به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز در یکی از تکاندهندهترین افشاگریهای سال، خبرگزاری رویترز از پشت پردهی یک عملیات سازمانیافتهی نفوذ دیجیتال پرده برداشت؛ پروژهای که نه در تاریکیِ اتاقهای جاسوسی، بلکه در روشنایی صفحههای فیسبوک و تیکتاک جریان داشت. طبق اسناد بهدستآمده، شرکت بازاریابی «اینفینیتاِس مارکتینگ» در فیلیپین، با پشتیبانی مستقیم سفارت چین، ارتشی از حسابهای جعلی ساخته بود تا در قالب کاربران فیلیپینی، ذهن و احساسات مردم این کشور را در مسیر دلخواه پکن هدایت کند.
همه چیز از چند کامنت ساده شروع شد. زیر پستهای سفارت چین، حسابی با نام «وینس دیمانو» با شور و شوق از دوستی میان دو ملت سخن میگفت، از واکسن سینوواک دفاع میکرد و از سیاستهای ضدچینی دولت فیلیپین انتقاد. اما پشت این نام، نه انسانی واقعی، بلکه الگوریتمی طراحیشده برای نفوذ بود. رویترز فاش کرد که صدها حساب مشابه در این شبکه فعال بودهاند؛ حسابهایی که مأموریتشان نه گفتگو، بلکه شکل دادن به روایت بود.
اسناد داخلی این شرکت نشان میدهد کارکنان آن برای هر پست و واکنش آنلاین، گزارش پیشرفت به سفارت ارائه میدادند. در یکی از این گزارشها صراحتاً آمده: «ارتش همواره از مواضع سفیر چین حمایت میکند.» هدف اصلی، تضعیف اعتماد مردم به اتحاد امنیتی با آمریکا و بازسازی تصویر مثبت چین در جامعهای بود که خاطره درگیریهای دریای چین جنوبی را هنوز فراموش نکرده است.
افشاگری رویترز همچنین نشان داد که پروژه فقط محدود به شبکههای اجتماعی نبود. شرکت اینفینیتاِس در قالب رسانهای به نام Ni Hao Manila محتوای ویدئویی تولید میکرد که به ظاهر محلی، اما در واقع کاملاً هماهنگ با سیاستهای پکن بود. حتی برای برخی نویسندگان فیلیپینی که مقالات ضدآمریکایی منتشر میکردند، پرداختهای نقدی انجام شده بود.
این عملیات، چنانکه کارشناسان امنیت سایبری توصیف کردهاند، نمونهای کلاسیک از جنگ اطلاعاتی مدرن است؛ جنگی که بدون شلیک حتی یک گلوله، میتواند اعتماد، اتحاد و واقعیت را هدف بگیرد. حالا سؤال اصلی این است که در دنیایی که روایتها جای واقعیت را گرفتهاند، مرز میان دیپلماسی و فریب کجاست؟
میدان جدید جنگ سرد؛ رقابت واشنگتن و پکن به شبکههای اجتماعی کشیده شد
این افشارگری از شروع حکایتی جدید از درگیریهای دو کشور پرده برمیدارد. در حالی که نگاه جهانی به درگیریهای دریای چین جنوبی دوخته شده، نبرد واقعی میان چین و آمریکا در جایی آرامتر اما خطرناکتر در جریان است: در صفحههای فیسبوک، ایکس و تیکتاک. فیلیپین، کشوری که همزمان هم متحد نظامی واشنگتن است و هم همسایه اقتصادی پکن، حالا به میدان آزمایش جنگ سرد جدید تبدیل شده؛ جایی که گلولهها جای خود را به پستها و لایکها دادهاند.
پکن مدتهاست در تلاش است تا تصویر خود را از یک قدرت تهدیدگر به یک شریک دوستانه تغییر دهد. عملیات شرکت «اینفینیتاِس» بخشی از همین نقشه بود؛ استفاده از حسابهای جعلی و رسانههای محلینما برای تقویت روایتهای طرفدار چین و تضعیف اعتماد مردم به آمریکا. در ظاهر، این حسابها صدای مردم فیلیپین بودند، اما در واقع، بازوی دیجیتال دیپلماسی پکن به شمار میرفتند.
اما چین تنها بازیگر این میدان نیست. در سالهای گذشته، آمریکا هم برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی فیلیپینیها دست به اقدامهای مشابهی زده بود. گزارشها نشان میدهد واشنگتن در دوران همهگیری کرونا از شبکههای ناشناس برای زیر سؤال بردن واکسنهای چینی استفاده کرد. این یعنی دو قدرت بزرگ جهان در خاک یک کشور سوم درگیر جنگی نامرئی شدهاند. جنگی که هدفش نه تصرف سرزمین، بلکه تسلط بر ذهن مردم است.
کارشناسان امنیتی در مانیلا میگویند آنچه امروز شاهدش هستیم، نسخه دیجیتالی جنگ سرد است؛ نبردی که با کلمات، تصاویر و احساسات هدایت میشود. چین با پمپاژ روایتهای «صلحطلبانه و همکاریمحور»، سعی دارد آمریکا را عامل بیثباتی معرفی کند. در مقابل، واشنگتن خود را حامی دموکراسی و شفافیت نشان میدهد. اما در عمل، هر دو از ابزار مشابهی استفاده میکنند: شبکههای اجتماعی برای شکل دادن به باور مردم.
در چنین شرایطی، پلتفرمهای فناوری به میدان اصلی این رقابت تبدیل شدهاند. فیسبوک و تیکتاک هرچند بعد از افشاگریها برخی حسابها را حذف کردند، اما بسیاری از اثرات این محتواها در ذهن کاربران باقی مانده است. نبود قوانین جدی در فیلیپین برای مقابله با مداخله خارجی هم به این وضعیت دامن زده؛ کشوری که هم در خط مقدم ژئوپلیتیک شرق آسیاست، و هم حالا در خط مقدم جنگ اطلاعاتی قدرتهای بزرگ.
نبرد برای ذهنها؛ وقتی قدرت جهانی با فالوئر و لایک سنجیده میشود
در قرن بیستویکم، میدان اصلی رقابت قدرتها نه در خاک کشورها، بلکه در ذهن مردم شکل گرفته است. چین و آمریکا هر دو دریافتهاند که تأثیرگذاری بر افکار عمومی، مؤثرتر از هر قرارداد نظامی یا اقتصادی است. فیلیپین فقط یکی از میدانهای این نبرد خاموش است؛ کشوری که حالا شبکههای اجتماعیاش به صحنه رقابت جهانی بدل شدهاند.
چین با مهارت از ابزار «نفوذ نرم» استفاده میکند. از جوایز فرهنگی و همکاریهای دانشگاهی گرفته تا رسانههایی مانند Ni Hao Manila، همه در خدمت یک هدف واحدند: ساختن چهرهای آرام، دوستانه و قابلاعتماد از پکن. هر پست، ویدیو یا مقالهای که در شبکههای اجتماعی منتشر میشود، بخشی از همین پازل است؛ تلاشی برای شکل دادن به تصویری که مردم از چین در ذهن دارند.
اما در سوی دیگر، ایالات متحده هم بیکار ننشسته است. آمریکا از برنامههای آموزشی، همکاریهای رسانهای و بودجههای ضدتبلیغاتی استفاده میکند تا نفوذ چین را مهار کند. با این حال، استفاده دوطرفه از ابزارهای تبلیغاتی، مرز میان «خبر» و «پروپاگاندا» را محو کرده است. امروز حتی کاربران عادی نمیدانند پستی که میخوانند، نظر یک شهروند واقعی است یا بخشی از پروژه نفوذ یک دولت خارجی.
در چنین جهانی، حقیقت بیش از هر زمان دیگری آسیبپذیر شده. شبکههای اجتماعی که قرار بود مردم را به هم نزدیک کنند، به میدان جدیدی برای رقابت سیاسی و روانی قدرتها تبدیل شدهاند. فیلیپین تنها یکی از اولین قربانیان این جنگ نرم است؛ جنگی که نه صدا دارد و نه دود، اما میتواند پایههای اعتماد اجتماعی را ویران کند.
شاید آینده روابط بینالملل دیگر با قدرت نظامی تعریف نشود، بلکه با تعداد فالوئرها و میزان تأثیرگذاری در شبکههای اجتماعی سنجیده شود. و اگر جهان همین مسیر را ادامه دهد، ممکن است روزی فرا برسد که «جنگ برای حقیقت» مهمتر از هر نبرد زمینی باشد. جنگی که برندهاش نه آنکه سلاح دارد، بلکه آنکه بهتر داستان میگوید.















نظرات کاربران