خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

پایان رویای جنگ‌های ارزان و سریع

بن‌بست پیروزی در جنگ مدرن؛ چرا جهان درگیر جنگ‌های فرسایشی شده است؟

بازدید ۳۴۰نویسنده: رضا هاشمی
بن‌بست پیروزی در جنگ مدرن؛ چرا جهان درگیر جنگ‌های فرسایشی شده است؟

دکترین نظامی قرن بیست‌ویکم بر یک فرض ساده بنا شده بود: برتری فناوری، پیروزی سریع می‌آورد. اما واقعیت میدان نبرد اکنون این فرض را به چالش کشیده.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز در دهه‌های اخیر، دکترین نظامی قدرت‌های بزرگ بر یک پیش‌فرض اقتصادی و تکنولوژیک استوار بود: سرمایه‌گذاری‌های چند میلیارد دلاری روی تسلیحات پیشرفته، هوش مصنوعی و جنگنده‌های نسل پنجم می‌تواند هر نبردی را در کوتاه‌ترین زمان ممکن و با کمترین تلفات به نفع مهاجم به پایان برساند. این رویکرد که بر مبنای برتری مطلق فناوری شکل گرفته بود، نوید می‌داد که دوران جنگ‌های فرسایشی به سر آمده است. با این حال، نگاهی به میدان‌های نبرد کنونی نشان می‌دهد که بازدهی این سرمایه‌گذاری‌های عظیم با واقعیت‌های روی زمین همخوانی ندارد. ارتش‌هایی که به پیشرفته‌ترین سیستم‌های شبکه‌محور مجهز هستند، در عمل درگیر نبردهایی شده‌اند که ماه‌ها و گاه سال‌ها به طول می‌انجامد و هزینه‌های عملیاتی آن‌ها به شکل تصاعدی در حال افزایش است.

این تضاد آشکار میان هزینه پرداختی و نتیجه دریافتی، یک گره ذهنی مهم در تحلیل‌های راهبردی ایجاد کرده است. چرا تکنولوژی‌های پیشرفته‌ای که قرار بود ماشین جنگی حریف را با یک ضربه سریع فلج کنند، کارایی خود را از دست داده‌اند؟ سوال اصلی اینجاست که آیا فناوری به جای آنکه ابزاری برای تسریع پیروزی باشد، خود به عاملی برای طولانی‌تر شدن جنگ‌ها تبدیل شده است؟ قدرت‌های نظامی اکنون با این واقعیت روبرو هستند که برتری در بودجه و تجهیزات هوشمند، دیگر لزوماً به معنای برتری قاطع در میدان نبرد نیست. این تغییر پارادایم، نیازمند بازبینی جدی در نحوه تخصیص منابع و تعریف مفهوم کارایی در جنگ‌های مدرن است.

شفافیت تاکتیکی؛ وقتی زمین قفل می‌شود

پاسخ به معمای طولانی شدن جنگ‌ها را باید در پدیده‌ای به نام «شفافیت تاکتیکی» جستجو کرد. در نبردهای زمینی مدرن، ترکیب سنسورهای حرارتی، ماهواره‌های تجاری و انبوهی از پهپادهای شناسایی و تهاجمی ارزان‌قیمت، محیط نبرد را به فضایی کاملاً روشن تبدیل کرده است. در گذشته، اصل غافلگیری و پنهان‌کاری، نیروی محرکه اصلی در موفقیت حملات زمینی بود. اما امروز، هرگونه تجمع نیرو یا جابجایی تجهیزات زرهی در شعاع وسیعی از خط مقدم، بلافاصله توسط شبکه‌ای از سنسورها شناسایی شده و در عرض چند دقیقه هدف آتش دقیق قرار می‌گیرد.

این شفافیت بی‌سابقه، مزیت تاریخی نیروی مهاجم را از بین برده است. وقتی هیچ تحرکی پنهان نمی‌ماند، دفاع کردن بسیار آسان‌تر و کم‌هزینه‌تر از حمله کردن می‌شود. استقرار پهپادهایی با ارزش چند هزار دلار توانسته است پیشروی ستون‌های زرهی چند میلیون دلاری را متوقف کند. نتیجه این تقابل نامتقارن اقتصادی و نظامی، ایجاد بن‌بست‌های تاکتیکی و قفل شدن خطوط نبرد است. در این شرایط، ارتش‌ها به جای اجرای مانورهای سریع و تعیین‌کننده، ناچار به پذیرش جنگ‌های فرسایشی و سنگری شده‌اند؛ وضعیتی که نشان می‌دهد تکنولوژی ارزان‌قیمت در دستان مدافع، توانسته است سرمایه‌گذاری‌های کلان نیروی مهاجم را خنثی کند.

سراب ضربه فنی؛ محدودیت‌های قدرت هوایی

استراتژی «ضربه فنی» یا فلج کردن سریع توان حریف از طریق عملیات هوایی گسترده، بخش دیگری از دکترین نظامی بود که اکنون کارایی آن زیر سوال رفته است. تئوری این بود که با استفاده از الگوریتم‌های هوش مصنوعی برای پردازش داده‌ها و شناسایی همزمان هزاران هدف، می‌توان در همان روزهای نخست درگیری، زیرساخت‌های حیاتی و سامانه‌های دفاعی حریف را نابود کرد. گزارش‌ها نشان می‌دهد که سیستم‌های پردازش داده قادرند روزانه بیش از ۱۵۰۰ تا ۵۰۰۰ هدف را برای بمباران شناسایی کنند. اما تحلیل داده‌های پس از عملیات نشان می‌دهد که این حجم عظیم از بمباران هوشمند، به ندرت به فروپاشی کامل ماشین جنگی مدافع منجر می‌شود.

دلیل این ناکامی در توانایی تطبیق‌پذیری مدافعان نهفته است. استفاده از جغرافیای پیچیده، تونل‌های زیرزمینی عمیق و توزیع پراکنده تسلیحات استراتژیک باعث شده تا حتی سنگین‌ترین حملات هوایی نتوانند بیش از ۲۰ تا ۳۰ درصد از توان بازدارندگی و موشکی مدافعان را از بین ببرند. به عبارت دیگر، سیستم‌های هوشمند قادرند اهداف سطحی و آشکار را با دقت بی‌نظیری نابود کنند، اما در برابر شبکه‌های غیرمتمرکز و پنهان‌شده در عمق زمین، دچار خطای محاسباتی می‌شوند. این مسئله ثابت می‌کند که بمباران‌های هوایی، هرچند خسارات اقتصادی و زیرساختی سنگینی وارد می‌کنند، اما برای رسیدن به یک پیروزی قاطع و بی‌چون‌وچرا کافی نیستند.

تله فرسایش؛ نتیجه‌گیری یک تحلیلگر اقتصاد دفاعی

بررسی همزمان تحولات روی زمین و در آسمان ما را به یک نتیجه‌گیری تحلیلی و غیرمنتظره می‌رساند. تکنولوژی نظامی در دوران جدید، به جای تولید «قدرت تهاجمی بلامنازع»، ماهیت جنگ‌ها را از یک «تصمیم‌گیری سریع» به یک «رقابت استقامت» تغییر داده است. در واقع، پیشرفت فناوری باعث نشده که ارتش‌ها سریع‌تر پیروز شوند، بلکه تنها باعث شده تا متوقف کردن یکدیگر با دقت بالاتری انجام شود. این تعادل وحشتناک، هزینه‌های اقتصادی جنگ را برای هر دو طرف درگیری به شدت بالا برده است.

از نگاه یک تحلیلگر راهبردی، دوران پیروزی‌های ارزان و سریع به پایان رسیده است. قدرت‌های بزرگ اکنون در تله‌ای گرفتار شده‌اند که خود با توسعه تکنولوژی‌های نظامی آن را ساخته‌اند؛ تله‌ای که در آن، برتری تکنولوژیک تنها می‌تواند از شکست جلوگیری کند، اما توانایی تضمین پیروزی را ندارد. این واقعیت جدید، پیام روشنی برای سیاست‌گذاران دفاعی و بازارهای تسلیحاتی دارد. ارزش واقعی یک سیستم تسلیحاتی دیگر با قدرت تخریب سریع آن سنجیده نمی‌شود، بلکه معیار اصلی، توانایی آن سیستم برای دوام آوردن در یک جنگ فرسایشی و تحمیل هزینه‌های غیرقابل جبران به اقتصاد حریف است.

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.