به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، در اواخر آوریل ۲۰۲۶، جهان شاهد یکی از شدیدترین شوکهای عرضه انرژی در تاریخ معاصر است. جنگ تمامعیار بین ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، تنگه هرمز را به یک میدان مین تبدیل کرده است؛ آبراهی باریک که روزگاری نه چندان دور، حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از آن عبور میکرد. اکنون، با بسته شدن این گذرگاه استراتژیک، قیمت نفت به مسیری صعودی و پرنوسان وارد شده که هر روز با ورود یک خبر دیپلماتیک یا یک اقدام نظامی، مسیر خود را تغییر میدهد. این مقاله در پی آن است که با نگاهی تشریحی، عوامل اصلی این نوسانات را از شوک اولیه جنگ گرفته تا مذاکرات صلح در پاکستان و تلاش برای یافتن مسیرهای جایگزین، واکاوی کند و در نهایت، چشمانداز پیش روی قیمت نفت را روشن سازد.
شوک اولیه جنگ و جهش بیسابقه قیمت
با آغاز درگیریهای نظامی در اواخر فوریه ۲۰۲۶ و متعاقب آن، تصمیم ایران برای بستن تنگه هرمز، بازار جهانی نفت با کمبودی بیسابقه مواجه شد. از آنجایی که حدود ۸۰ درصد از نفت وارداتی کشورهای آسیایی به طور معمول از این تنگه تأمین میشد، بسته شدن آن به معنای قطع جریان اصلی انرژی به بزرگترین مصرفکنندگان جهان بود.
در چنین شرایطی، قیمت نفت خام تنها طی چند هفته بیش از ۳۰ درصد افزایش یافت و به سطوحی رسید که از بحرانهای قبلی انرژی نیز فراتر میرفت. اوج این جهش در تاریخ ۲۰ آوریل ۲۰۲۶ رخ داد، زمانی که ایران پس از یک بازگشایی کوتاهمدت، مجدداً تنگه را مسدود کرد و همزمان، نیروی دریایی آمریکا یک کشتی باری ایرانی را توقیف نمود. در واکنش به این رویداد، قیمت نفت برنت ۵.۶ درصد و نفت خام وست تگزاس اینترمدییت حدود ۶.۹ درصد در یک روز رشد کردند.
تحلیلگران موسسه سیتی در گزارشی هشدار دادند که اگر اختلال در تردد نفتکشها از هرمز تنها برای یک ماه دیگر ادامه یابد، مجموع کاهش عرضه به حدود ۱.۳ میلیارد بشکه خواهد رسید که نتیجه آن افزایش قیمت هر بشکه نفت به نزدیکی ۱۱۰ دلار در سه ماهه دوم سال ۲۰۲۶ است. در مقابل، سوسیته ژنرال اعلام کرده که قیمتهای بالای فعلی (در محدوده ۹۵ دلار) تاکنون باعث کاهش حدود ۳ درصدی تقاضای جهانی نفت شده است؛ نشانهای از اینکه شوک قیمتی به تدریج اقتصادهای مصرفکننده را وادار به تعدیل میکند.
کریدورهای جایگزین و تلاش برای دور زدن بحران
در شرایطی که تنگه هرمز عملاً مسدود شده، کشورهای صادرکننده نفت خلیج فارس دست به کار شدهاند تا از مسیرهای جایگزین، نفت خود را به بازارهای جهانی برسانند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی دو پایانه نفتی استراتژیک را فعال کردهاند: پایانه ینبع در کرانه دریای سرخ و پایانه فجیره در کرانه دریای عمان. این دو بندر که در خارج از محدوده تنگه هرمز قرار دارند، این امکان را فراهم میکنند که نفت صادراتی از طریق خطوط لوله به دریای سرخ یا دریای عمان منتقل شده و از آنجا به مقصد برود.
بر اساس گزارش بانک ای ان زد، ظرفیت بارگیری ترکیبی این دو پایانه از ۵ میلیون بشکه در روز قبل از جنگ به ۶.۵ میلیون بشکه در روز افزایش یافته است. با وجود این افزایش چشمگیر، اما ارقام نشان میدهد که هنوز فاصله زیادی با ۲۰ میلیون بشکه نفت عبوری روزانه از هرمز وجود دارد.
به عبارت دیگر، کریدورهای جایگزین تنها میتوانند بخشی از کمبود را جبران کنند و فشار اصلی عرضه بر دوش بازار باقی خواهد ماند. از سوی دیگر، کویت نیز ناگزیر شده که شرایط فورس ماژور را برای محمولههای نفتی خود اعلام کند، چرا که هیچ راه امن و مطمئنی برای خروج نفتکشهایش از خلیج فارس وجود ندارد. این وضعیت، زنگ خطری جدی برای کشورهای واردکننده نفت، به ویژه در شرق آسیا، به صدا درآورده است.
مذاکرات پاکستان؛ نقطه عطف بازار نفت
در میان التهابهای نظامی، روزنهای از جنس دیپلماسی نیز گشوده شده است. پاکستان به عنوان میانجی، تلاش دارد تا هیئتهایی از ایران و آمریکا را پای میز مذاکره بنشاند و آتشبس دو هفتهای را که در آستانه انقضا است (چهارشنبه همین هفته)، تمدید، یا حتی به یک توافق گستردهتر تبدیل کند. بازار نفت با دقتی وسواسگونه، هر سیگنالی از این مذاکرات را رصد میکند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ضمن تأکید بر اینکه محاصره دریایی ایران تا زمان دستیابی به یک توافق صلح کامل ادامه خواهد یافت، تأیید کرده است که یک هیئت دیپلماتیک به پاکستان اعزام خواهد شد. اما در سمت مقابل، مقامات ارشد ایران از جمله محمدباقر قالیباف (رئیس مجلس) و عباس عراقچی (وزیر خارجه) با لحنی تند اعلام کردهاند که کشورشان «تحت سایه تهدیدها» حاضر به مذاکره نیست و همچنین «نقض مداوم آتشبس» توسط آمریکا را مورد انتقاد قرار دادهاند.
با این حال، گزارش وال استریت ژورنال نشان میدهد که ایران از اعزام هیأتی برای مذاکره به پاکستان خبر داده است. تحلیلگران ING معتقدند که سرمایهگذاران در حال دست کم گرفتن اختلال مداوم عرضه هستند و خوشبینی نسبت به مذاکرات، واقعیت تلخ شوک نفتی را تحت الشعاع قرار داده است. به عبارت روشنتر، حتی اگر مذاکرات آغاز شود، هیچ تضمینی برای بازگشت سریع نفت ایران به بازار وجود ندارد.
نتیجهگیری
قیمت نفت در لحظه نگارش این مقاله، بر روی لبه تیغ تعادل میان جنگ و صلح قرار دارد. دو سناریوی متضاد پیش روی بازار است: در سناریوی اول، اگر مذاکرات پاکستان به تمدید آتشبس یا امضای یک تفاهمنامه اولیه منجر شود، موجی از کاهش ریسک ژئوپلیتیک، قیمت نفت را به سرعت به کانال ۸۵ تا ۹۰ دلار بازخواهد گرداند.
اما در سناریوی دوم، شکست مذاکرات و ادامه محاصره نظامی هرمز، قیمت نفت را به بالای مرز ۱۱۰ دلار پرتاب خواهد کرد که پیامد آن، ورود همزمان تورم و رکود به بزرگترین اقتصادهای جهان خواهد بود. آنچه مسلم است، نفت دیگر یک کالای معمولی نیست؛ بلکه به شاخصی حساس برای سنجش احتمال صلح یا تشدید تنش تبدیل شده است.
سرمایهگذاران و سیاستگذاران تا پایان این هفته، چشمان خود را به اخبار پاکستان دوختهاند؛ چرا که هر خبر از اسلامآباد میتواند معادلات انرژی جهان را از نو بنویسد.















نظرات کاربران