به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار روی در سال ۲۰۲۵ مسیری متفاوت از بسیاری از فلزات پایه طی کرد. در حالی که فلزاتی مانند آلومینیوم و مس از موجهای ساختاری تقاضا و روایتهای کلان بهرهمند شدند، روی بیشتر درگیر واقعیتهای چرخهای، ضعف تقاضای صنعتی و نوسانات عرضه شد. بر اساس آخرین دادهها، تا تاریخ ۲۴ دسامبر ۲۰۲۵ قیمت قرارداد سهماهه روی در بورس فلزات لندن (LME) در سطح ۳٬۰۹۰٫۵۰ دلار به ازای هر تن بسته شد؛ رقمی که کاهش روزانه خفیف ۰٫۱۰ درصدی را نشان میدهد و بازتابی از فضای کمعمق و کمنقدینگی پایان سال است.
در همین مقطع، قیمت نقدی (Cash) در محدوده ۳٬۰۵۹ دلار قرار داشت و ساختار قیمتگذاری سهماهه نیز اختلاف اندکی را میان قیمتهای پیشنهادی و درخواستی نشان میداد؛ نشانهای از بازاری که نه در وضعیت هیجانی، بلکه در فاز انتظار و احتیاط به سر میبرد. تعطیلی بازارها در روز کریسمس و کاهش حجم معاملات، نوسانات قیمتی را تشدید کرد، اما این نوسانات بیشتر فنی بودند تا حاصل تغییر بنیادین در عرضه یا تقاضا.
در مقیاس زمانی بزرگتر، عملکرد روی چندان چشمگیر نبوده است. اگرچه قیمتها در بازه ماهانه نزدیک به ۲.۹ درصد رشد کردهاند، اما بازدهی سالانه تنها حدود ۱.۶ درصد بوده است؛ عددی که روی را در زمره ضعیفترین فلزات پایه در سال ۲۰۲۵ قرار میدهد. این در حالی است که سقف تاریخی قیمت روی در حوالی ۴٬۶۰۰ دلار در سال ۲۰۰۶ ثبت شده و حتی سقفهای امسال نیز که حوالی ۳٬۵۰۰ دلار شکل گرفتند، نتوانستند دوام چندانی داشته باشند.
یکی از مهمترین دادههایی که نگاه بازار را در هفتههای پایانی سال بهطور جدی تغییر داد، جهش ناگهانی موجودی انبارهای LME بود. در ۱۶ دسامبر، موجودیها با افزایشی بیش از ۳۱ هزار تن در یک روز، به حدود ۹۵٬۵۵۰ تن رسیدند. این رشد ناگهانی، پیامی روشن برای معاملهگران داشت: فشار عرضه، دستکم در بازارهای غربی، در حال افزایش است و همین موضوع باعث شد نگاهها نسبت به مسیر قیمتی روی محتاطتر و حتی متمایل به نزولی شود.
رفتار قیمتی و ساختار تکنیکال؛ تعادل شکننده در محدوده ۳۰۰۰ دلار
از منظر تکنیکال، سال ۲۰۲۵ برای روی سالی پرنوسان اما بدون روند قاطع بود. قیمتها سال را در محدوده ۲٬۶۰۰ تا ۲٬۸۰۰ دلار آغاز کردند و در نیمه نخست سال، همزمان با اختلالات عرضه و برخی ریسکهای ژئوپلیتیکی، تا بالای ۳٬۲۰۰ دلار نیز صعود کردند. اما این رشد پایدار نماند و از نیمه دوم سال، بازار وارد فاز اصلاح و سپس تثبیت شد؛ بهطوری که در ماههای پایانی سال عمدتاً در بازه ۳٬۰۰۰ تا ۳٬۱۰۰ دلار نوسان کرد.
دادههای پایانی دسامبر – از جمله بستهشدن قیمتها در سطوح ۳٬۰۸۰، ۳٬۰۷۸ و ۳٬۰۶۳ دلار در روزهای متوالی – نشان میدهد که بازار بهآرامی از اوجهای کوتاهمدت فاصله گرفته، اما همچنان بالای حمایت روانی ۳٬۰۵۰ تا ۳٬۰۰۰ دلار باقی مانده است. این رفتار قیمتی، تصویر بازاری را ترسیم میکند که نه انرژی کافی برای شکست مقاومتهای بالاتر را دارد و نه هنوز دلایل قانعکنندهای برای ریزش عمیقتر پیدا کرده است.
ساختار کانتانگو در سررسیدهای نزدیک نیز نشانهای از وفور نسبی عرضه کوتاهمدت است. در چنین شرایطی، معاملهگران تمایل کمتری به پرداخت پرمیوم برای تحویل فوری دارند و همین مسئله، فشار نزولی ملایمی بر قیمتهای نقدی وارد میکند. علاوه بر این، کاهش نقدشوندگی در پایان سال باعث شده حرکات قیمتی بیشتر حالت رفتوبرگشتی و فرسایشی داشته باشد تا رونددار.
در مجموع، تحلیلهای تکنیکال کوتاهمدت روی را در وضعیت «خنثی متمایل به نزولی» توصیف میکنند. حمایت کلیدی در محدوده ۳٬۰۰۰ دلار قرار دارد و در صورت تداوم رشد موجودیها، احتمال آزمون این سطح کاملاً وجود دارد. در سوی مقابل، برای بازگشت قیمت به مسیر صعودی، عبور پایدار از مقاومت ۳٬۲۰۰ تا ۳٬۳۰۰ دلار ضروری است؛ سطحی که در شرایط فعلی، بدون بهبود ملموس تقاضا یا شوک جدید عرضه، عبور از آن دشوار به نظر میرسد.
سیگنال بازار؛ چرا روی از دیگر فلزات عقب ماند؟
پرسش کلیدی بسیاری از فعالان بازار این است که چرا روی، با وجود برخی محدودیتهای عرضه، نتوانست عملکردی همتراز با دیگر فلزات پایه داشته باشد. پاسخ این پرسش را باید در ماهیت تقاضای این فلز جستوجو کرد. برخلاف مس یا آلومینیوم که مستقیماً از روندهای نوینی مانند برقرسانی، انرژیهای تجدیدپذیر و هوش مصنوعی سود میبرند، مصرف روی بهشدت به صنایع سنتیتری مانند فولاد گالوانیزه، ساختوساز و زیرساخت وابسته است؛ صنایعی که در سال ۲۰۲۵ تحت فشار رکود نسبی و سیاستهای تجاری قرار داشتند.
همین وابستگی ساختاری باعث شد که هرگونه ضعف در بخش مسکن، خودروسازی یا پروژههای عمرانی، بهسرعت در تقاضای روی منعکس شود. بهویژه سیاستهای تعرفهای آمریکا و شکافهای تجاری میان مناطق مختلف، بازار روی را به بازاری چندپاره تبدیل کرد؛ بازاری که در آن قیمتهای LME بیش از پیش تحت فشار تحویلها و موجودیها قرار گرفتند، در حالی که بازار چین تصویر متفاوتتری را تجربه میکرد.
در این چارچوب، جهش موجودی انبارها در اواسط دسامبر را میتوان نه یک اتفاق مقطعی، بلکه نمادی از تغییر تدریجی توازن بازار دانست؛ تغییری که معاملهگران را واداشت تا روایت «کمبود عرضه» را با احتیاط بیشتری دنبال کنند.
تحلیل بنیادین؛ چرخش تدریجی بازار از کمبود به مازاد
در ادامه تصویری که رفتار قیمتی روی در سال ۲۰۲۵ ترسیم میکند، ورود به لایههای بنیادین بازار نشان میدهد که چرا این فلز، علیرغم مقاطع کوتاهمدت صعودی، در نهایت نتوانست به یک روند قدرتمند و پایدار دست یابد. مهمترین ویژگی بازار روی در این سال، نه شوک ناگهانی، بلکه تغییر آرام و تدریجی توازن میان عرضه و تقاضا بود؛ تغییری که اکنون اثرات آن در موجودیها، اسپردها و انتظارات قیمتی کاملاً قابل مشاهده است.
در سمت عرضه، بازار روی در ابتدای ۲۰۲۵ همچنان با محدودیتهایی مواجه بود. کمبود کنسانتره، تعطیلی یا کاهش تولید برخی معادن و سیاستهای کنترلی چین بر فعالیت ذوبکنندهها، باعث شد عرضه تصفیهشده در ماههای نخست سال تحت فشار باقی بماند. دادهها نشان میدهد تولید کنسانتره روی در سهماهه نخست سال به حدود ۲.۷۹ میلیون تن رسید که نسبت به فصل قبل بیش از ۶ درصد کاهش داشت. همین عامل، در کنار برخی اختلالات ژئوپلیتیکی، زمینهساز رشد قیمتها در نیمه اول سال شد.
اما این وضعیت بهتدریج تغییر کرد. از نیمه دوم سال، نشانههای بازگشت عرضه یکی پس از دیگری ظاهر شدند. افزایش تولید معادن، بهبود شرایط لجستیکی و کاهش شدت اختلالات، باعث شد جریان تحویل به انبارهای بورس فلزات لندن تقویت شود. جهش موجودیها در ۱۶ دسامبر – که طی آن بیش از ۳۱ هزار تن روی در یک روز به انبارها اضافه شد – نهتنها یک داده آماری، بلکه یک سیگنال روانی مهم برای بازار بود. این رویداد بهروشنی نشان داد که فشار عرضه در حال بازگشت است و روایت کمبود، دیگر بهسادگی گذشته قابل دفاع نیست.
برآوردها برای سال ۲۰۲۶ نیز این تصویر را تقویت میکنند. انتظار میرود عرضه جهانی روی تصفیهشده با رشدی ملایم افزایش یابد و مازاد تولید، بهویژه در خارج از چین، شکل بگیرد. اگرچه چین همچنان نقش تنظیمکننده اصلی بازار را ایفا میکند، اما مازاد در سایر مناطق میتواند فشار خود را از طریق بازارهای بینالمللی و قیمتهای LME اعمال کند.
تقاضا؛ نقطه ضعف ساختاری بازار روی
در سمت تقاضا، روی با چالشهای عمیقتری نسبت به بسیاری از فلزات پایه روبهروست. مصرف این فلز عمدتاً در صنایع سنتی مانند فولاد گالوانیزه، ساختوساز و خودروسازی متمرکز است؛ صنایعی که در سال ۲۰۲۵ تحت تأثیر سیاستهای انقباضی، نرخهای بهره بالا و عدم قطعیتهای تجاری با افت یا رکود نسبی مواجه شدند. کاهش فعالیتهای ساختمانی در برخی اقتصادهای بزرگ و ضعف تولید صنعتی، مستقیماً به کاهش مصرف روی انجامید و همین مسئله، عملکرد قیمتی این فلز را محدود کرد.
افزون بر این، سیاستهای تعرفهای ایالات متحده و شکافهای تجاری میان مناطق مختلف، بازار روی را به بازاری چندپاره تبدیل کردهاند. این شکافها باعث شدند قیمتها در بورسهای مختلف واکنشهای متفاوتی نشان دهند و فشار تحویلها عمدتاً بر دوش بازار LME بیفتد. در چنین فضایی، حتی بهبود مقطعی در دادههای اقتصادی آمریکا نیز نتوانست بهتنهایی موتور قدرتمندی برای رشد تقاضای روی ایجاد کند.
البته نباید از تحولات نوظهور غافل شد. استفاده از روی در فناوریهای جدیدی مانند باتریهای یون-روی، هرچند هنوز سهم کوچکی از بازار را تشکیل میدهد، اما بهعنوان یک مسیر بالقوه رشد در بلندمدت مورد توجه قرار گرفته است. پیشبینیها نشان میدهد سهم این کاربردها میتواند از حدود ۱ درصد در سالهای ابتدایی دهه به نزدیک ۵ درصد برسد. با این حال، این روند هنوز آنقدر گسترده نیست که ضعف تقاضای سنتی را جبران کند.
تراز بازار و نقش سیاستها
جمعبندی عوامل عرضه و تقاضا نشان میدهد که بازار روی در سال ۲۰۲۵ از فاز کمبود نسبی به سمت تعادل شکننده و حتی مازاد ملایم حرکت کرده است. در نیمه نخست سال، مازاد عرضه ناشی از ضعف تقاضا و برخی تغییرات سیاستی ظاهر شد و در نیمه دوم، با افزایش تحویلها، این روند تشدید شد. برآوردهای گروه بینالمللی مطالعات سرب و روی (ILZSG) نیز حاکی از آن است که عدمتعادلهای منطقهای میتوانند در سال ۲۰۲۶ پررنگتر شوند؛ بهویژه اگر رشد عرضه سریعتر از احیای تقاضا باشد.
در این میان، نقش سیاستهای اقتصادی و صنعتی چین بسیار کلیدی است. هرگونه بسته محرک اقتصادی که به بخش مسکن و زیرساختها جان تازهای بدهد، میتواند بهسرعت تصویر تقاضای روی را تغییر دهد. در مقابل، تداوم سیاستهای انقباضی در اقتصادهای غربی و تشدید تنشهای تجاری، ریسک نزولی بازار را افزایش میدهد.
اخبار و تحولات اخیر؛ تأیید سناریوی احتیاط
اخبار هفتههای پایانی سال نیز عمدتاً در راستای سناریوی احتیاط حرکت کردهاند. نوسان قیمتها در محدوده ۳٬۰۹۰ دلار، رشد موجودیها، افت شاخصهای کنسانتره وارداتی و گزارشهایی درباره کاهش اسپردها، همگی بر این نکته تأکید دارند که بازار در حال بازتنظیم انتظارات خود است. حتی دادههای مثبت اقتصادی آمریکا نیز نتوانستند اثر پایداری بر قیمتها بگذارند و این موضوع نشان میدهد که مشکل اصلی بازار روی، نه کمبود عرضه، بلکه ضعف تقاضای نهایی است.
چشمانداز قیمتی؛ سال ۲۰۲۶ در آینه انتظارات
نگاه به چشمانداز سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که اجماع غالب، متمایل به سناریوی نزولی یا دستکم کمرمق است. بسیاری از پیشبینیها از افت متوسط قیمتها نسبت به سال ۲۰۲۵ حکایت دارند. برخی مؤسسات انتظار دارند قیمتها در کوتاهمدت بالای سطح روانی ۳٬۰۰۰ دلار باقی بمانند، اما با افزایش مازاد عرضه و در صورت عدم بهبود محسوس تقاضا، احتمال افت به محدوده ۲٬۹۰۰ دلار یا حتی پایینتر نیز وجود دارد.
در عین حال، ریسکهای صعودی را نباید کاملاً نادیده گرفت. هرگونه تحریک اقتصادی در چین، کاهش ناگهانی عرضه بهدلیل مشکلات معدنی یا تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی میتواند تعادل بازار را برهم بزند و قیمتها را بهطور موقت به سطوح بالاتر سوق دهد. با این حال، تا زمانی که تقاضای ساختاری تقویت نشود، چنین جهشهایی احتمالاً پایدار نخواهند بود.
جمعبندی نهایی
بازار روی در پایان سال ۲۰۲۵ تصویری از فلزی ارائه میدهد که میان گذشتهای متکی بر کمبود عرضه و آیندهای با ریسک مازاد در نوسان است. قیمتها در محدودهای حساس تثبیت شدهاند؛ محدودهای که هم میتواند سکوی پرتابی برای بازگشت باشد و هم نقطهای برای لغزش به سطوح پایینتر. آنچه مسیر بعدی بازار را تعیین خواهد کرد، نه نوسانات کوتاهمدت، بلکه پاسخ تقاضای صنعتی به تحولات اقتصادی و سیاستی در سال پیشرو است. در چنین شرایطی، روی بیش از هر زمان دیگری به فلزی «انتظاری» تبدیل شده است؛ فلزی که بازارش چشم به تصمیمها و دادههایی دوخته که هنوز بهطور کامل آشکار نشدهاند.















نظرات کاربران