به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، مدل «سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی» در اقتصاد ایران هنوز به نتیجه مورد انتظار نرسیده است. این مدل قرار بود یکی از گرههای قدیمی اقتصاد نوآوری را باز کند. اما ارزیابیهای تازه از یک چرخه ناکارآمد در انتقال سرمایه به استارتآپها خبر میدهد.
اهمیت موضوع در این است که مسیر پول در اقتصاد را نشان میدهد. اگر منابع شرکتهای بزرگ به کسبوکارهای فناور نرسد، بخش بزرگی از نقدینگی در بازارهای سنتی مانند مسکن، خودرو، طلا و ارز میماند. برای خانوارها نیز این یعنی فرصتهای شغلی و محصولات تازه دیرتر به بازار میرسند.
ایده اصلی چه بود؟
سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی یعنی یک شرکت بزرگ بخشی از منابع خود را در شرکتهای نوپا سرمایهگذاری کند. شرکت در این مدل هم سهم مالی میگیرد و هم به فناوری تازه دسترسی پیدا میکند. تفاوت آن با سرمایهگذاری معمولی این است که ریسک بالاتری دارد و بازدهیاش دیرتر به دست میآید.
طراحی این مدل بر یک زنجیره ساده استوار بود. شرکتهای بزرگ بهجای تکیه صرف بر وام بانکی و بازار سرمایه برای توسعه، بخشی از منابع را به شرکتهای فناور منتقل میکنند. استارتآپ با این پول رشد میکند و فناوری از مرحله ایده به بازار میرسد. در پایان، شرکت سرمایهگذار هم از رشد ارزش سهم خود سود میبرد.
گره کار در کدام حلقه است؟
دادهها نشان میدهد این زنجیره در یک یا چند حلقه قطع میشود. در اقتصادی با تورم بالا، سرمایهگذاری کوتاهمدت و کمریسک برای شرکتها جذابتر است. سرمایهگذاری در استارتآپ معمولاً چند سال زمان میبرد تا بازدهی بدهد. همین فاصله زمانی بسیاری از شرکتها را به احتیاط وامیدارد.
از سوی دیگر، سرمایهگذار خطرپذیر برای خروج از سرمایهگذاری به مسیر روشن نیاز دارد. «خروج» یعنی فروش سهم به سرمایهگذار دیگر یا عرضه شرکت در بورس. هرچه این مسیر مبهمتر باشد، انگیزه ورود پول تازه کمتر میشود و چرخه از حرکت بازمیماند.
برای بازار سرمایه، سرنوشت این مدل یک شاخص قابل پیگیری است. اگر چرخه ترمیم شود، انتظار میرود شرکتهای فناور بیشتری به مرحله عرضه عمومی برسند. تا آن زمان، سهم نوآوری از سبد سرمایهگذاری شرکتها و خانوارها به ظرفیت این زنجیره گره خورده است.















نظرات کاربران