به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز تا تاریخ ۸ فوریه ۲۰۲۶، قیمت قلع سهماهه در بورس فلزات لندن (LME) در محدوده حدود ۴۶٬۳۴۵ دلار به ازای هر تن متریک قرار گرفته که نسبت به روز قبل حدود ۱٫۳۷ درصد افت را نشان میدهد. این کاهش قیمت در ادامه دورهای بسیار پرنوسان رخ داده؛ دورهای که در آن قلع توانست در اواخر ژانویه به سقف تاریخی ۵۹٬۰۴۰ دلار برسد، اما بلافاصله پس از آن وارد یک اصلاح شدید و سریع شد. تنها در تاریخ ۵ فوریه، قیمت قلع با افت روزانه بیش از ۴٫۲ درصدی در سطح ۴۶٬۴۵۸ دلار بسته شد که نشاندهنده شدت فشار فروش در بازار بود.
در سمت موجودیها، دادههای انبارهای تحت نظارت بورسها تصویر دوگانهای ارائه میدهند. موجودی قلع در انبارهای LME تا ۶ فوریه حدود ۷٬۰۸۵ تن گزارش شده که نسبت به هفتههای قبل اندکی کاهش یافته است. با این حال، مجموع ذخایر قلع در انبارهای بورس لندن و شانگهای تا پایان ژانویه به بیش از ۱۹ هزار تن رسیده که نشانهای از افزایش عرضه در بازار فیزیکی و کاهش فشار کمبود کوتاهمدت تلقی میشود. ساختار قیمتی بازار نیز وارد وضعیت کانتانگو شده؛ یعنی قیمت تحویلهای نزدیک پایینتر از قراردادهای سررسیدهای دورتر است. این وضعیت معمولاً بهعنوان علامتی از شلتر شدن شرایط بازار نقدی و کاهش کمبود فوری کالا تفسیر میشود، هرچند در بازاری بهشدت پرنوسان مانند قلع، این سیگنال میتواند موقتی باشد.
تحلیل تکنیکال: اصلاح سنگین پس از رکورد تاریخی
از منظر تکنیکال، روند بلندمدت قلع همچنان صعودی ارزیابی میشود، اما پس از ثبت سقفهای تاریخی اسمی، بازار وارد یک اصلاح تند و عمیق شده است. نمودارهای چندساله نشان میدهند که ساختار کلی همچنان بر پایه سقفها و کفهای بالاتر استوار است، اما جهش ژانویه بیش از حد سریع و هیجانی بود و زمینه را برای یک عقبنشینی جدی فراهم کرد. در بورس لندن، قرارداد سهماهه قلع در ژانویه تا سطح ۵۹٬۰۴۰ دلار صعود کرد؛ عددی که حتی نسبت به مفروضات اقتصادی بسیاری از پروژههای معدنی (DFS) رشدی نزدیک به ۸۹ درصد داشت. همین شتاب بیش از حد، بازار را مستعد اصلاح کرد و قیمت طی کمتر از دو هفته بیش از ۲۰ درصد کاهش یافت و به محدوده ۴۶ هزار دلار بازگشت؛ محدودهای که اکنون بهعنوان یک حمایت کلیدی زیر ذرهبین معاملهگران قرار دارد.
در کوتاهمدت، رفتار قیمت نشانههایی از فرسایش فشار فروش را بروز داده است. ریزشهای بیش از ۶ درصدی در دوم فوریه و افتهای نزدیک به ۴ درصدی در پنجم فوریه، بسیاری از اندیکاتورهای مومنتوم را به ناحیه خنثی تا اشباع فروش سوق دادهاند. این وضعیت معمولاً احتمال یک واکنش صعودی یا دستکم تثبیت قیمت را افزایش میدهد، بهشرط آنکه حمایتهای فعلی حفظ شوند. با این حال، شکست خطوط روند صعودی که از جهش ژانویه شکل گرفته بودند، هشدار میدهد که بازار هنوز در فاز اصلاحی قرار دارد. تشکیل کندلهایی با بدنه کوچک مانند اسپینینگتاپ در نزدیکی کفهای اخیر میتواند نشانهای از تردید بازار باشد؛ تردیدی که تنها در صورت ورود حجم معاملات صعودی معنادار، به یک چرخش واقعی تبدیل خواهد شد.
عامل دیگری که ریسک اصلاح را بالا نگه میدارد، وضعیت موقعیتهای معاملاتی است. طبق دادهها، موقعیتهای خرید خالص سفتهبازان در پایان ژانویه به رکورد تاریخی رسیده و معادل ۵٬۷۵۳ قرارداد یا حدود ۲۸٬۷۶۵ تن بوده است. چنین تراکمی از موقعیتهای لانگ معمولاً بازار را نسبت به اصلاحهای ناگهانی و تند آسیبپذیر میکند، چرا که هر موج فروش میتواند به سرعت با لیکویید شدن یا بستن موقعیتها تشدید شود.
سطوح کلیدی قیمت و چشمانداز کوتاهمدت بازار
در شرایط فعلی، محدوده ۴۵٬۰۰۰ تا ۴۶٬۰۰۰ دلار به ازای هر تن بهعنوان مهمترین ناحیه حمایتی قلع در بورس لندن شناخته میشود. این سطح نهتنها از منظر تکنیکال با کف اصلاح اخیر همپوشانی دارد، بلکه از نظر روانی نیز برای بازار اهمیت بالایی پیدا کرده است. حفظ این محدوده میتواند زمینهساز ورود خریداران محتاط و شکلگیری یک فاز تثبیت شود. در مقابل، از دست رفتن این حمایت، ریسک حرکت قیمت به سمت سطوح پایینتر و حتی بازگشت به محدودههای پیش از جهش ژانویه را افزایش میدهد.
در سمت مقاومت، نخستین مانع جدی بازار در حوالی ۵۰٬۰۰۰ دلار قرار دارد؛ سطحی که شکست آن میتواند نشانهای از پایان اصلاح کوتاهمدت تلقی شود. بالاتر از آن، محدوده ۵۴٬۰۰۰ تا ۵۶٬۰۰۰ دلار بهعنوان سقفهای قبلی بازار عمل میکنند و عبور از این ناحیه تنها در صورت بازگشت مومنتوم قوی و حمایت عوامل بنیادی امکانپذیر خواهد بود. در مجموع، اغلب تحلیلگران انتظار دارند بازار قلع در سهماهه اول ۲۰۲۶ وارد فاز نوسانی و خنثی شود؛ فازی که در آن قیمت بیشتر در حال هضم رشد سریع ماه ژانویه است. در صورت بهبود شرایط کلان و فعالشدن دوباره ریسکهای عرضه، احتمال ازسرگیری روند صعودی در سهماهه دوم سال مطرح میشود.
تحلیل بنیادی: تعادل شکننده میان کمبود ساختاری و ضعف تقاضای کوتاهمدت
از منظر بنیادی، بازار قلع در وضعیتی شکننده و دوگانه قرار دارد. از یکسو، محدودیتهای ساختاری در سمت عرضه همچنان از قیمتها حمایت میکند و اجازه سقوطهای عمیق و پایدار را نمیدهد؛ از سوی دیگر، ضعف تقاضای فیزیکی و افزایش موجودیها مانع از تداوم جهشهای شتابزده شده است. قلع نقشی کلیدی در صنایع نیمههادی، الکترونیک، انرژیهای تجدیدپذیر، خودروهای برقی و زیرساختهای مرتبط با هوش مصنوعی دارد و بر همین اساس، رشد تقاضای جهانی آن در سال ۲۰۲۶ حدود ۳٫۵ درصد برآورد میشود. چین بهعنوان بزرگترین پالایشگر و مصرفکننده قلع، همچنان نقش تعیینکنندهای در سمت تقاضا دارد، اما قیمتهای بسیار بالا باعث شده بسیاری از تولیدکنندگان پاییندستی رویکردی محتاطانه در پیش بگیرند و خریدهای خود را به شکل «در لحظه» و حداقلی انجام دهند.
در سمت عرضه، تصویر پیچیدهتر و تا حدی نگرانکننده است. اگرچه تولید پالایششده قلع در سال ۲۰۲۶ حدود ۳ درصد رشد خواهد کرد، اما برآوردها همچنان از کسری ۵٬۶۰۰ تا ۱۰٬۰۰۰ تنی در بازار جهانی حکایت دارد. بخش بزرگی از این کسری به اختلالات مزمن در کشورهای کلیدی بازمیگردد؛ از جمله میانمار که تولید آن در منطقه «وا» هنوز حدود ۷۰ درصد پایینتر از سطوح پیش از ممنوعیتها قرار دارد، یا اندونزی که با تشدید برخورد با استخراج غیرقانونی و اعمال سهمیههای صادراتی، عرضه را محدود کرده است. در آفریقا و آمریکای لاتین نیز کشورهایی مانند جمهوری دموکراتیک کنگو و بولیوی با چالشهای ساختاری و سرمایهگذاری روبهرو هستند. تمرکز بالای عرضه و طولانی بودن زمان توسعه پروژههای جدید، باعث شده بازار قلع نسبت به هر شوک عرضهای بسیار حساس باقی بماند.
پیشبینی قیمت، ریسکها و جمعبندی اخبار اخیر
میانگین پیشبینی مؤسسات برای قیمت قلع در سال ۲۰۲۶ عمدتاً در بازه ۳۵٬۰۰۰ تا ۴۵٬۰۰۰ دلار قرار دارد، هرچند بسیاری از آنها احتمال ثبت اوجهای مقطعی بالاتر از ۵۰٬۰۰۰ دلار را در دورههای افزایش نوسان منتفی نمیدانند. سناریویهای صعودیتر اهدافی در محدوده ۵۵٬۰۰۰ دلار را مطرح میکنند، اما در مقابل، دیدگاههای محتاطانه هشدار میدهند که جهشهای اخیر بیش از آنکه بر پایه مصرف واقعی باشند، حاصل سفتهبازی، جریان نقدینگی و سیاستهای تجاری بودهاند. مؤسساتی مانند BMI، بانک جهانی و PricePedia همگی بر وجود کسری عرضه تأکید دارند، اما همزمان نسبت به ریسکهای کلان اقتصادی، سیاستهای تعرفهای آمریکا و عدم قطعیت در رشد اقتصاد چین هشدار میدهند.
اخبار هفتههای اخیر نیز همین فضای پرنوسان را تأیید میکند. در ششم فوریه، قیمت قلع در LME بیش از ۴ درصد سقوط کرد و در چهارم فوریه نیز افتی بیش از ۳ درصد را تجربه نمود که ناشی از افزایش موجودیها و ضعف تقاضای چین بود. اصلاح قیمتی از سقفهای تاریخی ژانویه اکنون به بیش از ۱۳ درصد رسیده و بسیاری از تحلیلگران آن را یک «تخلیه هیجان» طبیعی پس از رشد افراطی میدانند. با این حال، اهمیت راهبردی قلع و محدودیتهای عرضه باعث شده چشمانداز میانمدت همچنان مثبت باقی بماند، هرچند مسیر رسیدن به سطوح بالاتر، پر از نوسان و اصلاحهای مقطعی خواهد بود.















نظرات کاربران