به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز مردی در تاریکی پارکینگ خانهاش ایستاده و به پژو ۲۰۷ صفر کیلومتری نگاه میکند که سه سال است زیر چادر خوابانده شده است. تا همین چند ماه پیش، این بلوکِ فلزی برای او حکم یک شمش طلای چهارچرخ را داشت؛ پناهگاهی امن در برابر طوفانِ تورم. اما امروز، در حالی که اخبار ورود خودروهای وارداتی و پلاکهای گذر موقت را در موبایلش مرور میکند، متوجه حقیقت تلخی میشود: گرد و خاک نشسته روی این ماشین دیگر نشانه انباشت ثروت نیست، بلکه نماد عریانِ استهلاک است.
. سالها اقتصاد متورم باعث شده بود تا حسابداری ذهنی (Mental Accounting) ایرانیان دچار خطای محاسباتی شود و یک کالای مصرفیِ استهلاکپذیر را به عنوان یک سپر تورمی (Store of Value) دستهبندی کنند. اما حالا، با فروکش کردن تبِ بازار، این دارایی در حال بازگشت دردناک به ذاتِ واقعی و مصرفی خویش است.
مرگ آربیتراژ ۳۹ درصدی؛ پایان عصر طلایی رانتجویان
برای درک اینکه این ۵ میلیون نفر چرا و چگونه زمین بازی را ترک کردند، نیازی به تحلیلهای پیچیده روانشناختی نیست؛ پاسخ در ریاضیاتِ بیرحمِ آربیتراژ (Arbitrage) نهفته است. در سال گذشته، شکاف عظیم میان قیمت دستوری کارخانه و بازار آزاد، رانتی بالغ بر ۵۵۰ هزار میلیارد تومان خلق کرد. زمانی که قیمت کارخانهای یک خودرو با بازار آزاد بیش از ۳۹ درصد اختلاف داشت، شرکت در این قرعهکشیها نه برای تامین نیاز روزمره، که یک عملیات سفتهبازانه با سودِ تضمینشده بود.
اما سیاستگذار با افزایش چراغخاموشِ نرخهای کارخانه و نزدیک کردن آن به حاشیه بازار، اکسیژن را برای سفتهبازان قطع کرد. زمانی که حاشیه سود به صفر میل میکند، سرمایه هوشمند منتظر نمیماند. این ریزش ۷۵ درصدی در تقاضا، پیروزی سیاستهای تنظیم بازار نیست؛ بلکه واکنش طبیعیِ سرمایهای است که دیگر جذابیتی در این لاتاری نمیبیند و برای حفظ ارزش خود، چارهای جز خروج و جستجوی پناهگاههای جدید ندارد.
بازگشت به تنظیمات کارخانه؛ فروپاشی توهمِ «خودرو به عنوان سپر تورمی»
. سالها محدودیت شدید در طرف عرضه باعث شده بود تا خودرو نیز به صورت مصنوعی و متوهمانه، ردای یک «دارایی سخت» را بر تن کند.
اما این سد روانی در حال شکستن است. تزریق تدریجی خودروهای وارداتی، تردد رو به رشد پلاکهای گذر موقت و آزادسازی واردات در مناطق آزاد، مفهومِ «کمیابی» را در ذهن خریدار مخدوش کرده است. خودرو دیگر یک ابزار مصونیتبخش در برابر کاهش ارزش پول ملی نیست. این تغییرِ درک عمومی باعث شده تا نقدینگیِ سرگردان، مسیر خود را از جاده مخصوص کرج کج کرده و این بازار را برای همیشه به مصرفکنندگان واقعیاش واگذار کند.
تله نقدینگی در جاده مخصوص؛ چرا خریدارانِ سرمایهای نقرهداغ میشوند؟
با تمام این اوصاف، نباید دچار خطای دید شد. ثبتنام یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفر برای تنها ۶۲ هزار دستگاه خودرو، نشان میدهد که تقاضا هنوز ۲۷ برابرِ ظرفیت عرضه است. اما کیفیت این تقاضا با گذشته تفاوت بنیادین دارد.
هشدار اصلی اینجاست: بازی عوض شده است. هر فردی که امروز با ذهنیتِ سه سال پیش و با هدف حفظ ارزش پول وارد بازار خودرو شود، مستقیماً به یک تله نقدینگی قدم میگذارد. تا زمانی که بخشهای مولد اقتصاد و بازار سرمایه جذابیت خود را بازنیابند، کاهش تقاضای سفتهبازانه در بازار خودرو تنها به معنای شیفت شدنِ این بحران به بازارهای موازی (نظیر طلا و ارز) خواهد بود. حل ریشهای این معضل، با گران کردنِ دستوری محصولات برای فراری دادن خریدار حل نمیشود؛ اقتصاد نیازمند خلقِ ارزش واقعی است، نه تخریبِ سیستماتیکِ تقاضا.















نظرات کاربران