خرید آنلاین و حضوری با اسنپ‌پی
در حال بارگذاری…
شبکه اطلاع رسانی طـــــــــــلا، ســکـــــــــــه و ارز
کیان
ارزیابی املاک مسکونی با کمک ارزیاب

ارزیابی املاک مسکونی با کمک ارزیاب

چطور در سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۴۰۵ شرکت کنیم؟

چطور در سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۴۰۵ شرکت کنیم؟

قیمت مسکن با خانه‌سازی کاهش می یابد؟

قیمت مسکن با خانه‌سازی کاهش می یابد؟

تأکید رئیس‌جمهور بر اولویت مناطق محروم؛ پزشکیان: امکانات بنیاد مستضعفان باید در مناطق مرزی و کم‌برخوردار متمرکز شود

تأکید رئیس‌جمهور بر اولویت مناطق محروم؛ پزشکیان: امکانات بنیاد مستضعفان باید در مناطق مرزی و کم‌برخوردار متمرکز شود

دمبل‌های سنگین، اندیشه‌های سبک؛ وقتی فیلسوفان تردمیل در اینستاگرام به نجات بشریت می‌آیند!

دمبل‌های سنگین، اندیشه‌های سبک؛ وقتی فیلسوفان تردمیل در اینستاگرام به نجات بشریت می‌آیند!

توصیه پزشکیان به رئیس و مدیران بنیاد مستضعفان

توصیه پزشکیان به رئیس و مدیران بنیاد مستضعفان

انحراف جدید وزارت راه و شهرسازی از اهداف طرح نهضت ملی مسکن

انحراف جدید وزارت راه و شهرسازی از اهداف طرح نهضت ملی مسکن

چرتکه دولت، زمان خانه‌دار شدن را ۸.۵ ساله کرد

چرتکه دولت، زمان خانه‌دار شدن را ۸.۵ ساله کرد

هشدار درباره سری جدید پیامک‌های جعلی

هشدار درباره سری جدید پیامک‌های جعلی

سهند، الگویی امیدبخش از توسعه کمی و کیفی مسکن در کشور است

سهند، الگویی امیدبخش از توسعه کمی و کیفی مسکن در کشور است

حاکمان اقتصادی در خواب زمستانی

بازدید ۵منبع: اقتصاد پویا
حاکمان اقتصادی در خواب زمستانی

اقتصاد پویا / سرویس اقتصاد سیاسی- اقتصاد برای مردم با عددهای روی کاغذ تعریف نمی‌شود؛ با قیمت نان، اجاره خانه، هزینه درمان، شهریه مدرسه، قبض‌ها، کرایه رفت‌وآمد و موجودی حساب بانکی در پایان ماه معنا پیدا می‌کند. برای بسیاری از خانوارها، شرایط اقتصادی امروز دیگر یک بحث کارشناسی و آماری نیست، بلکه به مسئله‌ای روزمره برای بقا و حفظ حداقل سطح زندگی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، فاصله میان ادبیات رسمی اقتصاد و تجربه واقعی مردم بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است؛ فاصله‌ای که وقتی مسئولان از کنترل بازار، ثبات اقتصادی یا بهبود شرایط سخن می‌گویند اما خانوارها همزمان با افزایش هزینه‌های زندگی مواجه‌اند، بیشتر به چشم می‌آید.

کریمی/ در سال‌های اخیر، افزایش قیمت کالاها و خدمات، کاهش قدرت خرید پول و دشوارتر شدن تأمین مسکن و سایر نیازهای اساسی، فشار قابل توجهی بر بخش‌هایی از جامعه وارد کرده است. در چنین فضایی، انتظار مردم از سیاست‌گذار اقتصادی تنها اعلام آمار و ارائه وعده نیست؛ جامعه می‌خواهد بداند سیاست‌های اقتصادی چگونه قرار است از سفره خانوار، قدرت خرید حقوق‌بگیران، اشتغال و آینده اقتصادی جوانان محافظت کند.مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که تصمیم‌های اقتصادی از زندگی واقعی مردم فاصله بگیرد. اقتصاد را نمی‌توان تنها از پشت میزهای اداری و در قالب شاخص‌های کلان مشاهده کرد. ممکن است برخی شاخص‌ها در یک دوره بهبود پیدا کنند، اما اگر درآمد واقعی خانوارها افزایش پیدا نکند، هزینه مسکن کاهش نیابد و مردم همچنان برای تأمین کالاهای ضروری تحت فشار باشند، احساس بهبود اقتصادی در جامعه شکل نمی‌گیرد.

اقتصاد روی کاغذ، زندگی در خیابان

یکی از مهم‌ترین چالش‌های سیاست‌گذاری اقتصادی، فاصله میان شاخص‌های کلان و تجربه روزمره خانوارهاست. رشد اقتصادی، نرخ تورم، حجم سرمایه‌گذاری، نقدینگی و شاخص‌های بازار ارز همگی برای تحلیل اقتصاد ضروری هستند، اما مردم در نهایت نتیجه این اعداد را در قدرت خرید خود احساس می‌کنند. اگر درآمد یک خانوار با سرعت افزایش هزینه‌های ضروری رشد نکند، حتی افزایش اسمی حقوق نیز الزاماً به معنای بهتر شدن وضعیت زندگی نیست.کارمند یا کارگری که هر ماه حقوق مشخصی دریافت می‌کند، در برابر افزایش ناگهانی قیمت‌ها قدرت مانور محدودی دارد. او نمی‌تواند به‌سادگی هزینه اجاره، مواد غذایی، درمان یا حمل‌ونقل را حذف کند. در مقابل، بسیاری از هزینه‌ها برای خانوارهای کم‌درآمد سهم بسیار بیشتری از کل درآمد را تشکیل می‌دهند. به همین دلیل، افزایش قیمت کالاهای ضروری می‌تواند فشار بسیار بیشتری بر اقشار کم‌درآمد وارد کند.این وضعیت، ضرورت توجه سیاست‌گذاران به «اقتصاد خانوار» را بیش از گذشته نشان می‌دهد. تصمیم اقتصادی زمانی برای مردم معنا پیدا می‌کند که نتیجه آن در زندگی روزمره قابل مشاهده باشد. کنترل تورم، ثبات بازار ارز، ایجاد اشتغال و حمایت از تولید زمانی اثر واقعی خود را نشان می‌دهند که به افزایش قدرت خرید، کاهش نااطمینانی و امکان برنامه‌ریزی برای آینده منجر شوند.در چنین شرایطی، یکی از گلایه‌های جدی جامعه، احساس فاصله میان تصمیم‌گیران و مردم است. بخش قابل توجهی از مسئولان و مدیران اقتصادی در ساختارهای رسمی کشور فعالیت می‌کنند و از نزدیک با گزارش‌ها، آمارها و تحلیل‌های اقتصادی مواجه هستند؛ اما پرسش افکار عمومی این است که آیا سازوکار تصمیم‌گیری اقتصادی به اندازه کافی صدای خانوارهایی را که با دشواری‌های روزمره مواجه‌اند، دریافت می‌کند؟مسئله البته صرفاً به درآمد مسئولان محدود نمی‌شود. حتی اگر یک مدیر اقتصادی از نظر مالی وضعیت مناسبی داشته باشد، مسئله اصلی این است که آیا سیاست‌گذاری او بر اساس تصویری دقیق از فشار اقتصادی بر گروه‌های مختلف جامعه انجام می‌شود یا خیر. سیاست‌گذاری موفق نیازمند شناخت دقیق گروه‌های آسیب‌پذیر و درک تفاوت میان شرایط زندگی طبقات مختلف است.

وقتی سفره مردم کوچک‌تر می‌شود

افزایش هزینه‌های زندگی تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ به مرور می‌تواند ساختار اجتماعی خانوارها را نیز تغییر دهد. خانواده‌ای که زمانی بخشی از درآمد خود را برای تفریح، آموزش، سفر یا پس‌انداز اختصاص می‌داد، ممکن است به تدریج این هزینه‌ها را حذف کند. خانواده‌ای که پیش‌تر امکان خرید برخی کالاهای باکیفیت را داشت، ممکن است به سمت کالاهای ارزان‌تر حرکت کند. جوانی که برای خرید خانه یا ازدواج برنامه‌ریزی کرده بود، ممکن است به دلیل افزایش هزینه‌ها این تصمیم‌ها را به تعویق بیندازد.این تغییرات اگرچه در آمارهای اقتصادی به‌سادگی دیده نمی‌شوند، اما بخش مهمی از واقعیت اجتماعی اقتصاد را تشکیل می‌دهند. کاهش مصرف برخی کالاها، افزایش اشتغال دوم، افزایش ساعات کار، کاهش تفریحات خانوادگی و به تعویق افتادن تصمیم‌های مهم زندگی، همگی می‌توانند نشانه‌هایی از فشار اقتصادی باشند.در چنین فضایی، صحبت از «تحمل مردم» نباید جای سیاست‌گذاری مؤثر را بگیرد. خانوارها ممکن است در کوتاه‌مدت با کاهش مصرف، کار بیشتر یا استفاده از پس‌انداز خود با شرایط جدید سازگار شوند، اما این ظرفیت نامحدود نیست. وقتی درآمد واقعی برای مدت طولانی تحت فشار قرار گیرد، خانوار ابتدا هزینه‌های غیرضروری را حذف می‌کند، سپس از کیفیت مصرف می‌کاهد و در نهایت ممکن است به پس‌انداز، سرمایه انسانی و حتی هزینه‌های ضروری خود دست بزند.این روند می‌تواند آثار بلندمدتی داشته باشد. اگر خانواده‌ای نتواند هزینه آموزش، درمان یا تغذیه مناسب را تأمین کند، پیامدهای آن ممکن است سال‌ها بعد ظاهر شود. بنابراین سیاست اقتصادی نباید فقط به شاخص‌های کوتاه‌مدت نگاه کند؛ کیفیت زندگی و سرمایه انسانی جامعه نیز بخشی از نتیجه سیاست‌گذاری اقتصادی است.در همین حال، افزایش فاصله میان درآمدها و دارایی‌ها نیز موضوع مهم دیگری است. افرادی که از قبل صاحب مسکن، زمین، طلا، ارز یا سایر دارایی‌ها بوده‌اند، در دوره‌های تورمی معمولاً ابزارهای بیشتری برای حفظ ارزش دارایی خود دارند. اما خانواری که بخش عمده درآمدش صرف هزینه‌های جاری می‌شود، ممکن است هیچ امکان واقعی برای سرمایه‌گذاری و حفظ ارزش پس‌انداز خود نداشته باشد.به همین دلیل، تورم فقط افزایش قیمت‌ها نیست؛ می‌تواند توزیع ثروت را نیز تحت تأثیر قرار دهد. هرچه دوره تورم طولانی‌تر شود، اهمیت دارایی‌های اولیه بیشتر می‌شود و فرصت ورود خانوارهای فاقد دارایی به بازارهایی مانند مسکن دشوارتر خواهد شد.

مسئول اقتصادی باید صدای مردم را بشنود

انتقاد از عملکرد اقتصادی زمانی می‌تواند مفید باشد که به مطالبه‌ای روشن برای اصلاح سیاست‌ها تبدیل شود. جامعه از مسئولان اقتصادی انتظار دارد به جای واکنش‌های مقطعی، برای مسائل ریشه‌ای مانند تورم، کاهش قدرت خرید، مسکن، اشتغال، سرمایه‌گذاری و ثبات بازار ارز راهکارهای پایدار ارائه کنند.اقتصاد کشور به سیاست‌هایی نیاز دارد که میان تصمیم‌های کوتاه‌مدت و اهداف بلندمدت تعادل ایجاد کند. مهار تورم بدون توجه به تولید و اشتغال کافی نیست؛ حمایت از تولید بدون اصلاح فضای کسب‌وکار پایدار نمی‌ماند؛ افزایش دستمزد بدون توجه به تورم و بهره‌وری نیز می‌تواند اثر خود را از دست بدهد. بنابراین مشکلات اقتصادی با یک تصمیم یا یک بخشنامه حل نمی‌شوند و نیازمند مجموعه‌ای هماهنگ از سیاست‌ها هستند.یکی از مهم‌ترین نیازها نیز افزایش شفافیت است. مردم باید بدانند تصمیم‌های اقتصادی با چه هدفی گرفته می‌شوند، چه هزینه‌ای دارند و چه نتیجه‌ای برای خانوارها خواهند داشت. توضیح شفاف سیاست‌ها می‌تواند بخشی از فاصله میان جامعه و ساختار تصمیم‌گیری را کاهش دهد.همچنین لازم است ارزیابی سیاست‌های اقتصادی صرفاً بر اساس میزان تحقق برنامه‌های اداری انجام نشود. معیار نهایی باید این باشد که زندگی مردم چه تغییری کرده است. آیا قدرت خرید افزایش یافته؟ آیا خانوارها امکان بیشتری برای پس‌انداز پیدا کرده‌اند؟ آیا دسترسی به مسکن آسان‌تر شده است؟ آیا جوانان امکان پیدا کردن شغل پایدار دارند؟ آیا هزینه درمان و آموزش سهم کمتری از درآمد خانوار را مصرف می‌کند؟پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند تصویر واقعی‌تری از وضعیت اقتصاد ارائه دهد.مسئولان اقتصادی بیش از هر زمان دیگری نیازمند ارتباط مستقیم با جامعه، شنیدن مشکلات گروه‌های مختلف و استفاده از داده‌های واقعی خانوارها هستند. اقتصاد زمانی از «خواب زمستانی» خارج می‌شود که سیاست‌گذار فقط به نمودارها نگاه نکند و آثار تصمیم‌های خود را در زندگی مردم ببیند. مسئله اصلی نه این است که مسئولان چه میزان درآمد دارند و نه اینکه مردم تا چه اندازه می‌توانند فشار اقتصادی را تحمل کنند. مسئله اصلی کیفیت سیاست‌گذاری و میزان ارتباط آن با واقعیت زندگی مردم است. جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از خانوارهایش برای تأمین هزینه‌های ضروری زندگی تحت فشار قرار دارند، بیش از هر چیز به سیاست‌های اقتصادی قابل پیش‌بینی، کنترل تورم، فرصت شغلی، رشد درآمد واقعی و امکان برنامه‌ریزی برای آینده نیاز دارد.اگر سیاست‌گذار نتواند فاصله میان «اقتصاد رسمی» و «اقتصاد زندگی» را کاهش دهد، حتی گزارش‌های مثبت اقتصادی نیز برای بخش بزرگی از جامعه قابل لمس نخواهد بود. مردم اقتصاد را با سفره خود قضاوت می‌کنند؛ با اجاره‌ای که باید بپردازند، قیمت کالایی که می‌خرند و مقدار پولی که در پایان ماه برایشان باقی می‌ماند. از همین رو، هر سیاست اقتصادی زمانی موفق تلقی می‌شود که اثر آن از اتاق‌های تصمیم‌گیری عبور کند و در زندگی واقعی خانوارها دیده شود.

منبع: اقتصاد پویا
اشتراک‌گذاری:

نظرات کاربران

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده — اولین نفر باشید.