به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازاری را تصور کنید که در بیشتر سال ۲۰۲۵ در رکود و بیجان بودن فرو رفته بود، در دسامبر تا حوالی کف پنجساله ۱۴٬۲۰۰ دلار سقوط کرد، اما تنها طی شش هفته با انفجاری ۳۰ درصدی تا ۱۸٬۷۸۵ دلار در اواخر ژانویه جهش کرد و حالا مثل یک فنر رها شده بین ۱۷٬۰۰۰ تا ۱۸٬۰۰۰ دلار نوسان میکند. این دقیقاً داستان نیکل در سال ۲۰۲۶ است.
تا تاریخ ۱۳ تا ۱۴ فوریه ۲۰۲۶، قرارداد سهماهه نیکل در محدوده ۱۷٬۰۱۰ تا ۱۷٬۵۰۰ دلار به ازای هر تن معامله میشود؛ پایینتر از سقف ژانویه اما همچنان حدود ۱۰ درصد بالاتر از سال گذشته. نکته مهمتر این است که بازار پس از چند سال ضعف ساختاری، بالاخره نشانههایی از بازگشت حیات واقعی نشان میدهد.
جرقه این حرکت از یک تصمیم ژئوکالایی قدرتمند زده شد؛ تصمیمی که از قلب جنوب شرق آسیا آمد و تمام معادلات عرضه جهانی را به چالش کشید. کاهش سهمیه تولید سنگ نیکل توسط دولت اندونزی چیزی فراتر از یک خبر ساده بود؛ این یک شوک ساختاری بالقوه برای بازاری است که از ۲۰۲۳ زیر فشار مازاد عرضه خرد شده بود.
به بازار نیکل ۲۰۲۶ خوش آمدید؛ جایی که نبرد اصلی بین «شوک عرضه کوتاهمدت» و «مازاد ساختاری بلندمدت» در جریان است.
فاندامنتال: وقتی یک کشور کل بازی را تغییر میدهد
شوک صعودی: تصمیمی که بازار را شوکه کرد
اندونزی حدود نیمی از سنگ نیکل جهان را تولید میکند. در چنین بازاری، هر تغییر سیاست تولید در این کشور میتواند اثر موجی در کل زنجیره فلزات صنعتی ایجاد کند.
کاهش سهمیه تولید ۲۰۲۶ بیش از ۱۰۰ میلیون تن مرطوب نسبت به سال قبل، بزرگترین کاهش در سالهای اخیر محسوب میشود. در این میان، حتی سهمیه تولید معدن عظیم PT Weda Bay نیز بهشدت کاهش یافت و همین خبر بهتنهایی موجی از خریدهای سفتهبازانه و پوشش فروش استقراضی را در بازار فعال کرد.
هدف این سیاست واضح است: مقابله با مازاد عرضه مزمنی که از ۲۰۲۳ قیمتها را سرکوب کرده بود. در سمت تقاضا نیز تصویر بد نیست؛ مصرف نیکل برای سولفات باتری خودروهای برقی و همچنین فولاد ضدزنگ سالانه حدود ۶ تا ۷ درصد رشد دارد. اگر محدودیت عرضه واقعاً اجرا شود، رسیدن بازار به کمبود عرضه میتواند بسیار سریعتر از پیشبینیها رخ دهد.
واقعیت نزولی: سایه مازاد هنوز وجود دارد
اما بازار فقط با تیترهای خبری حرکت نمیکند. دادههای واقعی نشان میدهند تصویر هنوز کاملاً صعودی نشده است.
موجودیهای انبار نیکل همچنان بالاست. ذخایر ثبتشده در بورس در سطحی نزدیک به سقف چهار ساله باقی ماندهاند. در همین حال، گزارشهای International Nickel Study Group همچنان از مازاد حدود ۲۶۱ هزار تنی برای ۲۰۲۶ صحبت میکنند.
حتی با کاهش سهمیه سنگ معدن، ظرفیت رو به رشد ذوب در اندونزی و پالایش در China همچنان نیکل تصفیهشده بیشتری وارد بازار میکند. علاوه بر این، تعطیلات سال نو چینی مصرف فیزیکی کوتاهمدت را کاهش داده و کارخانههای فولاد ضدزنگ نیز با احتیاط خرید میکنند.
پیشبینی قیمتها: بازار بین خوشبینی و احتیاط
در حال حاضر اجماع بازار در موقعیت «خوشبینی محتاطانه» قرار دارد. بدترین سناریوی مازاد حذف شده، اما هنوز کسی مرگ کامل مازاد عرضه را اعلام نکرده است.
برآوردهای مؤسسات مختلف چنین تصویری را نشان میدهد:
-
برآورد Trading Economics حدود ۱۷٬۴۰۰ دلار تا پایان فصل اول و نزدیک ۱۸٬۶۰۰ دلار طی ۱۲ ماه است.
-
تحلیلهای بانک سرمایهگذاری Macquarie میانگین حدود ۱۷٬۷۵۰ دلار را مطرح میکند.
-
اجماع کلی بازار محدوده میانگین ۱۶٬۰۰۰ تا ۱۷٬۰۰۰ دلار با حرکت تدریجی به سمت ۱۸٬۰۰۰ دلار تا پایان سال را محتمل میداند.
در سناریوی بسیار صعودی، برخی صندوقهای پوشش ریسک و حتی مقامات صنعتی اندونزی قیمتهای بالای ۲۰٬۰۰۰ دلار را در صورت اجرای کامل محدودیتها محتمل میدانند.
شوک واقعی یا فقط شوک خبری؟
بازار نیکل اکنون در یک نقطه تلاقی تاریخی قرار دارد. از یک طرف، محدودیت عرضه میتواند نقطه پایان دوره مازاد باشد. از طرف دیگر، موجودیهای بالا و ظرفیت پالایش رو به رشد هنوز اجازه اعلام بازار گاوی کامل را نمیدهد.
در این فاز، بازار بیشتر شبیه یک فنر فشرده است؛ هر خبر از اجرای واقعی کاهش تولید میتواند انفجار صعودی ایجاد کند و هر نشانهای از بازگشت عرضه میتواند بازار را دوباره به سمت محدودههای پایینتر هدایت کند.
چشمانداز بنیادی میانمدت و بلندمدت بازار نیکل
اگر بخواهیم تصویر بزرگتر بازار را ترسیم کنیم، باید بپذیریم که داستان نیکل در سال ۲۰۲۶ عملاً به تصمیمات یک بازیگر اصلی گره خورده است: دولت Indonesia. این کشور امروز حدود نیمی از عرضه سنگ نیکل جهان را در اختیار دارد و هر تغییر در سیاست تولید یا صادرات آن، بلافاصله در قیمتهای جهانی منعکس میشود. بازار معاملات آتی در London Metal Exchange اکنون بیش از هر زمان دیگری به سیگنالهای عرضه از جاکارتا حساس شده است.
تصمیم کاهش سهمیه استخراج سنگ نیکل، بهویژه در پروژههایی مثل PT Weda Bay، اگر بهصورت واقعی و پایدار اجرا شود، میتواند تعادل عرضه و تقاضا را سریعتر از برآوردهای قبلی تغییر دهد. با این حال، بازار هنوز خاطره سالهای گذشته را فراموش نکرده؛ دورههایی که سیاستهای محدودکننده اعلام شد اما در عمل با رشد ظرفیت ذوب و پالایش خنثی شد.
در سمت تقاضا، روند ساختاری همچنان مثبت است. رشد مصرف در صنعت فولاد ضدزنگ و همچنین افزایش تقاضا برای سولفات نیکل در باتری خودروهای برقی، بهطور میانگین سالانه حدود ۶ تا ۷ درصد افزایش را نشان میدهد. اما این رشد تقاضا زمانی به افزایش پایدار قیمت تبدیل میشود که عرضه واقعاً محدود شود، نه فقط روی کاغذ.
از سوی دیگر، دادههای موجودی انبار همچنان نقش ترمز روانی بازار را بازی میکنند. سطح ذخایر ثبتشده در انبارهای جهانی، بهویژه در مراکز لجستیکی مثل Singapore، هنوز بالاست و نشان میدهد بازار کاملاً وارد فاز کمبود نشده است. همین موضوع باعث شده تحلیلهای نهادی همچنان محتاط باقی بمانند.
گزارشهای رسمی از نهادهایی مثل International Nickel Study Group هنوز سناریوی مازاد عرضه را برای کل سال ۲۰۲۶ حذف نکردهاند. به بیان ساده، شوک عرضه اندونزی سناریوی بدترین مازاد را حذف کرده، اما هنوز بازار را وارد فاز کمبود قطعی نکرده است.
سناریوهای قیمتی و برآوردهای مؤسسات مالی
پیشبینی قیمتها نشان میدهد بازار وارد فاز «خوشبینی محتاطانه» شده است. مؤسسات تحلیلی مختلف دیدگاههایی نسبتاً نزدیک اما با شدتهای متفاوت ارائه دادهاند. برآوردهای Trading Economics نشان میدهد قیمت میتواند در کوتاهمدت حوالی محدوده ۱۷ تا ۱۸ هزار دلار تثبیت شود و در افق یکساله به سمت سطوح بالاتر حرکت کند.
در همین حال، تحلیلگران Macquarie اخیراً برآورد میانگین قیمت را افزایش دادهاند که نشانه تغییر تدریجی دیدگاه بازار از «مازاد ساختاری» به «تعادل شکننده» است. در سوی دیگر، دادههای تحلیلی PricePedia هنوز سناریوی محتاطانهتری ارائه میدهد و معتقد است بازار برای ورود قطعی به فاز صعودی پایدار، به شواهد واقعی از کاهش عرضه نیاز دارد.
سناریوی صعودی افراطی که برخی صندوقهای پوشش ریسک و مقامات صنعتی مطرح میکنند، رسیدن قیمتها به بالای ۲۰ هزار دلار است. اما تحقق این سناریو وابسته به اجرای سختگیرانه محدودیت استخراج و کنترل واقعی استخراج غیرقانونی خواهد بود.
سناریوهای معاملاتی و رفتار احتمالی قیمت
در افق کوتاهمدت، بازار احتمالاً با نوسانات شدید ادامه میدهد. حجم معاملات فیزیکی هنوز بهطور کامل به سطح نرمال برنگشته و همین موضوع باعث میشود اخبار عرضه بتواند نوسانات روزانه چند درصدی ایجاد کند. در چنین شرایطی، شکست قاطع محدوده ۱۸ هزار دلار میتواند ورود سرمایه سفتهبازی جدید را فعال کند.
در افق میانمدت، مهمترین متغیر، میزان پایبندی اندونزی به کاهش تولید است. اگر این کاهش واقعی باشد، مازاد عرضه میتواند سریعتر از انتظار کوچک شود و قیمتها در محدوده ۱۸ تا ۲۰ هزار دلار تثبیت شوند. اما اگر عرضه پالایششده از طریق ظرفیتهای جدید چین و اندونزی افزایش پیدا کند، بازار میتواند دوباره به سمت تعادل ضعیف و قیمتهای پایینتر حرکت کند.
در سناریوی ریسک سیستماتیک، تنها یک رکود اقتصادی جهانی عمیق میتواند بازار را دوباره به محدودههای کف چندساله بازگرداند، زیرا در آن صورت هم تقاضای فولاد و هم تقاضای باتری همزمان کاهش مییابد.
جمعبندی نهایی: بازار در نقطه تصمیم تاریخی
بازار نیکل اکنون در یکی از حساسترین نقاط چرخه خود قرار دارد. برای اولین بار بعد از چند سال، بازار نشانههایی از خروج از مازاد ساختاری نشان میدهد، اما هنوز وارد فاز کمبود واقعی نشده است.
واقعیت این است که بازار امروز روی یک فرض کلیدی قیمتگذاری شده: اینکه کاهش عرضه اعلامشده، واقعی و پایدار خواهد بود. اگر این فرض درست باشد، کف قیمتی چندساله احتمالاً پشت سر گذاشته شده است. اما اگر این فرض نقض شود، بازار میتواند دوباره وارد فاز فرسایشی شود.
در حال حاضر، استراتژی غالب بازار بیشتر به سمت «خرید در اصلاحها در صورت تأیید کاهش عرضه» متمایل شده است. نیکل که ستون اصلی صنایع فولاد ضدزنگ و انقلاب خودروهای برقی محسوب میشود، نشانههایی از شروع یک چرخه جدید نشان میدهد؛ چرخهای که شاید نه انفجاری، اما میتواند پایدارتر از سالهای اخیر باشد.















نظرات کاربران