به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، بازار جهانی طلا روز دوشنبه شاهد تداوم ریزشهای بیامان بود؛ قیمت هر اونس طلای نقدی در معاملات آسیایی بار دیگر سطح روانی ۴۳۰۰ دلار را از دست داد و تا محدوده ۴۲۸۵ دلار عقبنشست و به پایینترین سطح خود از ۲۳ مارس دست یافت. این افت بیسابقه، ادامهدهنده ریزش سنگین جمعه شب گذشته بود که در پی انتشار گزارش اشتغال غیرمنتظره قوی آمریکا رخ داد. طلا در آن شب با بیش از ۳.۳ درصد ریزش، به ۴۳۲۷ دلار سقوط کرد و تمامی رشدهای ابتدای سال را خنثی ساخت. اما آنچه این بار بازار طلا را از الگوهای تاریخی خود جدا کرده است، واگرایی بیسابقه میان تهدیدهای ژئوپلیتیک و رفتار سرمایهگذاران است. تنش داغ خاورمیانه نه تنها طلا را نجات نداد، بلکه موج جدیدی از افزایش قیمت نفت، دلار قویتر و انتظارات تورمی را رقم زد، بازیای که در آن فلز زرد نه به عنوان پناهگاه، که به عنوان قربانی از میدان خارج میشود.
کابوس شماره ۱۷۲,۰۰۰ – روایتی از قویترین گزارش اشتغال در سالهای اخیر
آنچه بازار طلا را از ابتدای هفته به ورطه نابودی کشید، نه یک تحول نظامی یا شوک عرضه، بلکه یک اعلامیه آماری بود. در ساعت ۸:۳۰ صبح جمعه به وقت واشنگتن، اداره آمار کار آمریکا گزارش ماه مه اشتغال غیرکشاورزی را منتشر کرد؛ ۱۷۲,۰۰۰ شغل جدید در برابر پیشبینی تحلیلگران که تنها ۸۵,۰۰۰ را انتظار میکشیدند. اما این تنها بخش ظاهری ماجراست. آنچه بازار را به لرزه درآورد، بازبینی صعودی دو ماه قبل بود: آوریل از ۱۱۵,۰۰۰ به ۱۷۹,۰۰۰ و مارس از ۱۸۵,۰۰۰ به ۲۱۴,۰۰۰. در مجموع ۹۳,۰۰۰ شغل بیشتر از آنچه بازار انتظار داشت. نرخ بیکاری نیز بر خلاف نگرانیها در ۴.۳ درصد ثابت ماند و رشد متوسط دستمزد ساعتی در سطح ۳.۴ درصد، هرگونه امید به سرد شدن اقتصاد را نابود کرد. به عبارت دیگر، سه ماه منتهی به مه ۲۰۲۶، با میانگین ۱۸۸,۰۰۰ شغل جدید در ماه، قویترین دوره اشتغالزایی در دو سال اخیر را رقم زد، رقمی که بیش از سه برابر سطح مورد نیاز برای حفظ ثبات بازار کار است. در چنین شرایطی، شعار «فدرال رزرو باید به زودی کاهش نرخ دهد» به یک خاطره تلخ تبدیل شد.
اما شاید مهمترین زنگ خطری که اقتصاددانان را شگفتزده کرد، قدرت بیسابقه چندین ماه متوالی اشتغال و همسو شدن آن با سیگنالهای تورمی بود. در آوریل ۲۰۲۶، شاخص قیمت مصرفکننده با جهشی ناگهانی به ۳.۸ درصد رسید، بازگشتی به سطوحی که از مه ۲۰۲۳ دیده نشده بود. شاخص مخارج مصرفی شخصی (PCE) نیز در همان سطح ۳.۸ درصد تثبیت شد، هر دو به طرز نگرانکنندهای بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو.
در این میان، نفت نیز سهم خود را در تشدید التهاب تورمی ایفا میکند. تنش مسلحانه میان ایران و اسرائیل و تداوم بسته بودن تنگه هرمز، قیمت نفت خام را به بالای ۹۵ دلار در هر بشکه رسانده، محدودهای که اگر تثبیت شود، خود به تنهایی میتواند تورم را ۰.۵ تا ۰.۷ درصد افزایش دهد. این ترکیب سمی یعنی اشتغال قوی، تورم چسبنده و قیمت بالای انرژی، بازار را به سمت چیزی کشانده است که تحلیلگران از آن به عنوان «بازگشت معاملات انقباضی» یاد میکنند.
سیاست پولی در نقطه عطف – گزارش اشتغالی که ورق را برگرداند
این شوک دادهای به سرعت در بازارهای مالی و به ویژه در پیشبینیهای نرخ بهره منعکس شد. تا پیش از انتشار گزارش جمعه، بازار هنوز ردپایی از امید به کاهش نرخ بهره را با خود حمل میکرد. اما از ساعات ابتدایی شنبه به وقت نیویورک، معادلات به کلی تغییر کرد. فدرال رزرو که تا دیروز تحت رهبری جدید خود، کوین ورش، در تردید بود، حالا خود را در برابر واقعیت تازهای مییابد: اقتصاد آمریکا نه تنها نیازی به محرک پولی ندارد، بلکه سوال این است که آیا باید ترمز بیشتری اعمال کرد؟
تحلیلگران مؤسسه فرانسپاریبا به صراحت اعلام کردند که سناریوی «افزایش نرخ بهره تا پایان سال» اکنون محتملترین گزینه است. در سوی دیگر، کاخ سفید تلاش میکند آتش را خاموش کند. دونالد ترامپ در اظهاراتی بیسابقه به فدرال رزرو هشدار داد که «اگر نرخ بهره را افزایش دهید، اشتباه بزرگی مرتکب شدهاید»، اما تأثیر این هشدارها در برابر سیل دادههای قوی ناچیز بوده است.
جالبترین بخش ماجرا اما در ادبیات خود بانک مرکزی رقم خورده است. شش ماه پیش، تحت رهبری جروم پاول، فدرال رزرو همچنان امیدوار بود که «تورم مهار شده و کاهش نرخ در افق است.» اما امروز، با رئیس جدید، کوین ورش، لحن کاملاً متفاوت شده است. سابقه ورش که در دوران بحران مالی ۲۰۰۸ از منتقدان سرسخت مداخلات پولی بود، حالا بازار را نگران کرده که شاید «صبر استراتژیک» به چیزی شبیه «انقباض گسترده» تبدیل شود. جرقهای که بازار را بیشتر وحشتزده کرد، بیانیه مؤسسه گلدمن ساکس بود که روز یکشنبه به طور رسمی تمام پیشبینیهای خود مبنی بر کاهش نرخ بهره در سال ۲۰۲۶ را لغو کرد و آخرین برشهای نرخ را به ۲۰۲۷ موکول نمود. این مؤسسه به صراحت اعلام کرد که «احتمال افزایش نرخ تا پایان سال» در مدلهای آنها دو برابر شده است. در سطح بازار، ابزارهای نظارت بر نرخ بهره فدرال رزرو در شیکاگو نشان میدهند که احتمال افزایش نرخ بهره تا نشست دسامبر به بیش از ۶۰ درصد رسیده است، رقمی که تنها یک هفته پیش نزدیک به صفر بود. این تحول شتابآلود، شاید سریعترین تغییر دورنمای نرخ بهره در تاریخ فدرال رزرو باشد.
تله طلا – چگونه تنش خاورمیانه به جای نجات، نابود کرد؟
در منطق کلاسیک بازارهای مالی، تشدید تنشهای ژئوپلیتیک به ویژه در خاورمیانه باید به افزایش قیمت طلا منجر شود. طلا همواره به عنوان یک «پناهگاه امن» در برابر هرجومرجهای جهانی شناخته میشده است. اما این بار، بازار دچار یک وارونگی عجیب شده است: تنش خاورمیانه، به جای نجات طلا، عملاً به ابزاری برای نابودی آن تبدیل شده است.
علت این پدیده در عمق رابطه قیمت نفت و تورم پنهان است. روز یکشنبه، ایران برای اولین بار از زمان برقراری آتشبس در ۸ آوریل، دست به حمله مستقیم به اسرائیل زد. چندین موج موشک بالستیک به سمت پایگاه رامات دیوید در شمال اسرائیل شلیک شد. پاسخ اسرائیل نیز دیری نپایید: حملات به اهداف نظامی در غرب و مرکز ایران و حتی تأسیسات پتروشیمی در نزدیکی ماهشهر، نخستین ضربه اسرائیل به زیرساختهای انرژی ایران در ماههای اخیر. دامنه درگیری نیز فراتر از دو کشور رفته و گزارشهایی از حملات اسرائیل در جنوب لبنان و اقدام نظامی ایران در شمال عراق منتشر شده است.
اما این بار سرمایهگذاران برای پناه بردن از این هرجومرج به کجا رفتند؟ به دلار آمریکا. و این دقیقاً نقطهای است که طلا قربانی شد. در یک بازار نرمال، هر دو دارایی میتوانند همزمان تقویت شوند. اما این بار، تورم بالا و انتظارات نرخ بهره، مزیت نسبی دلار را به شدت افزایش داده است. بازده اوراق خزانهداری ۱۰ ساله به ۴.۵۵ درصد جهش کرد و دو سالهها به ۴.۱۸ درصد رسید، بالاترین سطح از فوریه ۲۰۲۵. شاخص دلار نیز با قاطعیت از سطح ۱۰۰ عبور کرد، سطحی که روانشناسان بازار از آن به عنوان «خط قرمز تضعیف جهانی ارزها» یاد میکنند. در این فضا، طلا با دو نقطه ضعف عمده روبهروست: اول، هزینه فرصت نگهداری آن (که سودی پرداخت نمیکند) در برابر اوراق پربازده به شدت افزایش یافته است. دوم، تقویت دلار، قیمت طلا را برای دارندگان سایر ارزهای جهان بالاتر میبرد و تقاضا را محدود میکند.
در همین میان، رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، تلاش کرد از شدت تنش بکاهد و اعلام کرد که به نتانیاهو خواهد گفت «متقابلاً حمله نکن.» او با لحنی اطمینانبخش تأکید کرد که «توافق نهایی با ایران در یک قدمی است و ممکن است همین امروز یا فردا امضا شود.» اما بازارها این وعدهها را جدی نگرفتند، دقیقاً به این دلیل که چنین وعدههایی در سه ماه گذشته بارها و بارها مطرح شده و به نتیجه نرسیده است. تا زمانی که وضعیت تنگه هرمز مسدود باقی بماند، نفت بالای ۹۵ دلار خواهد ماند و تورم تحت فشار خواهد بود و دلار همچنان پادشاه بیمنازع میدان باقی خواهد ماند.
تحلیل تکنیکال – آخرین سنگرها کجاست؟
جدای از تحلیلهای بنیادی، نمودار قیمت طلا نیز از هفتههای اخیر چهرهای تماماً نزولی به خود گرفته است. طلا اکنون برای اولین بار از اکتبر ۲۰۲۳ در زیر میانگین متحرک ساده ۲۰۰ روزه تثبیت شده است، سیگنالی که در ادبیات تحلیل تکنیکال از آن به عنوان «تأیید نهایی بازار خرسی» یاد میشود. بررسی موقعیت قیمت نسبت به دیگر میانگینها نیز وضعیت را وخیمتر میکند. قیمت فعلی طلا نه تنها زیر ۲۰۰ روزه، که زیر تمام میانگینهای ۵۰، ۱۰۰، ۷ و ۲۰ روزه قرار دارد، وضعیتی که به ندرت در سالهای اخیر دیده شده است.
قیمت طلا در دقایق معاملاتی امروز، محدوده ۴۳۰۰ دلار را از دست داد و در نهایت به محدوده ۴۲۸۵ دلار عقبنشست. این سطح پایینترین قیمت از ۲۳ مارس ۲۰۲۶ محسوب میشود. در تحلیل امواج الیوت، بسیاری از تحلیلگران معتقدند طلا هماکنون در موج پنجم نزولی خود قرار دارد و هدف این موج میتواند محدوده ۴۲۲۰ تا ۴۲۴۰ دلار باشد. این محدوده همزمان با مرز پایینی کانال نزولی است.
نکته جالب توجه اما سیگنالهای اولیه بازگشت احتمالی است. شاخص قدرت نسبی (RSI) که روز جمعه به محدوده ۳۳ سقوط کرده بود، امروز در آستانه ورود به منطقه اشباع فروش (زیر ۳۰) قرار دارد، موقعیتی که میتواند به معنای «فروش بیش از حد» و زمینه برای یک اصلاح تکنیکال کوتاهمدت باشد. برخی تحلیلگران مانند «کلی کو» در تحلیل موج الیوت خود اشاره کردهاند که اگر قیمت به محدوده ۴۲۲۰ تا ۴۲۴۰ دلار برسد و الگوی برگشتی واضحی تشکیل دهد، میتوان انتظار یک جهش اصلاحی را داشت.
اما همچنان مقاومتهای کوتاهمدت چالشبرانگیز هستند. محدوده ۴۳۱۸ تا ۴۳۳۰ دلار هماکنون اولین مقاومت پیش روی قیمت است و پس از آن مقاومت اصلی در محدوده ۴۳۴۷ و سپس ۴۳۹۰ دلار قرار دارد. در هر صورت، تا زمانی که قیمت طلا نتواند دوباره به بالای میانگین ۲۰۰ روزه (حدود ۴۴۴۰ دلار) بازگردد، هیچ نشانهای از تغییر روند به نفع خریداران وجود نخواهد داشت.
عملکرد دیگر فلزات – نقره و پلاتین، بازندههای بزرگتر
افت قیمت طلا در روزهای اخیر، سایر فلزات گرانبها را نیز به زیر کشیده است، اما با شدتی بیشتر و گاه فاجعهبارتر. در بازارهای داخلی چین، وضعیت بسیار تیرهتر از بازارهای بینالمللی است. قرارداد آتی طلا در بورس شانگهای در جریان معاملات امروز با کاهش ۳.۵۵ درصدی روبهرو شد. حتی سنگینتر از آن، نقره بود که در بازار شانگهای با کاهشی حدود ۸.۵ درصدی مواجه گردید. قیمت نقره نقدی نیز از مرز ۷۰ دلار عبور کرد و در محدوده ۶۷ دلار در هر اونس تثبیت شد، افت بیش از ۸ درصدی از اوایل هفته گذشته تاکنون. این سطح برای نقره کمترین قیمت در هفت ماه اخیر و بازگشتی به سطوح تابستان ۲۰۲۵ است. تحلیلگران علت این فروش سنگین را دو چیز میدانند: اول، نقره علاوه بر نقش خود به عنوان فلز گرانبها، کاربردهای صنعتی گستردهای در صنایع الکترونیک و فناوری دارد و از این رو، سرعت رشد آن در دورههای رونق بیش از طلاست و سرعت سقوط آن در دورههای انقباضی نیز بیشتر است.
وضعیت پلاتین و پالادیم حتی از نقره نیز نگرانکنندهتر است. هر دو فلز که عمدتاً در صنعت خودروسازی و کاتالیستهای مبدل مورد استفاده قرار میگیرند، بیش از یک ماه است که در یک روند نزولی عمیق گرفتار شدهاند. پلاتین در بازار شانگهای روز دوشنبه حدود ۵.۴۳ درصد دیگر ریخت و پالادیم با ۴.۲۴ درصد کاهش همراه شد، رکوردهای جدیدی که حاکی از ضعف تقاضای صنعتی در سطح جهانی است. یکی از نکات نگرانکننده در بازار پالادیم، ثبت رکوردهای تاریخی جدید در قیمت این فلز است. تحلیلگران مؤسسه اسمیت اند ویلیامز در یادداشتهای اخیر خود به صراحت اعلام کردهاند که «فقدان تقاضای صنعتی و حرکت به سمت خودروهای برقی (که به پالادیم نیازی ندارند)، صنعت این فلز را در یک بحران نقدینگی قرار داده است.»
در بازار مس اما تصویر متفاوت است. مس که هم به عنوان فلز صنعتی و هم به عنوان شاخص پیشران سلامت اقتصاد جهانی شناخته میشود، روز دوشنبه در بازار لندن تنها کاهش جزئی ۰.۳ درصدی را تجربه کرد و در سطح ۱۳,۵۴۳ دلار در هر تن باقی ماند، نسبتاً مقاوم در برابر سقوط دیگر فلزات. علت اصلی این تفاوت، ادامه کمبود عرضه در معادن مس و سیگنالهای ترمیم تقاضا از چین است. اما در بورس نیویورک، مس آتی حدود ۰.۱ درصد کاهش یافت که نشاندهنده فشار ناشی از دلار قویتر است.
چشمانداز پیشرو – هفتهای که همهچیز را رقم خواهد زد
سوالی که حالا ذهن همه معاملهگران را مشغول کرده، این است: آیا فروش پایان یافته یا فقط تازه شروع شده است؟ پاسخ به این سوال تا حد زیادی به دو رویداد کلیدی هفته جاری و اواسط آن بستگی دارد.
چهارشنبه ۱۰ ژوئن، ساعت ۸:۳۰ به وقت واشنگتن: شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) ماه مه منتشر میشود. این داده احتمالاً مهمترین خبر اقتصادی هفته و شاید ماه خواهد بود. بازارها هماکنون نگرانند که تورم ماه مه حتی از آوریل نیز بالاتر ثبت شود و به نزدیکی ۴ درصد برسد. دلیل این نگرانی، افزایش قیمت نفت در هفتههای اخیر و کشیده شدن اثرات آن به دیگر کالاها و خدمات است. در صورتی که تورم واقعی بالاتر از انتظار ظاهر شود، یعنی بالای ۳.۸ درصد، میتوان با قاطعیت گفت که انتظارات افزایش نرخ بهره از «محتمل» به «قطعی» تبدیل خواهد شد و طلا موج جدیدی از سقوط را تجربه خواهد کرد. در سناریوی مخالف، یعنی تورم پایینتر از انتظار، ممکن است کمی از فشار بر طلا کاسته شود و یک اصلاح تکنیکال را شاهد باشیم.
هفته آینده (۱۶ تا ۱۷ ژوئن): نشست فدرال رزرو به ریاست کوین ورش برگزار میشود. خود نشست و بیانیه پایانی آن برای بازار اهمیت بسیار دارد. این نخستین نشست مهم ورش پس از ریاست جمهوری اوست و بازارها مشتاقاند بدانند که او چه رویکردی را در قبال اشتغال قوی و تورم مزمن اتخاذ خواهد کرد. در این جلسه، بهروزرسانی دات پلات (پیشبینی نرخ بهره در میان اعضای فدرال رزرو) نیز منتشر خواهد شد. اگر نشانهای از گشایش در به کاهش نرخ بهره یا حتی بحث درباره افزایش آن در این دات پلات دیده شود، طلا میتواند به یک بارقه امید دست یابد، اما فعلاً بازار چندان خوشبین نیست.
نتیجهگیری
بازار طلا در شش روز منتهی به امروز، حدود ۲۲ درصد از ارزش خود را نسبت به اوج تاریخی ژانویه (بیش از ۵۵۹۴ دلار) از دست داده و رسماً وارد «بازار خرسی» شده است. این یکی از سریعترین و شدیدترین اصلاحات در تاریخ طلا طی یک دهه اخیر محسوب میشود. چیزی که این بار اصلاح طلا را از موارد مشابه در گذشته متمایز کرده است، همگرایی سه ضلع قدرت یعنی اشتغال قوی، تورم چسبنده و انتظارات نرخ بهره صعودی در یک طرف ترازو، و تضعیف غیرمنتظره جنبه پناهندگی طلا در طرف دیگر آن است. تنشهای خاورمیانه، که معمولاً برگ برنده طلا در برابر دیگر داراییها محسوب میشد، این بار به دلیل افزایش همزمان قیمت نفت و تشدید تورم، عملاً برگ برندهای علیه طلا شد. با همه این اوصاف، نمیتوان احتمال یک جهش اصلاحی را نادیده گرفت: شاخص RSI در آستانه اشباع فروش و موقعیت قیمت در نزدیکی سطوح حمایت روانی تاریخی، از احتمال یک استراحت در فروش حکایت دارد. اما اینکه این استراحت موقت باشد یا شروعی برای بازگشت، به دو سوال بیپاسخ بستگی دارد: آیا داده تورم این هفته از شدت نگرانیها میکاهد؟ و آیا نتانیاهو و ترامپ واقعاً موفق به مهار تنشهای خاورمیانه میشوند؟ تا آن زمان، معاملهگران همچنان در تلهای گرفتار خواهند بود که یک سوی آن افزایش نرخ بهره است و سوی دیگر آن، نفت بالای ۹۵ دلار.















نظرات کاربران