به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، ولیالله سیف، رئیسکل پیشین بانک مرکزی، از یک چرخه معیوب در نظام بانکی کشور سخن گفته است. بر اساس این تحلیل، برخی بانکها سودی به سپردهگذاران پرداخت میکنند که پشتوانه واقعی ندارد. نتیجه این کار، تخلیه تدریجی سرمایه خودِ بانکهاست.
نکته کلیدی این هشدار ساده است: وقتی بانکی سود واقعی نساخته باشد اما همچنان سود به سپردهها بدهد، آن پول باید از جایی تأمین شود. طبق این روایت، منبع تأمین چیزی جز سرمایه و داراییهای خود بانک نیست. به زبان ساده، بانک برای حفظ ظاهر سودآوری، از جیب آینده خودش خرج میکند.
چرخه معیوب چگونه شکل میگیرد؟
این مسیر معمولاً از یک نقطه شروع میشود: بانک بهجای درآمد پایدار از تسهیلات و خدمات، به منابعی غیرواقعی یا داراییهای غیرنقد تکیه میکند. سپردهگذار سود خود را سر موعد میگیرد و متوجه ماهیت آن نمیشود. اما در ترازنامه بانک، سرمایه واقعی کاهش مییابد و شکاف میان دارایی و بدهی، همان ناترازی بانکی، بزرگتر میشود.
برای پوشش این شکاف، بانکهای ناتراز معمولاً به استقراض از بانک مرکزی روی میآورند. این استقراض پایه پولی، یعنی حجم پولی که بانک مرکزی در اقتصاد منتشر میکند، را افزایش میدهد. رشد پایه پولی به نوبه خود نقدینگی کل کشور را بالا میبرد و از مسیرهای شناختهشده اقتصادی به تورم میرسد.
هزینه نهایی به کجا میرسد؟
پرسش اصلی این گزارش همینجاست: چه کسی بهای این چرخه را میپردازد؟ بر پایه این تحلیل، هزینه نهایی مستقیماً به دوش بانک پرداختکننده نمیماند، بلکه از طریق تورم و کاهش قدرت خرید پول ملی به عموم مردم منتقل میشود. سپردهگذاران نیز در بلندمدت با ریسک ضعیفشدن بنیه مالی بانک خود روبهرو هستند.
بخش دیگر این هشدار به نقش دولت برمیگردد. اصلاح ساختاری بانکهای ناتراز، از جمله تعیین تکلیف یا ادغام آنها، هزینه سیاسی و اجرایی دارد. به همین دلیل احتمال دارد دولت این اصلاح را به تعویق بیندازد، هرچند چنین تأخیری بر اساس این تحلیل تنها دامنه ناترازی را در آینده گستردهتر میکند.
ناترازی بانکی موضوعی نیست که به یکباره ایجاد شده باشد؛ کارشناسان اقتصادی سالهاست پیوند آن با رشد نقدینگی و تورم مزمن را گوشزد میکنند. آنچه در این هشدار تازه است، توصیف صریح مکانیسم داخلی این چرخه از زبان یک مقام پیشین ارشد پولی کشور است.















نظرات کاربران