به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار آلومینیوم در واپسین روزهای سال ۲۰۲۵ در شرایطی قرار دارد که میتوان آن را یکی از متوازنترین اما در عین حال حساسترین مقاطع چند سال اخیر دانست. بر اساس آخرین دادهها، قیمت آلومینیوم سهماهه بورس فلزات لندن (LME) در تاریخ ۲۴ دسامبر ۲۰۲۵ در سطح ۲٬۹۵۶٫۹۵ دلار به ازای هر تن ثبت شد؛ قیمتی که نسبت به روز قبل ۰٫۳۲ درصد افزایش نشان میدهد. این رشد روزانه، هرچند از نظر عددی محدود به نظر میرسد، اما در بستر یک روند صعودی میانمدت معنا پیدا میکند که طی یک ماه گذشته بیش از ۵٫۱۶ درصد و از ابتدای سال تاکنون حدود ۱۵٫۵ درصد بازدهی مثبت را برای این فلز صنعتی به همراه داشته است.
وقتی این ارقام در کنار سقف تاریخی قیمت آلومینیوم یعنی ۴٬۱۰۳ دلار در مارس ۲۰۲۲ قرار میگیرند، بهخوبی میتوان دریافت که بازار هنوز فاصله قابلتوجهی تا آن قله تاریخی دارد، اما همزمان در نزدیکی بالاترین سطوح سهساله خود در حال نوسان است. قیمتهای پایانی اخیر در محدوده ۲٬۹۶۰ دلار، نشاندهنده بازگشت قدرتمند بازار پس از دورهای از نوسانات فرسایشی در نیمه نخست سال است. این بازگشت، بیش از هر چیز، حاصل ترکیب خوشبینیهای کلان اقتصادی، ورود سرمایههای سفتهبازانه و تغییر تدریجی نگاه بازار به توازن عرضه و تقاضا در افق ۲۰۲۶ است.
با این حال، تصویر بازار بههیچوجه یکدست صعودی نیست. در سمت تقاضای نهایی، نشانههایی از ضعف همچنان دیده میشود؛ بهویژه در بخشهایی مانند ساختوساز سنتی و برخی صنایع مصرفی که تحت فشار نرخهای بهره بالا و رشد اقتصادی نابرابر در اقتصادهای بزرگ قرار دارند. همزمان، افزایش موجودی انبارها در بورس فلزات لندن که تا اواسط دسامبر به حدود ۵۲۹٬۶۰۰ تن بازگشته، هشداری است مبنی بر اینکه بازار هنوز با محدودیت واقعی عرضه مواجه نشده و هرگونه صعود پرشتاب میتواند با فشار فروش مواجه شود.
رفتار قیمتی آلومینیوم در طول ۲۰۲۵؛ از نوسان تا تثبیت صعودی
بررسی مسیر قیمتی آلومینیوم در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که این فلز یکی از پرنوسانترین اما در نهایت مقاومترین کالاهای صنعتی سال بوده است. قیمتها سال را در حوالی ۲٬۵۰۰ دلار آغاز کردند؛ سطحی که بازتابدهنده نگرانیها درباره رشد اقتصاد جهانی، سیاستهای انقباضی بانکهای مرکزی و تردید نسبت به تقاضای چین بود. با این حال، در سهماهه نخست سال، موجی از خریدهای سرمایهای و بهبود انتظارات نسبت به پروژههای زیرساختی و انرژیهای نو، قیمت را تا محدوده ۲٬۶۸۵ دلار در ۲۰ مارس بالا برد.
این صعود اولیه، دوام چندانی نداشت. در ماه آوریل، بازار با یک اصلاح محسوس مواجه شد و قیمتها تا حوالی ۲٬۴۰۰ دلار عقبنشینی کردند. این اصلاح، بیشتر ناشی از شناسایی سود، نگرانی درباره موجودیها و بازگشت موقت بدبینی نسبت به تقاضای جهانی بود. اما نکته کلیدی اینجاست که برخلاف چرخههای نزولی گذشته، این بار بازار در سطوح پایینتر تثبیت شد و از ماه آوریل به بعد، روندی آرام اما پیوسته از بازیابی قیمت آغاز شد.
تا اوایل آگوست، قیمت آلومینیوم در محدوده ۲٬۵۴۵ دلار تثبیت شد؛ سطحی که میتوان آن را «پایه صعودی» نیمه دوم سال دانست. از اواخر اکتبر، شتاب صعودی بهطور محسوسی افزایش یافت. ورود مجدد صندوقهای سرمایهگذاری، رشد خوشبینی نسبت به اقتصاد آمریکا و افزایش تمرکز بازار بر موضوع برقرسانی، خودروهای برقی و مراکز داده هوش مصنوعی، همگی بهعنوان محرکهای جدید عمل کردند. نتیجه این عوامل، جهش قیمت به محدوده ۲٬۸۸۰ تا ۲٬۹۰۰ دلار در نوامبر و ثبت سقف ۳.۵ ساله ۲٬۹۲۶ دلار در ۱۹ دسامبر بود؛ رشدی معادل ۳٫۶۶ درصد طی چهار هفته و نزدیک به ۱۶ درصد در مقیاس سالانه.
نکته قابلتوجه دیگر، ساختار بازار آتی آلومینیوم است. اسپردهای نزدیک با حالت کانتانگو دو رقمی نشان میدهند که عرضه کوتاهمدت همچنان کافی است و بازار در شرایط کمبود فوری قرار ندارد. با این حال، همین ساختار، فضای مناسبی برای انباشت موقعیتهای خرید سفتهبازانه فراهم کرده است. دادهها نشان میدهد که از نوامبر به بعد، صندوقهای سرمایهگذاری بزرگترین موقعیتهای صعودی تاریخ خود را در بازار آلومینیوم شکل دادهاند؛ موضوعی که روایت بازار را از «خنثی» به «خوشبین محتاط» تغییر داده است.
تحلیل تکنیکال در بستر کلان؛ سطوح کلیدی بازار
اگرچه گزارشهای اخیر جزئیات دقیقی از اندیکاتورهایی مانند میانگینهای متحرک یا RSI ارائه نمیدهند، اما رفتار قیمتی بازار بهوضوح یک ساختار تکنیکال قابلتحلیل را نشان میدهد. محدوده ۲٬۸۰۰ تا ۲٬۸۵۰ دلار در ماه دسامبر بهعنوان ناحیه حمایتی مهم عمل کرده است؛ سطحی که هر بار فشار فروش افزایش یافته، خریداران در آن فعال شدهاند. در مقابل، محدوده روانی ۳٬۰۰۰ دلار بهعنوان مقاومت اصلی بازار شناخته میشود؛ سطحی که عبور پایدار از آن نیازمند محرکهای بنیادی قویتر و کاهش نگرانیها درباره موجودیها خواهد بود.
حرکت قیمت در نزدیکی سقفهای چندساله، معمولاً با افزایش نوسان همراه است؛ بهویژه زمانی که نقدینگی بازار تحت تأثیر تعطیلات پایان سال کاهش مییابد. در چنین شرایطی، حتی اخبار نهچندان بزرگ نیز میتوانند واکنشهای قیمتی بزرگتری ایجاد کنند. از این منظر، عبور یا عدم عبور از سطح ۳٬۰۰۰ دلار در اواخر ۲۰۲۵ یا اوایل ۲۰۲۶، نهتنها یک سیگنال تکنیکال، بلکه نشانهای از اعتماد یا تردید بازار نسبت به چشمانداز بلندمدت آلومینیوم خواهد بود.
تحلیل بنیادین؛ نبرد تدریجی عرضه و تقاضا در افق ۲۰۲۶
درک رفتار قیمتی آلومینیوم بدون ورود عمیق به لایههای بنیادین بازار عملاً ناقص خواهد بود. آنچه در سال ۲۰۲۵ آلومینیوم را از بسیاری از فلزات پایه دیگر متمایز کرد، نه یک شوک ناگهانی، بلکه همزمانی چند روند ساختاری در سمت عرضه و تقاضا بود؛ روندهایی که بهتدریج و بهصورت انباشتی بر قیمت اثر گذاشتند و اکنون بازار را در آستانه تصمیمگیریهای بزرگتری قرار دادهاند.
در سمت عرضه، مهمترین عامل همچنان چین است؛ کشوری که بیش از نیمی از تولید جهانی آلومینیوم را در اختیار دارد و عملاً ضربان این بازار را تعیین میکند. چین در سال ۲۰۲۵ به سقف رسمی تولید سالانه خود یعنی حدود ۴۵ میلیون تن نزدیکتر از همیشه شد. همین محدودیت ساختاری باعث شد که صادرات آلومینیوم این کشور در ماه نوامبر بیش از ۹ درصد کاهش یابد؛ کاهشی که اگرچه بهتنهایی بحرانساز نبود، اما به بازار این پیام را مخابره کرد که فضای مانور عرضه چین بهشدت محدود شده است. این مسئله بهویژه برای بازارهای آسیایی و اروپایی اهمیت دارد که به واردات چین وابستگی بالایی دارند.
در خارج از چین نیز تصویر عرضه چندان آرام نیست. تعطیلی برنامهریزیشده واحد موزال شرکت South32 در موزامبیک تا مارس ۲۰۲۶ به دلیل مشکلات انرژی، یکی از نشانههای فشار فزاینده بر تولیدکنندگان است. همزمان، هزینههای بالای انرژی، کمبود بوکسیت، فرسودگی تجهیزات و ریسکهای ژئوپلیتیکی، تولید آلومینیوم را در مناطقی مانند اروپا، ایسلند و استرالیا با چالشهای جدی مواجه کرده است. اگرچه کاهش شدید قیمت آلومینا – از حدود ۸۰۰ دلار در سال گذشته به محدوده ۳۱۵ دلار در هر تن – تا حدی از فشار هزینهای کاسته، اما این افت قیمت بیشتر ناشی از افزایش ظرفیت پالایش در اندونزی و چین بوده و لزوماً به معنای بهبود پایدار سودآوری همه ذوبکنندگان نیست.
بر اساس برآوردها، تولید جهانی آلومینیوم در سال ۲۰۲۶ حدود ۲.۲ درصد رشد خواهد کرد و به ۷۵.۴۵ میلیون تن میرسد. اما این رشد، بهصورت یکنواخت توزیع نشده و بخش قابلتوجهی از آن به پروژههای جدید در اندونزی و برخی کشورهای در حال توسعه مربوط میشود؛ پروژههایی که هنوز با ریسکهای اجرایی و زیرساختی همراه هستند.
در سمت تقاضا، داستان متفاوت و تا حد زیادی امیدوارکنندهتر است. رشد ساختاری مصرف آلومینیوم دیگر صرفاً به چرخههای سنتی ساختوساز یا صنعت خودرو وابسته نیست. موج جهانی برقرسانی، توسعه خودروهای برقی، سرمایهگذاری سنگین در مراکز داده مرتبط با هوش مصنوعی، گسترش انرژیهای تجدیدپذیر بهویژه خورشیدی، و افزایش بودجههای دفاعی، همگی به موتورهای جدید و نسبتاً پایداری برای تقاضای آلومینیوم تبدیل شدهاند. این عوامل باعث شدند مصرف جهانی آلومینیوم در سال ۲۰۲۵ رشد قابلتوجهی را تجربه کند و پیشبینیها حاکی از آن است که مصرف در سال ۲۰۲۶ نیز حدود ۳ درصد افزایش یافته و به ۷۵.۵۹ میلیون تن برسد.
نشانههای میدانی این رشد تقاضا را میتوان در کاهش موجودی بنادر ژاپن – که در نوامبر حدود ۵.۲ درصد افت کرده و به ۳۱۲ هزار تن رسیده – و همچنین افزایش پریمیومهای تحویل سهماهه نخست ۲۰۲۶ مشاهده کرد. پریمیومهای بازار MJP که به محدوده ۱۲۰ تا ۱۳۰ دلار در هر تن بازگشتهاند، نشان میدهند که خریداران صنعتی حاضرند برای دسترسی مطمئن به فلز، هزینه بیشتری بپردازند؛ موضوعی که معمولاً پیشدرآمد دورههای تثبیت قیمت در سطوح بالا است.
تراز بازار و نقش عدم قطعیتهای ژئوپلیتیکی
برآیند این تحولات، بازار جهانی آلومینیوم را به سمت کسری ملایم سوق داده است. برآوردها از کسری حدود ۱۴۲ هزار تنی در سال ۲۰۲۶ حکایت دارند؛ کسریای که هرچند بزرگ نیست، اما در بازاری با حساسیت بالا به انتظارات، میتواند اثر روانی قابلتوجهی داشته باشد. نکته مهمتر این است که چین بهتنهایی با کسری بیش از ۲.۵ میلیون تن مواجه خواهد بود؛ کسریای که تنها از طریق مازاد تولید در سایر مناطق جبران میشود و همین موضوع، شکنندگی توازن بازار را افزایش میدهد.
در کنار این عوامل، ریسکهای ژئوپلیتیکی همچنان بهعنوان متغیری غیرقابلپیشبینی بر بازار سایه انداختهاند. احتمال بازنگری در تعرفههای تجاری آمریکا و کانادا، سیاستهای اتحادیه اروپا در قبال واردات فلزات روسیه و تنشهای انرژی در زمستانهای پیشرو، همگی میتوانند بهسرعت معادلات عرضه را تغییر دهند. بازار آلومینیوم در سال ۲۰۲۵ نشان داد که نسبت به چنین اخبار و شایعاتی واکنش سریع و گاه اغراقآمیز دارد؛ موضوعی که نوسانپذیری را به یکی از ویژگیهای پایدار این بازار تبدیل کرده است.
اخبار اخیر و تغییر روایت بازار
مرور اخبار هفتههای پایانی سال نیز نشان میدهد که روایت غالب بازار بهتدریج از «تردید» به «خوشبینی محتاط» تغییر کرده است. رشد همزمان قیمتها در بورسهای شانگهای و لندن در ۲۳ دسامبر، هرچند با هشدارهایی درباره ضعف تقاضای کوتاهمدت همراه بود، اما نشان داد که سرمایهگذاران نگاه میانمدتتری به بازار پیدا کردهاند. ثبت سقفهای چندساله در ۱۹ دسامبر، افزایش موقعیتهای خرید صندوقها از اوایل نوامبر و تمرکز تحلیلگران بر نقش هوش مصنوعی و برقرسانی، همگی نشانههایی از تغییر فاز ذهنی بازار هستند.
چشمانداز قیمتی؛ سناریوهای محتمل برای ۲۰۲۶
نگاه به پیشبینیها نشان میدهد که اجماع قاطعی وجود ندارد، اما کفه ترازو در کوتاهمدت اندکی به نفع سناریوی صعودی سنگینی میکند. برخی برآوردها قیمت پایان فصل جاری را در محدوده ۲٬۹۶۳ دلار و قیمت ۱۲ ماه آینده را بالای ۳٬۱۰۰ دلار تخمین میزنند. مؤسسات تحقیقاتی مانند Fastmarkets نیز از امکان رشد دو رقمی قیمتها در ۲۰۲۶ سخن میگویند و سطح ۳٬۰۰۰ دلار را هدفی دستیافتنی میدانند. در مقابل، دیدگاههای محتاطتری مانند تحلیل گلدمن ساکس هشدار میدهند که افزایش ظرفیتهای جدید میتواند تا اواخر ۲۰۲۶ قیمتها را دوباره به محدوده ۲٬۳۵۰ دلار سوق دهد.
آنچه این سناریوها را از یکدیگر متمایز میکند، نه صرفاً اعداد، بلکه فرضیات پشت آنهاست؛ بهویژه درباره سیاستهای صنعتی چین، سرعت رشد تقاضای جهانی و میزان تابآوری اقتصادها در برابر نرخهای بهره بالا. در مجموع، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که در افق دو تا سه ساله، تقاضا از عرضه پیشی خواهد گرفت و همین مسئله اجازه نمیدهد قیمت آلومینیوم بهراحتی به سطوح پایینتر بازگردد؛ هرچند مسیر این صعود احتمالاً پرنوسان و غیرخطی خواهد بود.
جمعبندی نهایی
آلومینیوم در پایان سال ۲۰۲۵ در نقطهای ایستاده است که همزمان نشانههایی از قدرت وجدیت را در خود دارد. از یکسو، محدودیتهای عرضه، رشد تقاضای ساختاری و ورود سرمایههای جدید، از قیمتهای بالا حمایت میکنند؛ و از سوی دیگر، افزایش موجودیها، ریسک ظرفیتهای جدید و عدم قطعیتهای کلان اقتصادی، مانع از شکلگیری یک روند صعودی بیوقفه میشوند. در چنین فضایی، سطح ۳٬۰۰۰ دلار نهتنها یک مقاومت تکنیکال، بلکه نمادی از اعتماد بازار به داستان بلندمدت آلومینیوم است. عبور پایدار از این سطح میتواند آغاز فصلی جدید برای این فلز باشد؛ فصلی که در آن آلومینیوم بیش از پیش بهعنوان ستون فقرات اقتصاد سبز و دیجیتال آینده شناخته میشود.















نظرات کاربران