به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار جهانی طلا در روزهای پایانی ژوئن ۲۰۲۶ یکی از حساسترین مقاطع خود از ابتدای سال را پشت سر میگذارد. هر اونس طلا پس از ثبت رکوردهای تاریخی در محدوده ۵۵۰۰ تا ۵۶۰۰ دلار، اکنون در بازه ۳۹۸۰ تا ۴۰۳۰ دلار معامله میشود؛ محدودهای که نشاندهنده اصلاحی عمیق و کمسابقه در یکی از قدرتمندترین روندهای صعودی سالهای اخیر است. تنها طی هفتههای گذشته، قیمت طلا بیش از ۱۰ درصد از ارزش خود را از دست داده و بخشی از رشد چشمگیر ابتدای سال را واگذار کرده است؛ اتفاقی که نگاه سرمایهگذاران را بار دیگر به سمت سیاستهای پولی آمریکا، نرخهای بهره و جریان سرمایه در بازارهای جهانی معطوف کرده است.
اصلاح اخیر در شرایطی رخ داده که تا چند ماه قبل، بسیاری از تحلیلگران از آغاز یک «ابرچرخه صعودی» در بازار طلا سخن میگفتند. افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی، خریدهای بیسابقه بانکهای مرکزی، نگرانی درباره پایداری بدهی دولتها و انتظار برای آغاز چرخه کاهش نرخ بهره توسط فدرال رزرو، همگی زمینه را برای جهش تاریخی قیمت فراهم کرده بودند. اما اکنون تغییر انتظارات نسبت به سیاست پولی آمریکا و تقویت شاخص دلار باعث شده بخشی از سرمایهگذاران اقدام به شناسایی سود کنند و بازار وارد فاز اصلاحی شود.
با این حال، نکتهای که بیش از خود اصلاح قیمت توجه فعالان بازار را جلب کرده، تغییر تدریجی روایت مؤسسات مالی بزرگ جهان درباره آینده طلا است. در حالی که فضای کوتاهمدت محتاطانهتر از گذشته شده، تقریباً تمامی بانکهای سرمایهگذاری معتبر همچنان معتقدند روند بلندمدت این فلز گرانبها صعودی باقی خواهد ماند. اختلاف نظرها دیگر بر سر اصل رشد قیمت نیست، بلکه بر سر سرعت، زمان و دامنه این رشد شکل گرفته است.
در چنین فضایی، تازهترین گزارش Goldman Sachs به یکی از مهمترین محرکهای روانی بازار تبدیل شده است. این بانک سرمایهگذاری با کاهش هدف قیمتی خود برای پایان سال ۲۰۲۶، سیگنالی از احتیاط بیشتر نسبت به چشمانداز کوتاهمدت صادر کرد؛ اقدامی که بار دیگر بحث درباره ارزش ذاتی طلا، مسیر نرخ بهره آمریکا و آینده سرمایهگذاری در داراییهای امن را در کانون توجه بازارهای جهانی قرار داده است.
شکاف کمسابقه پیشبینیها؛ از محتاطترین سناریوی والاستریت تا خوشبینانهترین برآوردها
با وجود اصلاح قابل توجه قیمت جهانی طلا در هفتههای اخیر، چشمانداز بلندمدت این فلز گرانبها همچنان از نگاه اغلب مؤسسات مالی بینالمللی مثبت ارزیابی میشود. با این حال، اختلاف میان برآوردهای بزرگترین بانکهای سرمایهگذاری جهان نسبت به قیمت پایان سال ۲۰۲۶ به یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه فعالان بازار تبدیل شده است. هرچند همه این مؤسسات بر تداوم نقش طلا بهعنوان یکی از مهمترین داراییهای امن جهان تأکید دارند، اما تفاوت در ارزیابی مسیر نرخ بهره آمریکا، سرعت ورود سرمایه به صندوقهای ETF و میزان خرید بانکهای مرکزی باعث شده فاصله قابل توجهی میان اهداف قیمتی آنها شکل بگیرد.
تازهترین بازنگری Goldman Sachs نشان میدهد این بانک سرمایهگذاری هدف قیمت طلا در پایان سال ۲۰۲۶ را از ۵۴۰۰ دلار به ۴۹۰۰ دلار در هر اونس کاهش داده است. این تعدیل در حالی انجام شده که گلدمن ساکس در ابتدای سال میلادی، با استناد به رشد تقاضای بخش خصوصی و افزایش تنوعبخشی سرمایهگذاران، هدف خود را به ۵۴۰۰ دلار افزایش داده بود. اکنون اما با کاهش احتمال اجرای چند مرحله کاهش نرخ بهره توسط فدرال رزرو، افت شتاب ورود سرمایه به صندوقهای سرمایهگذاری مبتنی بر طلا و تقویت چشمانداز سیاست پولی انقباضی، این بانک رویکردی محتاطانهتر اتخاذ کرده است. با وجود این بازنگری، هدف ۴۹۰۰ دلاری همچنان به معنای رشد قابل توجه نسبت به قیمتهای فعلی بازار است و گلدمن ساکس نیز تأکید دارد که این تعدیل، تغییری در نگاه صعودی بلندمدت این مؤسسه ایجاد نکرده است.
والاستریت همچنان به آینده طلا امیدوار است
در نقطه مقابل، خوشبینانهترین پیشبینیها همچنان از سوی برخی مؤسسات بزرگ آمریکایی ارائه میشود. Wells Fargo در حال حاضر بالاترین هدف قیمتی را در میان بانکهای بزرگ جهان منتشر کرده و انتظار دارد هر اونس طلا تا پایان سال ۲۰۲۶ به محدوده ۶۱۰۰ تا ۶۳۰۰ دلار برسد؛ برآوردی که نشاندهنده اعتماد این بانک به تداوم تقاضای سرمایهگذاری، خرید مستمر بانکهای مرکزی و احتمال کاهش نرخهای بهره در افق میانمدت است. پس از آن، J.P. Morgan نیز هدفی در حدود ۶۰۰۰ دلار برای پایان سال ۲۰۲۶ در نظر گرفته و حتی در برخی سناریوهای صعودی، احتمال ثبت قیمتهایی بالاتر از این سطح را نیز مطرح کرده است.
مقایسه این برآوردها نشان میدهد فاصله میان محتاطانهترین و خوشبینانهترین پیشبینیهای معتبر والاستریت به بیش از ۱۴۰۰ دلار در هر اونس رسیده است؛ اختلافی که بیش از هر چیز، بیانگر عدمقطعیت نسبت به مسیر سیاست پولی آمریکا و شرایط اقتصاد جهانی است. با این حال، نکته قابل توجه آن است که حتی محافظهکارانهترین برآورد معتبر نیز همچنان قیمتی بهمراتب بالاتر از سطوح فعلی بازار را هدف قرار داده است. همین موضوع نشان میدهد اجماع کلی مؤسسات مالی بزرگ همچنان بر حفظ روند صعودی بلندمدت طلا استوار است و اختلاف نظرها، بیش از آنکه درباره اصل صعود باشد، به سرعت و زمان تحقق این رشد مربوط میشود.
عقبنشینی گلدمن ساکس؛ تغییر در زمانبندی، نه تغییر در روند
کاهش هدف قیمتی گلدمن ساکس را نمیتوان به معنای تغییر نگاه این بانک نسبت به آینده طلا دانست. در واقع، تحلیلگران این مؤسسه همچنان بر این باورند که عوامل ساختاری حمایتکننده از بازار، از جمله افزایش تقاضای بانکهای مرکزی، رشد ریسکهای ژئوپلیتیکی و نقش طلا در متنوعسازی ذخایر ارزی کشورها، همچنان پابرجاست. آنچه تغییر کرده، برآورد زمانی تحقق این سناریوها و میزان اثرگذاری سیاست پولی آمریکا بر بازار در کوتاهمدت است.
در ابتدای سال ۲۰۲۶، بازار انتظار داشت فدرال رزرو چند مرحله کاهش نرخ بهره را در دستور کار قرار دهد؛ موضوعی که میتوانست هزینه نگهداری طلا را کاهش داده و تقاضا برای این دارایی بدون سود را افزایش دهد. اما انتشار مجموعهای از دادههای اقتصادی فراتر از انتظار، از جمله مقاومت بازار کار، پایداری تورم و رشد مناسب اقتصاد آمریکا، موجب شد انتظارات سرمایهگذاران تغییر کند و احتمال کاهش سریع نرخ بهره به شکل محسوسی کاهش یابد.
همین تغییر در انتظارات باعث شد بخشی از سرمایههای کوتاهمدت از بازار طلا خارج شوند و اصلاح قیمتی سرعت بیشتری بگیرد. در نتیجه، گلدمن ساکس نیز سناریوی پایه خود را با شرایط جدید تطبیق داد و هدف پایان سال را به ۴۹۰۰ دلار کاهش داد؛ هرچند همچنان این سطح را بخشی از یک روند صعودی بزرگتر میداند.
سیاست پولی آمریکا همچنان فرمان بازار طلا را در دست دارد
در شرایط کنونی، کمتر عاملی به اندازه سیاستهای فدرال رزرو بر رفتار قیمت طلا اثرگذار است. تجربه سالهای اخیر نشان داده هر بار که احتمال کاهش نرخ بهره افزایش یافته، قیمت طلا نیز با موجی از تقاضا روبهرو شده و در مقابل، هرگونه تقویت چشمانداز سیاست پولی انقباضی، فشار فروش را در بازار افزایش داده است.
اکنون نیز تصویر مشابهی در برابر سرمایهگذاران قرار دارد. دادههای اقتصادی آمریکا همچنان از اقتصادی مقاوم حکایت دارند؛ نرخ بیکاری در سطوح پایین قرار گرفته، مصرف خانوارها همچنان مطلوب ارزیابی میشود و تورم نیز اگرچه از اوجهای قبلی فاصله گرفته، اما هنوز تا هدف دو درصدی فدرال رزرو فاصله محسوسی دارد. مجموعه این عوامل باعث شده بانک مرکزی آمریکا انگیزهای برای کاهش سریع نرخ بهره نداشته باشد.
پیامد مستقیم این وضعیت، افزایش بازده واقعی اوراق خزانهداری آمریکا و تقویت ارزش دلار بوده است. از آنجا که طلا سود دورهای ایجاد نمیکند، رشد بازده واقعی اوراق معمولاً جذابیت نگهداری این فلز را کاهش میدهد و بخشی از سرمایهها را به سمت بازار بدهی هدایت میکند. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند تا زمانی که چشمانداز نرخ بهره تغییر محسوسی نکند، بازار طلا نیز برای بازگشت به روند صعودی قدرتمند با چالش روبهرو خواهد بود.
بانکهای مرکزی؛ ستون مستحکم بازار در میانه اصلاح قیمت
با وجود کاهش سرعت ورود سرمایه به صندوقهای ETF، تقاضای بانکهای مرکزی همچنان مهمترین عامل بنیادی حمایتکننده از بازار طلا محسوب میشود. طی سالهای اخیر، بسیاری از بانکهای مرکزی جهان بهویژه در اقتصادهای نوظهور، برنامه افزایش ذخایر طلای خود را با جدیت دنبال کردهاند؛ روندی که نهتنها به دلیل نگرانیهای ژئوپلیتیکی، بلکه در راستای کاهش وابستگی به دلار و متنوعسازی ذخایر ارزی شکل گرفته است.
چین همچنان یکی از فعالترین خریداران طلا در بازار جهانی به شمار میرود و در کنار آن، چندین بانک مرکزی دیگر نیز خریدهای قابل توجهی انجام دادهاند. استمرار این روند باعث شده حتی در دورههایی که سرمایهگذاران بخش خصوصی اقدام به فروش میکنند، بازار از پشتوانهای قدرتمند برخوردار باشد و اصلاحها به روندهای نزولی بلندمدت تبدیل نشوند.
به اعتقاد بسیاری از مؤسسات تحقیقاتی، همین تقاضای رسمی یکی از مهمترین تفاوتهای چرخه فعلی بازار با دورههای اصلاحی گذشته است. در سالهای قبل، خروج سرمایه از ETFها معمولاً فشار سنگینی بر قیمت وارد میکرد، اما اکنون خریدهای مستمر بانکهای مرکزی توانسته بخش قابل توجهی از این فشار را جذب کند و مانع از تغییر ساختار کلی روند صعودی شود.
جریان سرمایه خصوصی دیگر همان موتور قدرتمند گذشته نیست
یکی از مهمترین تفاوتهای بازار امروز با ابتدای سال ۲۰۲۶، کاهش سرعت ورود سرمایههای خصوصی به بازار طلا است. در ماههای نخست سال، سرمایهگذاران نهادی و صندوقهای بزرگ با هدف پوشش ریسک تورم و تنشهای ژئوپلیتیکی، سرمایه قابل توجهی وارد بازار کردند؛ اما اکنون با کاهش انتظارات از کاهش نرخ بهره، بخشی از این سرمایهها از بازار خارج شده است.
همین کاهش جریان سرمایه باعث شده قدرت خریداران نسبت به ماههای گذشته کمتر شود و اصلاح قیمت با سرعت بیشتری ادامه پیدا کند. البته بسیاری از تحلیلگران معتقدند بازگشت مجدد سرمایه به ETFها میتواند یکی از نخستین نشانههای پایان اصلاح فعلی باشد.
اصلاح عمیق قیمت، ساختار صعودی بلندمدت را از بین نبرده است
از منظر تکنیکال، بازار طلا پس از ثبت رکوردهای تاریخی وارد فاز اصلاحی عمیقی شده که تاکنون قیمت را به محدوده ۳۹۸۰ تا ۴۰۳۰ دلار رسانده است. این کاهش اگرچه از نظر درصدی قابل توجه بوده، اما هنوز ساختار کلی روند صعودی چندساله را نقض نکرده است.
آنچه بیش از همه جلب توجه میکند، کاهش شتاب نزولی نسبت به هفتههای گذشته است. فروشندگان همچنان کنترل بازار را در اختیار دارند، اما شدت فشار فروش نسبت به اوایل اصلاح کاهش یافته و نشانههایی از تلاش بازار برای تشکیل یک کف موقت مشاهده میشود.
محدوده ۴۰۰۰ دلار به مهمترین میدان نبرد معاملهگران تبدیل شده است
محدوده ۳۹۵۹ تا ۴۰۰۰ دلار اکنون مهمترین سطح حمایتی بازار محسوب میشود. این محدوده علاوه بر اهمیت تکنیکال، از منظر روانی نیز نقش بسیار مهمی در تصمیمگیری معاملهگران ایفا میکند. تثبیت قیمت بالاتر از این سطح میتواند زمینه را برای کاهش فشار فروش فراهم کند، اما شکست قطعی آن احتمال حرکت به سمت کفهای پایینتر را افزایش خواهد داد.
در سمت مقابل، مقاومتهای اولیه در محدوده ۴۱۰۰ تا ۴۲۰۰ دلار قرار گرفتهاند. عبور موفق از این ناحیه میتواند مسیر حرکت به سمت محدوده ۴۳۰۰ تا ۴۵۰۰ دلار را هموار کند؛ جایی که میانگینهای متحرک مهم و سطوح شکست قبلی در آن متمرکز شدهاند.
اندیکاتورها از کاهش شتاب نزولی خبر میدهند
شاخص قدرت نسبی (RSI) وارد محدوده اشباع فروش شده است؛ موضوعی که معمولاً احتمال وقوع یک بازگشت کوتاهمدت یا دستکم کاهش فشار فروش را افزایش میدهد. البته حضور RSI در محدوده اشباع فروش بهتنهایی نشانه آغاز روند صعودی نیست و برای تأیید تغییر روند، نیاز به شکست مقاومتهای کلیدی وجود دارد.
در همین حال، اندیکاتور MACD همچنان در محدوده منفی قرار دارد، اما شیب نزولی آن نسبت به هفتههای گذشته کاهش یافته است. قیمت همچنین پایینتر از میانگینهای متحرک نمایی ۲۰، ۵۰ و ۲۰۰ روزه معامله میشود که همچنان برتری فروشندگان در کوتاهمدت را تأیید میکند، هرچند EMA200 همچنان بهعنوان تکیهگاه روند بلندمدت صعودی شناخته میشود.
رفتار قیمت در هفتههای آینده به واکنش بازار نسبت به دادههای اقتصادی وابسته است
در صورت انتشار دادههای ضعیفتر از اقتصاد آمریکا و افزایش احتمال کاهش نرخ بهره، بازار میتواند بخشی از افت اخیر را جبران کند. بازپسگیری محدوده ۴۲۰۰ تا ۴۳۰۰ دلار همراه با افزایش ورود سرمایه به ETFها و ادامه خرید بانکهای مرکزی، مسیر حرکت به سمت اهداف ۴۵۰۰ دلار و بالاتر را هموار خواهد کرد.
اما در سناریوی مقابل، اگر تورم همچنان بالا باقی بماند و فدرال رزرو سیاست انقباضی خود را حفظ کند، احتمال شکست حمایت ۳۹۵۹ دلار افزایش خواهد یافت. در چنین شرایطی بازار میتواند وارد محدودههای پایینتر شود و حتی در سناریوهای بدبینانه، به محدوده ۴۴۰۰ دلار مورد اشاره گلدمن ساکس در افق پایان سال نزدیک شود.
جمعبندی و چشمانداز نهایی
بازار جهانی طلا پس از یک دوره رشد کمسابقه، اکنون در مرحلهای از اصلاح و بازتعریف انتظارات قرار گرفته است. کاهش هدف قیمتی گلدمن ساکس از ۵۴۰۰ به ۴۹۰۰ دلار، بیش از آنکه نشانه تغییر روند بلندمدت باشد، بیانگر افزایش عدمقطعیت نسبت به زمان و شدت کاهش نرخ بهره آمریکا است.
در حال حاضر سه متغیر اصلی شامل سیاست پولی فدرال رزرو، روند خرید بانکهای مرکزی و جریان سرمایه ETFها، مهمترین عوامل تعیینکننده مسیر آینده قیمت طلا محسوب میشوند. تا زمانی که محدوده ۴۰۰۰ دلار حفظ شود، احتمال شکلگیری یک دوره تثبیت و بازگشت تدریجی وجود دارد، اما شکست این حمایت میتواند اصلاح را عمیقتر کند. در مجموع، اگرچه فضای کوتاهمدت همچنان محتاطانه ارزیابی میشود، اما ساختار کلان بازار همچنان از تداوم روند صعودی طلا در افق میانمدت و بلندمدت حمایت میکند و به همین دلیل بسیاری از مؤسسات مالی بینالمللی همچنان اهدافی بهمراتب بالاتر از قیمتهای فعلی را برای پایان سال ۲۰۲۶ متصور هستند.















نظرات کاربران