اقتصاد پویا / سرویس نفت و انرژی - وقتی صحبت از قیمت بنزین در ایران به میان میآید، معمولاً نخستین گزارهای که مطرح میشود این است که سوخت در ایران ارزان است و همین ارزانی یکی از عوامل اصلی قاچاق، مصرف بالا و هدررفت منابع انرژی به شمار میرود. این گزاره البته بخشی از واقعیت را بیان میکند، اما تمام واقعیت نیست. مسئله مهمتر این است که آیا میتوان فقط با نگاه کردن به عدد درجشده روی تابلوی جایگاه، درباره ارزان یا گران بودن بنزین برای مصرفکننده ایرانی قضاوت کرد؟ پاسخ لزوماً مثبت نیست. زیرا هزینه سوخت در اقتصاد ایران فقط در زمان سوختگیری پرداخت نمیشود؛ بخشی از این هزینه میتواند در قیمت خودرو، تعرفههای وارداتی، ساختار انحصاری بازار و هزینههای ناشی از ناکارآمدی صنعت خودرو، پیشاپیش از مصرفکننده دریافت شده باشد.
حسین قیدر / مصرفکننده ایرانی هنگامی که برای خرید یک خودرو اقدام میکند، فقط پول یک وسیله نقلیه را نمیپردازد. در ساختار فعلی بازار، قیمت خودرو تحت تأثیر مجموعهای از عوامل از جمله تعرفهها، محدودیت واردات، سیاستهای ارزی، هزینه تولید، ساختار بازار و حمایتهای مختلف قرار دارد. در نتیجه، فاصله میان قیمت یک خودروی اقتصادی در ایران و هزینهای که برای تولید یا تأمین آن پرداخت میشود، میتواند به شکلی غیرمستقیم بر هزینه واقعی حملونقل و مصرف انرژی خانوار اثر بگذارد.به زبان سادهتر، ممکن است بخشی از هزینهای که در آینده قرار است بابت استفاده از خودرو و مصرف سوخت پرداخت شود، امروز در قالب قیمت بالاتر خودرو از جیب خریدار خارج شده باشد. بنابراین اگر تنها قیمت بنزین را معیار قرار دهیم، تصویر کاملی از هزینه انرژی برای خانوار ایرانی به دست نمیآید.این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم خودرو در ایران برای بسیاری از خانوارها یک کالای مصرفی ساده نیست؛ بلکه بخش قابل توجهی از سرمایه خانوار را به خود اختصاص میدهد. خانوادهای که برای خرید خودرو چند صد میلیون یا حتی بیش از یک میلیارد تومان هزینه میکند، در واقع وارد چرخهای از هزینههای بلندمدت میشود؛ از استهلاک و تعمیرات گرفته تا بیمه، مالیات، قطعات یدکی، افت ارزش پول و البته سوخت.در چنین شرایطی، ارزان بودن بنزین در جایگاه الزاماً به معنای ارزان بودن «حملونقل» برای مردم نیست. اتفاقاً اگر خودرویی با مصرف بالا، قیمت اولیه بالا و هزینه نگهداری قابل توجه در اختیار خانوار قرار گیرد، ارزان بودن ظاهری بنزین نمیتواند هزینه واقعی استفاده از خودرو را پایین نگه دارد. مردم هزینه سوخت را چگونه پیشاپیش میپردازند؟فرض کنید یک خانوار برای خرید خودرویی داخلی مجبور است مبلغی بسیار بیشتر از هزینه واقعی تولید یک خودروی مشابه در یک بازار رقابتی بپردازد. بخشی از این اختلاف قیمت ناشی از ساختار اقتصادی و سیاستهای تجاری است و بخشی نیز میتواند به محدودیت رقابت، تعرفهها و هزینههای تحمیلشده به زنجیره تولید مربوط باشد. در چنین حالتی، مصرفکننده برای دسترسی به خودرو هزینه بیشتری پرداخت کرده است؛ خودرویی که ممکن است مصرف سوخت بالاتری نیز نسبت به بسیاری از خودروهای جدید جهان داشته باشد.اینجا یک تناقض شکل میگیرد: از یک طرف گفته میشود بنزین ارزان است و مردم باید برای مصرف بیشتر هزینه بیشتری بپردازند؛ از طرف دیگر، همان مردم برای خرید خودرویی با مصرف بالاتر و فناوری قدیمیتر، هزینه سنگینی پرداخت میکنند. در نتیجه، سیاستگذار نمیتواند فقط یک طرف معادله را ببیند.اگر قرار است قیمت انرژی اصلاح شود، باید همزمان درباره قیمت و کیفیت خودرو، رقابت در بازار، واردات، استاندارد مصرف سوخت و هزینه واقعی مالکیت خودرو نیز صحبت شود. افزایش قیمت بنزین بدون اصلاح این حلقهها میتواند صرفاً فشار هزینهای جدیدی بر خانوار وارد کند.در واقع، مصرفکننده ممکن است یک بار هنگام خرید خودرو و بار دیگر هنگام استفاده از خودرو هزینه ناکارآمدی را پرداخت کند. یک بار از طریق قیمت بالای خودرو و یک بار از طریق هزینه سوخت و تعمیرات. اگر خودروی کممصرف، ایمن و رقابتی با قیمت منطقی در دسترس مردم باشد، اصلاح قیمت انرژی میتواند در چارچوب یک سیاست جامعتر معنا پیدا کند. اما اگر انتخاب مصرفکننده محدود باشد، افزایش قیمت سوخت بیشتر شبیه انتقال هزینه ناکارآمدیها به خانوار خواهد بود.از سوی دیگر، مسئله قاچاق سوخت نیز نباید صرفاً به تفاوت قیمت بنزین در ایران و کشورهای همسایه تقلیل داده شود. اختلاف قیمت، انگیزه اقتصادی مهمی ایجاد میکند، اما قاچاق میتواند حاصل مجموعهای از عوامل مانند ضعف نظارت، شبکههای توزیع غیرشفاف، مرزهای گسترده و تفاوتهای منطقهای قیمت باشد. بنابراین مبارزه با قاچاق، همزمان به سیاست قیمتی، نظارت و اصلاح ساختار توزیع نیاز دارد.در این میان، مصرفکننده عادی نباید قربانی سادهسازی مسئله شود. کسی که برای خرید خودرو بخش بزرگی از پسانداز خود را هزینه کرده و سپس بابت سوخت، تعمیرات و استهلاک نیز هزینه میدهد، لزوماً نمیتواند صرفاً با عبارت «بنزین ارزان است» توجیه شود. اصلاح قیمت بنزین بدون اصلاح خودرو؛ انتقال هزینه به مردمموضوع اصلی در سیاست انرژی این نیست که بنزین باید ارزان باشد یا گران؛ مسئله این است که قیمتگذاری انرژی باید در کنار سایر اجزای اقتصاد حملونقل دیده شود. اگر سیاستگذار قصد دارد مصرف بنزین را کاهش دهد، باید مجموعهای از سیاستها را همزمان اجرا کند: ارتقای استاندارد خودروها، افزایش رقابت، توسعه حملونقل عمومی، کاهش مصرف سوخت خودروهای فرسوده، تسهیل دسترسی به خودروهای کممصرف و اصلاح تدریجی نظام قیمتگذاری.در غیر این صورت، افزایش قیمت بنزین میتواند تنها یک نتیجه روشن داشته باشد: افزایش هزینه زندگی برای خانوارهایی که انتخابهای محدودی دارند.از سوی دیگر، نمیتوان از مردم انتظار داشت که رفتار مصرفی خود را اصلاح کنند، اما در سمت عرضه همچنان خودروهایی با مصرف بالا تولید شود. اگر یک خودرو به دلیل فناوری قدیمی، وزن بالا یا ضعف استانداردها سوخت بیشتری مصرف کند، مصرفکننده در طول سالهای مالکیت، هزینه این ناکارآمدی را پرداخت خواهد کرد. بنابراین اصلاح مصرف سوخت باید از کارخانه آغاز شود، نه فقط از جایگاه سوخت.این موضوع درباره خودروهای فرسوده نیز اهمیت زیادی دارد. خودرویی که سالها در خیابان تردد کرده و مصرف سوخت بالایی دارد، تنها هزینه بیشتری به مالک تحمیل نمیکند؛ بلکه هزینه اجتماعی بیشتری نیز به اقتصاد تحمیل میکند. آلودگی هوا، ترافیک، تصادفات، هزینه درمان و اتلاف زمان، بخشی از هزینههای پنهان نظام حملونقل هستند که معمولاً در محاسبه قیمت بنزین دیده نمیشوند.از این منظر، بحث بنزین باید از یک مناقشه ساده درباره «ارزان یا گران بودن» فاصله بگیرد و به سمت محاسبه «هزینه واقعی حملونقل» حرکت کند. ممکن است بنزین در جایگاه با قیمت پایین عرضه شود، اما خانوار ایرانی هزینه آن را از مسیرهای دیگری بپردازد؛ در قیمت خودرو، هزینه تعمیرات، استهلاک، آلودگی هوا، زمان تلفشده در ترافیک و حتی کاهش قدرت خرید.بنابراین اگر هدف سیاستگذار کاهش مصرف، کنترل قاچاق و مدیریت منابع انرژی است، مسیر اصلاح باید جامع باشد. نمیتوان فقط قیمت بنزین را بالا برد و سایر اجزای معادله را دستنخورده باقی گذاشت. اصلاح قیمت انرژی زمانی میتواند به نتیجه پایدار برسد که همزمان ساختار بازار خودرو، کیفیت تولید، رقابت، حملونقل عمومی و سیاست اسقاط خودروهای فرسوده نیز اصلاح شود.واقعیت این است که مردم فقط در جایگاه بنزین پول سوخت نمیدهند. بخشی از هزینه سوخت سالهای آینده ممکن است در همان روزی که خودرو را میخرند، از جیبشان خارج شده باشد. این همان هزینه پنهانی است که در بحثهای مربوط به قیمت بنزین کمتر دیده میشود.بنزین برای ایرانیها شاید روی تابلوی جایگاه ارزان به نظر برسد، اما «هزینه واقعی سوخت» چیزی فراتر از عدد درجشده روی پمپ است. وقتی خودروی گران، پرمصرف و کمرقابت در اختیار مصرفکننده قرار میگیرد، خانوار عملاً هزینه انرژی را از چند مسیر مختلف پرداخت میکند. بنابراین هر اصلاحی در قیمت بنزین، اگر بدون اصلاح بازار خودرو و کاهش هزینههای پنهان حملونقل انجام شود، ممکن است فقط شکل پرداخت هزینه را تغییر دهد، نه اینکه مسئله مصرف و ناکارآمدی را حل کند.
https://eghtesadepooya.ir/?p=95333















نظرات کاربران