خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
معرفی موتو G47 پاور؛ گوشی اقتصادی موتورولا با باتری 7000 میلی‌آمپری

معرفی موتو G47 پاور؛ گوشی اقتصادی موتورولا با باتری 7000 میلی‌آمپری

از جهش سودآوری تا سرمایه‌گذاری‌های توسعه‌ای در مس ایران

از جهش سودآوری تا سرمایه‌گذاری‌های توسعه‌ای در مس ایران

شبکه برق؛ پاشنه آشیل گذار سبز

شبکه برق؛ پاشنه آشیل گذار سبز

تیر خلاص به سهمیه سوخت ۱۴ میلیون وسیله نقلیه؛ بنزین به وسایل نقلیه فرسوده فروخته نمی‌شود

تیر خلاص به سهمیه سوخت ۱۴ میلیون وسیله نقلیه؛ بنزین به وسایل نقلیه فرسوده فروخته نمی‌شود

بهای نفت خام امریکا کاهش یافت

بهای نفت خام امریکا کاهش یافت

کودکان البرزی مأموریت نیمه‌تمام شهید ماکان نصیری را ادامه می‌دهند

کودکان البرزی مأموریت نیمه‌تمام شهید ماکان نصیری را ادامه می‌دهند

بهای یک حمله؛ چرا پمپ‌بنزین‌های آمریکا آرام نمی‌گیرند؟

بهای یک حمله؛ چرا پمپ‌بنزین‌های آمریکا آرام نمی‌گیرند؟

وزرای اتحادیه اروپا در آستانه زمستان درباره امنیت انرژی گفتگو می‌کنند

وزرای اتحادیه اروپا در آستانه زمستان درباره امنیت انرژی گفتگو می‌کنند

ترامپ در تله ایران افتاد

ترامپ در تله ایران افتاد

هشدار کمیسیون اروپا در پی سه‌ برابر شدن قیمت گاز

هشدار کمیسیون اروپا در پی سه‌ برابر شدن قیمت گاز

فعال‌سازی ظرفیت‌های کوچک پالایشی برای تقویت امنیت عرضه سوخت

بازدید ۵۰منبع: جامعه اندیشکده ها
فعال‌سازی ظرفیت‌های کوچک پالایشی برای تقویت امنیت عرضه سوخت

اندیشکده گاما پیشنهاد داده است ظرفیت‌های کوچک پالایشی موجود می‌توانند به‌عنوان یکی ازگزینه‌های مکمل برای افزایش ظرفیت عرضه مورد توجه قرار گیرند.

تداوم رشد تقاضا ی انرژ ی در بخش حمل‌ونقل ، در کنار محدود ی ت منابع مال ی دولت برا ی ا ی جاد ظرف ی ت‌ها ی بزرگ جد ی د پالا ی ش ی ، ضرورت بازنگر ی در نحوه توسعه و بهره‌بردار ی از ظرف ی ت تول ی د فرآورده‌ها ی نفت ی کشور را مطرح می کند . از منظر س ی استگذار ی انرژ ی ، پاسخ به ا ی ن مسئله نم ی‌ تواند صرفاً بر افزا ی ش ظ رف ی ت تول ی د بنز ی ن ی ا کاهش مصرف متمرکز باشد ؛ بلکه مستلزم ترک ی ب ی از س ی است‌ها ی مد ی ر ی ت تقاضا ، تنوع‌بخش ی به سبد سوخت ، ارتقا ی بهره‌ور ی انرژ ی و توسعه ظرف ی ت عرضه با هدف افزا ی ش امن ی ت و تاب‌آور ی نظام تأم ی ن سوخت است .

در ا ی ن چارچوب ، ظرف ی ت‌ها ی کوچک پالا ی ش ی موجود م ی‌ توانند به‌عنوان ی ک ی از گز ی نه‌ها ی مکمل برا ی افزا ی ش ظرف ی ت عرضه مورد توجه قرار گیرند . با ا ی ن حال ، ظرف ی ت اسم ی ا ی ن واحدها را نم ی‌ توان مستق ی ماً معادل ظرف ی ت قابل اتکا ی تول ی د فرآورده‌ها ی استاندارد دانست . بخش ی از ا ی ن و احدها بر مبنا ی خوراک م ی عانات گاز ی طراح ی شده‌اند و فعال‌ساز ی ی ا ارتقا ی آنها ، در بس ی ار ی از موارد ، مستلزم تغ یی ر خوراک ، اصلاح فرآ ی ندها ی پالا ی ش ی و ا ی جاد ی ا تکم ی ل واحدها ی فرآ ی ند ی مورد ن ی از برا ی تول ی د فرآورده‌ها ی منطبق با استانداردها ی کشور است . از ا ی ن رو ، مسئله ا صل ی صرفاً فن ی ن ی ست و توج ی ه اقتصاد ی و سازوکارها ی نهاد ی حاکم بر تأم ی ن خوراک ، فروش فرآورده و جر ی ان مال ی ن ی ز در تع یی ن امکان‌پذ ی ر ی ا ی ن ظرف ی ت‌ها نقش تع یی ن‌کننده دارند .

ا ی ن ی ادداشت استدلال م ی‌ کند که در شرا ی ط فعل ی ، مداخله مستق ی م دولت از طر ی ق سرما ی ه‌گذار ی ، خر ی د تضم ی ن ی فرآورده ی ا انتخاب فناور ی برا ی واحدها ی کوچک ، لزوماً مناسب‌تر ی ن ابزار س ی است ی ن ی ست . در مقابل ، م ی‌ توان با اصلاح سازوکارها ی اقتصاد ی و نهاد ی ، شرا ی ط ی ا ی جاد کرد که تص م ی م درباره فعال‌ساز ی ، ارتقا ی فناور ی و سازمانده ی ا ی ن ظرف ی ت‌ها بر مبنا ی ارز ی اب ی اقتصاد ی بخش خصوص ی شکل گیرد .

بر ا ی ن اساس ، پ ی شنهاد اصل ی ی ادداشت ، حرکت به سمت “ شفاف‌ساز ی و رقابت ی‌ ساز ی رابطه م ی ان خوراک و فرآورده ” است . در ا ی ن چارچوب ، واحدها ی واجد شرا ی ط بتوانند خوراک مورد ن ی از خود را از طر ی ق سازوکارها ی شفاف و رقابت ی ، از جمله بورس انرژ ی ، تأم ی ن کنند و فرآورده‌ها ی استان دارد تول ی د ی خود را ن ی ز در بازار رسم ی عرضه نما ی ند . همچن ی ن ، امکان صادرات فرآورده د ر شرا ی ط ی که محصول در بازار داخل ی جذب نم ی‌ شود ، م ی‌ تواند به‌عنوان سازوکار ی برا ی کاهش ر ی سک سرما ی ه‌گذار ی و ا ی جاد انگ ی زه برا ی ارتقا ی ظرف ی ت و فناور ی مورد استفاده قرار گ ی رد ؛ مشروط بر آنکه در شرا ی ط کمبود داخل ی ، اولو ی ت تأم ی ن بازار کشور حفظ شود .

اجرا ی ا ی ن رو ی کرد مستلزم تغ یی ر نقش وزارت نفت از مداخله مستق ی م در عمل ی ات اقتصاد ی واحدها ی کوچک به سمت تنظ ی م‌گر ی ، تع یی ن استاندارد ، نظارت بر ک ی ف ی ت ، مد ی ر ی ت الزامات امن ی ت انرژ ی و طراح ی قواعد دسترس ی به خوراک و بازار است . در ا ی ن مدل ، انتخاب فناور ی ، م ی زان سرما ی ه‌گذار ی و نحوه سازمانده ی واحدها به تصم ی م بنگاه‌ها واگذار م ی‌ شود ، در حال ی که دولت چارچوب‌ها ی لازم برا ی حفظ منافع عموم ی و امن ی ت عرضه را تع یی ن م ی‌ کند .

ی ک ی از اجزا ی مکمل ا ی ن س ی است ، امکان “ تجم ی ع و شبکه‌ا ی‌ ساز ی واحدها ی کوچک پالایش ” است . به‌جا ی الزام هر واحد به ا ی جاد تمام ی فرآ ی ندها ی مورد ن ی از ، م ی‌ توان زم ی نه شکل‌گ ی ر ی خوشه‌ها ی پالا ی ش ی و استفاده مشترک از واحدها ی فرآ ی ند ی سرما ی ه‌بر را فراهم کرد . چن ی ن سازوکار ی م ی‌ تواند هز ی نه سرما ی ه‌گذار ی و بهره‌بردار ی را کاهش داده و امکان ارتقا ی تدر ی ج ی ظ رف ی ت‌ها ی موجود را افزا ی ش دهد .

بر ا ی ن اساس ، س ی است پ ی شنهاد ی را م ی‌ توان در سه محور خلاصه کرد : “ اصلاح سازوکار تأم ی ن خوراک ، ا ی جاد سازوکار شفاف و رقابت ی برا ی عرضه فرآورده و فراهم‌کردن امکان سازمانده ی و ارتقا ی مشترک ظرف ی ت‌ها ی کوچک پالایش ” . هدف از ا ی ن س ی است ، جا ی گز ی ن ی پالا ی شگاه‌ها ی بزرگ با و احدها ی کوچک ن ی ست ؛ بلکه استفاده از ظرف ی ت‌ها ی پراکنده موجود به‌عنوان بخش ی مکمل از نظام تأم ی ن فرآورده و افزا ی ش انعطاف‌پذ ی ر ی و تاب‌آور ی ا ی ن نظام است .

بنابرا ی ن ، مسئله س ی است ی اصل ی نه انتخاب م ی ان «افزا ی ش تول ی د» و «کاهش مصرف» و نه صرفاً توسعه م ی ن ی‌ ر ی فا ی نر ی‌ ها ، بلکه طراح ی ترک ی ب ی از س ی است‌ها ی عرضه و تقاضا و ا ی جاد سازوکارها ی اقتصاد ی و نهاد ی لازم برا ی استفاده کارآمد از ظرف ی ت‌ها ی موجود است . در ا ی ن چارچوب ، فعال‌س از ی ظرف ی ت‌ها ی کوچک پالا ی ش ی م ی‌ تواند ، در صورت احراز توج ی ه اقتصاد ی و فن ی هر واحد ، ی ک ی از گز ی نه‌ها ی مکمل س ی است امن ی ت عرضه سوخت در کشور باشد .

امنیت عرضه سوخت در ایران در سال‌های آینده تحت تأثیر دو روند همزمان قرار خواهد گرفت : از یک سو تقاضای حمل‌ونقل و نیاز به انرژی همچنان وجود خواهد داشت و از سوی دیگر ، امکان اتکا به احداث پالایشگاه‌های بزرگ جدید با منابع دولتی محدود است .

بنابراین مسئله سیاستی را نمی‌توان صرفاً به صورت «چگونه بنزین بیشتری تولید کنیم؟» تعریف کرد . مسئله اصلی این است : چگونه می‌توان بدون تحمیل سرمایه‌گذاری سنگین جدید به دولت ، ظرفیت عرضه فرآورده‌های نفتی را افزایش و تاب‌آوری نظام تأمین سوخت را تقویت کرد؟

در پاسخ به این مسئله ، سه گزینه همزمان قابل بررسی است :

این سه گزینه مکمل یکدیگرند و نمی‌توان یکی را جایگزین کامل دیگری دانست .

2. چرا ظرفیت‌های کوچک پالایشی اهمیت دارند؟

ایران در کنار پالایشگاه‌های بزرگ ، دارای مجموعه‌ای از واحدهای کوچک پالایشی است که ظرفیت آنها به‌صورت پراکنده در نقاط مختلف کشور قرار گرفته است . اما ظرفیت اسمی این واحدها را نمی‌توان معادل ظرفیت واقعی تولید بنزین دانست . بسیاری از این واحدها برای تولید محصولات مشخص و با استانداردهای مورد نیاز کشور طراحی نشده‌اند و فعال‌سازی آنها ممکن است نیازمند تغییر خوراک و سرمایه‌گذاری در واحدهای فرآیندی تکمیلی باشد . بنابراین سیاست پیشنهادی نباید بر این فرض بنا شود که «مینی‌ریفاینری‌های موجود همین امروز می‌توانند کسری بنزین را جبران کنند » . فرض درست این است :

“ مینی‌ریفاینری‌ها یک ظرفیت بالقوه برای ایجاد ظرفیت حاشیه‌ای و انعطاف‌پذیر پالایشی هستند که در صورت ایجاد شرایط اقتصادی مناسب ، می‌توانند به ظرفیت واقعی تبدیل شوند “ .

این ظرفیت به‌ویژه از منظر تاب‌آوری اهمیت دارد ؛ زیرا ظرفیت‌های کوچک و پراکنده می‌توانند در کنار پالایشگاه‌های بزرگ ، آسیب‌پذیری ناشی از تمرکز ظرفیت تولید را کاهش دهند .

3. گلوگاه اصلی : اقتصاد فعالیت ، نه صرفاً فناوری

یکی از خطاهای احتمالی در سیاستگذاری این حوزه ، تعریف مسئله به عنوان یک مسئله صرفاً فنی است . ارتقای واحدهای کوچک از نظر فناوری امکان‌پذیر است ، اما اگر مدل اقتصادی فعالیت آنها توجیه‌پذیر نباشد ، سرمایه‌گذار انگیزه‌ای برای انجام این ارتقا نخواهد داشت . در این خصوص سه گلوگاه اصلی وجود دارد :

۴. تغییر نقش دولت ؛ از «مدیر تولید» به «تنظیم‌گر بازار »

فعال‌ساز ی ظرف ی ت‌ها ی کوچک پالا ی ش ی مستلزم تع یی ن مجدد حدود مداخله دولت در ا ی ن حوزه است . با توجه به تفاوت واحدها ی موجود از نظر خوراک ، فناور ی ، ظرف ی ت و شرا ی ط اقتصاد ی ، اتخاذ ی ک الگو ی واحد برا ی توسعه ی ا ارتقا ی آنها توسط دولت ، علاوه بر افزا ی ش بار اجرا یی ، م ی‌ تواند ب ه تخص ی ص ناکارآمد منابع منجر شود . از ا ی ن منظر ، مناسب‌تر است تصم ی م درباره م ی زان سرما ی ه‌گذار ی ، انتخاب فناور ی و نحوه سازمانده ی فعال ی ت ، تا حد امکان به بنگاه‌ها واگذار شود و دولت بر ا ی جاد چارچوب نهاد ی و اقتصاد ی لازم برا ی ف عال ی ت آنها تمرکز کند .

در ا ی ن چارچوب ، وزارت نفت وظ ی فه دارد شرا ی ط دسترس ی شفاف و قابل پ ی ش‌ب ی ن ی به خوراک ، الزامات فن ی و ک ی ف ی فرآورده و قواعد عرضه محصول را ت ع یی ن و بر اجرا ی آنها نظارت کند . در مقابل ، انتخاب فناور ی و فرآ ی ند تول ی د ، تصم ی م درباره تغ یی ر خوراک ، م ی زان سرما ی ه‌گذار ی و نحوه هم کار ی ی ا تجم ی ع با سا ی ر واحدها با ی د بر اساس ارز ی اب ی اقتصاد ی بنگاه‌ها انجام شود .

ا ی ن رو ی کرد به معنا ی کاهش نقش دولت در حوزه امن ی ت انرژ ی ن ی ست . دولت ه مچنان مسئول تع یی ن الزامات امن ی ت عرضه ، نظارت بر ک ی ف ی ت فرآورده و مداخله در شرا ی ط اختلال ی ا کمبود خواهد بود؛ اما مداخله در تصم ی م‌ها ی عمل ی ات ی و اقتصاد ی بنگاه‌ها تا حد امکان به سازوکار بازار واگذ ار می ‌ شود . به ا ی ن ترت ی ب ، دولت به جا ی ا ی جاد ی ا تأم ی ن مستق ی م ظرف ی ت تول ی د ، شرا ی ط ی را فراهم م ی‌ کند که ظرف ی ت‌ها ی دارا ی توج ی ه اقتصاد ی امکان فعال شدن و توسعه پ ی دا کنند .

سازوکار پ ی شنهاد ی بر ا ی جاد ی ک رابطه اقتصاد ی شفاف م ی ان تأم ی ن خوراک و فروش فرآورده استوار است . در ا ی ن چارچوب ، واحدها ی کوچک پالا ی ش ی واجد شرا ی ط بتوانند خوراک مورد ن ی از خود را از طر ی ق ی ک سازوکار شفاف و رقابت ی ، از جمله بورس انرژ ی ، تأم ی ن کنند و در مقابل ، فرآورده ت ول ی د ی خود را پس از احراز الزامات ک ی ف ی و استانداردها ی تع یی ن‌شده ، در بازار رسم ی عرضه کنند . هدف از ا ی ن سازوکار ، کاهش وابستگ ی فعال ی ت واحدها به روابط ادار ی و توافق‌ها ی دوجانبه با شرکت‌ها ی دولت ی و فراهم کردن امکان ارز ی اب ی اقتصاد ی فعال ی ت بر مبنا ی ق ی مت خوراک و محص ول است .

در ا ی ن مدل ، وزارت نفت مسئول تع یی ن الزامات فن ی و ک ی ف ی ، تنظ ی م قواعد دسترس ی به خوراک و نظارت بر رعا ی ت الزامات امن ی ت انرژ ی خواهد بود ، اما درباره انتخاب فناور ی ، م ی زان سرما ی ه‌گذار ی و نحوه توسعه واحدها مداخله مستق ی م نخواهد داشت . بنگاه‌ها بر اساس ق ی مت و شرا ی ط عرضه خوراک و امکان فروش فرآورده ، درباره تغ یی ر خوراک ، ارتقا ی فرآ ی ند و سرما ی ه‌گذار ی تصم ی م خواهند گرفت . در نت ی جه ، انگ ی زه ارتقا ی فناور ی از طر ی ق سازوکار اقتصاد ی فعال ی ت ا ی جاد م ی‌ شود و نه از طر ی ق حما ی ت مستق ی م دولت .

عرضه فرآورده در بازار رسم ی ، علاوه بر ا ی جاد شفاف ی ت در فروش ، امکان کشف ق ی مت و ارز ی اب ی واقع ی اقتصاد ی تول ی د را فراهم م ی‌ کند . در شرا ی ط ی که بخش ی از فرآورده تول ی دشده امکان جذب در بازار داخل ی نداشته باشد ، پ ی ش‌ب ی ن ی مس ی ر صادرات م ی‌ تواند به کاهش ر ی سک سرما ی ه‌گذار ی کمک کند . با ا ی ن حال ، صادرات فرآورده‌ها ی راهبرد ی با ی د تابع الزامات امن ی ت عرضه باشد و دولت بتواند در شرا ی ط کمبود ی ا اختلال در بازار داخل ی ، محدود ی ت‌ها ی لازم را اعمال کند .

در ا ی ن چارچوب ، رابطه م ی ان خوراک و فرآورده از ی ک رابطه عمدتاً ادار ی به ی ک رابطه اقتصاد ی تبد ی ل می ‌ شود . تول ی دکننده خوراک را با شرا ی ط شفاف و قابل پ ی ش‌ب ی ن ی در ی افت م ی‌ کند و مسئول ی ت اقتصاد ی فرآور ی و فروش محصول را بر عهده دارد . چن ی ن سازوکار ی م ی‌ تواند امکان مقا ی سه اقتصاد ی م ی ان گز ی نه‌ها ی مختلف فناور ی و سرما ی ه‌گذار ی را برا ی بنگاه فراهم کند و در نها ی ت ، واحدها یی را که قابل ی ت اقتصاد ی و فن ی لازم را دارند به سمت فعال‌ساز ی و ارتقا ی ظرف ی ت سوق دهد .

مدل پیشنهادی را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد :

در این مدل ، دولت یک «کف امنیت انرژی» تعریف می‌کند ، اما فعالیت اقتصادی واحدها بر اساس سازوکار بازار انجام می‌شود . ا ی ن مدل همچن ی ن م ی‌ تواند زم ی نه شکل‌گ ی ر ی همکار ی م ی ان واحدها ی کوچک را فراهم کند . در موارد ی که ا ی جاد برخ ی واحدها ی فرآ ی ند ی به صورت مستقل از نظر اقتصاد ی توج ی ه‌پذ ی ر ن ی ست ، چند واحد نزد ی ک به ی کد ی گر م ی‌ توانند برا ی ا ی جاد و استفاده مشترک از تجه ی زات و فرآ ی ندها ی سرما ی ه‌بر با ی کد ی گر همکار ی کنند . در ا ی ن حالت ، نقش س ی استگذار ا ی جاد شرا ی ط حقوق ی و اقتصاد ی لازم برا ی ا ی ن همکار ی‌ ها خواهد بود ، نه طراح ی مستق ی م ساختار آنها .

این مدل با جهت‌گیری‌های موجود در مقررات نیز قابل انطباق است ؛ برای نمونه ، در آیین‌نامه اجرایی بودجه ۱۴۰۴ امکان عرضه خوراک پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها از طریق بورس انرژی و قراردادهای بلندمدت پیش‌بینی شده است .

ی ک ی از گز ی نه‌ها ی قابل بررس ی برا ی افزا ی ش کارا یی ظرف ی ت‌ها ی کوچک پالا ی ش ی ، حرکت از الگو ی واحدها ی منفرد به سمت شکل‌گ ی ر ی شبکه‌ها و خوشه‌ها ی پالا ی ش ی است . پراکندگ ی جغراف ی ا یی ا ی ن واحدها لزوماً مانع همکار ی آنها ن ی ست و در مناطق ی که فاصله م ی ان واحدها و ز ی رساخت‌ها ی انت قال خوراک و فرآورده امکان همکار ی را فراهم م ی‌ کند ، م ی‌ توان بخش ی از فرآ ی ندها ی پالا ی ش ی را به صورت مشترک سازمانده ی کرد .

در ا ی ن الگو ، ضرورت ندارد هر واحد به‌طور مستقل تمام ی مراحل فرآور ی مورد ن ی از برا ی تول ی د فرآورده نها یی را در اخت ی ار داشته باشد . واحدها ی مختلف م ی‌ توانند بر اساس مز ی ت فن ی و اقتصاد ی خود در بخش‌ها ی متفاوت زنج ی ره فعال ی ت کنند و برخ ی واحدها ی فرآ ی ند ی سرما ی ه‌بر را به صورت مشترک ا ی جاد ی ا مورد استفاده قرار دهند . برا ی مثال ، ا ی جاد واحدها ی فرآ ی ند ی تکم ی ل ی در سطح ی ک خوشه م ی‌ تواند نسبت به ا ی جاد تجه ی زات مشابه در هر واحد ، هز ی نه سرما ی ه‌گذار ی را کاهش داده و امکان ارتقا ی ک ی ف ی ت فرآورده را فراهم کند .

تجم ی ع ظرف ی ت‌ها همچن ی ن م ی‌ تواند امکان استفاده مؤثرتر از خوراک ، محصولات م ی ان ی و ز ی رساخت‌ها ی انتقال را ا ی جاد کند . در چن ی ن شرا ی ط ی ، واحدها ی کوچک از مجموعه‌ا ی از فعال ی ت‌ها ی منفرد به اجزا ی ی ک زنج ی ره پالا ی ش ی مکمل تبد ی ل م ی‌ شوند و بخش ی از محدود ی ت ناش ی از مق ی اس پا یی ن فعال ی ت کاهش می‌یابد .

با ا ی ن حال ، تجم ی ع ظرف ی ت‌ها نبا ی د به عنوان ی ک الزام ادار ی برا ی همه واحدها در نظر گرفته شود . شکل‌گ ی ر ی خوشه‌ها ی پالا ی ش ی با ی د بر اساس نزد ی ک ی جغ راف ی ا یی ، قابل ی ت اتصال فرآ ی ند ی ، هز ی نه سرما ی ه‌گذار ی و منافع اقتصاد ی طرف ی ن صورت گیرد . نقش دولت در ا ی ن زم ی نه م ی‌ تواند به رفع موانع حقوق ی و ز ی رساخت ی همکار ی ، تسه ی ل دسترس ی به ز ی رساخت‌ها ی مشترک و ا ی جاد چارچوب‌ها ی لازم برا ی قراردادها ی م ی ان واحدها محدود شود .

در نت ی جه ، تجم ی ع ظرف ی ت‌ها ی کوچک را م ی‌ توان به‌عنوان ی ک سازوکار مکمل در کنار اصلاح رابطه خوراک و فرآورده در نظر گرفت . در صورت ی که فعال ی ت واحدها بر مبنا ی ی ک سازوکار اقتصاد ی شفاف شکل گ ی رد ، انگ ی زه لازم برا ی شناسا یی فرصت‌ها ی همکار ی و ا ی جاد ز ی رساخت‌ها ی مشترک ن ی ز م ی‌ تواند از سو ی خود بنگاه‌ها ا ی جاد شود .

6. نقش صادرات در سازوکار پیشنهادی

پیش‌بینی امکان صادرات فرآورده در این سیاست ، به معنای اولویت دادن به صادرات نسبت به تأمین نیاز داخلی نیست ، بلکه به‌عنوان یکی از سازوکارهای کاهش ریسک سرمایه‌گذاری و ایجاد اطمینان نسبت به بازار محصول در نظر گرفته می‌شود . سرمایه‌گذاری در ارتقای واحدهای کوچک پالایشی زمانی شکل می‌گیرد که تولیدکننده بتواند نسبت به امکان فروش محصول در افق زمانی سرمایه‌گذاری اطمینان نسبی داشته باشد . محدود شدن بازار محصول به تقاضای داخلی ، به‌ویژه در شرایطی که سیاست‌های کنترل مصرف یا تغییر ترکیب سبد سوخت در حال اجراست ، می‌تواند ریسک اقتصادی این سرمایه‌گذاری‌ها را افزایش دهد .

در این چارچوب ، امکان صادرات به تولیدکننده اجازه می‌دهد در صورت عدم جذب محصول در بازار داخلی ، بازار خارجی را به‌عنوان گزینه جایگزین مورد استفاده قرار دهد . البته این امکان نباید به ایجاد تعارض با الزامات امنیت ا نرژی منجر شود . برای فرآورده‌های راهبردی ، از جمله بنزین و نفت‌گاز ، لازم است سازوکاری تعریف شود که در شرایط کمبود یا اختلال در عرضه داخلی ، دولت بتواند صادرات را موقتاً محدود یا متوقف کند . بنابراین ، صادرات در این مدل نه یک هدف مستقل ، بلکه ابزاری برای کاهش ریسک فعالیت اقتصادی و افزایش انگیزه سرمایه‌گذاری در ظرفیت پالایشی است .

بازارمحور شدن فعالیت واحدهای کوچک پالایشی نباید به معنای انتقال مسئولیت امنیت انرژی از دولت به بازار تلقی شود . امنیت عرضه یک کارکرد حاکمیتی است و دولت همچنان مسئول تعیین الزامات لازم برای استمرار عرضه فرآورده‌های راهبردی و مدیریت شرایط اضطراری خواهد بود . از این منظر ، سیاست پیشنهادی باید میان کارایی اقتصادی بنگاه‌ها و الزامات امنیت انرژی تفکیک روشنی ایجاد کند .

دولت می‌تواند الزامات مربوط به حداقل ذخایر ، کیفیت فرآورده ، استمرار تولید و دسترسی به ظرفیت تولید در شرایط اضطراری را در چارچوب مقررات مشخص کند . در شرایط عادی ، بنگاه‌ها بر مبنای منطق اقتصادی فعالیت خواهند کرد؛ اما در شرایط بحران ، اختلال در زنجیره تأمین یا کاهش قابل توجه عرضه داخلی ، سازوکارهای مداخله اضطراری باید از پیش تعریف شده باشد . به این ترتیب ، استفاده از سازوکار بازار برای افزایش کارایی اقتصادی ، با حفظ ظرفیت مداخله حاکمیتی برای مدیریت ریسک‌های امنیت انرژی همراه خواهد بود .

اجرای این سیاست مستلزم آن است که فعال‌سازی ظرفیت‌های کوچک پالایشی به‌صورت یک برنامه یکپارچه و مبتنی بر ارزیابی اقتصادی و فنی دنبال شود . در گام نخست ، لازم است وضعیت واحدهای موجود از نظر نوع خوراک ، ظرفیت واقعی ، موقعیت جغرافیایی ، وضعیت عملیاتی ، قابلیت تغییر خوراک و امکان ارتقای فرآیندی بررسی شود . هدف از این ارزیابی ، شناسایی واحدهایی است که امکان تبدیل ظرفیت اسمی آنها به ظرفیت واقعی تولید فرآورده را دارند .

پس از شناسایی واحدهای واجد شرایط ، لازم است چارچوب مشخصی برای تأمین خوراک و عرضه فرآورده طراحی شود . در این چارچوب ، دسترسی به خوراک باید بر اساس قواعد شفاف و قابل پیش‌بینی صورت گیرد و امکان عرضه فرآورده استاندارد در بازار رسمی فراهم شود . همچنین ، الزامات مربوط به کیفیت محصول ، تعهدات تولیدکننده و شرایط صادرات باید پیش از ورود سرمایه‌گذار به مرحله سرمایه‌گذاری مشخص باشد . ایجاد این شفافیت ، امکان محاسبه بازده اقتصادی پروژه را افزایش می‌دهد و تصمیم‌گیری درباره سرمایه‌گذاری را از روابط موردی و اداری به یک فرآیند اقتصادی قابل ارزیابی منتقل می‌کند .

در مرحله بعد ، در مناطقی که چند واحد کوچک از نظر جغرافیایی و فرآیندی امکان همکاری دارند ، می‌توان زمینه شکل‌گیری خوشه‌های پالایشی و استفاده مشترک از زیرساخت‌های فرآیندی را فراهم کرد . این فرآیند باید بر مبنای ارزیابی اقتصادی بنگاه‌ها شکل گیرد و دولت صرفاً موانع نهادی و زیرساختی آن را کاهش دهد .

اجرای این سیاست با مجموعه‌ای از ریسک‌ها همراه است که باید در طراحی سازوکار اجرایی مورد توجه قرار گیرد . مهم‌ترین ریسک ، احتمال ورود واحدهایی است که از نظر فنی قابلیت تولید فرآورده استاندارد را ندارند یا ارتقای آنها از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر نیست . بنابراین ، دسترسی به خوراک و بازار باید مشروط به احراز حداقل الزامات فنی و اقتصادی باشد .

ریسک دیگر ، احتمال تعارض میان منطق اقتصادی تولیدکننده و الزامات امنیت عرضه است . ممکن است در شرایط خاص ، صادرات فرآورده از نظر اقتصادی برای تولیدکننده مطلوب باشد ، در حالی که بازار داخلی با کمبود مواجه باشد . این تعارض باید از طریق تعریف قواعد روشن برای شرایط اضطراری و اختیار مداخله دولت مدیریت شود ، نه از طریق ایجاد محدودیت‌های نامشخص و دائمی که خود موجب افزایش ریسک سرمایه‌گذاری می‌شود .

همچنین ، تغییر سازوکار قیمت‌گذاری خوراک و فرآورده می‌تواند در صورت طراحی نامناسب ، به ایجاد رانت یا رفتارهای غیررقابتی منجر شود . از این رو ، شفافیت معاملات ، دسترسی برابر به خوراک ، قابلیت رصد جریان محصول و وجود سازوکار نظارت بر بازار از الزامات اساسی اجرای سیاست خواهد بود .

با این حال ، فعال‌سازی این ظرفیت‌ها در درجه نخست به ایجاد یک مدل اقتصادی پایدار وابسته است . تغییر خوراک ، ارتقای فناوری و تکمیل فرآیندهای پالایشی بدون اطمینان نسبت به تأمین خوراک و امکان فروش اقتصادی محصول ، نمی‌تواند به شکل‌گیری ظرفیت پایدار منجر شود . بنابراین ، محور اصلی سیاست پیشنهادی ، حمایت مستقیم از واحدهای کوچک نیست ، بلکه اصلاح شرایط اقتصادی و نهادی فعالیت آنهاست .

بر این اساس ، پیشنهاد می‌شود رابطه میان تأمین خوراک و فروش فرآورده تا حد امکان بر مبنای سازوکارهای شفاف و رقابتی سازماندهی شود . در این مدل ، بنگاه‌ها مسئول تصمیم‌گیری درباره فناوری و سرمایه‌گذاری هستند و دولت بر استانداردها ، امنیت عرضه و قواعد بازار نظارت می‌کند . امکان صادرات نیز می‌تواند به‌عنوان یک بازار پشتیبان در نظر گرفته شود ، مشروط بر آنکه در شرایط کمبود داخلی ، اولویت تأمین بازار کشور حفظ شود .

منطق مداخله پیشنهادی بر این فرض استوار است که در صورت وجود منابع خوراک ، بازار محصول و شرایط اقتصادی قابل پیش‌بینی ، بخش خصوصی می‌تواند درباره امکان‌پذیری فنی و اقتصادی ارتقای واحدها تصمیم‌گیری کند . در چنین شرایطی ، نقش دولت از ایجاد و تأمین مستقیم ظرفیت به سمت تنظیم قواعد بازار ، تضمین الزامات امنیت انرژی و نظارت بر کیفیت فرآورده تغییر می‌کند .

از این منظر ، مهم‌ترین اقدام سیاستی ، ایجاد شرایطی است که رابطه میان خوراک ، فرآوری و فروش محصول از یک رابطه اداری و موردی به یک رابطه اقتصادی شفاف و قابل ارزیابی تبدیل شود . چنین تغییری می‌تواند زمینه لازم را برای ورود سرمایه ، ارتقای فناوری ، تغییر خوراک ، همکاری میان واحدهای کوچک و در نهایت تبدیل بخشی از ظرفیت اسمی موجود به ظرفیت واقعی تولید فراهم کند .

بنابراین ، فعال‌سازی ظرفیت‌های کوچک پالایشی نه به‌عنوان یک راه‌حل مستقل برای مسئله بنزین ، بلکه به‌عنوان یکی از اجزای سیاست ترکیبی عرضه و تقاضای انرژی حمل‌ونقل قابل طرح است؛ سیاستی که در آن افزایش ظرفیت عرضه ، ارتقای بهره‌وری و توسعه سوخت‌های جایگزین به صورت مکمل دنبال می‌شوند .

منبع: جامعه اندیشکده ها
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.