خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
بانک ای‌ان‌زد پیش‌بینی قیمت نفت را افزایش داد؛ بازار در سایه جنگ ایران تنگ‌تر شد

بانک ای‌ان‌زد پیش‌بینی قیمت نفت را افزایش داد؛ بازار در سایه جنگ ایران تنگ‌تر شد

ای‌ان‌زد پیش‌بینی قیمت نفت برنت در پایان سال را ۱۰۵ دلار اعلام کرد

ای‌ان‌زد پیش‌بینی قیمت نفت برنت در پایان سال را ۱۰۵ دلار اعلام کرد

ایکیوتی با خرید ۱۳٫۸ میلیارد دلاری رنج ریسورسز، تولیدکننده‌ای بزرگ در آپالاچی می‌سازد

ایکیوتی با خرید ۱۳٫۸ میلیارد دلاری رنج ریسورسز، تولیدکننده‌ای بزرگ در آپالاچی می‌سازد

شل و توتال‌انرجیز به بالاترین سود فصلی از ۲۰۲۲ رسیدند؛ حاشیه پالایش چند برابر شد

شل و توتال‌انرجیز به بالاترین سود فصلی از ۲۰۲۲ رسیدند؛ حاشیه پالایش چند برابر شد

انتریپرایز پیش‌بینی تولید گاز و مایعات گازی پرمین را بالا برد

انتریپرایز پیش‌بینی تولید گاز و مایعات گازی پرمین را بالا برد

کمیسر انرژی اروپا: بسیاری از شهروندان توان پرداخت هزینه سوخت و گرمایش ندارند

کمیسر انرژی اروپا: بسیاری از شهروندان توان پرداخت هزینه سوخت و گرمایش ندارند

ارائه چهار دستاورد پژوهشی گروه فولاد خوزستان در سمپوزیوم فولاد ۱۴۰۵؛ از هوشمندسازی انرژی تا فناوری نانو و صادرات کم‌کربن

ارائه چهار دستاورد پژوهشی گروه فولاد خوزستان در سمپوزیوم فولاد ۱۴۰۵؛ از هوشمندسازی انرژی تا فناوری نانو و صادرات کم‌کربن

اذعان مقام ارشد اتحادیه اروپا به ناتوانی شهروندان اروپایی در تهیه سوخت

اذعان مقام ارشد اتحادیه اروپا به ناتوانی شهروندان اروپایی در تهیه سوخت

قطر انرژی خرید گاز مایع آمریکا را گسترش می‌دهد؛ پوشش ریسک تنگه هرمز

قطر انرژی خرید گاز مایع آمریکا را گسترش می‌دهد؛ پوشش ریسک تنگه هرمز

قیمت گاز اروپا به بالاترین رقم ۴ سال اخیر رسید؛ وزیران راه‌حل کوتاه‌مدت ندارند

قیمت گاز اروپا به بالاترین رقم ۴ سال اخیر رسید؛ وزیران راه‌حل کوتاه‌مدت ندارند

آسیب‌شناسی یک رویه رایج در سیاست‌گذاری انرژی

بازدید ۵۱منبع: جامعه اندیشکده ها
آسیب‌شناسی یک رویه رایج در سیاست‌گذاری انرژی

مرکز ارزیابی سیاستی ایران درباره مسیر «از مسئله تا راه‌حل» یا «از راه‌حل تا مسئله» را آسیب‌شناسی کرده است.

✍🏻 مرکز ارزیابی سیاستی ایران

بسیاری از ناکارآمدی‌های سیاستی در ایران، ریشه در جایگزینی رویکرد مسئله‌محور با رویکرد راه‌حل‌گرا دارد که کمتر به آن پرداخته شده است. این یادداشت نشان می‌دهد که چگونه انتخاب پیش‌دستانه یک راه‌حل، که معمولا برآمده از زیست‌بوم فکری و دانشگاهی تصمیم‌گیران است، به جای کشف گزینه‌ها از دل مسئله، منجر به نقدهای غیرعلمی، گفتمان‌سازی جهت‌دار و در نهایت تثبیت راه‌حل‌هایی می‌شود که ممکن است به مراتب بدتر از گزینه‌های ردشده باشند. مصداق بنزین در ساختار انرژی کشور، گویای این الگوی پرهزینه است.

دو شیوه مواجهه با مسئله در سیاست‌گذاری

آسیب‌های ناشی از راه‌حل‌گرایی در فرآیند نقد و انتخاب

یکی از مهم‌ترین آسیب‌های رویکرد راه‌حل‌گرا، در مرحله نقد گزینه‌های رقیب خود را نشان می‌دهد. در این مرحله، نقدها با هدفی پیش‌دستانه صورت می‌گیرد؛ به این معنا که گزینه‌های دیگر صرفا برای آنکه رد شوند، مورد ارزیابی قرار می‌گیرند و معمولاً با کلی‌گویی‌هایی مانند «زمان‌بر بودن»، «هزینه‌های زیاد» یا «عدم هماهنگی با شرایط موجود» کنار زده می‌شوند، بدون آنکه استدلال فنی و مستند پشت این نقدها وجود داشته باشد. این نقدهای غیرعلمی و سطحی، در کنار تعصب فکری شدیدی که نسبت به راه‌حل موردنظر وجود دارد، فضایی می‌آفریند که در آن نقاط کور و ضعف‌های جدی راه‌حل خودی نادیده گرفته می‌شود و داده‌ها در خدمت تایید ایده قرار می‌گیرند. در واقع، همان معیارهایی که برای نقد گزینه‌های دیگر به کار می‌روند، اگر با همان دقت بر روی راه‌حل منتخب اعمال شوند، به روشنی نشان می‌دهند که آن راه‌حل نیز به همان اندازه و چه‌بسا بیشتر آسیب‌پذیر و قابل نقد است. اما آنچه مانع از این نقد متقارن می‌شود، گفتمان‌سازی گسترده‌ای است که در طول سال‌ها شکل گرفته است. این گفتمان، از طریق روایت‌های مکرر و اجماع‌سازی‌های ساختگی، راه‌حل موردنظر را به عنوان _«تنها راه چاره»_ تثبیت کرده و هر گزینهٔ دیگری را به حاشیه رانده است. این فرآیند در واقع نوعی برساخت اجتماعی است که به جای تحلیل علمی، بر پایهٔ اقناع‌سازی و حذف رقبا شکل می‌گیرد و درنهایت، سیاست‌گذار را به دام انتخابی می‌اندازد که ممکن است از همه گزینه‌های ردشده پرهزینه‌تر باشد.

سیاست‌گذاری در حوزه بنزین

نمونه بارز این آسیب‌شناسی را می‌توان در حوزه سیاست‌گذاری انرژی، به‌ویژه مسئله بنزین، مشاهده کرد. در ساختار تصمیم‌گیری کشور، سال‌هاست که یک راه‌حل خاص، نظیر افزایش قیمت یا تشدید سهمیه‌بندی، به عنوان محور اصلی سیاست‌ها معرفی شده است. این راه‌حل عمدتا برآمده از پیشینه مطالعاتی گروهی از کارشناسان و مدیرانی است که در زیست‌بوم فکری مشابهی رشد یافته‌اند. آن‌ها با اتکا به همان چارچوب ذهنی، سایر گزینه‌های بالقوه را (همچون مدیریت مصرف از طریق بهینه‌سازی خودرو، سرمایه‌گذاری در حمل‌ونقل عمومی، واردات و…) با نقدهایی شتابزده و اغلب متعصبانه و با وجهه علمی کنار می‌زنند. غافل از اینکه همان نقدها با قوت بیشتری متوجه راه‌حل موردنظر خودشان است. با این حال، به مدد گفتمان‌سازی‌های مستمر و روایت‌پردازی‌های غالب در رسانه‌ها و محافل کارشناسی، این باور عمومی شکل گرفته که گزینهٔ منتخب، اجتناب‌ناپذیر است و هر گونه تردید در آن، به معنای انکار واقعیت‌های اقتصادی به شمار می‌رود. در چنین فضایی، امکان بازگشت به میز کارشناسی و ارزیابی مجدد گزینه‌های کنارگذاشته‌شده، عملاً سلب می‌شود و سیاستی اجرا می‌گردد که چه بسا هزینه‌های پنهان آن، از هر گونه راهکار جایگزین فراتر باشد.

برای خروج از این چرخه معیوب، ضروری است که در فرآیندهای سیاست‌گذاری، تفکیک میان دو مرحله شناخت مسئله و انتخاب راه‌حل به‌عنوان یک اصل روش‌شناختی غیرقابل‌اجتناب تلقی شود. هر راه‌حلی، پیش از هرگونه گفتمان‌سازی، باید با همان معیارهای سختگیرانه‌ای نقد شود که برای رد گزینه‌های دیگر به کار می‌رود و این اصل تقارن نقد باید به‌عنوان یک رویه اجباری در دستورالعمل‌های ارزیابی سیاستی درج شود. همچنین طراحی نظریه تغییر می‌بایست همواره پس از احصای کامل گزینه‌ها صورت پذیرد و نه پیش از آن؛ تا مسیر سیاست، از واقعیت‌های مسئله، و نه از پیش‌فرض‌های ذهنی بجوشد. همچنین تاکید بر گزینه «عدم مداخله» و ارزیابی جدی آن نیز می‌تواند پنجره تازه‌ای برای گریز از شتاب‌زدگی‌های رایج بگشاید. بنابراین، سیاست‌گذاری علم وزن کردن گزینه‌هاست، نه هنر ثابت کردن یک راه‌حل ازپیش‌تعیین‌شده و هر راه‌حلی که نیازمند نقد پیش‌دستانه رقبا برای بقای خود باشد، در بوته آزمون واقعی محکوم به شکست خواهد بود.

منبع: جامعه اندیشکده ها
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.