رئیس کمیته کیفیت و تعالی انجمن قطعهسازان کشور معتقد است در مواجهه با ناترازی بنزین، دوباره همان مسیر آشنا در حال تکرار است؛ بحران ساختاری به مصرف بالای خودرو و مردم تقلیل پیدا میکند، در حالی که ریشه مسئله را باید در سالها سیاستگذاری در حوزه انرژی، خودرو، حملونقل عمومی و سرمایهگذاری جستوجو کرد.
جواد علینژاد با انتقاد از رویکردهای مطرحشده درباره مصرف بنزین گفت: خودروهای فرسوده و پرمصرف بدون تردید بخشی از مسئله هستند، اما نمیتوانند پاسخ همه مسئله باشند.
او افزود: سؤال مهمتر این است که چرا بخش قابل توجهی از ناوگان کشور همچنان فرسوده و پرمصرف است و چرا طی دهههای گذشته، نوسازی ناوگان، توسعه حملونقل عمومی و اصلاح الگوی تولید و مصرف انرژی به نتیجه مطلوب نرسیده است؟
علینژاد گفت: اگر شهروند برای رفتوآمد، کار و تأمین معاش خود به خودروی شخصی وابسته است، نمیتوان بدون توجه به کیفیت و دسترسی حملونقل عمومی، او را صرفاً به دلیل مصرف سوخت متهم کرد.
رئیس کمیته کیفیت و تعالی انجمن قطعهسازان کشور تأکید کرد: ناترازی بنزین را نمیتوان فقط از داخل باک خودرو تحلیل کرد.
این ناترازی حاصل مجموعهای از تصمیمها در حوزه تولید خودرو، واردات، استانداردهای مصرف سوخت، توسعه حملونقل عمومی، سیاست انرژی و سرمایهگذاری است.
وی افزود: خودروهای کممصرف میتوانند بخشی از مصرف را کاهش دهند، اما اگر ساختار حملونقل، سیاست انرژی و نظام سرمایهگذاری اصلاح نشود، کاهش مصرف خودرو به تنهایی نمیتواند مسئله ناترازی را حل کند.
علینژاد با انتقاد از آنچه «انتقال مسئولیت از سیاستگذار به خودروساز و مصرفکننده» خواند، گفت: تبدیل یک بحران پیچیده به گزارهای ساده مانند «مردم زیاد بنزین مصرف میکنند» شاید سادهترین پاسخ باشد، اما الزاماً پاسخ درست نیست.
او ادامه داد: اگر خودروهای فرسوده عامل مهم مصرف سوخت هستند، باید مشخص شود چرا سیاست نوسازی ناوگان طی سالهای گذشته نتوانسته مسئله را حل کند ؛ اگر تولید خودروهای پرمصرف مشکل است، باید درباره سیاستهای صنعتی و استانداردهای مصرف پاسخ داده شود و اگر حملونقل عمومی ناکارآمد است، باید درباره سرمایهگذاری و حکمرانی این بخش توضیح داده شود.
بنزین؛ مسئله خودرو یا مسئله حکمرانی؟
علینژاد گفت: مسئله اصلی این است که ناترازی بنزین نباید به یک نزاع ساده میان «خودروساز» و «مصرفکننده» تبدیل شود؛ زیرا در این صورت، بخش مهمی از مسئله یعنی کیفیت سیاستگذاری و تصمیمهای انباشتهشده طی چند دهه از نگاه افکار عمومی پنهان میماند.
وی پرسید: آیا زمان آن نرسیده است که به جای پیدا کردن یک متهم برای بحران بنزین، یک برنامه مشخص برای اصلاح صنعت خودرو، نوسازی ناوگان، توسعه حملونقل عمومی و کاهش مصرف سوخت تدوین شود؛ برنامهای که هدف، زمانبندی، شاخص ارزیابی و مسئول مشخص داشته باشد؟
به گفته او، تا زمانی که چنین برنامهای وجود نداشته باشد، متهم کردن خودرو و مصرفکننده بیشتر از آنکه راهحل ناترازی بنزین باشد، انتقال صورتمسئله از سیاستگذاری به مصرفکننده است.















نظرات کاربران