به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز بازار طلا و نقره امروز در شرایطی متفاوت از روزهای آرام بازارهای جهانی دنبال میشود؛ جایی که همزمان چند نیروی قدرتمند مسیر فلزات گرانبها را تحت تأثیر قرار دادهاند. از یک سو، کاهش نسبی فشار خرید دلار و احتمال ثبات نرخ بهره فدرال رزرو در نشست سپتامبر به سود طلا عمل کرده و از سوی دیگر، جهش بازده اوراق بلندمدت آمریکا و افزایش دوباره قیمت انرژی، فضای بازار را برای داراییهای بدون بازده دشوار کرده است. در این میان، معاملهگران در انتظار انتشار صورتجلسه نشست جولای فدرال رزرو هستند تا تصویر روشنتری از اختلاف نظر اعضای کمیته درباره مسیر سیاست پولی به دست آورند.
قراردادهای آتی نرخ بهره در حال حاضر احتمال ثبات نرخها در نشست سپتامبر را حدود 65% نشان میدهند و احتمال افزایش نرخ بهره را حدود 35% برآورد میکنند. در مقیاس پایان سال نیز بازار همچنان حدود 68% احتمال افزایش نرخ بهره را در نظر گرفته است. این فاصله میان انتظارات کوتاهمدت و بلندمدت نشان میدهد که بازار هنوز درباره مسیر واقعی سیاست پولی آمریکا به جمعبندی نرسیده و همین ابهام میتواند نوسان طلا را در روزهای پیشرو بالا نگه دارد.
اوراق خزانهداری آمریکا بار دیگر به کانون فشار بر طلا تبدیل شدهاند
مهمترین عامل محدودکننده در بازار فلزات گرانبها، در شرایط فعلی بازار اوراق است. بازده اوراق 30 ساله خزانهداری آمریکا در معاملات اخیر تا 5.3371% افزایش یافت؛ سطحی که نگرانیها درباره وضعیت مالی دولت، تورم و حجم بیسابقه استقراض را دوباره به صدر توجه سرمایهگذاران بازگرداند. افزایش بازده اوراق به طور مستقیم هزینه فرصت نگهداری طلا و نقره را افزایش میدهد و به همین دلیل، جهش بازدهها با فروش سنگین فلزات گرانبها در روز سهشنبه همراه شد.
با وجود عقبنشینی بعدی بازده 30 ساله تا محدوده 5.271% و افت بازده اوراق 10 ساله به 4.686%، تصویر کلی بازار اوراق همچنان برای طلا چندان مساعد نیست. فشار از سمت عرضه بالای اوراق، نگرانی درباره کسری بودجه و نیاز دولت آمریکا به تأمین مالی، در کنار رقابت سرمایه برای تأمین هزینههای سنگین بخش فناوری و هوش مصنوعی، باعث شده است نرخهای بلندمدت حتی در شرایطی که انتظارات برای افزایش نرخ بهره کاهش یافته، بالا باقی بمانند.
این نکته اهمیت زیادی دارد، زیرا روند طلا تنها به نرخ بهره سیاستی فدرال رزرو وابسته نیست. در صورتی که بازده اوراق بلندمدت به دلیل افزایش عرضه و نگرانیهای مالی بالا بماند، حتی کاهش انتظارات نرخ بهره نیز لزوماً به معنی فراهم شدن یک مسیر کمریسک برای صعود طلا نخواهد بود.
انرژی و سیاست پولی دوباره به یکدیگر گره خوردهاند
بازار انرژی نیز به بخش دیگری از همین معادله تبدیل شده است. قیمت نفت در معاملات اخیر به بالاترین سطح خود در نزدیک به سه هفته گذشته رسیده و برنت بالای 90 دلار در هر بشکه باقی مانده است. افزایش قیمت انرژی در شرایطی رخ داده که اختلاف بر سر وضعیت تنگه هرمز همچنان پابرجاست و بازار هنوز با احتمال اختلال در عرضه نفت روبهرو است.
آمریکا تنگه هرمز را باز اعلام کرده، در حالی که ایران موضع متفاوتی دارد و ادامه فعالیت این مسیر را به تحقق برخی شرایط مرتبط دانسته است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، اعلام کرده که تنگه هرمز تا زمان اجرای شروط مورد توافق در تفاهمنامه ژوئن بسته باقی خواهد ماند. این اختلاف مواضع، ریسک عرضه در بازار انرژی را بالا نگه داشته و در نتیجه، نگرانی درباره انتقال شوک نفتی به تورم جهانی نیز کاهش نیافته است.
برای فدرال رزرو، رشد قیمت انرژی یک متغیر مهم در تصمیمگیری محسوب میشود. افزایش هزینه نفت میتواند از مسیر حملونقل، تولید و مصرف نهایی، فشار تورمی ایجاد کند و در نتیجه دست بانک مرکزی را برای کاهش یا حتی تثبیت نرخها با ملاحظات بیشتری همراه سازد. همین مسئله به توضیح چرایی بالا ماندن بازده اوراق بلندمدت و حمایت نسبی از دلار کمک میکند.
دلار هنوز از بازی خارج نشده است
شاخص دلار آمریکا پس از یک دوره ضعف، از محدوده 99.40 بازگشته و اکنون نشانههایی از توقف روند نزولی خود را نشان میدهد. تحلیلگران ING معتقدند دلار هنوز برای یک شکست پایدار به سمت پایین آماده نیست و دو عامل افزایش قیمت انرژی و رشد بازده اوراق 30 ساله میتوانند در کوتاهمدت از آن حمایت کنند.
اهمیت این موضوع برای طلا از آنجا ناشی میشود که رشد دلار معمولاً فشار بیشتری بر قیمت این فلز وارد میکند. در عین حال، استمرار ریسکهای سیاسی و تقاضای پناهگاه امن میتواند مانع از آن شود که معاملهگران بهسرعت وارد موقعیتهای فروش سنگین روی دلار شوند. بنابراین، طلا در شرایطی قرار گرفته که همزمان از کاهش مقطعی فشار دلار حمایت میگیرد، اما هنوز با خطر بازگشت شاخص دلار مواجه است.
به همین دلیل، حرکت امروز XAU/USD بالای 4,350 دلار را باید در چارچوب یک بازگشت محتاطانه ارزیابی کرد، نه یک تغییر قطعی در ساختار بازار. خریداران هنوز به یک محرک بنیادی قویتر نیاز دارند تا بتوانند مقاومتهای بالاتر را پشت سر بگذارند.
تقاضای بانکهای مرکزی، ضلع قدرتمند معادله طلا
در طرف دیگر بازار، مجموعهای از دادههای تقاضا قرار دارد که نشان میدهد فشار فعلی لزوماً به معنای تضعیف بنیادهای طلا نیست. بانکهای مرکزی در سهماهه دوم سال 2026 در مجموع 289 تن طلا خریداری کردند؛ رقمی که ارزشی نزدیک به 45 میلیارد دلار دارد و یک رکورد محسوب میشود.
چین نیز در ماه جولای 20 تن طلا خریداری کرده است. این خریدها در کنار رفتار سایر بانکهای مرکزی نشان میدهد تقاضای رسمی برای طلا همچنان با قدرت ادامه دارد و این فلز تنها در قالب یک ابزار سفتهبازانه کوتاهمدت معامله نمیشود. افزایش سهم طلا در ذخایر رسمی، بخشی از یک روند بلندمدتتر در مدیریت داراییهای بانکهای مرکزی است.
در بخش سرمایهگذاری نیز تصویر مشابهی دیده میشود. صندوقهای قابل معامله طلا در جهان در ماه جولای 3 میلیارد دلار ورود خالص سرمایه ثبت کردند و موجودی طلای آنها با افزایش 23 تن به رکورد 4,068 تن رسید. تداوم ورود سرمایه به ETFها نشان میدهد بخشی از سرمایهگذاران جهانی حتی در شرایط بازدهی بالای اوراق همچنان به طلا بهعنوان پوششی در برابر تورم و ریسکهای سیستماتیک توجه دارند.
این جریان تقاضا یک تفاوت مهم با دورههای قبلی ایجاد کرده است. در حالی که قیمت طلا در کوتاهمدت تحت تأثیر نرخهای بهره و دلار نوسان میکند، تقاضای بانکهای مرکزی و ETFها نقش یک پشتوانه ساختاری را ایفا میکند و میتواند در زمان افت قیمت، زمینه بازگشت تقاضا را فراهم کند.
طلا پس از افت سنگین دوباره بالای 4,350 دلار قرار گرفت
XAU/USD در نیمه نخست معاملات اروپا توانست دوباره بالای 4,350 دلار قرار بگیرد و بخشی از افت سنگین روز گذشته را جبران کند. کاهش فشار فروش روی دلار یکی از مهمترین عوامل این بازگشت بود، اما حرکت صعودی هنوز به اندازهای قدرتمند نیست که بتواند تمام موانع پیش رو را کنار بزند.
بازار اکنون بیش از هر زمان دیگری به واکنش قیمت در برابر سطوح تکنیکال مهم وابسته است. انتشار صورتجلسه فدرال رزرو میتواند با تغییر انتظارات نرخ بهره، همزمان دلار و بازده اوراق را جابهجا کند و در نتیجه جهت حرکت طلا را نیز تغییر دهد.
به همین دلیل، بازگشت قیمت از محدودههای پایینتر تا زمانی که با شکست مقاومتهای کلیدی همراه نشود، بیشتر بهعنوان یک اصلاح صعودی در دل یک فاز پرنوسان ارزیابی میشود.
سطح 4,406 دلار نخستین آزمون جدی خریداران است
از منظر تکنیکال، XAU/USD همچنان برای تثبیت بالای سطح 50% اصلاحی افت آوریل تا ژوئن با مشکل مواجه است. این سطح در 4,406 دلار قرار دارد و اکنون به نخستین مقاومت مهم در برابر ادامه حرکت صعودی تبدیل شده است.
قیمت همچنان پایینتر از میانگین متحرک ساده 200 روزه قرار دارد؛ عاملی که نشان میدهد ساختار میانمدت هنوز نشانهای قطعی از تغییر روند ارائه نکرده است. تا زمانی که طلا نتواند جایگاه خود را بالای مقاومتهای اصلی تثبیت کند، نمیتوان صرفاً بر اساس بازگشت از 4,350 دلار، از شکلگیری یک روند صعودی پایدار سخن گفت.
در صورت عبور از 4,406 دلار، مسیر بعدی به سمت میانگین متحرک ساده 200 روزه در 4,509 دلار باز خواهد شد. اندکی بالاتر، اصلاح 61.8% فیبوناچی در 4,519.36 دلار قرار دارد. همزمانی این دو سطح، یک منطقه عرضه مهم ایجاد کرده و احتمالاً عبور از آن برای تغییر محسوس چشمانداز تکنیکال اهمیت زیادی خواهد داشت.
مومنتوم هنوز مثبت است، اما شتاب حرکت کاهش یافته
MACD همچنان بالاتر از صفر قرار دارد، اما به خط سیگنال نزدیک شده است. این رفتار نشان میدهد ساختار مومنتوم صعودی هنوز کاملاً از بین نرفته، ولی قدرت حرکت نسبت به مرحله ابتدایی بازگشت قیمت کاهش یافته است. در نتیجه، رشد بیشتر بازار به توانایی خریداران در حفظ شتاب فعلی وابسته خواهد بود.
RSI نیز در سطح 59.24 قرار دارد و در محدوده مثبت باقی مانده است. این شاخص هنوز به محدوده اشباع خرید وارد نشده و از این منظر، فضای حرکتی برای ادامه رشد وجود دارد. با این حال، موقعیت فعلی RSI بیشتر بیانگر حفظ برتری نسبی خریداران است تا تأیید قطعی یک موج صعودی قدرتمند.
در سمت پایین، نخستین حمایت مهم روی اصلاح 38.2% فیبوناچی در 4,292 دلار قرار دارد. شکست این سطح میتواند فشار اصلاحی را افزایش دهد و توجه بازار را به حمایت بعدی در 4,152 دلار معطوف کند. پایینتر از آن نیز کف ساختاری در حوالی 3,925 دلار قرار گرفته است؛ سطحی که در صورت تشدید فشار فروش، اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.
مسیر بعدی طلا به واکنش بازار اوراق و فدرال رزرو وابسته است
در مجموع، بازار طلا اکنون در نقطهای قرار گرفته که هیچیک از نیروهای اصلی قادر به حذف کامل دیگری نیستند. بازده بالای اوراق و احتمال تداوم فشار تورمی، از یک طرف هزینه نگهداری طلا را افزایش دادهاند، اما خرید سنگین بانکهای مرکزی، ورود سرمایه به ETFها و ریسکهای موجود در بازار انرژی همچنان زمینه حمایت بنیادی از این فلز را حفظ کردهاند.
اگر صورتجلسه فدرال رزرو نشانهای از کاهش نگرانی اعضا درباره تورم و ضرورت افزایش نرخ بهره ارائه کند، افت دلار و کاهش بازده اوراق میتواند فضای مناسبی برای عبور طلا از 4,406 دلار ایجاد کند. در چنین سناریویی، محدوده 4,509 تا 4,519.36 دلار مهمترین منطقه پیش رو خواهد بود.
در مقابل، اگر مشخص شود نگرانی درباره تورم همچنان بالاست و اعضای بیشتری از احتمال افزایش نرخ بهره حمایت میکنند، بازده اوراق میتواند دوباره افزایش یابد و فشار فروش بر طلا را تقویت کند. در این وضعیت، واکنش قیمت به 4,292 دلار اهمیت ویژهای خواهد داشت و شکست آن میتواند راه را برای حرکت به سمت 4,152 دلار باز کند.
جمعبندی و چشمانداز نهایی
طلا پس از افت سنگین روز گذشته بار دیگر بالای 4,350 دلار قرار گرفته، اما هنوز فاصله مهمی با نخستین مقاومت کلیدی خود در 4,406 دلار دارد. ساختار تکنیکال از تداوم مومنتوم مثبت حمایت میکند، ولی قرار گرفتن قیمت زیر میانگین متحرک 200 روزه نشان میدهد بازار برای تأیید یک تغییر روند پایدار به عبور از سطوح بالاتر نیاز دارد.
در سمت بنیادی، بازار بین دو روایت اصلی در نوسان است. روایت نخست، بازده بالای اوراق، افزایش قیمت انرژی و احتمال تداوم سیاست پولی سختگیرانه را برجسته میکند؛ روایت دوم، به خرید رکوردی بانکهای مرکزی، ورود 3 میلیارد دلار سرمایه به ETFهای طلا در جولای و ثبت موجودی 4,068 تن در این صندوقها تکیه دارد.
به این ترتیب، چشمانداز کوتاهمدت طلا بیش از هر چیز به رفتار بازده اوراق، دلار و پیام صورتجلسه فدرال رزرو وابسته است. حفظ حمایت 4,292 دلار میتواند ساختار فعلی را برای یک بازگشت دوباره حفظ کند، در حالی که شکست 4,406 دلار نخستین نشانه جدی از بهبود وضعیت خریداران خواهد بود. تا پیش از آن، بازار همچنان در محدودهای قرار دارد که هر حرکت صعودی با مقاومت روبهرو میشود و هر اصلاح نیز با تقاضای ساختاری مواجه است.















نظرات کاربران