حسین قیدر / اقتصاد بدون نفت به معنای حذف کامل نفت از اقتصاد نیست. نفت همچنان یکی از مهمترین داراییهای ایران است و کنار گذاشتن آن از چرخه درآمدی کشور نه منطقی است و نه ضرورت دارد. آنچه اهمیت دارد، کاهش وابستگی بودجه و رشد اقتصادی به درآمد حاصل از فروش نفت خام است. در یک اقتصاد مقاوم، نفت باید منبعی برای سرمایهگذاری و توسعه باشد، نه منبعی برای تأمین هزینههای جاری دولت.مشکل اصلی زمانی ایجاد میشود که افزایش یا کاهش درآمدهای نفتی مستقیماً بر بودجه، نرخ ارز، واردات، سرمایهگذاری و حتی قدرت خرید مردم اثر بگذارد. در چنین ساختاری، هرگونه اختلال در صادرات نفت میتواند به سرعت خود را در بخشهای مختلف اقتصاد نشان دهد. در مقابل، اگر اقتصاد از منابع متنوعی مانند مالیات، صادرات غیرنفتی، صنایع رقابتی، گردشگری، خدمات، اقتصاد دیجیتال و سرمایهگذاری داخلی و خارجی درآمد ایجاد کند، شوک نفتی قدرت کمتری برای ایجاد بحران خواهد داشت. نفت؛ منبع ثروت یا عامل وابستگی؟نفت در اقتصاد ایران همواره نقشی دوگانه داشته است. از یک سو، درآمدهای نفتی منابع لازم برای توسعه زیرساختها، اجرای پروژههای عمرانی، واردات کالا و تأمین بخشی از هزینههای دولت را فراهم کردهاند و از سوی دیگر، وابستگی شدید به این درآمدها باعث شده اقتصاد کشور در برابر تحولات خارجی آسیبپذیر شود.وقتی بخش مهمی از درآمد ارزی کشور از فروش یک کالای مشخص تأمین میشود، نوسان قیمت آن کالا میتواند برنامهریزی اقتصادی را دشوار کند. کاهش قیمت جهانی نفت، محدود شدن صادرات یا ایجاد اختلال در انتقال درآمدهای حاصل از فروش نفت، مستقیماً بر توان دولت برای تأمین منابع مالی اثر میگذارد. نتیجه چنین شرایطی میتواند افزایش کسری بودجه، فشار بر منابع بانکی، کاهش سرمایهگذاری و افزایش تورم باشد.مشکل دیگر، تأثیر درآمدهای نفتی بر ساختار بودجه است. اگر دولت در دورههای افزایش درآمد نفتی، هزینههای جاری خود را افزایش دهد، در دوره کاهش درآمد با دشواری زیادی مواجه خواهد شد. هزینههای جاری را نمیتوان به سرعت کاهش داد؛ حقوق، مستمری، خدمات عمومی و هزینههای ضروری دولت همچنان ادامه دارند. بنابراین اگر درآمد نفتی کاهش پیدا کند، دولت یا باید درآمدهای پایدار دیگری داشته باشد یا با کسری بودجه مواجه شود.
صادرات غیرنفتی؛ موتور خاموش رشد
یکی از مهمترین پایههای اقتصاد بدون نفت، توسعه صادرات غیرنفتی است. ایران از نظر تنوع محصولات صنعتی، معدنی، کشاورزی و پتروشیمی ظرفیت قابل توجهی دارد، اما حجم و ارزش صادرات غیرنفتی هنوز با ظرفیت واقعی کشور فاصله دارد.مشکل صادرات ایران فقط به میزان تولید محدود نمیشود. کیفیت محصول، بستهبندی، استاندارد، حملونقل، روابط بانکی، ثبات مقررات، هزینههای گمرکی و دسترسی به بازارهای هدف نیز در موفقیت صادرات نقش دارند. اگر تولیدکننده نتواند محصول خود را با هزینه مناسب و در زمان قابل پیشبینی به بازار خارجی برساند، حتی محصول رقابتی نیز نمیتواند سهم مناسبی از بازار جهانی به دست آورد.ایران همچنین در برخی حوزهها همچنان به صادرات مواد خام یا محصولات با ارزش افزوده پایین وابسته است. در حالی که اگر زنجیره ارزش در داخل کشور تکمیل شود، درآمد صادراتی میتواند چند برابر شود. به عنوان مثال، صادرات مواد اولیه پتروشیمی یا معدنی ارزش اقتصادی مشخصی دارد، اما تبدیل آنها به محصولات نهایی و میانی میتواند اشتغال و درآمد بیشتری ایجاد کند.در این میان، صنایع کوچک و متوسط نیز اهمیت دارند. اقتصاد بدون نفت نمیتواند فقط بر چند صنعت بزرگ متکی باشد. هزاران بنگاه کوچک و متوسط میتوانند در صورت دسترسی به منابع مالی، فناوری، بازار و زیرساخت صادراتی، به شبکهای از تولیدکنندگان صادراتمحور تبدیل شوند.موقعیت جغرافیایی ایران نیز یک مزیت مهم است. کشور در مسیر ارتباطی میان آسیا، خلیج فارس، قفقاز، آسیای مرکزی و اروپا قرار دارد و میتواند از حملونقل، ترانزیت و خدمات لجستیکی درآمد ایجاد کند. توسعه کریدورهای تجاری، بنادر، راهآهن و مناطق آزاد و ویژه اقتصادی میتواند درآمدهایی ایجاد کند که ارتباط مستقیمی با فروشنفت خام ندارند.
اقتصاد بدون نفت؛ از شعار تا ساختار
رسیدن به اقتصاد بدون وابستگی به نفت نیازمند اصلاحات ساختاری است. نخستین گام، تغییر نگاه به درآمدهای نفتی است. نفت نباید ردیفی برای جبران دائمی کسری بودجه باشد. درآمد حاصل از منابع طبیعی باید بیشتر به سرمایهگذاری تبدیل شود تا در بلندمدت ظرفیت تولید کشور را افزایش دهد.دومین گام، اصلاح نظام بودجهریزی است. بودجهای که هزینههای جاری آن به درآمدهای ناپایدار وابسته باشد، حتی در صورت افزایش درآمد نفت نیز در معرض بحران قرار دارد. دولت باید بتواند درآمدهای پایدار ایجاد کند و هزینههای خود را بر اساس منابع واقعی تنظیم کند.سومین مسئله، افزایش بهرهوری است. اقتصاد بدون نفت صرفاً با افزایش تولید محقق نمیشود. اگر تولید افزایش یابد اما مصرف انرژی، آب و مواد اولیه نیز به همان نسبت رشد کند، اقتصاد همچنان با مشکل بهرهوری مواجه خواهد بود. صنایع باید به سمت فناوریهای جدید، کاهش مصرف انرژی، افزایش بهرهوری نیروی کار و استفاده بهتر از سرمایه حرکت کنند.انرژی در این میان یک مسئله اساسی است. ایران یکی از کشورهای مهم تولیدکننده انرژی است، اما ناترازی انرژی میتواند حتی صنایع غیرنفتی را نیز با مشکل مواجه کند. اگر کارخانهها با قطعی برق و محدودیت گاز مواجه باشند، توسعه صادرات غیرنفتی دشوار خواهد شد. بنابراین اقتصاد بدون نفت بدون اصلاح بخش انرژی امکان تحقق ندارد.موضوع مهم دیگر، جذب سرمایه است. توسعه صنایع صادراتی، زیرساختهای حملونقل، فناوری و گردشگری نیازمند سرمایهگذاری است. منابع داخلی به تنهایی ممکن است برای تأمین همه این نیازها کافی نباشند. به همین دلیل، ایجاد محیط مناسب برای سرمایهگذاری داخلی و خارجی اهمیت زیادی دارد.اقتصاد بدون نفت در واقع به معنای «اقتصاد بدون وابستگی» است؛ اقتصادی که بتواند حتی در شرایط کاهش درآمدهای نفتی، تولید کند، صادرات داشته باشد، اشتغال ایجاد کند و هزینههای اصلی خود را تأمین کند. ایران برای رسیدن به چنین اقتصادی منابع و ظرفیتهای لازم را دارد؛ چالش اصلی، تبدیل این ظرفیتها به یک ساختار اقتصادی پایدار و رقابتی است.















نظرات کاربران