اظهارات اخیر معاون صنایع ماشینآلات و تجهیزات وزارت صمت درباره ادامه واردات خودروهای اقتصادی نو و کارکرده، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا واردات میتواند به ابزار مؤثری برای تنظیم بازار خودرو تبدیل شود یا اینکه تنها یک راهکار موقت برای کنترل التهاب بازار خواهد بود؟ بر اساس اعلام وزارت صمت، سال گذشته ۷۱ هزار خودرو وارد کشور شده و بیش از ۵۰ هزار میلیارد تومان درآمد نیز از محل واردات خودرو برای دولت ایجاد شده است. این ارقام نشان میدهد واردات دیگر صرفاً یک سیاست حاشیهای در بازار خودرو نیست و به بخشی از معادله تنظیم بازار و حتی درآمدهای دولت تبدیل شده است.اما اهمیت اصلی این موضوع نه در تعداد خودروهای واردشده و نه حتی در درآمد دولت، بلکه در اثری است که ورود خودروهای اقتصادی میتواند بر ساختار قیمتگذاری بازار بگذارد. وقتی یک خودروی خارجی با قیمت مشخص وارد بازار میشود، عملاً یک نقطه مقایسه برای مصرفکننده ایجاد میکند. این مقایسه میتواند خودروساز داخلی را تحت فشار قرار دهد تا کیفیت، قیمت، خدمات پس از فروش و تنوع محصولات خود را بهبود دهد. در غیر این صورت، بازار به تدریج فاصله میان قیمت و ارزش واقعی محصولات را آشکار خواهد کرد. واردات؛ ابزار مقابله با انحصار یا منبع جدید درآمد دولت بر اساس قانون ساماندهی صنعت خودرو، وزارت صمت موظف است از طریق ترکیبی از تولید داخلی و تسهیل واردات، نسبت به تنظیم بازار اقدام کند. این نکته از منظر اقتصادی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تنظیم بازار با حمایت دائمی از عرضهکننده داخلی تفاوت دارد. تنظیم بازار یعنی ایجاد شرایطی که در آن هیچ تولیدکننده یا واردکنندهای نتواند به دلیل نبود رقیب، قیمت را بدون توجه به قدرت خرید مصرفکننده تعیین کند.در چنین چارچوبی، واردات خودروهای اقتصادی میتواند نقش یک رقیب را ایفا کند. حتی اگر تعداد خودروهای وارداتی به اندازهای نباشد که بخش بزرگی از بازار را پوشش دهد، حضور آنها میتواند بر انتظارات قیمتی اثر بگذارد. به همین دلیل تأکید معاون وزیر صمت بر تعیینکننده بودن کف قیمت خودروهای وارداتی برای سقف قیمت خودروهای داخلی، از منظر منطق رقابت قابل توجه است. اگر خودروهای وارداتی اقتصادی بتوانند با قیمت قابل دسترس وارد بازار شوند، خودروهای داخلی نیز نمیتوانند بدون توجه به این رقیب، قیمتهای خود را افزایش دهند.البته مسئله زمانی پیچیده میشود که واردات خود به یک بازار محدود و پرهزینه تبدیل شود. اگر تعرفهها، هزینههای جانبی، محدودیتهای ارزی، فرآیندهای اداری و عرضه محدود باعث شوند خودروهای وارداتی با قیمتهای بسیار بالاتر از قیمت واقعی جهانی به دست مصرفکننده برسند، اثر تنظیمکنندگی واردات کاهش پیدا میکند. در چنین شرایطی، واردات به جای شکستن انحصار ممکن است خود به یک حلقه جدید در زنجیره قیمتگذاری تبدیل شود.از سوی دیگر، درآمد بیش از ۵۰ همتی دولت از واردات خودرو نیز نشان میدهد که این سیاست دارای یک ضلع مالی مهم است. اگر واردات خودرو همزمان ابزار تنظیم بازار و منبع درآمد دولت باشد، باید مراقب بود که هدف دوم، هدف نخست را تحتالشعاع قرار ندهد. فلسفه واردات در اینجا باید افزایش رقابت و رفاه مصرفکننده باشد، نه صرفاً تأمین درآمد بودجهای.بازار خودرو زمانی تنظیم میشود که مصرفکننده بتواند بین گزینههای مختلف انتخاب کند؛ نه اینکه فقط بین چند مدل محدود داخلی با قیمتهای بالا جابهجا شود. بنابراین اگر واردات قرار است سیاست تنظیم بازار باشد، باید استمرار، شفافیت و دسترسی واقعی مصرفکننده را در کنار خود داشته باشد.
کارکردهها؛ فرصتی برای ورود خودروهای ارزانتر به بازار
یکی از بخشهای مهم سیاست جدید، تأکید بر واردات خودروهای کارکرده است. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که بخش بزرگی از جامعه توان خرید خودروهای نو و وارداتی را ندارد. بنابراین اگر هدف، افزایش دسترسی عمومی به خودرو و ایجاد رقابت در بازار است، محدود کردن واردات به خودروهای نو میتواند عملاً دامنه سیاست تنظیم بازار را به گروه کوچکی از مصرفکنندگان محدود کند.خودروهای کارکرده اقتصادی، در صورت رعایت استانداردهای فنی و شفافیت در سوابق خودرو، میتوانند گزینهای برایافزایش عرضه و کاهش فشار قیمتی باشند. البته این بازار نیازمند نظارت دقیق است؛ زیرا اگر سازوکار کارشناسی، کنترل کیفیت، شناسایی خودرو، بررسی سابقه تصادف و کارکرد و تضمین خدمات پس از فروش به درستی طراحی نشود، واردات خودروهای کارکرده میتواند خود منشأ مشکلات تازهای شود.از منظر اقتصاد خانوار نیز موضوع اهمیت بیشتری دارد. خودرو در ایران صرفاً یک کالای مصرفی نیست. برای بسیاری از خانوارها، خودرو ابزار رفتوآمد، کسب درآمد و حتی بخشی از سرمایه خانوادگی است. افزایش شدید قیمت خودرو در سالهای گذشته، خرید آن را برای بخش بزرگی از جامعه دشوار کرده و به همین دلیل هر سیاستی که بتواند عرضه را افزایش دهد، باید از منظر قدرت خرید مردم نیز ارزیابی شود.در این میان، نباید فراموش کرد که واردات خودرو به تنهایی قادر به حل مشکلات ساختاری صنعت خودرو نیست. اگر تولید داخلی با مشکلاتی مانند هزینه بالای تولید، بهرهوری پایین، قیمتگذاری نامناسب، ضعف رقابت، مشکلات زنجیره تأمین و هزینههای مالی بالا مواجه باشد، واردات تنها میتواند فشار رقابتی ایجاد کند. اصلاح واقعی بازار زمانی اتفاق میافتد که این فشار رقابتی با اصلاح ساختار تولید داخلی همراه شود.از سوی دیگر، نسبت دادن نوسانات نرخ ارز به واردات خودرو نیز نیازمند بررسی دقیق است. واردات خودرو به طور طبیعی نیازمند ارز است، اما اینکه این میزان تقاضا بتواند به تنهایی عامل اصلی نوسانات بازار ارز باشد، ادعایی است که باید با دادههای کلان ارزی و حجم کل تقاضای ارز مقایسه شود. همانطور که معاون وزیر صمت نیز تأکید کرده، باید منشأ نوسانات ارزی را در مجموعه بزرگتری از عوامل جستوجو کرد.در واقع، اگر هر سیاست وارداتی به دلیل اثر احتمالی بر ارز متوقف شود، باید پرسید تکلیف سیاست تنظیم بازار چه خواهد شد؟ مسئله اصلی این نیست که واردات هیچ اثر ارزی ندارد؛ مسئله این است که باید وزن واقعی آن در مقایسه با سایر مصارف ارزی مشخص شود.بازار خودرو امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند سیاستی است که در آن منافع مصرفکننده در مرکز تصمیمگیری قرار گیرد. نه حمایت بیقیدوشرط از تولیدکننده میتواند مشکل را حل کند و نه واردات بدون برنامه. صنعت خودرو برای خروج از وضعیت فعلی به رقابت واقعی نیاز دارد؛ رقابتی که هم تولیدکننده داخلی را به اصلاح وادار کند و هم واردکننده را از حاشیه امن برخوردار نکند.اگر واردات خودروهای اقتصادی و کارکرده با برنامهای شفاف، مستمر و قابل پیشبینی ادامه یابد، میتواند بخشی از انحصار بازار را کاهش دهد و قدرت انتخاب مردم را افزایش دهد. اما اگر واردات مقطعی، محدود و پرهزینه باشد، اثر آن بیشتر در قالب یک شوک کوتاهمدت ظاهر خواهد شد. مسئله اصلی بازار خودرو تعداد خودروهای واردشده نیست؛ مسئله این است که آیا سیاستگذار میتواند رقابت را از یک شعار به یک واقعیت اقتصادی تبدیل کند یا خیر. مصرفکننده ایرانی بیش از هر چیز به خودرویی با قیمت منطقی، کیفیت قابل قبول و خدمات مناسب نیاز دارد. تنظیم بازار زمانی معنا پیدا میکند که مردم بتوانند بدون پرداخت هزینه انحصار، ناکارآمدی یا سیاستگذاری نادرست، محصول مورد نیاز خود را خریداری کنند. واردات میتواند یکی از ابزارهای رسیدن به این هدف باشد، اما تنها در صورتی که در کنار اصلاح تولید داخلی، حذف امضاهای طلایی، کاهش انحصار و شفافیت در قیمتگذاری قرار گیرد. در غیر این صورت، بازار خودرو همچنان میان حمایت و واردات سرگردان خواهد ماند و هزینه این سرگردانی را در نهایت مصرفکننده پرداخت خواهد کرد.















نظرات کاربران