به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، سقوط ۳ درصدی طلا در روز جمعه ۵ ژوئن اگرچه عمدتاً به گزارش اشتغال آمریکا نسبت داده میشود، اما آنچه این سقوط را از جنبه دیگری جالب میکند، شرایط حاکم بر خاورمیانه است. به طور سنتی، تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی – از جنگ تا بحرانهای منطقهای – تقاضای پناهگاه امن برای طلا را افزایش میدهد و قیمت آن را بالا میبرد. اما این بار، قضیه برعکس شد. چرا؟
پاسخ در مکانیسم غیرمستقیم اثرگذاری تنشها نهفته است. در شرایط کنونی، افزایش تنشها با اختلال در عرضه انرژی، قیمت نفت را جهش میبخشد، تورم را تشدید میکند و انتظارات افزایش نرخ بهره را تقویت مینماید. در این میان، اثر منفی ناشی از افزایش نرخ بهره (و به تبع آن، تقویت دلار و افزایش بازده اوراق) بر اثر مثبت تقاضای امن غلبه کرده است. در ادامه، ابعاد مختلف این دوگانگی و پیامدهای تکنیکال آن را بررسی میکنیم.
خاورمیانه؛ شکست آتشبس، تنگه هرمز بسته
تنشها در خاورمیانه در هفته گذشته نه تنها فروکش نکرد، بلکه ابعاد جدیدی نیز پیدا کرد. در روزهای اخیر، چند رویداد مهم رخ داده است:
نخست، حزبالله لبنان روز جمعه رسماً توافق آتشبس میانجیگری شده توسط آمریکا میان اسرائیل و لبنان را رد کرد و آن را «پوچ، تحقیرآمیز و توهینآمیز» خواند. این واکنش در حالی صورت گرفت که حملات اسرائیل به عمق خاک لبنان ادامه دارد و هرگونه امید به صلح سریع را از بین برده است. ایران که حامی حزبالله است، توقف درگیری در لبنان را به عنوان یک خواسته کلیدی در مذاکرات صلح مطرح کرده بود و با رد آتشبس، دیپلماسی برای دستیابی به توافق گستردهتر میان آمریکا و ایران بار دیگر با شکست مواجه شد.
دوم، جدا از وقایع لبنان، هفته گذشته حملات موشکی ایران به کویت و بحرین و پاسخ آمریکا با حملات به جزیره قشم ایران رخ داد. حلقه محاصره منطقه به شکل خطرناکی تنگتر شده است.
سوم و مهمتر از همه، تنگه هرمز که روزانه حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور میکند، عملاً تقریباً بسته باقی مانده و بزرگترین اختلال در تاریخ عرضه نفت را ایجاد کرده است. اختلال در تردد نفتکشها نه تنها قیمت انرژی را در بالاترین سطح نگه داشته، بلکه از مجرای تورم، انتظارات افزایش نرخ بهره را نیز تغذیه میکند.
برای طلا، این وضعیت یک دوگانگی ایجاد کرده است. از یک سو، تنشها باید تقاضای امن را افزایش دهند، اما از سوی دیگر، از طریق افزایش قیمت انرژی، انتظارات افزایش نرخ بهره را تقویت کرده و دلار را بالا میبرند. در حال حاضر، اثر دوم بر اولی غلبه کرده است. تا زمانی که تنگه هرمز بسته است و انتظارات تورمی بالا باقی مانده، طلا نمیتواند از مزیت سنتی خود به عنوان پناهگاه امن بهره ببرد.
شکست سطوح کلیدی تکنیکال
شاید مهمترین سیگنالی که بازار طلا در هفته گذشته ارسال کرد، شکست سطوح تکنیکال کلیدی بود. از منظر تحلیل نمودارها، وضعیت طلا بحرانی ارزیابی میشود:
شکست میانگین متحرک ۲۰۰ روزه: قیمت طلا با سقوط جمعهای خود، میانگین متحرک ۲۰۰ روزه را که در محدوده ۴,۴۳۰ تا ۴,۴۴۰ دلار قرار داشت و به عنوان آخرین خط دفاعی ساختار صعودی طلا شناخته میشد، پشت سر گذاشت. این شکست از نظر تکنیکال یک سیگنال بسیار قوی در جهت ادامه نزول محسوب میشود. در ادبیات تحلیل تکنیکال، زمانی که قیمت زیر میانگین متحرک ۲۰۰ روزه قرار میگیرد، روند بلندمدت نزولی تلقی میشود.
تأیید الگوی مثلث نزولی: در نمودار روزانه طلا، الگوی مثلث نزولی تکمیل و کف آن شکسته شده است. این الگو که مرز پایینی آن در محدوده ۴,۴۳۰ تا ۴,۴۰۰ دلار قرار داشت، اکنون به عنوان یک مقاومت قدرتمند عمل میکند. تا زمانی که قیمت نتواند به بالای این محدوده بازگردد، فروشندگان تکنیکال بر بازار مسلط خواهند بود. الگوی مثلث نزولی یکی از قابلاطمینانترین الگوهای ادامه روند نزولی است.
شاخص RSI و مومنتوم نزولی: شاخص قدرت نسبی پس از تلاشهای کوتاهمدت برای بازگشت، بار دیگر به زیر سطح ۴۰ سقوط کرده است. این موضوع نشاندهنده تداوم مومنتوم نزولی و احتمال کاهش بیشتر قیمت است. نکته مهم اینکه RSI هنوز وارد منطقه «فروش بیش از حد» نشده است. منطقه فروش بیش از حد معمولاً زیر سطح ۳۰ تعریف میشود. این یعنی بازار هنوز پتانسیل ریزش بیشتری دارد و هنوز به نقطه اشباع فروش نرسیده است.
سطوح حمایتی و مقاومتی پیش رو
با شکستهشدن کف مثلث نزولی، مسیر برای اهداف پایینتر هموار شده است. مهمترین سطوح حمایتی پیش روی طلا عبارتند از:
حمایت اول - محدوده ۴,۲۴۰ دلار: این سطح منطبق بر اصلاحی ۷۸.۶ درصد فیبوناچی از روند صعودی نوامبر تا فوریه است و به عنوان اولین خط دفاعی خریداران عمل میکند. در صورت شکست این سطح، حرکت به سطوح پایینتر تسریع خواهد شد.
حمایت دوم - سطح ۴,۱۰۰ دلار: یک سطح روانی مهم که میتواند حمایت نسبی ایجاد کند.
حمایت سوم - سطح روانی ۴,۰۰۰ دلار: کف روانی مهمی که بسیاری از تحلیلگران آن را آخرین سنگر طلا در کوتاهمدت میدانند. شکست این سطح میتواند طلا را به سمت ۳,۸۰۰ دلار و پایینتر سوق دهد.
در سمت مقاومت نیز، شرایط به شرح زیر است:
مقاومت اول - محدوده ۴,۴۳۰ تا ۴,۴۰۰ دلار: این محدوده که پیش از این حمایت بود، اکنون به یک مقاومت کلیدی تبدیل شده است. بازگشت به بالای این محدوده برای احیای موقت طلا ضروری است.
مقاومت دوم - سطوح ۴,۵۲۰ تا ۴,۵۴۰ دلار: این محدوده منطبق بر میانگین متحرک ۲۰ روزه و خط روند نزولی کوتاهمدت است.
مقاومت سوم - ۴,۶۸۰ دلار و سپس ۴,۸۰۰ دلار: اهداف بعدی در صورت تداوم اصلاح صعودی.
فصل چهارم: هفته آینده؛ تقویم سرنوشتساز
هفته آینده از حیث انتشار دادههای اقتصادی، هفتهای تعیینکننده برای بازار طلا خواهد بود. مهمترین رویدادها به ترتیب عبارتند از:
روز چهارشنبه ۱۰ ژوئن، شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) ماه مه منتشر میشود. این مهمترین داده اقتصادی هفته است. پیشبینیها حاکی از آن است که CPI ماهانه ۰.۵+ درصد و CPI سالانه ۴.۲+ درصد باشد. سطح کلیدی برای بازار، جزء هستهای ماهانه CPI است که پیشبینی میشود ۰.۳+ درصد گزارش شود. در صورت گزارش رقم بالاتر از پیشبینی، انتظارات افزایش نرخ بهره تقویت شده و فشار نزولی بیشتری بر طلا وارد خواهد شد. در صورت گزارش نرمتر از انتظار، طلا ممکن است جهشی کوتاهمدت را تجربه کند.
روز پنجشنبه ۱۱ ژوئن، شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) ماه مه و آمار مطالبات بیکاری منتشر میشوند. PPI به عنوان شاخص پیشرو تورم مصرفکننده اهمیت دارد. پیشبینی میشود PPI ماهانه ۰.۶+ درصد گزارش شود که در مقایسه با جهش ۱.۴+ درصدی ماه قبل، کاهش محسوسی را نشان میدهد. با این حال، هر رقم بالاتر از پیشبینی میتواند نگرانیهای تورمی را تشدید کند.
روز جمعه ۱۲ ژوئن، شاخص اعتماد مصرفکننده ژوئن منتشر میشود که میتواند تصویری از وضعیت اقتصادی ارائه دهد.
نکته کلیدی: هفته آینده، اولین نشست فدرال رزرو به ریاست کوین وارش (۱۶-۱۷ ژوئن) نیز در پیش است و دادههای تورم هفته آینده آخرین دادههای مهم پیش از آن نشست محسوب میشوند. به همین دلیل، بازارها با حساسیت بسیار بیشتری به هر رقم تورمی واکنش نشان خواهند داد.
نتیجهگیری
بازار طلا در شرایطی وارد هفته جدید میشود که دو نیروی متضاد آن را در دام خود گرفتار کردهاند. از یک سو، تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه – از رد آتشبس لبنان تا حملات موشکی در خلیج فارس و اختلال در تنگه هرمز – به طور سنتی باید تقاضای امن برای طلا را افزایش دهد. از سوی دیگر، همین تنشها از طریق افزایش قیمت انرژی، انتظارات تورمی را بالا برده و شرطهای افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو را تقویت کردهاند. در حال حاضر، اثر دوم بر اولی غلبه کرده است و طلا نتوانسته از مزیت پناهگاه امن خود بهره ببرد.
از منظر تکنیکال، وضعیت طلا شکننده ارزیابی میشود. شکست میانگین متحرک ۲۰۰ روزه و تکمیل الگوی مثلث نزولی، دو سیگنال قوی نزولی هستند. با توجه به اینکه شاخص RSI هنوز وارد منطقه اشباع فروش نشده، پتانسیل کاهش بیشتر وجود دارد. حمایت اصلی بعدی طلا در محدوده ۴,۲۴۰ دلار قرار دارد و در صورت شکست آن، مسیر تا ۴,۰۰۰ دلار باز خواهد شد.
برای سرمایهگذاران، هفته آینده و به ویژه دادههای تورم CPI و PPI تعیینکننده خواهد بود. هرگونه شاخص تورمی بالاتر از حد انتظار، انتظارات افزایش نرخ بهره را تقویت کرده و فشار نزولی بیشتری بر طلا وارد میکند. برعکس، دادههای ضعیفتر از انتظار ممکن است جهشی موقتی رقم بزند. با این حال، تا زمانی که چشمانداز نرخ بهره و تحولات تنگه هرمز روشن نشود، طلا در میانمدت تحت فشار باقی خواهد ماند. احتیاط در معاملات و مدیریت ریسک در چنین شرایطی بیش از هر زمان دیگری ضروری است.















نظرات کاربران