانت» مینامند، یعنی درآمدی که از دسترسی به یک امتیاز یا اختلاف قیمت به دست میآید، نه از تولید بیشتر. سهامدار فقط قیمت کارخانه را در درآمد شرکت میبیند.
حلقه دوم تحریمهاست. تحریم تأمین قطعه و مواد اولیه را دشوارتر و گرانتر میکند و تولید را محدود میسازد. بر پایه این ارزیابی، هزینه تولید بالا میرود، اما قیمت کارخانه همانقدر بالا نمیرود. نتیجه، شرکتی است که هزینهاش رشد میکند و درآمدش از قیمت بازار عقب میماند.
نشانههای حباب در بازار
منبع خبر وضعیتی را توصیف میکند که در آن خودرو گرانتر میشود، اما تولید و کیفیت آن کاهش مییابد. این وضعیت را باید «حباب» دانست: قیمتی که از ارزش واقعی کالا فاصله میگیرد. چنین فاصلهای معمولاً در نهایت با کاهش قیمت یا بهبود تولید جبران میشود، اما زمان و شکل آن مشخص نیست.
سه شاخص برای پیگیری این روند وجود دارد: حجم تولید، کیفیت محصول و فاصله قیمت کارخانه با قیمت بازار. اگر این فاصله بماند و تولید افزایش نیابد، سود همچنان در زنجیره توزیع میماند و به سهامدار نمیرسد. دادهها نشان میدهد تصمیم نهایی درباره خرید خودرو یا سهام خودروسازان بر پایه همین شاخصها قابل ارزیابی است.















نظرات کاربران