به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز در حالیکه آمریکای لاتین آرامآرام بهسوی رشد اقتصادی و ثبات سیاسی حرکت میکند، ونزوئلا در مسیر معکوس در حال سقوط است؛ سقوطی که با سقوط پول ملی، تورم سهرقمی و فقر فراگیر همراه شده است. بولیوار، واحد پول این کشور، تنها در یک سال بیش از ۴۰۰ درصد از ارزش خود را در برابر دلار از دست داده و بنا بر پیشبینی صندوق بینالمللی پول، نرخ تورم تا پایان سال به ۲۷۰ درصد خواهد رسید. یعنی بالاترین رقم در جهان.
نتیجه این بحران، مردمی است که با جیبهای خالی در صف نان و پنیر ایستادهاند. امروز، کارگر ونزوئلایی با حداقل حقوق، ماهانه تنها ۶۰ سنت درآمد دارد؛ مبلغی که حتی برای خرید چند عدد تخممرغ کافی نیست. بازنشستگان از مستمری ناچیز دولتی شکایت میکنند و بسیاری برای زنده ماندن، به رمزارزها و مبادله کالا به کالا روی آوردهاند.
در بازارهای کاراکاس، اسکناس بولیوار دیگر بهجای ارزش، نمادی از بیاعتمادی به حکومت و فروپاشی اقتصادی شده است.
«چه کسی میتواند با ۶۰ سنت زندگی کند؟» این جملهای است که یکی از بازنشستگان در بازار مرکزی فریاد زد. پرسشی ساده اما خلاصهای از فاجعهای عمیق.
در همین حال، کشتیهای جنگی آمریکا در دریای کارائیب گشت میزنند و به گفته واشنگتن، اهداف مرتبط با قاچاق مواد مخدر را منهدم میکنند. اما در خیابانهای ونزوئلا، مردم دیگر از ناوهای آمریکایی نمیترسند؛ ترس آنها از گرسنگی، بیدارویی و بیکاری است. بحرانی که روزی ریشهاش در نفت و سیاست بود، امروز به فاجعهای انسانی تبدیل شده است و همه نگاهها به کسی دوخته شده که وعده عدالت داد اما فقر را به میراث گذاشت، یعنی نیکلاس مادورو.
میراث مادورو؛ از وعده عدالت تا ویرانی یک ملت
نیکلاس مادورو، راننده اتوبوس سابقی که خود را وارث انقلاب بولیواری هوگو چاوز میدانست، امروز نماد سقوط بزرگترین اقتصاد نفتی آمریکای لاتین شده است. در روزهایی که قیمت نفت صعود میکرد، او وعده داد کشورش را به «بهشت عدالت اجتماعی» تبدیل کند؛ اما با گذشت کمتر از یک دهه، ونزوئلا از یکی از ثروتمندترین کشورهای قاره، به یکی از فقیرترین آنها تبدیل شد.
مادورو برای مهار تورم افسارگسیخته، در مقاطعی کنترل قیمتها را برداشت و اجازه داد دلار آمریکا وارد معاملات روزمره شود؛ اقدامی که برای مدتی کوتاه ثبات ظاهری به بازار داد. اما اندکی بعد، در آستانه انتخابات، او دوباره مسیر را برگرداند: چاپ بیرویه پول، هزینه ذخایر ارزی برای تقویت مصنوعی بولیوار، و بازگشت سیاستهای پوپولیستی.
نتیجه روشن بود. سقوط دوباره ارزش پول، نابودی قدرت خرید مردم، و از بین رفتن اعتماد عمومی به دولت.
وقتی انتخابات برگزار شد، ناظران بینالمللی آن را «فاقد اعتبار» اعلام کردند. گزارشهای مستقل نشان میداد نامزد مخالف، ادموندو گونزالس، بیش از ۸۰ درصد آرا را کسب کرده بود، اما مادورو خود را پیروز معرفی کرد.
از آن زمان، موجی از بازداشتها و سرکوب آغاز شد:
اقتصاددانانی که نرخ واقعی تورم را اعلام میکردند، به جرم «سیاهنمایی اقتصادی» بازداشت شدند؛ خبرنگارانی که از فروپاشی بازار گزارش میدادند، ناپدید شدند؛ و هر صدای اعتراضی با باتوم و زندان پاسخ داده شد.در ظاهر، دولت وانمود میکند که بحران را کنترل کرده است؛ اما در واقع، بانک مرکزی انتشار دادههای تورم را متوقف کرده و هر روز از ذخایر ارزی کشور برای خرید چند ساعت آرامش در بازار ارز هزینه میکند.
امروز حتی در داخل حزب حاکم نیز شکافهایی شکل گرفته، بسیاری از مقامهای سابق دولت اعتراف کردهاند که سیاستهای مالی مادورو کشور را «به مرز غیرقابل بازگشت» رسانده است.
در کشوری که روزی یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان بود، حالا مردم برای زنده ماندن در صف غذا میایستند. ونزوئلا دیگر درگیر بحران اقتصادی نیست؛ بلکه گرفتار یک فروپاشی ساختاری است که امضای مادورو پای آن حک شده است.
تهدید واقعی درون مرزهاست؛ شور اجتماعی بزرگتر از سایه جنگ
در حالیکه رسانههای دولتی کاراکاس با صدای بلند از «توطئه امپریالیسم آمریکا» میگویند و مادورو ناوهای ایالات متحده در دریای کارائیب را تهدیدی مستقیم برای کشور میداند، واقعیت در خیابانهای ونزوئلا شکل دیگری دارد.
مردم از جنگ نمیترسند؛ آنها از گرسنگی، بیپولی و آیندهای بیامید میترسند.
تحریمهای آمریکا بدون تردید اقتصاد ونزوئلا را زخمی کرده است. صادرات نفت به پایینترین سطح در دهههای اخیر رسیده و منابع ارزی کشور تقریباً خشک شده. اما آنچه امروز بیش از هرچیز پایههای حکومت را میلرزاند، بحران اعتماد داخلی و انفجار خاموش اجتماعی است.
طبق تازهترین نظرسنجیها، تنها ۲۰ درصد مردم تحریمهای آمریکا را عامل بحران میدانند، در حالی که دو سوم پاسخدهندگان مستقیماً دولت مادورو را مسئول وضعیت کنونی معرفی کردهاند. این تغییر نگاه برای مادورو خطرناکتر از ناو «جرالد فورد» است؛ چون نشان میدهد مردم دیگر دشمن را بیرون از مرزها نمیبینند، بلکه در خود نظام حاکم جستوجویش میکنند.
از سوی دیگر، تورم، سقوط ارزش بولیوار و کمبود دلار، توان سرکوب را نیز از حکومت گرفته است. حقوق نیروهای امنیتی دیگر کفاف زندگی نمیدهد و شکاف طبقاتی بین حلقه نزدیک به دولت و مردم عادی هر روز عمیقتر میشود. در چنین شرایطی، خطر اصلی برای مادورو نه از دریا، بلکه از درون کوچههای کاراکاس و شهرهای فراموششدهای میآید که در آنها خشم اجتماعی در حال جوشیدن است.
مادورو میان دو جبهه؛ فشار خارجی و فروپاشی درونی
نیکلاس مادورو امروز در میانهی دو بحران همزمان ایستاده است؛ از بیرون، تهدید نظامی و تحریمهای آمریکا، و از درون، اقتصاد فروریخته و جامعهای که دیگر به وعدهها باور ندارد.
در سطح بینالمللی، حضور ناوهای آمریکایی در کارائیب و تحریم نفتی، حلقه فشار اقتصادی را تنگتر کرده است. واشنگتن دیگر تردیدی در سیاست «فرسایش اقتصادی تا مرز سقوط» ندارد، و حتی تمدید موقت مجوز شرکت شورون نیز بدون اجازه پرداخت مالیات به دولت مادورو انجام شده پیامی روشن از سیاست انزوای کامل.
اما همزمان، در درون کشور، بزرگترین دشمن مادورو دیگر واشنگتن نیست، بلکه مردم گرسنه و خستهای هستند که میان فروپاشی معیشت و سرکوب سیاسی گرفتار شدهاند.
بحران اقتصادی دیگر فقط یک آمار نیست؛ به واقعیتی تبدیل شده که هر روز در صف نان، در بازار سیاه دلار، و در نگاه ناامید نسل جوان دیده میشود.
در چنین وضعی، حکومت مادورو بیش از هر زمان دیگری به توازن میان سرکوب و بقا وابسته است: او برای حفظ قدرت به نیروی نظامی و تبلیغات ضدآمریکایی تکیه دارد، اما پایههای مشروعیتش به سرعت در حال فرسایش است. ونزوئلا اکنون در نقطهای ایستاده که هر تصمیم نادرست، میتواند توازن شکنندهاش را به سمت انفجار سیاسی ببرد.
بسیاری از ناظران معتقدند که اگر فروپاشی اقتصادی ادامه یابد، هیچ نیروی خارجی لازم نیست — مادورو زیر وزن نظامی که خود ساخته سقوط خواهد کرد. از این رو، سرنوشت او دیگر در گرو نبرد با آمریکا نیست؛ بلکه در گرو نبرد با واقعیتی است که در خیابانهای کاراکاس جریان دارد. جایی که مردم دیگر نه از بمب، که از بینان و بیفردا بودن میترسند.















نظرات کاربران