خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

آغاز موج به رسمیت شناختن دولت فلسطین و آزمون سخت ترامپ

ترامپ در مقابل متحدین آمریکا؛ از ادعای صلح تا سکوت در برابر غزه

بازدید ۵۹۰نویسنده: رضا هاشمی
ترامپ در مقابل متحدین آمریکا؛ از ادعای صلح تا سکوت در برابر غزه

فرانسه، بریتانیا، کانادا و استرالیا با یک حرکت هماهنگ، دولت فلسطین را به رسمیت شناختند؛ موجی که شکاف در غرب را آشکار و سیاست اسرائیلی ترامپ را به چالش کشید

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز سالن سازمان ملل در نیویورک این هفته شاهد نقطه عطفی در دیپلماسی خاورمیانه بود. چند کشور کلیدی غربی ـ از جمله بریتانیا، فرانسه، کانادا و استرالیا ـ تصمیم گرفتند دولت فلسطین را به رسمیت بشناسند؛ اقدامی که عملاً سیاست سنتی واشنگتن در قبال اسرائیل و فلسطین را به چالش کشید. این موج تازه، درست در زمانی اعلام شد که دونالد ترامپ بار دیگر بر حمایت بی‌قید خود از تل‌آویو تأکید می‌کرد و شناسایی فلسطین را «جایزه‌ای برای حماس» خوانده بود.

همین همزمانی، شکاف میان آمریکا و نزدیک‌ترین متحدانش را آشکار کرد. اروپایی‌ها و برخی دولت‌های همسو با واشنگتن، بر این باورند که بدون گام عملی برای تثبیت «راه‌حل دو‌دولتی»، جنگ غزه هیچ چشم‌اندازی برای پایان نخواهد داشت. اما ترامپ در موضعی کاملاً متفاوت، حاضر نشد حتی به اهرم‌های دیپلماتیک سنتی واشنگتن دست ببرد و همچنان ترجیح داد در کنار دولت نتانیاهو بایستد؛ حتی اگر این انتخاب، هزینه‌ سیاسی آمریکا در نظام بین‌الملل را افزایش دهد.

دونالد ترامپ که در آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری وعده داده بود جنگ غزه را به سرعت پایان دهد، امروز بیش از هر زمان دیگر شبیه تماشاگر به نظر می‌رسد. در حالی که ارتش اسرائیل حملات زمینی به غزه را گسترش داده و بحران انسانی در این باریکه ابعاد تازه‌ای پیدا کرده، رئیس‌جمهور آمریکا همچنان حاضر نیست نخست‌وزیر اسرائیل را مهار کند. حتی زمانی که حمله اسرائیل به خاک قطر ابتکار آتش‌بس و مبادله گروگان‌ها را نابود کرد، ترامپ به یک تماس تلفنی بسنده کرد و هیچ اقدام عملی نشان نداد.

این سکوت در برابر متحد دیرینه، همزمان با بالا رفتن فشارهای بین‌المللی، تضادی آشکار در سیاست خارجی واشنگتن ایجاد کرده است. ترامپ از یک سو خود را «میانجی بزرگ» معرفی می‌کند و از جایزه صلح نوبل سخن می‌گوید، اما از سوی دیگر به‌رغم نفوذ بی‌رقیب آمریکا بر تل‌آویو، هیچ‌یک از اهرم‌های دیپلماتیک یا تسلیحاتی را برای توقف جنگ به کار نمی‌گیرد. نتیجه، تصویر متناقضی است: ادعای صلح‌سازی در کلام، و همراهی بی‌چون‌وچرا با اسرائیل در عمل.

اروپا و پیام روشن به واشنگتن؛ توپ در زمین آمریکا است

رهبران اروپایی این بار برخلاف سال‌های گذشته با صراحت بیشتری موضع گرفتند. امانوئل مکرون در گفت‌وگویی تلویزیونی از نیویورک اعلام کرد اگر ترامپ واقعاً به دنبال صلح و جایزه نوبل است، تنها یک راه دارد: پایان دادن به جنگ غزه. او تأکید کرد که آمریکا، برخلاف فرانسه یا دیگر کشورهای اروپایی، تأمین‌کننده اصلی سلاح برای اسرائیل است و بنابراین تنها بازیگری است که می‌تواند واقعاً معادله جنگ را تغییر دهد.

این پیام در واقع پژواک همان چیزی است که بسیاری از پایتخت‌های اروپایی در پشت درهای بسته به واشنگتن می‌گویند: توپ در زمین آمریکا است. هر قدر هم کشورهایی چون فرانسه، بریتانیا یا کانادا فلسطین را به رسمیت بشناسند، تا زمانی که کاخ سفید همچنان به وتو کردن قطعنامه‌های شورای امنیت ادامه دهد و پشت اسرائیل بایستد، مسیر آتش‌بس و صلح باز نخواهد شد.

به همین دلیل است که شناسایی فلسطین از سوی متحدان، بیش از آنکه اقدامی نمادین باشد، به منزله ارسال پیامی مستقیم به ترامپ تلقی شد؛ پیامی که می‌گوید اگر آمریکا نمی‌خواهد اعتبار خود را به طور کامل در خاورمیانه از دست بدهد، باید از نقش منفعلانه خارج شود و نخست‌وزیر اسرائیل را متوقف کند.

میدان جنگ و دیپلماسی: از حمله اسرائیل در دوحه تا بن‌بست آتش‌بس

تحولات میدانی جنگ، هر تلاشی برای دیپلماسی را به حاشیه رانده است. حمله اسرائیل به رهبران حماس در خاک قطر، که به‌طور ناگهانی و بدون هماهنگی با واشنگتن انجام شد، نه تنها ابتکار تازه دولت ترامپ برای آتش‌بس و تبادل گروگان‌ها را بر باد داد، بلکه نشانه‌ای آشکار از استقلال عمل تل‌آویو در برابر کاخ سفید بود. این اقدام، بسیاری از ناظران را به این نتیجه رساند که حتی نفوذ سنتی آمریکا بر نزدیک‌ترین متحدش در منطقه نیز به‌شدت محدود شده است.

پس از این حمله، ارتش اسرائیل با شدت بیشتری وارد غزه شد و عملیات زمینی در مرکز شهر غزه را آغاز کرد. آمریکا هم با وجود موج محکومیت جهانی، هیچ مخالفت علنی نشان نداد و عملاً چراغ سبز به تل‌آویو داد. در همین زمان، تلاش‌های چندجانبه برای آتش‌بس به بن‌بست رسید؛ طرح‌های مصر، قطر و ترکیه یکی پس از دیگری ناکام ماندند، چراکه اسرائیل بدون توقف به پیشروی ادامه داد و واشنگتن نیز حاضر نشد اهرم فشار را فعال کند.

این روند نشان می‌دهد که عرصه جنگ و دیپلماسی به طور کامل از هم جدا شده‌اند: در حالی که افکار عمومی جهان بر پایان فوری خشونت‌ها تأکید دارد، در میدان واقعیت چیزی جز تداوم خون‌ریزی و بن‌بست سیاسی دیده نمی‌شود.

خطر فروپاشی ابراهیم اَکرودز؛ تهدید امارات و چشم‌انداز روابط خلیج فارس

یکی از پیامدهای مستقیم جنگ غزه و شکاف تازه در میان متحدان آمریکا، سرنوشت توافق‌های عادی‌سازی موسوم به «ابراهیم اَکرودز» است. توافقی که ترامپ در دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش به‌عنوان دستاورد طلایی سیاست خارجی معرفی می‌کرد، اکنون در آستانه فروریختن قرار گرفته است. حمله اسرائیل به دوحه و تداوم جنگ غزه، امارات را وادار کرده تهدید کند اگر تل‌آویو به سمت الحاق بخش‌هایی از کرانه باختری حرکت کند، مشارکتش را در این توافق تعلیق خواهد کرد. عربستان سعودی هم که سال‌هاست بر سر پیوستن به این چارچوب مردد است، اکنون با دیدن هزینه‌های سیاسی و انسانی جنگ، بیش از پیش از این مسیر فاصله می‌گیرد.

این تحولات نشان می‌دهد که همان توافقی که قرار بود راه صلح و ثبات را هموار کند، در معرض شکست قرار گرفته است. اسرائیل که سخت‌ترین دولت راست‌گرای تاریخ خود را تجربه می‌کند، نه‌تنها راه را بر تشکیل دولت فلسطینی بسته، بلکه با اقدامات یک‌جانبه خطر شعله‌ور کردن خشم جهان عرب را هم افزایش داده است.

به‌رسمیت‌شناسی دولت فلسطین از سوی چند متحد کلیدی واشنگتن، آزمونی جدی برای ترامپ و سیاست اسرائیلی اوست. از یک سو، اروپا و بخشی از جهان پیام روشنی به کاخ سفید فرستاده‌اند: بدون فشار واقعی آمریکا بر نتانیاهو، هیچ آتش‌بسی شکل نخواهد گرفت. از سوی دیگر، ادامه حمایت بی‌قید ترامپ از تل‌آویو نه‌تنها مشروعیت دیپلماتیک واشنگتن را تضعیف کرده، بلکه دستاوردهای پیشین او مانند «ابراهیم اَکرودز» را هم در معرض فروپاشی قرار داده است.

در این میان، ترامپ در جایگاه سیاستمداری قرار گرفته که ادعای «میانجی صلح» دارد، اما در عمل بیش از هر زمان دیگری به حاشیه رانده شده است. آزمونی که پاسخ آن ساده است: او یا می‌تواند مسیر جنگ را متوقف کند، یا با تداوم سکوت و حمایت یک‌سویه، شاهد فرسایش اعتبار آمریکا در خاورمیانه خواهد بود.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.