به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، بازارهای جهانی در حالی وارد هفته جدید میشوند که فلز زرد، طلا، پس از تجربه یک افت قابلتوجه به پایینترین سطح خود در بیش از یک ماه اخیر، تلاش میکند تا اندکی خود را باز یابد. قیمت هر اونس طلا در معاملات روز دوشنبه و در آستانه شروع جلسه اروپا، موفق شده خود را بالای سطح روانی و مهم ۴۵۰۰ دلار نگه دارد. با این حال، آنچه در ظاهر یک بهبود قیمتی به نظر میرسد، در باطن چندان مستحکم و قابل اتکا نیست. تحلیلگران معتقدند این افزایش محدود طلا عمدتاً فاقد یک محرک بنیادین واضح است و به همین دلیل، احتمال خاموش شدن سریع آن بسیار بالاست.
از یک سو، زمزمههای افزایش تنش میان آمریکا و ایران به اوج خود رسیده و نگرانیهای تورمی را در سراسر جهان زنده کرده است. از سوی دیگر، دلار آمریکا روزهای قدرتمندی را سپری میکند و این قدرت، همراه با انتظار برای افزایش نرخ بهره، سقف غیرقابلنفوذی را بر سر طلای بدونبازده ترسیم کرده است. در این مقاله، قصد داریم با نگاهی عمیق و تشریحی، لایههای پنهان این نوسانات را بررسی کنیم و نشان دهیم که چرا آینده طلا بیش از هر زمان دیگری به دو عامل وابسته است: تنشهای ژئوپلیتیک و سیاستهای پولی فدرال رزرو.
تشدید تنشهای ژئوپلیتیک و اثر آن بر بازارها
دلیل اصلی ناآرامیهای روزهای اخیر را باید در خلیج فارس جستجو کرد. آتشبس شکننده و بیثباتی که میان آمریکا و ایران برقرار شده بود، عملاً روز دوشنبه از هم پاشید. یک دور تازه و خطرناک از درگیریها در این منطقه استراتژیک آغاز شده است. بر اساس گزارشهای تأییدشده، امارات متحده عربی و کره جنوبی اعلام کردهاند که حملاتی با موشک و پهپاد به کشتیها در مسیر این آبراه حیاتی انجام شده است.
در حادثهای جدیتر، مقامات اماراتی تأیید کردند که بندر نفتی فجیره هدف حملات قرار گرفته و آتشسوزی گستردهای در آن رخ داده است. واکنش آمریکا اما بسیار تند و بیسابقه بود. این فضای ملتهب، دیگر هیچ شکی برای فعالان بازار باقی نگذاشته که خاورمیانه در آستانه یک تنش بزرگتر قرار دارد.
طبیعتاً نخستین واکنش را بازار نفت نشان داد و قیمت نفت خام روز دوشنبه یک جهش قوی و ناگهانی را تجربه کرد. نکته مهم اینجا است که بازارها این جهش قیمت نفت را نه یک شوک موقتی، بلکه نشانهای از بازگشت فشار تورمی پایدار میدانند. منطق اقتصادی ساده است: وقتی بهای انرژی به دلیل جنگ اوج میگیرد، هزینه تولید و حملونقل همه کالاها افزایش مییابد و این افزایش در نهایت به صورت تورم سراسری به جوامع بازمیگردد. در نتیجه، برخلاف تصور اولیه که جنگ باید طلا را به عنوان یک پناهگاه امن تقویت کند، اینجا مکانیسم دیگری حاکم شده است. رشد قیمت نفت، انتظارات تورمی را چنان بالا برده که بانکهای مرکزی را مجبور به واکنش شدید خواهد کرد. در رأس این بانکها، فدرال رزرو آمریکا قرار دارد که اکنون چارهای جز اتخاذ یک رویکرد بسیار سختگیرانهتر و تهاجمیتر نسبت به نرخ بهره ندارد.
برای اثبات این ادعا، میتوان به تغییر سریع دادههای بازار اشاره کرد. ابزار معروف فدواچ گروه سیامای نشان میدهد که تا روز جمعه هفته گذشته، احتمال افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو تا پایان سال جاری کمتر از ۱۰ درصد بود. اما همین یک دور تنش در خلیج فارس کافی بود تا این احتمال ظرف تنها چند روز به حدود ۳۵ درصد برسد. این تغییر دیدگاه، یک زلزله تمامعیار در بازارهای مالی محسوب میشود.
دلار قوی و معمای سرمایهگذاری در طلا
اکنون معمای اصلی سرمایهگذاران شکل میگیرد. آیا باید به سمت طلا به عنوان یک پناهگاه امن در برابر جنگ رفت یا از آن دور شد چون نرخ بهره در حال افزایش است؟ پاسخ فعلی بازار به نفع گزینه دوم است. چرا که افزایش انتظارات برای نرخ بهره بالاتر، مستقیماً به معنی افزایش بازدهی اوراق قرضه خزانهداری آمریکاست. اوراقی که اکنون رقیب مستقیم طلا محسوب میشوند؛ زیرا طلا برخلاف اوراق قرضه، هیچ بهره یا سودی را به سرمایهگذار پرداخت نمیکند. وقتی بازده اوراق قرضه بالا میرود، سرمایهگذاران طلای بدونبازده خود را میفروشند و به سمت خرید اوراق سودده میروند. این جریان سرمایه، علاوه بر اینکه سقف محکمی را بر قیمت طلا تحمیل میکند، یک اثر جانبی هم دارد: تقویت بیشتر دلار آمریکا. دلاری که این روزها به لطف تنشهای ژئوپلیتیک و نقش خود به عنوان ارز ذخیره جهان، روزهای خوبی را سپری میکند. تقابل مستقیم آمریکا و ایران بر سر تنگه هرمز نیز به نوبه خود، امنیت و پشتوانه دلار را بیش از پیش به رخ میکشد. بنیادینها به وضوح نشان میدهند که در چنین شرایطی، هر حرکت کوچک و موقتی طلا به سمت بالا، با موج جدیدی از فروش مواجه خواهد شد.
به عبارت سادهتر، بازار هنوز هیچ نشانه قانعکنندهای دال بر اینکه طلا به کف قیمتی خود رسیده باشد، ارائه نداده است و سرمایهگذاران حرفهای ترجیح میدهند تا مشاهده خریدهای قوی و پشتسرهم صبر کنند.
نگاه به نمودار: حرف آخر را تکنیکال میزند
اگر از تحلیل بنیادین فاصله بگیریم و به نمودار چهار ساعته طلا نگاه کنیم، تصویر روشنتری از وضعیت فعلی به دست میآید. میانگین متحرک ساده ۲۰۰ دورهای که یکی از معتبرترین سطوح در تحلیل تکنیکال است، در قیمت ۴۶۵۵ دلار قرار دارد. طلا در حال حاضر در زیر این سطح مهم قرار گرفته و تا زمانی که نتواند از آن عبور کند، نمیتوان از تغییر روند صحبت کرد. از سوی دیگر، یک کمربند مقاومتی گسترده بر سر قیمت سنگینی میکند. نخستین مانع بزرگ در سطح ۴۵۹۵ دلار قرار دارد که معادل ۳۸.۲ درصد از موج صعودی مارس تا آوریل را تشکیل میدهد. طلا در تلاشهای اخیر خود، یکی پس از دیگری با این دیوار مقاومتی برخورد کرده و عقبنشینی کرده است.
شاخصهای مومنتوم نیز که حرکت و قدرت قیمت را نشان میدهند، وضعیت چندان مساعدی ندارند. شاخص قدرت نسبی یا آراسآی، در رقم ۳۹.۸۴ قرار گرفته که به وضوح زیر خط ۵۰ است و این یعنی فروشندگان همچنان کشتی را در دست دارند. شاخص مکدی نیز که محل تلاقی میانگینهای متحرک را نشان میدهد، همچنان در محدوده منفی به سر میبرد. این شرایط تکنیکال به ما میگوید که افزایش قیمت این روزهای طلا، بیشتر شبیه به نفسهای آخر یک روند نزولی طولانی است تا آغاز یک صعود قدرتمند. واگرایی میان قیمت و شاخصهای مومنتوم وجود ندارد و هرگونه بهبودی بیشتر، احتمالاً با رسیدن به محدوده ۴۵۹۵ دلار و سپس ۴۶۵۵ دلار با مانع جدی مواجه خواهد شد.
برای یافتن نقاط حمایتی اما باید به پایین نگاه کرد. مهمترین خط دفاعی طلا در حال حاضر قیمت ۴۵۰۰ دلار است که با سطح ۵۰ درصد اصلاحی فیبوناچی مطابقت دارد. از دست رفتن این سطح، درهای سقوط به سمت حمایت بعدی یعنی ۴۴۰۷ دلار (۶۱.۸ درصد اصلاحی) را خواهد گشود. اگر فشار فروش تشدید شود و نزول بازار ادامه پیدا کند، دو کف عمیقتر در قیمتهای ۴۲۷۴ دلار و حتی ۴۱۰۴ دلار نیز قابل پیشبینی هستند. در چنین شرایطی، هر معاملهگری که قصد ورود به سمت خرید طلا را دارد، باید بسیار محتاط باشد و منتظر بماند تا قیمت نهتنها از سطوح مقاومتی عبور کند، بلکه آنها را تثبیت کند.
نتیجهگیری
در یک جمعبندی جامع، باید گفت طلا امروز در میانه یک جنگ تمامعیار اقتصادی گرفتار شده است. در یک سوی نبرد، هرجومرج ژئوپلیتیک و ترس از گسترش آتش جنگ در خاورمیانه قرار دارد که بهطور سنتی به نفع طلا عمل میکند. اما در سوی دیگر، زنجیرهای قوی و قدرتمند از افزایش قیمت نفت، شعلهور شدن انتظارات تورمی، چشمانداز افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو، صعود بازده اوراق قرضه و در نهایت تثبیت دلار در اوج قرار گرفته است. در این کشاکش، به نظر میرسد وزن زنجیره دوم بسیار سنگینتر از ترس ناشی از جنگ باشد.
به همین دلیل، بهبود قیمتی که این روزها در طلا میبینیم، شکننده، موقتی و فاقد پشتوانه بنیادین قوی به نظر میرسد. سرمایهگذاران خرد و حرفهای باید هوشیار باشند و فریب این نوسانات مثبت کوچک را نخورند. استراتژی احتیاطی و انتظار برای مشاهده خریدهای قاطع و مداوم، تنها راه منطقی برای محافظت از سرمایه در این فضای مبهم و دوگانه است. به عبارتی، تا زمانی که طلا نتواند قاطعانه از سطح ۴۵۰۰ دلار دفاع کند یا از کمربند مقاومتی ۴۶۵۵ دلار عبور کند، هر حرکت صعودی دیر یا زود محکوم به فروپاشی خواهد بود. نقطه عطف ماجرا، تداوم یا کاهش تنشهای ژئوپلیتیک در روزهای آینده است که باید با دقت رصد شود.















نظرات کاربران