نگاه به آینده بازار نیکل، همچنان محتاطانه و متمایل به نزول ملایم است. اغلب پیشبینیها حاکی از آن است که میانگین قیمت نیکل در سال ۲۰۲۶ در محدوده ۱۵٬۲۵۰ دلار بهازای هر تن قرار خواهد گرفت.
به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز در تاریخ ۲۶ دسامبر ۲۰۲۵، نیکل در بورس فلزات لندن (LME) در محدوده ۱۵٬۶۶۰ دلار بهازای هر تن معامله شد؛ قیمتی که تقریباً با نرخ قرارداد سهماهه همسطح است و نشانهای روشن از نبود تمایل بازار به قیمتگذاری ریسکهای بزرگ در کوتاهمدت به شمار میرود. این رفتار قیمتی بهخوبی نشان میدهد که بازار نیکل در مقطع کنونی نه در وضعیت صعودی قانعکننده قرار دارد و نه آنقدر ضعیف است که فروشندگان بتوانند کنترل کامل را در دست بگیرند.
اگر بازهی یکماهه را مبنا قرار دهیم، نیکل رشدی حدود ۵٫۵۳ درصدی را ثبت کرده که در نگاه نخست میتواند نشانهای از بهبود تلقی شود؛ اما وقتی این رشد را در کنار عملکرد سالانه قرار میدهیم، تصویر محتاطانهتر میشود. بازدهی سالانه نیکل تنها ۲٫۳۲ درصد بوده و این یعنی بازار، علیرغم نوسانات قابلتوجه، عملاً نتوانسته از محدودههای میانی خود فاصله بگیرد.
در طول سال ۲۰۲۵، نیکل بارها تلاش کرد کف و سقفهای جدیدی بسازد، اما هر بار تحت فشار عوامل بنیادی—بهویژه مازاد عرضه—به محدودههای قبلی بازگشت. سقوط قیمتها تا ۱۳٬۸۶۵ دلار در مقاطعی از سال و سپس بازگشت تدریجی، بیشتر به اصلاحهای تکنیکال شباهت داشت تا آغاز یک روند صعودی پایدار.
در مقایسه با گذشته، این وضعیت بیش از هر چیز یادآور فاصله عمیق بازار فعلی با دوران بحران سال ۲۰۲۲ است؛ زمانی که فشردگی بیسابقه موقعیتهای فروش، قیمت نیکل را به بالای ۱۰۰ هزار دلار رساند. آن رویداد اکنون بیشتر یک استثنای تاریخی تلقی میشود تا نقطه مرجع ارزشگذاری. حتی سقفهای ۲۰۲۵ نیز که حوالی ۲۰ هزار دلار در ماه مه ثبت شدند، دوام چندانی نداشتند و بازار بار دیگر به فاز فرسایشی بازگشت.

موجودی انبارها؛ سیگنال پنهان اما تعیینکننده
یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده به فضای کنونی بازار نیکل، رشد چشمگیر موجودی انبارهای بورس فلزات لندن است. تا تاریخ ۲۲ دسامبر، ذخایر رسمی نیکل در LME به حدود ۲۵۰ هزار تن رسید؛ رقمی که در مقایسه با پایان سال ۲۰۲۴—حدود ۱۶۰ هزار تن—افزایشی نزدیک به ۵۹ درصد را نشان میدهد. این رشد سریع موجودیها، پیامی واضح برای بازار دارد: مازاد عرضه نهتنها برطرف نشده، بلکه در حال تثبیت شدن است.
نکته قابلتأمل آن است که بخش عمده این ذخایر از نیکل تولیدی چین و اندونزی تشکیل شده و اکنون نزدیک به سهچهارم کل موجودی قابل معامله را شامل میشود. این تمرکز جغرافیایی، بازار نیکل را بیش از هر زمان دیگری به سیاستهای تولیدی و صادراتی اندونزی گره زده است. به همین دلیل، هر خبر یا حتی شایعهای درباره تغییر سهمیهها یا محدودیتهای تولید، میتواند واکنشهای قیمتی کوتاهمدت اما شدید ایجاد کند، حتی اگر در عمل تغییری فوری در توازن فیزیکی بازار رخ ندهد.
تحلیل تکنیکال؛ بازار در فاز تراکم و انتظار
از منظر تکنیکال، نمودار نیکل در سال ۲۰۲۵ نمونهای کلاسیک از بازاری است که در فاز تراکم (Consolidation) گرفتار شده است. قیمتها برای ماههای طولانی در حوالی ۱۵ هزار دلار نوسان کردهاند و تنها در مقاطع کوتاه، مانند جهش ماه مه به بالای ۲۰ هزار دلار، توانستهاند از این محدوده فاصله بگیرند. این جهشها اما بهسرعت با فشار فروش مواجه شده و جای خود را به اصلاح دادهاند.
در اواسط دسامبر، بازار بار دیگر تا محدوده ۱۴٬۳۵۰ دلار عقبنشینی کرد؛ سطحی که بهعنوان کف چهارساله تلقی میشد. با این حال، انتشار اخبار مربوط به احتمال کاهش عرضه از سوی اندونزی باعث شد قیمتها بهسرعت واکنش نشان دهند و تا ۱۵٬۶۰۰ دلار—بالاترین سطح هفتماهه—صعود کنند. این حرکت، اگرچه از نظر تکنیکال قابلتوجه بود، اما هنوز نتوانسته ساختار کلی بازار را از حالت خنثی خارج کند.

در حال حاضر، محدوده ۱۵٬۳۰۰ تا ۱۵٬۰۰۰ دلار بهعنوان ناحیه حمایتی کلیدی عمل میکند؛ جایی که خریداران تاکنون مانع از شکست عمیقتر قیمت شدهاند. در سمت مقابل، سطح ۱۶٬۰۰۰ دلار بهعنوان مقاومت روانی و تکنیکال مهم شناخته میشود. عبور پایدار از این مقاومت، نیازمند تغییر محسوسی در انتظارات بنیادی بازار است؛ تغییری که فعلاً نشانههای قطعی آن دیده نمیشود.
سیگنالهای میانمدت؛ امید فصلی در برابر واقعیت عرضه
بررسی تایمفریمهای هفتگی نشان میدهد که نیکل از منظر الگوهای فصلی، پتانسیل بهبود نسبی در بازه اواسط ژانویه تا اواسط مارس ۲۰۲۶ را دارد. این بازه در سالهای گذشته اغلب با افزایش فعالیت صنعتی و بهبود نسبی احساس ریسک در بازار فلزات همراه بوده است. با این حال، شاخصهای مومنتوم در کوتاهمدت همچنان خنثی هستند و ساختار بازار—بهویژه وجود کانتانگو در منحنی آتی—نشان میدهد که بازار همچنان از وفور عرضه رنج میبرد.
کانتانگو، که به معنای بالاتر بودن قیمت قراردادهای آتی نسبت به قیمت نقدی است، بهطور معمول بیانگر این واقعیت است که فعالان بازار انتظار کمبود فوری ندارند و هزینه نگهداری موجودیها به قیمتهای آینده منتقل شده است. در چنین شرایطی، هرگونه ضعف در تقاضا یا افزایش مجدد موجودیها میتواند قیمت را بار دیگر به سمت ۱۴ هزار دلار سوق دهد؛ سطحی که در صورت تشدید فشار مازاد عرضه، مقصد بعدی بازار خواهد بود.
پشت صحنه بازار نیکل؛ وقتی مازاد عرضه بر روایت بازار سایه میاندازد
پویایی عرضه؛ سلطه اندونزی و معضل مازاد ساختاری
اگر بخواهیم تنها یک عامل را بهعنوان ستون اصلی رفتار قیمت نیکل در سالهای اخیر معرفی کنیم، بدون تردید باید به عرضه مازاد ساختاری اشاره کرد؛ پدیدهای که ریشه آن بیش از هر جای دیگر، در اندونزی قرار دارد. این کشور در حال حاضر بازیگر مسلط بازار جهانی نیکل است و سیاستهای تولیدی و صادراتی آن عملاً جهت حرکت بازار را تعیین میکند.
برآوردها نشان میدهد که تولید جهانی نیکل در سال ۲۰۲۵ به حدود ۳٫۸۱ میلیون تن رسیده و انتظار میرود این رقم در سال ۲۰۲۶ به ۴٫۰۹ میلیون تن افزایش یابد. بخش عمده این رشد، ناشی از توسعه ظرفیتهای فرآوری نیکل در اندونزی، بهویژه در قالب نیکل کمعیار مورد استفاده در فولاد زنگنزن و صنایع باتری است. این افزایش عرضه، حتی در شرایطی که تقاضا کاملاً سقوط نکرده، باعث شده بازار همواره با مازاد نسبی مواجه باشد.

انباشت مستمر موجودیها در انبارهای LME نیز تأییدی بر همین واقعیت است. زمانی که حجم ذخایر رسمی به ۲۵۰ هزار تن میرسد و بخش بزرگی از آن متعلق به برندهای چینی و اندونزیایی است، پیام بازار روشن است: نیکل به اندازه کافی در دسترس است و خریداران عجلهای برای پرداخت پرمیومهای بالا ندارند.
با این حال، نکتهای که در هفتههای پایانی ۲۰۲۵ توجه بازار را جلب کرده، بحث کاهش سهمیه استخراج سنگ نیکل در اندونزی برای سال ۲۰۲۶ است. دولت این کشور پیشنهاد داده سقف تولید سنگ نیکل به حدود ۲۵۰ میلیون تن کاهش یابد؛ اقدامی که در صورت اجرا، میتواند بخشی از فشار عرضه را تعدیل کند. همین احتمال، هرچند هنوز قطعی نشده، عامل اصلی جهشهای مقطعی قیمت در دسامبر بوده است.
در این میان، شرکت روسی نورنیكل (Nornickel)—یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نیکل جهان—تصویری واقعگرایانهتر ارائه میدهد. این شرکت پیشبینی میکند بازار نیکل در سال ۲۰۲۵ با مازادی حدود ۲۴۰ هزار تن و در سال ۲۰۲۶ با مازادی حتی بزرگتر، در حدود ۲۷۵ هزار تن مواجه باشد. چنین ارقامی نشان میدهد که حتی در صورت محدودیتهای اندونزی، بازار همچنان با عرضهای فراتر از نیاز فعلی دستوپنجه نرم خواهد کرد.
سمت تقاضا؛ فولاد زنگنزن خسته، باتریها محتاط
در سوی تقاضا، تصویر بازار نیکل چندان پرانرژی نیست. بیش از ۶۰ درصد مصرف جهانی نیکل به صنعت فولاد زنگنزن اختصاص دارد؛ صنعتی که در سال ۲۰۲۵ تحت فشار رکود نسبی تولید صنعتی، سیاستهای انقباضی و ضعف ساختوساز جهانی قرار گرفت. رشد مصرف نیکل در این بخش، به حدود ۳ تا ۴ درصد محدود شد؛ رقمی که در مقایسه با رشد ۷ درصدی سال ۲۰۲۴ افت محسوسی به شمار میرود.
این کاهش شتاب، بهویژه در اقتصادهای توسعهیافته و حتی چین، باعث شده تقاضای فیزیکی نیکل نتواند افزایش عرضه را جذب کند. از سوی دیگر، امید بازار به تقاضای باتری—بهخصوص در حوزه خودروهای برقی—نیز تا حدی تعدیل شده است. اگرچه نیکل همچنان یکی از فلزات کلیدی در باتریهای پرظرفیت محسوب میشود، اما حرکت بسیاری از خودروسازان به سمت شیمیهای ارزانتر مانند لیتیوم-آهن-فسفات (LFP)، رشد مصرف نیکل در این بخش را کندتر از انتظارات اولیه کرده است.
در مجموع، برآوردها نشان میدهد تقاضای جهانی نیکل در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۷٫۳ میلیون تن بوده که تقریباً با عرضه ۲۷٫۲ میلیون تنی همتراز است. اما همین تعادل ظاهری، بهدلیل توزیع نامتوازن جغرافیایی و انباشت ذخایر، در عمل به شکل مازاد قابل مشاهده در بازار نمود پیدا کرده است.
توازن بازار؛ مازاد پنهان و فشار روانی قیمت
وقتی از توازن بازار صحبت میکنیم، باید فراتر از اعداد کلی عرضه و تقاضا نگاه کنیم. بازار نیکل در سال ۲۰۲۵ با مازادی حدود ۲۰۹ هزار تن مواجه بوده و انتظار میرود این مازاد در سال ۲۰۲۶ به ۲۶۱ هزار تن افزایش یابد. نکته کلیدی اینجاست که حدود ۶۵ درصد این مازاد به اندونزی نسبت داده میشود؛ موضوعی که بازار را بهشدت نسبت به سیاستهای این کشور حساس کرده است.
علاوه بر این، تعرفهها و سیاستهای تجاری—بهویژه در آمریکا—باعث ایجاد اختلالات منطقهای در جریان فلزات شدهاند. این شکافها موجب شده قیمتهای بورس لندن بیش از پیش تحت فشار عرضه قرار گیرند، حتی اگر در برخی بازارهای محلی، شرایط متعادلتر باشد. در چنین فضایی، احساس غالب بازار همچنان احتیاط و تمایل به فروش در سطوح بالاتر است، مگر آنکه شوک معناداری در سمت عرضه یا تقاضا رخ دهد.
اخبار اخیر؛ جرقههای کوتاهمدت در بازاری سنگین
در هفتههای پایانی دسامبر، بازار نیکل بیشتر تحت تأثیر اخبار کمحجم اما پراثر قرار داشت. در ۲۶ دسامبر، قیمتها در حوالی ۱۵٬۶۶۰ دلار تثبیت شدند؛ حرکتی که بیش از آنکه نشاندهنده قدرت باشد، حاصل کاهش نقدشوندگی در تعطیلات و انتظار برای روشنتر شدن سیاستهای اندونزی بود.
گزارشهای میانی ماه نیز بارها به این نکته اشاره کردند که هرچند دلار آمریکا تقویت شده، نیکل توانسته از کفهای اخیر فاصله بگیرد؛ امری که بیشتر به پوشش موقعیتهای فروش و واکنش به اخبار عرضه مربوط میشد تا بهبود واقعی بنیادها.
در همین حال، گزارش نورنیكل در ۱۵ دسامبر که مازاد بیش از ۲۰۰ هزار تنی را برای دو سال آینده پیشبینی کرد، بار دیگر یادآور شد که ریسکهای نزولی همچنان بر بازار غالب هستند، حتی اگر در کوتاهمدت اصلاحهای صعودی رخ دهد.
چشمانداز و سناریوها؛ تعادل شکننده میان امید و واقعیت
نگاه به آینده بازار نیکل، همچنان محتاطانه و متمایل به نزول ملایم است. اغلب پیشبینیها حاکی از آن است که میانگین قیمت نیکل در سال ۲۰۲۶ در محدوده ۱۵٬۲۵۰ دلار بهازای هر تن قرار خواهد گرفت. بانک جهانی نیز برآوردی نزدیک به ۱۵٬۵۰۰ دلار برای ۲۰۲۶ و حدود ۱۶٬۰۰۰ دلار برای ۲۰۲۷ ارائه کرده است. این ارقام نشان میدهد که بازار انتظار جهشهای بزرگ را ندارد و بیشتر بر تثبیت در سطوح میانی تمرکز کرده است.
با این حال، سناریوی صعودی کاملاً منتفی نیست. اگر کاهش سهمیههای اندونزی بهطور جدی اجرا شود و همزمان نشانههایی از بهبود تقاضا—بهویژه در فولاد زنگنزن یا کاربردهای نوین انرژی پاک—ظاهر شود، قیمتها میتوانند بهطور موقت از ۱۶٬۰۰۰ دلار عبور کنند. در مقابل، در صورت تداوم ضعف تقاضا و ادامه رشد موجودیها، ریسک بازگشت قیمت به محدوده ۱۴٬۰۰۰ دلار همچنان روی میز خواهد بود.
در جمعبندی، بازار نیکل در آستانه ۲۰۲۶ بازاری است که میان امید به اصلاح عرضه و واقعیت مازاد ساختاری گرفتار شده است. این تعادل شکننده باعث شده نیکل نه سقوط آزاد را تجربه کند و نه توان صعود پایدار داشته باشد؛ وضعیتی که احتمالاً تا زمانی که یکی از متغیرهای کلیدی—عرضه اندونزی یا تقاضای صنعتی—تغییر معناداری نکند، ادامه خواهد داشت.
نظرات کاربران