خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

وقتی صلح از پشت تلفن نوشته شد

افشای تماس پنهانی با مشاور پوتین؛ نقشه پنهان آمریکا برای صلح اوکراین

بازدید ۶۱۹نویسنده: رضا هاشمی
افشای تماس پنهانی با مشاور پوتین؛ نقشه پنهان آمریکا برای صلح اوکراین

یک تماس پنج‌دقیقه‌ای درزکرده میان نماینده ترامپ و مشاور پوتین آشکار کرد که طرح صلح اوکراین پیش از هر مذاکره رسمی، در پشت‌پرده طراحی شده است.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز نشستنی در کار نبود؛ هیچ پرچمی روی میز، هیچ دوربین رسمی‌ای هم روشن نبود. تنها پنج دقیقه گفت‌وگوی تلفنی کافی بود تا مسیر یک طرح صلح جنجالی شکل بگیرد. استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ و چهره‌ای که پس از توافق غزه در مرکز توجه قرار گرفته، در ۱۴ اکتبر (۱۴ مهر ۱۴۰۴) با یوری اوشاکوف، مشاور ارشد پوتین، پشت خط قرار می‌گیرد. گفت‌وگویی کوتاه اما تعیین‌کننده؛ از همان جنس تماس‌هایی که سال‌ها بعد تبدیل به سند تاریخی می‌شوند.

در این مکالمه، گفت‌وگویی که نسخه صوتی‌اش از مسیر نامشخصی به بیرون درز کرده و حالا تبدیل به مهم‌ترین سند پشت‌پرده جنگ اوکراین شده ویتکاف بدون هیچ پرده‌ پوشی پیشنهاد می‌دهد که واشنگتن و مسکو یک «طرح چندبندی صلح» برای اوکراین طراحی کنند؛ نسخه‌ای مشابه طرح غزه، اما با ابعاد سیاسی و سرزمینی بزرگ‌تر. او حتی پا را فراتر می‌گذارد و به طرف روسی توضیح می‌دهد که چطور پوتین باید موضوع را با ترامپ مطرح کند، از هماهنگی یک تماس پیش از دیدار ترامپ با زلنسکی تا بهره‌برداری از «موفقیت غزه» برای باز کردن درهای مذاکره.

اهمیت این صحنه اینجاست که برای نخستین‌بار مشخص می‌شود ریشه «طرح ۲۸ بندی صلح» همان طرحی که آمریکا بعدها اوکراین را برای پذیرفتن آن تحت فشار گذاشت در همین تماس شکل گرفته. ویتکاف نقش خود را تنها به انتقال پیام محدود نمی‌کند؛ او در همان گفت‌وگوی پنج دقیقه‌ای، چهارچوب طرح، نحوه ورود پوتین، و حتی عباراتی که باید به کار برده شود را پیشنهاد می‌دهد.

این، آغاز روایتی است که نشان می‌دهد صلح در جنگ اوکراین، نه در مذاکرات رسمی بلکه در تماس‌های کوتاه و پچ‌پچ‌های دیپلماتیک ساخته شده؛ جایی که یک مکالمه پانچ‌دقیقه‌ای، به‌طرزی عجیب، تبدیل به نقطه شروع یک معامله بزرگ میان دو قدرت می‌شود.

چانه‌زنی پنهان: وقتی واشنگتن و مسکو هر دو به‌دنبال «صلحِ قابل‌مدیریت» بودند

در لایه دوم ماجرا، تصویر بزرگ‌تر خودش را نشان می‌دهد؛ صحنه‌ای که در آن آمریکا و روسیه، هر دو زیر سایه یک جنگ فرسایشی، دنبال «صلحی» هستند که بیش از آنکه پایان باشد، مدیریت بحران را ساده‌تر می‌کند. ترامپ پس از توافق غزه در اوج اعتمادبه‌نفس است، اما نگاهش به پوتین سرد شده؛ هم از ادامه جنگ عصبانی است، هم در حال بررسی گزینه‌هایی است که کرملین را زیر فشار بیشتری بگذارد از ارسال موشک‌های دوربرد تاماهاوک به اوکراین تا طرح تحریم‌های تازه علیه مسکو.

با این حال، همین فضای متناقض فرصت تازه‌ای برای مسکو ایجاد می‌کند. پوتین و اطرافیانش می‌دانند که ترامپ به یک «پیروزی دوم» در سیاست خارجی نیاز دارد و بهترین زمان برای مطرح‌کردن یک طرح صلح، همین‌جاست. بنابراین در تماس‌های بعدی میان مشاوران ارشد کرملین از اوشاکوف گرفته تا دیمیتری‌یف بحث بر سر این است که «چقدر باید امتیاز بخواهیم» و چگونه متن پیشنهادی را تنظیم کنیم تا آمریکا نتواند بخش‌هایی را حذف کند و سپس ادعا کند توافق حاصل شده است.

در این میان، نقش ویتکاف برجسته‌تر می‌شود. او در همان تماس نخست به روس‌ها می‌گوید که «رئیس‌جمهور به من آزادی زیادی داده» و تأکید می‌کند که می‌تواند مسیر رسیدن به یک توافق را طراحی کند. پیشنهادهای او، از جمله توصیه برای تماس مستقیم پوتین با ترامپ، همان روزها اجرا می‌شود: دو رهبر دو روز بعد گفت‌وگویی طولانی انجام می‌دهند و سپس ترامپ اعلام می‌کند که قصد دارد پوتین را در بوداپست ببیند نشستی که هنوز برگزار نشده اما هدف آن روشن است: رسمی‌کردن همان چارچوب‌هایی که ابتدا در یک گفت‌وگوی پنج‌دقیقه‌ای مطرح شد.

در این بخش، چهره اصلی روایت نمایان می‌شود: «صلح» تنها در ظاهر به معنای پایان جنگ است. در واقع، هر دو طرف تلاش می‌کنند سهم خود از آینده اوکراین را تثبیت کنند. واشنگتن به‌دنبال کاهش هزینه‌ها و کسب امتیاز سیاسی است؛ مسکو به‌دنبال قفل‌کردن دستاوردهایش. و میان این دو، ویتکاف همان کسی است که خط اتصال را شکل می‌دهد و نقش یک معمار پشت‌پرده را به خود گرفته معماری که بیشتر شبیه معامله‌گریست تا دیپلماسی سنتی.

صلحِ تحمیلی: زمانی که طرح ۲۸ بندی از کانال فشار به اوکراین رسید

با عبور از تماس‌های پنهانی و بازی دوطرفه واشنگتن–مسکو، حالا روایت وارد حساس‌ترین بخشش می‌شود؛ نقطه‌ای که طرح صلح، از یک ایده بین دو قدرت، تبدیل به نسخه‌ای شد که اوکراین باید بپذیرد حتی اگر نمی‌خواهد.

در هفته‌های پس از تماس ویتکاف و اوشاکوف، متن اولیه «طرح ۲۸ بندی» در کانال‌های دیپلماتیک حرکت می‌کند و به‌تدریج شکل می‌گیرد؛ اما روشن است که ریشه‌اش همان گفت‌وگوی پنج‌دقیقه‌ای است. از یک سو، پوتین در سخنرانی امنیتی خود می‌گوید این طرح «پایه‌ای برای توافق» است. از سوی دیگر، آمریکا شروع می‌کند به فشار سیستماتیک بر کی‌یف: تهدید به قطع اطلاعات حیاتی میدانی، هشدار نسبت به کاهش سطح حمایت، و تأکید مستقیم بر اینکه دولت زلنسکی اگر این چارچوب را رد کند، مسیر جنگ سخت‌تر خواهد شد.

در متن قراداد امتیازات بزرگ برای روسیه به روشنی دیده می‌شود. اوکراین باید نیروهای خود را از بخش‌هایی از دونباس که هنوز کاملاً به دست روسیه نیفتاده عقب بکشد؛ منطقه‌ای که قرار است به یک «حائل بی‌طرف» تبدیل شود اما عملاً کنترل آن در اختیار مسکو خواهد بود. مضاف بر این، به شکل ضمنی مالکیت روسیه بر کریمه، دونتسک و لوهانسک تثبیت می‌شود و بخش زیادی از خط مقدم از خرسون تا زاپوریژیا در وضعیت منجمد باقی می‌ماند؛ دقیقاً همان شرایطی که روسیه در تماس‌های داخلی‌اش روی آن‌ها تأکید کرده بود.

برای اوکراین، این نسخه بیشتر شبیه قیمتِ پایان جنگ است تا راه‌حل صلح. اما نکته مهم اینجاست: در زنجیره تماس‌های درزکرده، ویتکاف و اوشاکوف پیشاپیش درباره همین مفاد صحبت کرده بودند. آن‌ها همان‌جا درباره «دونتسک» و حتی «سناریوی زمین‌عوض‌کنی» حرف می‌زنند، کدهایی که حالا در نسخه رسمی طرح دیده می‌شود.

این بخش، روایت را از سطح تماس‌های محرمانه به پیامدهای واقعی روی زمین می‌برد؛ جایی که یک گفت‌وگوی کوتاه بین سه نفر، به شکل‌گیری نقشه‌ای منتهی می‌شود که قرار است جغرافیای سیاسی شرق اروپا را تغییر دهد. و این‌بار، صلح نه به‌عنوان آرمان، بلکه به‌عنوان فشار، تهدید و معامله‌ای بزرگ ظاهر می‌شود.

افشاگری به‌مثابه قدرت: چه کسی پشت درز تماس‌هاست؟

پشت هر فایل صوتی درزکرده، همیشه یک پیام پنهان وجود دارد؛ و این‌بار، حجم و حساسیت اطلاعاتی که بیرون آمده یک سؤال بزرگ می‌سازد: چه کسی این تماس‌ها را به بیرون رسانده و چرا؟

هیچ‌کس رسماً مسئولیت افشاگری را قبول نکرده، اما جنس و زمان‌بندی نشت‌ها چند سرنخ مهم به جا گذاشته.

تماس ویتکاف–اوشاکوف دقیقاً در مقطعی منتشر می‌شود که کاخ سفید تلاش داشت اوکراین را متقاعد کند طرح ۲۸ بندی را بپذیرد. در همان زمان، صدای تماس دوم بحث داخلی میان مشاوران پوتین درباره «حداکثر خواسته‌ها» هم بیرون می‌آید. چنین هم‌پوشانی‌ای نشان می‌دهد انتشار این مکالمات نه یک اتفاق تصادفی، بلکه بخشی از یک بازی بزرگ‌تر افشاگری است؛ بازی‌ای که هدفش می‌تواند یکی از این‌ها باشد:

• تحت فشار گذاشتن آمریکا برای شفاف‌سازی پشت طرح
• ضربه‌زدن به امکان امتیازگیری روسیه در پشت‌پرده
• یا حتی تلاش یک طرف برای بی‌اعتبار کردن کانال موازی ویتکاف که خارج از ساختار سنتی وزارت خارجه حرکت می‌کرد.

این احتمال هم وجود دارد که یک حلقه ناراضی در دستگاه امنیتی روسیه قصد داشته مسیر مذاکرات را مختل کند، یا یک بخش از سیستم آمریکایی با انتشار فایل‌ها بخواهد قدرت و اختیار ویتکاف را محدود کند. در هر دو حالت، افشاگری تبدیل به ابزار کنترل شده؛ یعنی همان‌طور که صلح یک معامله است، نشت اطلاعات هم بخشی از همان معامله است.

در نهایت، در جهانی که جنگ و صلح هر دو روی تلفن‌های رمزگذاری‌شده طراحی می‌شوند، افشاگری‌ها حکم ضربه‌گیر دموکراسی را دارند؛ تنها نقطه‌ای که از دل تاریک تماس‌ها نور بیرون می‌کشد و روایت را برای افکار عمومی قابل‌دیدن می‌کند.

و درست همین‌جاست که داستان از سطح یک افشاگری عبور می‌کند و به نقطه‌ای می‌رسد که نشان می‌دهد آینده جنگ اوکراین، نه فقط در میدان نبرد، بلکه در نوارهای صوتی گمنامی رقم می‌خورد که هنوز کسی نمی‌داند چه‌کسی آن‌ها را به بیرون رسانده.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.