به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، اظهارنظر اخیر وزیر خزانهداری آمریکا درباره تنگه هرمز، بحثی تازه در بازار انرژی جهانی ایجاد کرده است. بسنت گفته با گسترش خطوط لوله نفتی در سالهای آینده، وابستگی جهان به این آبراه کاهش مییابد. تحلیلگران انرژی اما معتقدند این تحلیل، واقعیت تجارت دریایی را نادیده میگیرد. به گفته آنان، بخش بزرگی از کالاهایی که هر روز از این مسیر عبور میکنند، اساسا قابل انتقال با خط لوله نیستند.
این موضوع برای مخاطب عادی هم اهمیت دارد. قیمت جهانی نفت، یکی از عوامل اصلی تعیینکننده قیمت طلا و نرخ ارز در بازارهای جهانی است. هر نگرانی درباره ثبات مسیرهای صادرات انرژی، میتواند نوسان قیمت نفت را تشدید کند و از همین مسیر، بر بازار طلا و دلار هم اثر بگذارد.
چرا خط لوله جای کشتی را نمیگیرد؟
عربستان سعودی و امارات متحده عربی، تنها ۲ کشور منطقه هستند که خطوط لوله جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز ساختهاند. بر اساس برآورد نهادهای بینالمللی انرژی، ظرفیت مجموع این خطوط لوله به حدود ۶ تا ۷ میلیون بشکه در روز میرسد. این رقم در برابر حدود ۱۷ میلیون بشکه نفت و میعانات گازی که روزانه از تنگه هرمز عبور میکند، ناچیز به نظر میرسد. به بیان ساده، حتی با افزایش ظرفیت خطوط لوله، بخش بزرگی از صادرات نفت منطقه همچنان به کشتی و عبور از این آبراه وابسته میماند.
گاز طبیعی مایع یا الانجی (LNG) یکی دیگر از کالاهای کلیدی است که عملا از طریق خط لوله قابل صادرات نیست. این نوع گاز باید در دمای بسیار پایین مایع و با کشتیهای ویژه حمل شود. قطر، از بزرگترین صادرکنندگان الانجی جهان، تقریبا تمام صادرات خود را از مسیر همین تنگه انجام میدهد. کالاهای غیرنفتی مانند مواد غذایی، تجهیزات صنعتی و کانتینرهای تجاری نیز از همین مسیر جابهجا میشوند و جایگزین لولهای برای آنها وجود ندارد.
سهم یک آبراه در معادلات بازار جهانی
تنگه هرمز میان ایران و عمان قرار دارد و باریکترین بخش آن حدود ۳۳ کیلومتر عرض دارد. با این حال، به گفته نهادهای بینالمللی انرژی، نزدیک به ۲۰ درصد از نفت مصرفی جهان از همین مسیر باریک عبور میکند. این رقم، تنگه هرمز را به یکی از حساسترین نقاط زنجیره تامین انرژی در جهان تبدیل کرده است. هر گزارش یا اظهارنظری که ثبات این مسیر را زیر سوال ببرد، به سرعت در بازارهای جهانی نفت، طلا و ارز بازتاب پیدا میکند.
کارشناسان بازار انرژی میگویند صرفنظر از اظهارنظرهای سیاسی، واقعیت جغرافیایی و اقتصادی این آبراه به این زودیها تغییر نمیکند. ساخت خط لوله جدید، هزینه بالا و زمان طولانی میطلبد و در بهترین حالت، تنها بخش کوچکی از ترافیک دریایی فعلی را پوشش میدهد. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران، تحولات این تنگه را همچنان یکی از متغیرهای اصلی برای رصد بازار انرژی و به تبع آن، بازار طلا و ارز میدانند.















نظرات کاربران