فرض کنیم خانوادهای امروز یک بسته برنج، روغن یا حبوبات را با قیمتی مشخص میخرد و به او گفته میشود شش ماه بعد هم میتواند همان کالا را با همان قیمت تهیه کند. برای خانوادهای که مدتهاست به تغییر مداوم قیمتها عادت کرده، چنین خبری حتماً جذاب است. شاید حتی اولین واکنش این باشد که کاش این اتفاق برای کالاهای بیشتری میافتاد.
طرحی که این روزها در تهران با عنوان «تورم صفر» مطرح شده، تقریباً بر همین ایده بنا شده است. براساس توضیحات شهردار تهران، در مرحله نخست قیمت ۱۲ قلم کالای اساسی برای شش ماه ثابت نگه داشته میشود و قرار است سه قلم دیگر نیز به این سبد اضافه شود. عرضه این کالاها هم از طریق شبکه میادین، فروشگاههای شهروند و بسترهای تعیینشده انجام میشود.اصل تلاش برای کمتر کردن فشار معیشتی مردم نهتنها قابل نقد نیست، بلکه در شرایط فعلی میتواند کاملاً قابل درک باشد. مسئله از جایی شروع میشود که از عنوان طرح عبور کنیم و کمی درباره سازوکار آن سؤال کنیم.در اقتصاد، «ثابت ماندن قیمت» الزاماً به معنای «ثابت ماندن هزینه» نیست.ممکن است قیمت روغن روی قفسه فروشگاه شش ماه تغییر نکند، اما در همین مدت هزینه حملونقل، دستمزد، انبارداری، مواد اولیه یا قیمت خرید بعدی افزایش پیدا کند. در چنین شرایطی، آن افزایش هزینه از بین نرفته است. فقط ممکن است مصرفکننده نهایی فعلاً آن را نپردازد.پس اولین سؤال همین است: اگر هزینه بالا رفت اما قیمت برای مردم ثابت ماند، این فاصله کجا میرود؟توضیحاتی که تاکنون درباره طرح ارائه شده، بخشی از پاسخ را روشن میکند. گفته شده بخشی از کالاها با خرید مستقیم داخلی و حذف واسطه تأمین میشوند و بخشی نیز از مسیر واردات. همچنین خرید اولیه انجام شده و کالا در انبارها و سردخانهها موجود است و قرار است با فروش، تأمین دوباره ادامه پیدا کند. شهردار تهران همچنین گفته تأمین مالی از اعتبار شهرداری، تسهیلات بانکی و ظرفیتهایی از بانک مرکزی انجام خواهد شد.هرکدام از این روشها از نظر اقتصادی معنای خاص خودش را دارد.اگر قیمت پایینتر به دلیل حذف واسطههای غیرضروری باشد، اتفاقاً با یک نکته مهم روبهرو هستیم. یعنی بخشی از قیمتی که امروز مردم پرداخت میکنند نه ناشی از هزینه تولید، بلکه حاصل طولانی بودن مسیر میان تولیدکننده و مصرفکننده است.اگر چنین باشد، شاید مهمترین نتیجه این طرح اصلاً «تورم صفر» نباشد؛ بلکه اثبات این باشد که شبکه توزیع در بعضی کالاها قابلیت اصلاح دارد.در این صورت طبیعی است بپرسیم چرا این تجربه فقط به ۱۲ یا ۱۵ قلم محدود بماند؟اگر خرید عمده، قرارداد مستقیم و حذف واسطه میتواند قیمت نهایی را پایین بیاورد، شاید بتوان درباره کالاهای بیشتری همین مسیر را بررسی کرد. و اگر این مدل از نظر مالی پایدار است، سؤال بعدی این است که چرا تنها شهروندان تهران باید از آن استفاده کنند؟خود شهردار تهران نیز گفته امیدوار است تجربه تهران در ادامه به کل کشور توسعه پیدا کند. این بخش از موضوع شاید حتی مهمتر از اجرای اولیه طرح باشد.اما اگر بخش مهمی از ثابت نگه داشتن قیمت با منابع مالی و اعتباری انجام شود، ماجرا کمی متفاوت میشود.تسهیلات بانکی در نهایت باید بازپرداخت شود. اعتبار شهرداری نیز منبعی است که میتواند در بخشهای مختلف شهر هزینه شود. استفاده از ظرفیت بانک مرکزی یا تأمین ارز با شرایط مشخص نیز هزینه و آثار اقتصادی خودش را دارد.هیچکدام از این موارد لزوماً به معنای نادرست بودن طرح نیست.ممکن است مدیریت شهری تصمیم گرفته باشد بخشی از منابع خود را برای کاهش فشار معیشت خانوار صرف کند. این یک انتخاب سیاستی است و میتوان درباره هزینه و فایده آن صحبت کرد.اما در این حالت، شاید بهتر باشد بهجای عبارت بزرگ «تورم صفر»، صریحتر بگوییم با یک برنامه تثبیت قیمت برای تعدادی کالای مشخص روبهرو هستیم.تفاوت این دو فقط در واژهها نیست.تورم، افزایش سطح عمومی قیمتها در اقتصاد است. اگر قیمت ۱۲ یا ۱۵ کالا در یک شبکه مشخص ثابت بماند، حتی در صورت اجرای کاملاً موفق طرح، تورم تهران صفر نشده است. قیمت مسکن، اجاره، حملونقل، درمان، پوشاک، خدمات و صدها کالای دیگر همچنان میتواند تغییر کند.اما همین تثبیت محدود هم اگر پایدار و کمهزینه باشد، ارزش خودش را دارد.شاید اصلاً لازم نباشد برای مفید بودن یک سیاست، نامی بزرگتر از واقعیت آن انتخاب کنیم.اگر خانوادهای بتواند بخشی از خرید ماهانه خود را برای شش ماه با قیمت قابل پیشبینی انجام دهد، همین موضوع میتواند در روزهای پرنوسان به برنامهریزی معیشتی او کمک کند.مسئله اصلی این است که بدانیم این ثبات چگونه ساخته شده است.اگر کالا از قبل خریداری شده، موجودی اولیه که تمام شد چه اتفاقی میافتد؟
نویسنده : ساسان باقرپناه https://eghtesadepooya.ir/?p=105653















نظرات کاربران