خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ چرا مهار تورم به شناخت رفتار خانوارها و بنگاه‌ها وابسته است؟

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

از تورم مصرف‌کننده تا قیمت تولیدکننده؛ بازارها در انتظار سیگنال فدرال رزرو

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

بازگشت نزدک پس از بدترین روز سهام هوش مصنوعی

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

از مهار تورم تا افزایش نرخ بهره؛ چرا فدرال رزرو عقب ننشست؟

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

دو روز تعیین‌کننده برای بازارهای جهانی؛ چشم‌ها به تورم آمریکا

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

پازل اقتصاد آمریکا پیش از NFP؛ دلار و طلا در انتظار تصویر نهایی

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

مهم‌ترین رویداد هفته در جکسون‌هول؛ سخنرانی وارش مسیر دلار و طلا را تعیین می‌کند

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

کاهش ۵۴ درصدی بار مراجعات بیمارستانی با توسعه «طرح پرستار پیگیر»

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

اردن خبر نشست مقامات ارشد سوری و صهیونیستی در امان را تائید کرد

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

حزب‌الله: دولت لبنان صلاحیت حکمرانی را از دست داده است

هشدار امنیتی در سیلیکون‌ولی: «با لباس‌های OpenAI در خیابان ظاهر نشوید!»

تولد اولین جنبش ضد هوش مصنوعی؛ وحشت از بیکاری پشت درهای OpenAI

بازدید ۱۹۷نویسنده: رضا هاشمی
تولد اولین جنبش ضد هوش مصنوعی؛ وحشت از بیکاری پشت درهای OpenAI

ترس از نابودی معیشت و انقراض بشریت به دست الگوریتم‌ها، دیگر محدود به مقالات علمی نیست و برای نخستین بار لباس تظاهرات خیابانی به تن کرده است. طبق نظرسنجی‌ها، ۷۰ درصد مردم آمریکا هوش مصنوعی را تهدیدی مستقیم برای آینده شغلی خود می‌بینند.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز تا پیش از این، پیشرفت شتابان هوش مصنوعی پدیده‌ای فانتزی، درخشان و محدود به مانیتورهای سیلیکون‌ولی به نظر می‌رسید؛ پدیده‌ای که در گزارش‌های مالی شرکت‌های بزرگ فناوری به عنوان محرک اصلی رشد ارزش سهام معرفی می‌شد. اما امروز، این فناوری داغ جهانی با یک مقاومت مدنی عینی و سرسختانه در دنیای واقعی روبرو شده است. کانون این بحران، منطقه خلیج سانفرانسیسکو (Bay Area) است؛ جایی که طبقه جدیدی از فعالان اجتماعی، مسیر شغلی و زندگی شخصی خود را رها کرده‌اند تا هسته‌های اولیه اعتراضات خیابانی، اندیشکده‌ها و گروه‌های مخالف توسعه الگوریتم‌ها را شکل دهند.

نماد بارز رادیکال شدن این فضا، ماجرای ناپدید شدن «سم کرچنر» (Sam Kirchner)، تکنسین ۲۷ ساله مهندسی برق و فعال سرسخت ضد هوش مصنوعی است. او که رهبری تحصن‌ها و مسدود کردن ورودی‌های دفاتر شرکت «OpenAI» را بر عهده داشت ، پیش از ناپدید شدن مرموزش در نوامبر، با لحنی ناامیدانه از پایان دوران مبارزه غیرخشونت‌آمیز سخن گفته بود. ناپدید شدن ناگهانی او و هشدارهای همراهانش درباره احتمال اقدامات تهاجمی، تا حدی جدی بود که پلیس سانفرانسیسکو را به حالت آماده‌باش درآورد و شرکت OpenAI را مجبور کرد تا علاوه بر قرنطینه کردن پردیس خود، به کارکنانش هشدار دهد که از پوشیدن لباس‌های دارای لوگوی شرکت در فضاهای عمومی خودداری کنند.

این اصطکاک فیزیکی و امنیتی نشان می‌دهد که هوش مصنوعی دیگر یک بحث تئوریک و دانشگاهیِ شیرین نیست. ترس از این فناوری از پشت درهای بسته آزمایشگاه‌ها خارج شده، لباس تظاهرات خیابانی به تن کرده و به یک چالش جدی اجتماعی و امنیتی در قلب دنیای فناوری تبدیل شده است. برای درک منطق حاکم بر این جنبش نوپا، باید نگاهی به ریشه‌های عمیق این وحشت عمومی در میان شهروندان انداخت.

ریشه وحشت؛ چرا امنیت شغلی در برابر الگوریتم‌ها رنگ می‌بازد؟

برای ریشه‌یابی این خشم و تظاهرات خیابانی، باید فراتر از دیوارهای شیشه‌ای سیلیکون‌ولی را نگاه کرد؛ جایی که ترس از آینده، سایه سنگینی بر زندگی روزمره مردم انداخته است . این بار محرک اصلی تجمعات معترضان، صرفاً فرضیه‌های علمی یا نگرانی‌های فیلسوفان نیست، بلکه یک دغدغه کاملاً ملموس، اقتصادی و معیشتی است .

جمعیت معترض به هوش مصنوعی

بسیاری از مردم با پوست و گوشت خود پیامدهای موج تعدیل نیروهای اخیر، ساخت و توسعه بی‌رویه مراکز داده (دیتاسنترها) و تسخیر موقعیت‌های شغلی توسط کدهای هوشمند را لمس می‌کنند . طبق نظرسنجی رسمی موسسه «کویینیپیاک» (Quinnipiac University)، مشخص شد که آمارها تصویر نگران‌کننده‌ای از جامعه امروز آمریکا ارائه می‌دهند :

  • ترس از دست دادن شغل: ۷۰ درصد از بزرگسالان آمریکایی بر این باورند که توسعه شتابان هوش مصنوعی به قیمت از دست رفتن موقعیت‌های شغلی آن‌ها تمام خواهد شد .

  • غلبه آسیب بر منفعت: ۵۵ درصد از شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی معتقدند که ورود این فناوری به زندگی روزمره‌شان، بیش از آنکه منفعت داشته باشد، آسیب‌رسان و مخرب خواهد بود .

این دغدغه اقتصادی حتی در میان متخصصان جوان نیز به وضوح دیده می‌شود. برای نمونه، برنامه‌نویسان جوانی که کار و تحصیل خود را رها کرده و به این جنبش اعتراضی پیوسته‌اند، با یک حقیقت تلخ روبرو شده‌اند؛ آن‌ها دریافته‌اند الگوریتم‌های تولیدکننده کد می‌توانند به زودی برنامه‌نویسی حرفه‌ای را به یک شغل ساده با حداقل دستمزد تبدیل کنند .

اما این تمام ماجرا نیست؛ در لایه‌های عمیق‌تر این جنبش، ترس بزرگ‌تری جریان دارد که تظاهرات خیابانی را به سمت رفتارهای تندتر هدایت می‌کند: ترس از فرارسیدن روز انقراض بشر . فعالان خط مقدم این مبارزه، به پیش‌بینی‌های تکان‌دهنده نخبگانی چون «جفری هینتون»، پدرخوانده هوش مصنوعی و برنده جایزه نوبل، تکیه می‌کنند که هشدار داده است احتمال نابودی بشریت توسط سیستم‌های فوق‌هوشمند بین ۱۰ تا ۲۰ درصد است . ترکیب این دو عامل یعنی وحشت عینی از نابودی معیشت و هراس از پایان تمدن انسانی باعث شده است که تظاهرات ساده خیابانی، به سرعت به سمت تقابل‌های فیزیکی و مسدود کردن ساختمان‌های غول‌های فناوری هدایت شود .

شکاف در هسته مقاومت؛ از نامه‌های هشدار تا رادیکالیسم خیابانی

مقاومت در برابر هوش مصنوعی از ابتدا یکدست و هماهنگ نبود؛ بلکه ریشه در یک انشعاب و اختلاف‌نظر عمیق میان تئوریسین‌های پشت‌میزنشین و فعالان پرشور خیابانی دارد. سال‌ها پیش از آنکه تظاهرات به پیاده‌روهای سانفرانسیسکو کشیده شود، نگرانی از سناریوی پایان جهان به دست ماشین‌های فوق‌هوشمند، موضوع بحث‌های داغ در محافل فکری خاصی مانند «عقل‌گرایان» (Rationalists) و جنبش «دگردوستی مؤثر» (Effective Altruism) بود. قهرمان فکری این گروه‌ها، فیلسوفی به نام «الیزر جودکوفسکی» (Eliezer Yudkowsky) است که با مطرح کردن آزمایش ذهنی «بهبوددهنده گیره کاغذ» (فرضیه‌ای علمی که در آن یک هوش مصنوعی مأمور به تولید گیره کاغذ، برای دستیابی به هدفش تمام منابع جهان از جمله بشریت را نابود می‌کند)، درباره خطرات هوش مصنوعی هشدار می‌داد.

با این حال، این جریان‌های فکریِ نخبگانی همواره لابی‌گری‌های آرام سیاسی و یافتن راه‌حل‌های فنی و آزمایشگاهی را به تظاهرات خیابانی ترجیح می‌دادند. این محافظه‌کاری، سرانجام بخش رادیکال‌تر جنبش را که خواهان اقدام فوری عمومی بود، به صف‌آرایی کشاند. هالی المور (Holly Elmore)، دانش‌آموخته ۳۴ ساله دکتری از دانشگاه هاروارد، یکی از نخستین کسانی بود که با خروج از اندیشکده‌های سنتی، گروه «Pause AI US» را با هدف متوقف کردن توسعه پیشرفته‌ترین مدل‌های هوش مصنوعی تأسیس کرد. اما این مسیر برای او هزینه‌های شخصی سنگینی به همراه داشت؛ تا جایی که همسر عقل‌گرای او با روش‌های اعتراضی عمومی‌اش مخالفت کرد و این تقابل فکری در نهایت به طلاق آن‌ها ختم شد.

اما حتی هالی المور نیز برای برخی معترضان به اندازه کافی رادیکال نبود. زمانی که سم کرچنر اصرار داشت جنبش باید وارد فاز نافرمانی مدنی غیرقانونی و مسدود کردن ساختمان‌های OpenAI شود، المور به دلیل قانون‌مداری پورتفوی اعتراضی خود، او را از گروه اخراج کرد.

این اخراج، نقطه تولد تندروترین شاخه ضد هوش مصنوعی یعنی گروه «Stop AI» بود. کرچنر به همراه برنامه‌نویس جوانی به نام درک آلن (Derek Allen) و چند عضو دیگر، به یک کلبه کوچک و ریاضت‌کشانه در یکی از محله‌های صنعتی و مخروبه اوکلند معروف به «پادگان» (The Barracks) نقل مکان کردند. آن‌ها در تخت‌های دوطبقه می‌خوابیدند و تمام ساعات بیداری خود را وقف مبارزه می‌کردند؛ از چاپ تیشرت‌های قرمز اعتراضی گرفته تا برنامه‌ریزی برای زنجیره انسانی جلوی درگاه‌های غول‌های فناوری. بدین ترتیب، یک بحث فلسفیِ انتزاعی جای خود را به دستگیری‌های متعدد مدنی، پرونده‌های قضایی و تقابل علنی در خیابان‌ها داد.

واکنش غول‌های فناوری و بازتاب آن در محافل سرمایه‌گذاری

با رادیکال شدن بدنه تظاهرات و کشیده شدن اصطکاک‌ها به مقابل دفاتر غول‌های فناوری در سیلیکون‌ولی، زنگ خطر برای مدیران ارشد و البته سرمایه‌گذاران این حوزه به صدا درآمده است. شرکتی مانند OpenAI که پیش از این به عنوان پیشتاز بلامنازع این صنعت شناخته می‌شد، اکنون ناچار است بخش مهمی از تمرکز و منابع خود را به مدیریت بحران‌های امنیتی و فیزیکی اختصاص دهد.

این تغییر فضا، واکنش‌های متعددی را در پی داشته است:

  • تدابیر شدید امنیتی و حفاظتی: پس از ماجرای ناپدید شدن لیدر گروه "Stop AI" و تهدیدات احتمالی، کمپانی OpenAI بلافاصله پردیس خود را قرنطینه کرد و دستورالعمل‌های امنیتی سختی را برای حفظ جان کارکنانش به اجرا گذاشت. این اقدامات نشان‌دهنده یک هزینه تحمیلی و غیرمنتظره برای شرکت‌های پیشرو است که پیش از این تنها دغدغه فنی و نرم‌افزاری داشتند.
  • بیانیه رسمی و دعوت به گفتگو: سخنگوی OpenAI در بیانیه‌ای مکتوب تلاش کرد تا میان انتقاد سازنده و رفتارهای خشونت‌آمیز مرز مشخصی بکشد. او اعلام کرد: «ما به ساخت هوش مصنوعی بهبوددهنده زندگی مردم متعهدیم و از بحث‌های پویا استقبال می‌کنیم؛ اما ادبیات و رفتارهای خشونت‌آمیز، گفتگوهای مورد نیاز این دوره را دشوارتر می‌کند».
  • تغییر رویکرد در لابی‌گری و توسعه: اعتراضات خیابانی و حساسیت فزاینده افکار عمومی، نهادهای قانون‌گذار را نیز تحت فشار قرار داده است. سرمایه‌گذاران خطرپذیر اکنون با این واقعیت روبرو هستند که سرعت تجاری‌سازی پروژه‌های بزرگ به دلیل موانع قانونی و اجتماعی جدید، احتمالاً کندتر از پیش‌بینی‌های اولیه خواهد بود.

تظاهرات خیابانی عینی و تقابل‌های فیزیکی ثابت کرد که ریسک سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی دیگر محدود به کدهای برنامه‌نویسی، کپی‌رایت یا رقابت‌های تجاری نیست؛ بلکه فاکتور جدیدی به نام «پذیرش اجتماعی و امنیت فیزیکی زیرساخت‌ها» به معادلات سرمایه‌گذاران کلان اضافه شده است

واقعیت جدید سیلیکون‌ولی؛ توسعه در سایه اعتراضات مدنی

خروج ناگهانی سم کرچنر از صحنه مبارزه، اگرچه ضربه سختی به گروه "Stop AI" وارد کرد ، اما جریان مخالفت مدنی با هوش مصنوعی را متوقف نساخت. این جنبش حالا با فاصله گرفتن از بردباری‌های رادیکالی پیشین، تلاش می‌کند تا با تئاتر‌های خیابانی ملموس‌تر و شیوه‌های ملایم‌تر، افکار عمومی را همراه خود نگه دارد . تجمع و اجرای نمایش‌های اعتراضی در بیرون از دادگاه فدرال اوکلند در جریان محاکمه جنجالی ماسک و آلتمن، گواهی بر این تغییر استراتژی است .

در این میان، شکاف عمیقی که در قلب سیلیکون‌ولی شکل گرفته، واقعیتی غیرقابل‌انکار است. دیگر نمی‌توان هوش مصنوعی را در یک حباب کاملاً تکنولوژیک و ایزوله توسعه داد. از این پس، غول‌های فناوری و سرمایه‌گذاران خطرپذیر باید بپذیرند که هر گام به سمت مدل‌های پیشرفته‌تر یا ساخت دیتاسنترهای عظیم‌تر، با نظارت سخت‌گیرانه، چالش‌های مدنی و دست‌اندازهای جدی اجتماعی همراه خواهد بود .

حقیقت جدید این است که ایده «پیشرفت شتابان به هر قیمتی» در حال برخورد با دیوار سخت دغدغه‌های ملموس معیشتی و انسانی جامعه است . برای تداوم توسعه در این پارادایم تازه، شرکت‌ها دیگر تنها به مهندسان نخبه برنامه‌نویسی نیاز ندارند، بلکه ناچارند فرمول جلب «پذیرش اجتماعی» و مهار بحران‌های فیزیکی و روانی ناشی از این تحول بزرگ را نیز بیابند .

نویسنده: رضا هاشمی
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.