به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز قیمت اونس جهانی طلا (XAU/USD) در معاملات روز جمعه با افتی نزدیک به ۰.۶۰ درصد مواجه شد و در آستانه ثبت بازدهی منفی هفتگی قرار گرفت. افزایش قیمت انرژی، تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی و تغییر انتظارات درباره سیاست پولی بانکهای مرکزی، فضای معاملات فلز زرد را تحت فشار قرار دادهاند. اونس طلا پس از ثبت کف سهماهه در محدوده ۳۹۷۵ دلار، حوالی سطح ۴۰۰۰ دلار معامله میشود؛ محدودهای که اکنون به یکی از مهمترین نقاط تعیینکننده مسیر کوتاهمدت بازار تبدیل شده است.
برآوردها نشان میدهد طلا در هفته جاری در آستانه افتی نزدیک به ۳.۹۰ درصد قرار دارد. این کاهش در شرایطی رخ میدهد که طلا معمولاً در دورههای افزایش نااطمینانی اقتصادی و سیاسی بهعنوان دارایی امن مورد توجه قرار میگیرد. بااینحال، تحولات اخیر نشان میدهد افزایش قیمت انرژی و نگرانی از ماندگاری تورم میتواند اثر حمایتی تنشهای ژئوپلیتیکی را تحتالشعاع قرار دهد. در چنین شرایطی، توجه بازار از تقاضای پناهگاه امن به سمت هزینه نگهداری طلا، نرخ بهره و مسیر سیاست پولی تغییر میکند.
از منظر تحلیل تکنیکال نیز افت قیمت به زیر محدوده ۴۰۰۰ دلار، اهمیت بیشتری به رفتار معاملهگران در سطوح حمایتی پایینتر داده است. ساختار نزولی قیمت همچنان با ثبت سقفها و کفهای پایینتر مشخص میشود و شاخص قدرت نسبی نیز به محدوده اشباع فروش نزدیک شده است. بااینحال، نزدیک شدن یک شاخص به این محدوده بهتنهایی به معنای پایان روند نزولی نیست و برای ارزیابی احتمال بازگشت قیمت، واکنش بازار به حمایتهای پیشرو و توانایی خریداران در بازپسگیری مقاومتهای مهم باید بررسی شود.
افزایش قیمت انرژی چگونه معادلات بنیادی بازار طلا را تغییر داده است؟
یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر معاملات اخیر طلا، افزایش قیمت نفت و تشدید نگرانیها درباره تداوم فشارهای تورمی است. تشدید درگیریها در خاورمیانه و نگرانی از اختلال در مسیرهای انتقال انرژی، قیمت نفت را افزایش داده و احتمال باقی ماندن هزینههای انرژی در سطوح بالا را تقویت کرده است. در این فضا، سرمایهگذاران علاوه بر پیامدهای مستقیم تنشهای سیاسی، آثار احتمالی آن بر تورم، سیاست پولی و رشد اقتصادی را نیز در محاسبات خود لحاظ میکنند.
در چنین شرایطی، نفت خام وست تگزاس اینترمدیت (WTI)، بهعنوان شاخص نفت خام آمریکا، بیش از ۴ درصد رشد کرده و دوباره از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرده است. اهمیت این سطح تنها به افزایش قیمت نفت محدود نمیشود؛ زیرا گرانتر شدن انرژی میتواند هزینه حملونقل، تولید و خدمات را افزایش دهد و در صورت تداوم، روند کاهش تورم را با دشواری بیشتری مواجه کند. در نتیجه، احتمال آنکه بانکهای مرکزی برای مهار فشارهای تورمی سیاست پولی انقباضیتری اتخاذ کنند، مورد توجه بازار قرار گرفته است.
تورم پایدار میتواند حمایت سنتی طلا را محدود کند
طلا دارایی بدون بازده دورهای است و برخلاف اوراق قرضه، سود مشخصی به دارنده خود پرداخت نمیکند. به همین دلیل، افزایش انتظارات نرخ بهره میتواند هزینه فرصت نگهداری طلا را بالا ببرد و جذابیت نسبی آن را در مقایسه با داراییهای بهرهدار کاهش دهد. این رابطه به آن معنا نیست که قیمت طلا همواره در جهت مخالف نرخ بهره حرکت میکند، اما در شرایطی که نگرانیهای تورمی احتمال انقباض پولی را افزایش میدهند، فشار بر فلز زرد میتواند تشدید شود.
بازار اکنون با این پرسش مواجه است که آیا افزایش قیمت انرژی به موج تازهای از فشارهای تورمی منجر خواهد شد یا اثر آن موقتی باقی میماند. اگر نفت برای مدت طولانی بالای سطوح فعلی بماند، بانکهای مرکزی ممکن است برای جلوگیری از تثبیت انتظارات تورمی در سطوح بالا، ناچار به حفظ نرخهای بهره در محدودههای بالا یا حتی افزایش آنها شوند. چنین سناریویی برای طلا اهمیت دارد؛ زیرا حتی در صورت افزایش تقاضا برای داراییهای امن، چشمانداز نرخ بهره میتواند مانع از شکلگیری یک روند صعودی پایدار شود.
در مقابل، اگر تنشهای ژئوپلیتیکی به کاهش فعالیت اقتصادی یا افزایش تقاضا برای داراییهای امن منجر شوند، بخشی از فشار نزولی ممکن است تعدیل شود. بااینحال، رفتار اخیر قیمت نشان میدهد بازار فعلاً نسبت به خطر ماندگاری تورم و پیامدهای احتمالی آن برای سیاست پولی حساسیت بالایی دارد. بنابراین، جهت حرکت اونس طلا تنها به شدت تنشها وابسته نیست، بلکه به نحوه اثرگذاری این تحولات بر انتظارات تورمی و نرخ بهره نیز بستگی دارد.
دادههای اقتصادی آمریکا چه تصویری از مسیر سیاست پولی ارائه میدهند؟
دادههای اقتصادی اخیر آمریکا تصویری یکدست از وضعیت اقتصاد این کشور ارائه نمیکنند. از یک سو، شاخص احساسات مصرفکننده دانشگاه میشیگان در ماه اکتبر از ۴۸.۱ به ۴۸ کاهش یافته و به پایینترین سطح پنجماهه رسیده است. افزایش قیمت انرژی و انتظار برای تداوم نرخهای بهره بالا برای مدت طولانیتر، از جمله عواملی هستند که بر نگرش خانوارها اثر گذاشتهاند. افت این شاخص نشان میدهد فشار هزینههای زندگی همچنان یکی از نگرانیهای مهم مصرفکنندگان آمریکایی است.
انتظارات تورمی مصرفکنندگان در گزارش جدید نسبت به گزارش قبلی تغییری نکردهاند، اما همچنان بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو قرار دارند. مصرفکنندگان انتظار دارند تورم طی ۱۲ ماه آینده به ۴.۷ درصد برسد و در افق پنجساله نیز در سطح ۳.۵ درصد باقی بماند. فاصله این ارقام با هدف تورمی بانک مرکزی آمریکا نشان میدهد که کاهش پایدار تورم همچنان یکی از چالشهای اصلی سیاستگذاران پولی است. در صورت تثبیت چنین انتظاراتی، فضای لازم برای کاهش نرخ بهره ممکن است محدودتر شود.
در سوی دیگر، دادههای اولیه شاخص مدیران خرید (PMI) مؤسسه اساندپی گلوبال از بهبود فعالیت تولیدی و کاهش محدود شتاب بخش خدمات حکایت دارند. شاخص فعالیت تولیدی از ۵۵.۹ به ۵۶ در ماه اکتبر افزایش یافته است، درحالیکه شاخص خدمات مطابق انتظار تحلیلگران از ۵۸.۸ به ۵۷.۹ کاهش پیدا کرده است. این ارقام همچنان با گسترش فعالیت اقتصادی سازگارند، اما تفاوت عملکرد دو بخش نشان میدهد تصویر اقتصاد آمریکا پیچیدهتر از آن است که بتوان صرفاً بر اساس یک شاخص درباره مسیر رشد یا سیاست پولی نتیجهگیری کرد.
ترکیب افت احساسات مصرفکننده، انتظارات تورمی بالا و تداوم رشد فعالیت اقتصادی، شرایط دشواری را برای فدرال رزرو ایجاد میکند. ضعف اعتماد خانوارها میتواند نشانهای از فشار اقتصادی باشد، اما ماندگاری تورم و استمرار فعالیت اقتصادی ممکن است مانع از کاهش سریع نرخ بهره شود. برای بازار طلا، نتیجه این ترکیب به این بستگی دارد که سیاستگذاران کدام بخش از دادهها را در تصمیمهای آتی خود تعیینکنندهتر بدانند.
انتظارات نرخ بهره فدرال رزرو در کانون توجه معاملهگران قرار دارد
با وجود افزایش فشارهای تورمی و انتشار دادههای بالاتر از انتظار درباره تورم مصرفکننده و تولیدکننده در هفته گذشته، بازارهای پولی افزایش نرخ بهره در نشست هفته آینده فدرال رزرو را از محاسبات اصلی خود کنار گذاشتهاند. بااینحال، انتظارات برای نشست ماه دسامبر متفاوت است و بر اساس دادههای Prime Terminal، احتمال افزایش نرخ بهره در آن مقطع به ۷۸ درصد رسیده است. این اختلاف میان انتظارات کوتاهمدت و میانمدت نشان میدهد معاملهگران همچنان در حال ارزیابی میزان ماندگاری فشارهای تورمی هستند.
نشست فدرال رزرو در روزهای سهشنبه و چهارشنبه هفته آینده یکی از رویدادهای مهم پیشروی بازارهای جهانی خواهد بود. پس از آن، شاخص قیمت مخارج مصرف شخصی هسته (Core PCE) در روز پنجشنبه منتشر میشود؛ شاخصی که به دلیل حذف اقلام پرنوسان غذا و انرژی، یکی از معیارهای مهم فدرال رزرو برای ارزیابی روند تورم محسوب میشود. واکنش بازار به این دادهها میتواند در تعیین مسیر انتظارات نرخ بهره و در نتیجه، جهت حرکت اونس طلا نقش مهمی ایفا کند.
اگر دادههای تورمی نشان دهند فشار قیمتها همچنان پایدار است، احتمال حفظ سیاست پولی انقباضی در دورهای طولانیتر تقویت خواهد شد. چنین وضعیتی میتواند بازده اوراق قرضه و جذابیت نسبی داراییهای بهرهدار را تحت تأثیر قرار دهد و برای طلا محدودیت ایجاد کند. در مقابل، کاهش محسوس فشارهای تورمی میتواند انتظارات مربوط به افزایش نرخ بهره را تعدیل کند و فضایی برای بازیابی قیمت فلز زرد فراهم آورد. تا زمان انتشار دادههای جدید، سطح ۴۰۰۰ دلار همچنان در کنار تحولات بازار انرژی و انتظارات پولی، یکی از نقاط مهم ارزیابی رفتار معاملهگران خواهد بود.
شکست محدوده ۴۰۰۰ دلار ساختار نزولی اونس طلا را تقویت کرده است
از منظر تحلیل تکنیکال، قیمت اونس جهانی طلا پس از افت به کف سهماهه ۳۹۷۵ دلار، در محدوده ۴۰۰۰ دلار نوسان میکند. بازگشت قیمت از کف روزانه نشان میدهد خریداران در این محدوده برای جلوگیری از افت بیشتر وارد بازار شدهاند، اما این واکنش تاکنون به تغییر ساختار کلی قیمت منجر نشده است. فشار فروش همچنان قابل توجه است و تلاش برای تثبیت دوباره بالای ۴۰۰۰ دلار با مقاومت بازار روبهرو شده است.
ساختار نمودار همچنان از ثبت سقفهای پایینتر و کفهای پایینتر تشکیل شده است؛ الگویی که معمولاً با تداوم روند نزولی سازگار است. تا زمانی که قیمت نتواند سقفهای قبلی را پس بگیرد و مقاومتهای مهم را پشت سر بگذارد، بهبودهای کوتاهمدت را نمیتوان بهتنهایی نشانه تغییر روند دانست. در این میان، سطح ۴۰۰۰ دلار از نظر روانی اهمیت بالایی دارد، اما رفتار قیمت در حمایتهای پایینتر و کیفیت بازگشت از این محدوده نیز برای ارزیابی قدرت خریداران تعیینکننده خواهد بود.
شاخص قدرت نسبی یا RSI در دوره ۱۴ نیز به سمت محدوده اشباع فروش حرکت میکند. این وضعیت نشان میدهد شدت فشار نزولی افزایش یافته و قیمت در مقایسه با دامنه نوسانات اخیر در موقعیتی ضعیف قرار دارد. بااینحال، اشباع فروش به معنای الزام بازار به صعود نیست؛ در روندهای نزولی قدرتمند، این شاخص ممکن است برای مدتی در سطوح پایین باقی بماند. بنابراین، بررسی RSI باید در کنار ساختار قیمت و سطوح حمایت و مقاومت انجام شود.
حمایتهای ۳۹۷۵ و ۳۹۴۱ دلار مسیر افت احتمالی را مشخص میکنند
در سناریوی ادامه فشار فروش، نخستین سطح حمایتی اونس جهانی طلا کف روزانه ۳۹۷۵ دلار است؛ محدودهای که در جریان معاملات اخیر ثبت شده و اکنون به نخستین مانع در برابر افت بیشتر تبدیل شده است. واکنش قیمت به این سطح میتواند نشان دهد آیا تقاضای موجود برای توقف حرکت نزولی کافی است یا فروشندگان همچنان کنترل بازار را در اختیار دارند. تثبیت قیمت پایینتر از این محدوده، اهمیت حمایتهای بعدی را افزایش خواهد داد.
پس از سطح ۳۹۷۵ دلار، کف ثبتشده در ۱۷ ژوئیه در محدوده ۳۹۵۹ دلار قرار دارد. این سطح میتواند در صورت تداوم افت قیمت، بهعنوان حمایت بعدی مورد توجه قرار گیرد. در ادامه، کف قیمت از ابتدای سال تاکنون در محدوده ۳۹۴۱ دلار قرار دارد که یکی دیگر از سطوح مهم نمودار محسوب میشود. عبور از این حمایتها میتواند ساختار نزولی را تقویت کند، هرچند واکنش قیمت در هر مرحله و میزان تثبیت زیر سطوح یادشده برای ارزیابی ادامه حرکت اهمیت دارد.
نکته مهم این است که نزدیک شدن قیمت به حمایتهای متوالی، بهتنهایی احتمال بازگشت را اثبات نمیکند. اگر اونس طلا در محدوده ۳۹۷۵ تا ۳۹۴۱ دلار با افزایش تقاضا مواجه شود، امکان شکلگیری یک بازگشت کوتاهمدت وجود خواهد داشت. در مقابل، تداوم فشار فروش و ناتوانی خریداران در بازپسگیری محدوده ۴۰۰۰ دلار میتواند زمینه را برای آزمون مجدد حمایتهای پایینتر فراهم کند. در این شرایط، رفتار قیمت در اطراف کف سهماهه ۳۹۷۵ دلار اهمیت ویژهای دارد.
مقاومت ۴۱۰۰ دلار نخستین آزمون جدی برای بازگشت قیمت است
در سمت صعودی، نخستین هدف خریداران بازپسگیری محدوده ۴۱۰۰ دلار است. عبور از این سطح میتواند مسیر حرکت به سمت ۴۲۰۰ دلار را در کانون توجه قرار دهد، اما صرف افزایش قیمت تا این محدوده برای تغییر ساختار نزولی کافی نخواهد بود. بازار باید بتواند مقاومتها را پشت سر بگذارد و با تثبیت قیمت در سطوح بالاتر، نشانههایی از بهبود تقاضا ارائه کند.
در صورت عبور از سطح ۴۲۰۰ دلار، میانگین متحرک ساده ۱۰۰روزه در محدوده ۴۲۲۴ دلار بهعنوان مقاومت بعدی مطرح میشود. این میانگین متحرک با محاسبه میانگین قیمت در ۱۰۰ روز گذشته، تصویری از روند میانمدت بازار ارائه میدهد و میتواند برای معاملهگران بهعنوان یکی از معیارهای سنجش وضعیت قیمت مورد توجه قرار گیرد. عبور پایدار از این سطح میتواند نشانهای از کاهش بخشی از فشار نزولی باشد، هرچند تأیید تغییر روند به رفتار قیمت در سایر مقاومتها نیز وابسته است.
مقاومت بعدی میانگین متحرک ساده ۵۰روزه در محدوده ۴۳۰۲ دلار است. این سطح در مقایسه با قیمت فعلی فاصله بیشتری دارد و عبور از آن مستلزم بازیابی قابل توجه قیمت خواهد بود. در ادامه، محدوده ۴۵۰۰ دلار بهعنوان سطح بالاتر در ساختار تکنیکال مطرح میشود. بااینحال، تا زمانی که قیمت زیر مقاومتهای ۴۱۰۰ و ۴۲۰۰ دلار قرار دارد، تمرکز اصلی تحلیل بر توانایی خریداران برای مهار فشار فروش و جلوگیری از ثبت کفهای جدید باقی میماند.
جمعبندی؛ ماندگاری زیر ۴۰۰۰ دلار یا بازگشت به مسیر بازیابی؟
اونس جهانی طلا در شرایطی به پایان هفته نزدیک میشود که افزایش قیمت انرژی، نگرانی از تداوم تورم و احتمال سختگیرانهتر شدن سیاست پولی، فشار بنیادی قابل توجهی بر بازار وارد کردهاند. افت هفتگی نزدیک به ۳.۹۰ درصدی و ثبت کف سهماهه ۳۹۷۵ دلار نشان میدهد اثر این عوامل در معاملات اخیر پررنگ بوده است. در کنار آن، ساختار نزولی نمودار و حرکت شاخص قدرت نسبی به سمت اشباع فروش، همچنان بر ضعف موقعیت کوتاهمدت قیمت دلالت دارند.
در سناریوی نزولی، از دست رفتن حمایت ۳۹۷۵ دلار میتواند مسیر حرکت به سمت ۳۹۵۹ و سپس ۳۹۴۱ دلار را هموار کند. در مقابل، بازپسگیری ۴۱۰۰ دلار و عبور از ۴۲۰۰ دلار نخستین نشانههای بهبود موقعیت خریداران خواهد بود؛ سطوحی که پس از آنها میانگینهای متحرک ۱۰۰روزه در ۴۲۲۴ دلار و ۵۰روزه در ۴۳۰۲ دلار قرار دارند. سطح ۴۵۰۰ دلار نیز در مراحل بالاتر، محدوده مهمی برای ارزیابی بازیابی قیمت محسوب میشود.
در مجموع، مسیر کوتاهمدت اونس جهانی طلا به تعامل میان تحولات ژئوپلیتیکی، قیمت انرژی، دادههای تورمی آمریکا و انتظارات نرخ بهره وابسته است. نشست فدرال رزرو و انتشار شاخص Core PCE در هفته آینده میتوانند جهت انتظارات بازار را تغییر دهند. تا آن زمان، محدوده ۴۰۰۰ دلار و حمایت ۳۹۷۵ دلار در سمت پایین و مقاومتهای ۴۱۰۰ و ۴۲۰۰ دلار در سمت بالا، چارچوب اصلی ارزیابی وضعیت تکنیکال طلا را تشکیل میدهند.















نظرات کاربران