به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، خرید و فروش طلا از راه پلتفرمهای آنلاین به یکی از مسیرهای اصلی حفظ ارزش پسانداز در ایران تبدیل شده است. اقتصادنیوز در گزارشی به این پرسش پرداخته است که بازار طلای دیجیتال برای آرام ماندن به چه نوع سیاستگذاری نیاز دارد. پاسخ این پرسش برای هر کسی اهمیت دارد که بخشی از دارایی خود را بهجای جعبه جواهر، در حسابی روی گوشی نگه میدارد.
مسئله اصلی از این قرار است: خریدار در این پلتفرمها طلا را در دست نمیگیرد. او عددی را روی صفحه میبیند و در عمل به وعده پلتفرم برای نگهداری طلای فیزیکی اعتماد میکند. اگر این وعده پشتوانه شفاف و نظارتپذیر نداشته باشد، ریسک خریدار دیگر فقط به نوسان قیمت طلا محدود نمیماند.
چرا طلای آنلاین مشتری پیدا کرد
جذابیت اصلی این پلتفرمها امکان خرید با مبلغ کم است. خریدار میتواند کسری از ۱ گرم طلای آبشده بخرد. طلای آبشده طلایی است که به شمش یا قطعه ذوبشده تبدیل شده و اجرت ساخت ندارد. به این ترتیب، کسی که توان خرید یک سکه کامل را ندارد، به همین بازار دسترسی پیدا میکند.
مزیت دوم حذف هزینههای جانبی خرید سنتی است. در خرید زیورآلات، اجرت ساخت و سود فروشنده بخشی از پول خریدار را جذب میکند و هنگام فروش برنمیگردد. در مقابل، پلتفرمها از کارمزد و «اسپرد» درآمد دارند. اسپرد فاصله میان قیمت خرید و قیمت فروش در یک لحظه است. هرچه این فاصله بیشتر باشد، قیمت طلا باید بیشتر رشد کند تا خریدار به نقطه سربهسر برسد.
کشمکش سرعت و اطمینان
رشد این بازار در کنار خود پرسشهایی درباره اعتماد به وجود آورده است. کاربر باید بداند در برابر هر گرمی که در حسابش ثبت شده، طلای فیزیکی واقعی در خزانه وجود دارد یا نه. او همچنین باید بداند این طلا کجا نگهداری میشود و چه نهادی موجودی آن را حسابرسی میکند. موضوع دیگر امکان تحویل فیزیکی است، یعنی اینکه دارنده حساب بتواند در صورت تمایل طلای خود را به شکل واقعی دریافت کند.
به نوشته اقتصادنیوز، راز اعتماد به طلای آنلاین در همین شفافیت نهفته است. معیارهایی که در این بحث بیشتر مطرح میشوند عبارتاند از: مجوز رسمی فعالیت، گزارش دورهای موجودی خزانه با تأیید حسابرس مستقل، و جدا بودن دارایی مشتریان از دارایی شرکت. جدا بودن داراییها به این معناست که اگر شرکت با مشکل مالی روبهرو شود، طلای مشتریان صرف پرداخت بدهیهای آن نشود.
سیاستگذار در برابر یک بازار تازه
برای سیاستگذار، چالش اصلی ایجاد تعادل میان نظارت و نوآوری است. قاعدهگذاری سختگیرانه و ناگهانی میتواند فعالیت پلتفرمها را مختل کند و کاربران را به سمت مسیرهای غیررسمی و پرریسکتر براند. در مقابل، نبود قاعده روشن فضایی ایجاد میکند که در آن ارزیابی اعتبار هر پلتفرم تنها بر عهده خود کاربر است. محتملترین مسیر پیش رو، تعریف استانداردهای مشترک برای شفافیت ذخایر و نحوه تسویه است.
این بحث در زمانی جدیتر شده که طلا در سالهای اخیر به یکی از پناهگاههای اصلی خانوارها در برابر تورم و کاهش ارزش ریال تبدیل شده است. هرچه سهم بیشتری از این پساندازها به بستر دیجیتال منتقل شود، کیفیت قاعدهگذاری این بازار نیز بر امنیت دارایی تعداد بیشتری از مردم اثر میگذارد.















نظرات کاربران