به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، بازار طلا در روزهای اخیر وارد فاز سکون و انتظار شده است. فلز زرد که معمولاً در برابر عدم قطعیتهای سیاسی و اقتصادی واکنش نشان میدهد، این بار در محدوده ۴,۶۴۰ دلار تثبیت شده است. دو عامل بنیادی کلیدی پشت این احتیاط قرار دارد: از یک سو، بنبست در مذاکرات ایران و آمریکا بر سر تنگه هرمز و عدم ازسرگیری مذاکرات صلح، و از سوی دیگر، انتظار برای نشستهای چهار بانک مرکزی بزرگ جهان (فدرال رزرو آمریکا، بانک مرکزی اروپا، بانک انگلستان و بانک مرکزی ژاپن) در هفته جاری. در این گزارش، تأثیر این عوامل بنیادی بر جهت آینده طلا بررسی میشود.
۱. بنبست دیپلماتیک ایران و آمریکا؛ بلاتکلیفی در هرمز
مهمترین عامل ژئوپلیتیکی مؤثر بر طلا در روزهای اخیر، توقف مذاکرات صلح میان ایالات متحده و ایران است. دو طرف هنوز بر سر بازگشایی تنگه هرمز به توافق نرسیدهاند و دیپلماسی در جای درست لحاظ نشده است. این بنبست معاملهگران را در موقعیت دشواری قرار داده است.
از یک سو، اگر تنشها کاهش یابد و مذاکرات از سر گرفته شود، تقاضای امن برای دلار و طلا کاهش مییابد و طلا ممکن است فشار نزولی بیشتری را تجربه کند. از سوی دیگر، اگر تنشها تشدید شود و بنبست ادامه یابد، طلا به عنوان پناهگاه امن میتواند از این فضا سود ببرد، اما در عین حال تقویت دلار (به دلیل فرار سرمایه به سوی ارز امن) میتواند بخشی از این رشد را محدود کند. در شرایط فعلی که نه خبری از صلح است و نه تشدید تنش، بازار در حالت انتظار باقی مانده است.
۲. نشست بانکهای مرکزی؛ بزرگترین متغیر هفته جاری
هفته جاری از نظر سیاست پولی، یکی از شلوغترین هفتههای سال است. چهار بانک مرکزی کلیدی تصمیمات خود را اعلام میکنند و هرکدام میتوانند تأثیر مستقیمی بر ارزش دلار و در نتیجه قیمت طلا داشته باشند.
فدرال رزرو آمریکا مهمترین عامل این هفته است. اگر فدرال رزرو لحنی تندرو اتخاذ کند و بر افزایش نرخ بهره برای مهار تورم تأکید نماید، دلار تقویت خواهد شد که این موضوع برای طلا که بازدهی ثابتی ندارد، منفی و نزولی است. در مقابل، اگر فدرال رزرو لحنی میانهرو داشته باشد و نگرانی بیشتری نسبت به رشد اقتصادی نشان دهد، دلار تضعیف شده و طلا میتواند از این فضا سود ببرد.
بانک مرکزی اروپا نیز اگر سیاست انقباضی خود را تشدید کند، یورو در برابر دلار تقویت میشود و این موضوع به طور غیرمستقیم به نفع طلا تمام میشود. بانک انگلستان وضعیت مشابهی دارد؛ هرگونه افزایش نرخ بهره یا لحن انقباضی از سوی این بانک، به تضعیف دلار کمک میکند.
بانک مرکزی ژاپن اما وضعیت متفاوتی دارد. این بانک سالها است سیاست فوقانبساطی (نرخ بهره منفی و کنترل منحنی بازده) را دنبال میکند. اگر بانک مرکزی ژاپن نشانههایی از خروج از این سیاست و عادیسازی نرخ بهره ارائه دهد، ین ژاپن به شدت تقویت خواهد شد که این نیز به تضعیف دلار و در نتیجه تقویت طلا منجر میشود.
نکته کلیدی اما این است که اجماع تحلیلگران، فدرال رزرو را محور اصلی این هفته میداند. هر علامتی مبنی بر ادامه افزایش نرخ بهره به دلیل تورم چسبنده، میتواند طلا را به زیر سطح ۴,۶۴۰ دلار بفرستد.
۳. نقش قیمت نفت و تورم
قیمت نفت همچنان در سطوح بالا باقی مانده است. نفت گران به معنای فشار تورمی بیشتر است که بانکهای مرکزی را مجبور به ادامه سیاست انقباضی میکند. این موضوع برای طلا که بازدهی ثابتی ندارد و در مقابل داراییهای درآمد ثابت مانند اوراق قرضه رقابت میکند، یک تهدید محسوب میشود.
با این حال، اگر تنشهای هرمز کاهش یابد و نفت ارزان شود، انتظارات تورمی تعدیل شده و ممکن است فدرال رزرو لحن ملایمتری اتخاذ کند. چنین سناریویی میتواند به نفع طلا باشد، چرا که هم دلار تضعیف میشود و هم جذابیت نسبی طلا در برابر اوراق قرضه افزایش مییابد.
۴. احتیاط معاملهگران؛ دلیل اصلی تثبیت قیمت
ترکیب «ابهام ژئوپلیتیکی» از یک سو و «انتظار برای سیاست پولی» از سوی دیگر، باعث شده است معاملهگران از هرگونه موقعیتگیری تهاجمی خودداری کنند. این احتیاط، دلیل اصلی تثبیت طلا در محدوده ۴,۶۴۰ دلار است.
بازار منتظر است تا ببیند اولاً کدام طرف در مذاکرات هرمز پیروز میشود و آیا صلحی در کار است یا تشدید تنشها. ثانیاً فدرال رزرو چه تصمیمی میگیرد و لحن آن چگونه است. ثالثاً سایر بانکهای مرکزی چه جهتی را نشانه میروند و آیا هماهنگی میان آنها وجود دارد یا خیر.
تا زمانی که این ابهامات برطرف نشود، قیمت طلا در همین محدوده نوسانی و بیجهت باقی خواهد ماند.
۵. چشمانداز کلی؛ محتاطانه اما در انتظار محرک
طلا همچنان زیر خط روند صعودی قبلی (در محدوده ۴,۸۴۰ دلار) معامله میشود. این موضوع باعث شده است که دیدگاه کلی نسبت به طلا محتاطانه و اندکی نزولی باشد. اما برای اینکه فروشندگان با اطمینان وارد عمل شوند، به یک محرک قوی بنیادی نیاز است.
دو سناریو میتواند چنین محرکی باشد. نخست، فدرال رزرو شاهین؛ اگر فدرال رزرو تصریح کند که برای مهار تورم، افزایش نرخ بهره ادامه مییابد و احتمالاً سرعت آن نیز بیشتر خواهد شد. دوم، تداوم بنبست در خاورمیانه بدون پیشرفت صلح؛ اگر مذاکرات به طور کامل متوقف شود و چشمانداز صلح از بین برود.
در صورت تحقق این دو سناریو، طلا میتواند حمایت ۴,۶۴۰ دلار را از دست بدهد و ابتدا به سمت سطح ۴,۳۴۵ دلار (که مصادف با میانگین متحرک ۲۰۰ روزه است) حرکت کند. در صورت ادامه فشار فروش، هدف بعدی پایینترین سطح ثبتشده در ۲۳ مارس یعنی ۴,۱۰۰ دلار خواهد بود.
در مقابل، اگر فدرال رزرو لحن ملایمتری اتخاذ کند و نشانههایی از پیشرفت در مذاکرات صلح دیده شود، طلا میتواند به سمت مقاومت ۴,۸۴۰ دلار حرکت کند و احتمالاً آن را نیز آزمایش نماید.
نتیجهگیری
طلا در یک نقطه عطف حساس قرار دارد. دو نیروی متضاد بنیادی در حال کشمکش هستند. در سمت مثبت، تداوم تنشهای ژئوپلیتیکی در هرمز و بالابودن قیمت نفت (که از تورم حمایت میکند) قرار دارند. در سمت منفی، بنبست دیپلماتیک که ممکن است به نفع دلار تمام شود و احتمال تندروی فدرال رزرو که میتواند فشار زیادی بر طلا وارد کند.
در کوتاهمدت و در طول این هفته، نتیجه نشست فدرال رزرو بزرگترین متغیر تعیینکننده خواهد بود. اگر فدرال رزرو لحن تندرو داشته باشد، طلا احتمالاً حمایت ۴,۶۴۰ دلار را از دست میدهد. اگر لحن کبوترانه یا حتی منتظرانه داشته باشد، طلا میتواند به سمت مقاومت ۴,۸۴۰ دلار حرکت کند.
در میانمدت، مذاکرات صلح ایران و آمریکا کلید اصلی است. هرگونه پیشرفت ملموس در بازگشایی تنگه هرمز، ریسکهای ژئوپلیتیکی را کاهش داده و ممکن است فشار نزولی موقتی بر طلا ایجاد کند. اما در غیاب صلح پایدار، طلا به عنوان پناهگاه امن، حمایت ساختاری خود را حفظ خواهد کرد.
در نهایت، توصیه به سرمایهگذاران بنیادی این است که در شرایط فعلی، بازار در انتظار محرک قوی است. بهتر است تا اعلام نتایج نشست فدرال رزرو و روشن شدن تکلیف مذاکرات هرمز، از باز کردن موقعیتهای بزرگ اجتناب شود. سطح ۴,۶۴۰ دلار یک خط قرمز حیاتی برای خریداران طلا محسوب میشود. حفظ این سطح میتواند نویدبخش بازگشت خریداران و بهبود احساسات بازار باشد، اما شکست آن میتواند موج جدیدی از فروش را آغاز کند و طلا را به سمت سطوح پایینتر هدایت نماید.















نظرات کاربران