به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار سهام آمریکا در ماههای اخیر چنان عملکرد درخشانی داشته که بسیاری آن را نشانهای از بازگشت قدرت اقتصادی ایالات متحده میدانند. شاخص S&P 500 در ماه اکتبر برای ششمین ماه پیاپی رشد کرد و Nasdaq، شاخصی که بیشترین وزن آن بر شرکتهای فناوری است، طولانیترین روند صعودی خود از سال ۲۰۱۸ را به ثبت رساند. اما نگاهی دقیقتر به دادهها تصویر دیگری نشان میدهد: این صعود گسترده نیست، بلکه تماماً بر دوش چند غول فناوری بنا شده است.
در حالی که بخشهای سنتی اقتصاد آمریکا، از تولید تا انرژی و حملونقل، رشد محدودی را تجربه میکنند، شرکتهای فناوری مانند آمازون، متا، گوگل، اپل و انویدیا بار اصلی رشد بازار را بر دوش گرفتهاند. این شرکتها تنها در سهماهه اخیر بیش از ۱۱۲ میلیارد دلار سرمایهگذاری در حوزه زیرساختهای هوش مصنوعی انجام دادهاند؛ سرمایهای که والاستریت آن را نشانهای از «آینده در حال وقوع» میبیند.
عامل دیگر در این روند، کاهش نرخ بهره فدرال رزرو و همچنین نشانههایی از کاهش تنش تجاری میان چین و آمریکا است که فضای خوشبینی را در بازارها تقویت کرده. اما تحلیلگران میگویند این رشد شتابان، بیشتر بر پایهی هیجان و انتظار بنا شده تا واقعیت اقتصادی.
در حقیقت، بازار سهام امروز بیش از هر زمان دیگری به یک قمار بزرگ بر سر فناوری تبدیل شده است. بازاری که به جای کل اقتصاد، فقط به آیندهی هوش مصنوعی ایمان دارد.
اقتصاد روی دوش فناوری؛ قدرت یا توهم رشد؟
صعود بازار سهام آمریکا در ظاهر شبیه رونق گستردهای است که از سلامت کل اقتصاد خبر میدهد، اما واقعیت این است که اکثر این رشد از دل چند نماد محدود فناوری بیرون آمده است. غولهایی مانند آمازون، گوگل، متا، اپل و انویدیا حالا بیش از هر زمان دیگری وزن شاخصها را در اختیار دارند و ارزش بازارشان بهتنهایی با اقتصاد برخی کشورها برابری میکند.
در نگاه نخست، این تمرکز شاید نشانه قدرت نوآوری و آیندهمحوری اقتصاد آمریکا باشد؛ چرا که فناوری عملاً ستون فقرات دوران جدید سرمایهداری دیجیتال است. اما همین تمرکز بیش از حد میتواند سیستم مالی را به ساختاری تکپایه و ناپایدار تبدیل کند.
وقتی بخش عمدهای از رشد بازار وابسته به عملکرد چند شرکت است، کافی است یکی از آنها دچار افت سودآوری یا کاهش ارزش شود تا لرزهای جدی به کل بازار بیفتد، درست همانطور که در بحران داتکام سال ۲۰۰۰ دیدیم.
سرمایهگذاران در والاستریت امروز با شور و هیجانی وصفناپذیر به سهام شرکتهای هوش مصنوعی و فناوری هجوم بردهاند. گزارشها نشان میدهد که تنها انتشار یک خبر دربارهی سرمایهگذاری در AI میتواند ارزش یک شرکت را در عرض چند روز میلیاردها دلار افزایش دهد.
اما پشت این اشتیاق، خطر شکلگیری یک حباب تمامعیار پنهان است؛ حبابی که برخلاف بحرانهای گذشته، نه از وامهای بانکی یا بازار مسکن، بلکه از توهم فناوری بهعنوان ناجی مطلق اقتصاد تغذیه میکند.
به بیان دیگر، بازار سهام آمریکا بهجای اینکه بازتاب متوازن عملکرد بخشهای مختلف اقتصاد باشد، به آیینهای از انتظارات افراطی درباره آینده فناوری تبدیل شده است؛ بازاری که بیش از هر زمان دیگری از واقعیتهای اقتصادی فاصله گرفته و روی زمین لرزان هیجان ایستاده است.
آیا جهان هممسیر آمریکا شده است؟
وابستگی بازار سهام به شرکتهای فناوری، پدیدهای است که از والاستریت آغاز شده اما به تدریج ردپای آن در سراسر جهان دیده میشود. در ژاپن، کرهجنوبی، تایوان و حتی اروپا، سهم غولهای فناوری در شاخصهای اصلی بورسها به سرعت در حال افزایش است. شرکتهایی مانند سامسونگ، TSMC و ASML اکنون همان نقشی را در شرق و غرب ایفا میکنند که آمازون و انویدیا در آمریکا دارند: موتور محرک شاخصها.
با این حال، تفاوتی بنیادین وجود دارد. در بیشتر کشورهای صنعتی، بازار سهام هنوز تنوعبخشی ساختاری دارد، یعنی صنایع انرژی، خودروسازی، داروسازی و خدمات مالی همچنان وزن قابل توجهی در شاخصها دارند. به همین دلیل، اگرچه روند جهانی به سمت دیجیتالیشدن حرکت میکند، اما خطر تمرکز کامل بر یک بخش در آن کشورها کمتر است.
در آمریکا، بر خلاف این کشورها، سرمایهگذاران و صندوقهای بزرگ به نوعی «همسو با هیجان فناوری» حرکت میکنند؛ بهگونهای که دیگر حتی شاخصهای متنوعی چون S&P 500 نیز عملاً تصویری از وضعیت پنج یا شش شرکت هستند، نه ۵۰۰ شرکت. این در حالی است که شاخصهای بازار در اروپا یا آسیا هنوز بهطور نسبی بازتابی از اقتصاد واقعیاند، نه فقط از بازار سرمایه.
در نتیجه، میتوان گفت آمریکا زودتر از بقیه وارد مرحلهای شده که در آن بازار سهام از اقتصاد واقعی جدا میشود. اگر این روند در سایر کشورها نیز گسترش یابد، ممکن است جهان شاهد الگویی تازه از سرمایهداری باشد: سرمایهداریای که در آن، قدرت بازار نه از تولید، بلکه از تصورِ فناوری بهعنوان نجاتدهنده مطلق اقتصاد سرچشمه میگیرد.
رونق روی لبه تیغ و معنای «بازار سالم»
هوش مصنوعی، تراشهها و پلتفرمهای دیجیتال بیتردید آینده اقتصاد را میسازند، اما رشد کنونی بورس آمریکا بیش از آنکه بر نوآوری واقعی متکی باشد، بر انتظارات اغراقآمیز و جریان نقدینگی فراوان سوار است. تاریخ نشان داده است که چنین تمرکزی سرانجام به اصلاحهای دردناک منجر میشود؛ چه در بحران داتکام دو دهه پیش، چه در حباب کریپتو در دهه گذشته.
در برابر این وضعیت، «بازار سالم» بازاری است که تنوع بخشی، تعادل و ارتباط با اقتصاد واقعی را حفظ کند. یعنی رشد صنایع مختلف از تولید و انرژی گرفته تا خدمات و کالاهای مصرفی در کنار بخش فناوری. بازار سهامی که فقط از یک موتور نیرو بگیرد، هرچقدر هم قدرتمند باشد، دیر یا زود به نقطه اشباع میرسد.
ایالات متحده اکنون در نقطهای ایستاده که باید تصمیم بگیرد:
آیا میخواهد به بازارِ «فناوریمحورِ پرریسک» ادامه دهد، یا با بازتعریف نقش سایر صنایع، دوباره نفسِ متوازن اقتصاد واقعی را به والاستریت بازگرداند؟
چراکه اگر فناوری روزی خسته شود، بازارِ روی دوشش فرو خواهد ریخت و با آن، اعتماد جهانی به پایداری اقتصاد آمریکا.















نظرات کاربران