به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز رابطه عربستان سعودی و پاکستان داستانی تازه نیست؛ این دو کشور دهههاست بر اساس یک معامله نانوشته به هم گره خوردهاند: دلارهای سعودی در برابر قدرت نظامی اسلامآباد. از دهه ۱۹۶۰ میلادی زمانی که نیروهای پاکستانی در مرزهای عربستان با یمن مستقر شدند تا سال ۱۹۹۸ که ریاض در بحبوحه تحریمهای جهانی، با ارسال روزانه ۵۰ هزار بشکه نفت رایگان به پاکستان کمک کرد تا آزمایشهای هستهای خود را ادامه دهد، این معادله همواره پابرجا بوده است.
در طول این سالها، اسلامآباد نه فقط سرباز و مستشار نظامی به ریاض فرستاد، بلکه نقش محافظ پنهان در برابر تهدیدهای منطقهای را هم ایفا کرد. در مقابل، سعودیها سرمایه مالی و سیاسی خود را به خدمت گرفتند تا شریک جنوب آسیاییشان در برابر فشارهای بینالمللی دوام بیاورد. این همکاری البته همواره در هالهای از ابهام قرار داشت؛ کمکهای مالی ریاض به برنامه موشکی و هستهای پاکستان هرگز علناً تأیید نشد، اما گمانهزنیها و شایعات بارها تکرار شد.
اکنون با امضای پیمان امنیتی جدید، این رابطه از یک «بدهبستان پنهان» به یک ائتلاف رسمی ارتقا یافته است؛ پیمانی که میگوید حمله به هر یک از دو کشور، حمله به دیگری تلقی خواهد شد. در عمل، این عبارت به معنای ورود عربستان به محدوده بازدارندگی پاکستان است؛ محدودهای که سایه سلاحهای هستهای اسلامآباد را بر فراز خلیج فارس میکشد.
چتر اتمی پاکستان بر فراز عربستان؛ بازدارندگی یا تهدید تازه؟
مهمترین و جنجالیترین بخش پیمان جدید، همان عبارتی است که عربستان آن را «توافق دفاعی جامع» میخواند: یعنی هر حملهای به یکی، حمله به دیگری تلقی میشود. در عمل، این بند میتواند به معنای گسترش چتر بازدارندگی هستهای پاکستان بر سر عربستان باشد. اسلامآباد حدود ۱۷۰ کلاهک هستهای در اختیار دارد؛ تسلیحاتی که برای دههها در دکترین امنیتی خود نگه داشته، اما هرگز رسماً به دفاع از کشور دیگری گره نزده بود.
اظهارات اولیه وزیر دفاع پاکستان که گفته بود «توانمندیهای هستهای ما در چارچوب این توافق در دسترس قرار میگیرد» کافی بود تا تحلیلگران از تغییر تاریخی سخن بگویند. هرچند او بعدها سخنانش را تعدیل کرد، اما مقامات سعودی صریحتر بودند و این پیمان را بهعنوان «چتر بازدارندگی همهجانبه» معرفی کردند. همین تفاوت روایت نشان میدهد که در ذهن ریاض، بازدارندگی هستهای دیگر یک آرزو نیست، بلکه یک ابزار استراتژیک قابل اتکا تلقی میشود.
این نخستین بار است که کشوری خارج از پنج قدرت رسمی معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)، سپر هستهای خود را به کشوری دیگر وعده میدهد. اقدامی که اگرچه برای عربستان به معنای افزایش امنیت در برابر ایران و دیگر تهدیدهای منطقهای است، اما برای خاورمیانه میتواند فصل تازهای از مسابقه تسلیحاتی و بیثباتی را رقم بزند.
پیام به تلآویو؛ بازدارندگی تازه در معادلات خاورمیانه
اگرچه توافق امنیتی میان عربستان و پاکستان بهظاهر دفاعی است، اما برای اسرائیل پیامی مستقیم و پرمعنا دارد. ریاض که در سالهای اخیر گامهایی محتاطانه به سمت عادیسازی روابط با تلآویو برداشته بود، حالا با امضای این پیمان نشان میدهد که همچنان به بازدارندگی در برابر اسرائیل نیازمند است.
عملیات هوایی اسرائیل علیه رهبران حماس در دوحه و حضور پررنگ این رژیم در معادلات امنیتی خلیج فارس، عربستان را به این نتیجه رسانده که تنها تکیه بر خرید تسلیحات غربی کافی نیست. اکنون، زیر سایه توان هستهای پاکستان، ریاض میخواهد هزینه هر اقدام احتمالی اسرائیل را بالا ببرد و موازنهای تازه در منطقه ایجاد کند.
در واقع، عربستان با این پیمان اعلام میکند که ورود اسرائیل به بازیهای پرخطر منطقهای بدون محاسبه هزینههای بازدارندگی، دیگر ممکن نخواهد بود. این «چتر استراتژیک» به ریاض امکانی میدهد که نه بهعنوان یک بازیگر منفعل، بلکه بهعنوان قدرتی با پشتوانه جدی وارد معادلات خاورمیانه شود.
پاکستان در تنگنای اقتصادی؛ دلارهای سعودی به بهای سپر هستهای
برای اسلامآباد، این پیمان تنها یک توافق امنیتی نیست؛ بلکه راهی برای نفس کشیدن در میان بحرانهای اقتصادی است. پاکستان ماهها پس از دریافت وام اضطراری از صندوق بینالمللی پول هنوز درگیر تورم افسارگسیخته، کاهش رشد اقتصادی و تبعات سیلهای ویرانگر است. بانک مرکزی این کشور پیشبینی رشد را بهتازگی کاهش داده و همزمان میلیونها نفر به دلیل بلایای طبیعی بیخانمان شدهاند.
در چنین شرایطی، سعودیها میتوانند همان نقشی را ایفا کنند که دههها پیش انجام میدادند: تأمین نقدینگی فوری برای دولتی که بهشدت به دلار نیاز دارد. ریاض بارها با اعطای وامهای کلان یا ارسال نفت رایگان، اسلامآباد را از بحران عبور داده و حالا پیمان امنیتی جدید بستری است برای ادامه همین روند.
این یعنی بازدارندگی هستهای پاکستان نهفقط ابزار نظامی، بلکه به اهرم چانهزنی اقتصادی تبدیل شده است. ارتش پاکستان، که عملاً تصمیمگیر اصلی در این توافق است، خوب میداند که تضمین امنیت عربستان مساوی است با تضمین دریافت میلیاردها دلار کمک، سرمایهگذاری و پشتیبانی سیاسی. در واقع، سپر هستهای اینبار برای اسلامآباد همان کارکردی را دارد که پیشتر برای ریاض داشت: تضمین بقا در میانه بحرانهای اقتصادی و فشارهای بینالمللی.
واکنش هند و آمریکا؛ موازنه تازه قدرت در خاورمیانه و جنوب آسیا
امضای پیمان امنیتی میان ریاض و اسلامآباد، تنها معادلات خاورمیانه را تغییر نمیدهد؛ بلکه بر رقابت دیرینه جنوب آسیا نیز سایه میاندازد. هند که در سالهای اخیر روابطی نزدیکتر با عربستان و دیگر کشورهای خلیج فارس برقرار کرده بود، این توافق را بهمنزله یک هشدار میبیند. سرمایهگذاریهای چندمیلیارد دلاری سعودی در هند و رفتوآمدهای دیپلماتیک سطح بالا، حالا با پیمانی مواجه شده که میتواند دهلی را در موقعیتی محتاطتر قرار دهد. به بیان ساده، ریاض به دهلی یادآوری کرده است که پاکستان همچنان برگ برندهای در دست دارد.
در آمریکا نیز این پیمان با نگاهی دوگانه دیده میشود. از یک سو واشنگتن همواره نگران برنامه هستهای پاکستان بوده و بیم دارد که چنین توافقی موجب گسترش غیررسمی بازدارندگی هستهای شود. از سوی دیگر، عربستان شریک راهبردی دیرینه آمریکا است و نزدیکی ریاض و اسلامآباد میتواند برای واشنگتن فرصتی باشد تا پاکستان را از طریق سعودیها در مدار خود نگه دارد. بهویژه آنکه روابط پرتنش آمریکا و هند بر سر تعرفهها و سیاستهای تجاری در سالهای اخیر، به پاکستان امکان داده است نقش جایگزینی در معادلات منطقهای ایفا کند.
به این ترتیب، پیمان جدید نه فقط یک توافق دفاعی، بلکه یک سیگنال ژئوپلیتیکی چندلایه است: پیامی به هند برای احتیاط بیشتر، به آمریکا برای بازاندیشی در سیاست جنوب آسیا، و به منطقه برای پذیرش این واقعیت که بازدارندگی هستهای پاکستان حالا فراتر از مرزهایش تعریف شده است.















نظرات کاربران