حسین قیدر / پرسش اصلی این است که چرا واردکننده ایرانی در مواردی درهم را به ارزهایی مانند دلار، یورو یا دیگر ارزهای منطقهای ترجیح میدهد؟ پاسخ را باید در ترکیبی از محدودیتهای ناشی از تحریم، ساختار تجارت خارجی ایران، هزینه تبدیل ارز، سرعت تسویه حساب و مدیریت ریسک جستوجو کرد. برای واردکنندهای که باید بهای مواد اولیه، قطعات صنعتی، کالاهای مصرفی یا تجهیزات مورد نیاز تولید را پرداخت کند، صرفاً نرخ اسمی ارز تعیینکننده نیست؛ آنچه اهمیت دارد، امکان تهیه ارز در زمان مناسب، انتقال وجه به فروشنده، دریافت کالا و تکمیل فرایند تجاری با کمترین هزینه و ریسک است. در چنین شرایطی، درهم به دلیل پیوند اقتصادی امارات با بازارهای جهانی و نقش این کشور بهعنوان یکی از مراکز مهم تجارت منطقهای، در بسیاری از معاملات جایگاه ویژهای پیدا کرده است. البته محبوبیت درهم به معنای ارزانتر بودن همیشگی آن یا بیخطر بودن همه مسیرهای پرداخت نیست؛ بلکه نشان میدهد در فضای محدودیتهای ارزی، بازرگانان به دنبال راههایی هستند که فرایند تأمین و انتقال پول را عملیاتیتر و قابل پیشبینیتر کند. این انتخاب در عین حال نشانهای از تغییر مسیرهای تجارت خارجی ایران و اهمیت روزافزون واسطههای منطقهای در تأمین نیازهای ارزی بنگاههاست.
درهم؛ ارز واسطه در تجارت تحریمزده ایران
یکی از مهمترین دلایل افزایش توجه واردکنندگان ایرانی به درهم، محدودیتهایی است که تحریمهای مالی و بانکی در مسیر استفاده مستقیم از ارزهای بینالمللی ایجاد کردهاند. دلار و یورو همچنان از ارزهای اصلی تجارت جهانی محسوب میشوند، اما دسترسی اشخاص و شرکتهای ایرانی به شبکههای بانکی بینالمللی با موانع و هزینههایی روبهروست که میتواند انتقال وجه، گشایش اعتبار و تسویه حساب با فروشندگان خارجی را دشوار کند. در این میان، امارات به دلیل موقعیت جغرافیایی، زیرساختهای تجاری، بنادر، مناطق آزاد و حضور گسترده شرکتهای بینالمللی، به یکی از مراکز مهم مبادلات بازرگانی منطقه تبدیل شده است. بسیاری از کالاهایی که در نهایت وارد بازار ایران میشوند، ممکن است از مسیر شرکتهای مستقر در امارات خریداری، انبار یا بازصادر شوند؛ بنابراین درهم در بخشی از زنجیره تأمین، نقش ارز عملیاتی را ایفا میکند. واردکنندهای که با یک فروشنده یا شرکت واسطه در امارات معامله میکند، ممکن است بتواند پرداخت خود را با درهم انجام دهد و از تبدیلهای متعدد ارزی یا برخی هزینههای جانبی بکاهد. در این وضعیت، مزیت درهم فقط به ارزش پولی آن مربوط نیست، بلکه به شبکهای از خدمات تجاری و مالی وابسته است که در کنار آن شکل گرفتهاند. با این حال، نباید این واقعیت را به این برداشت تعمیم داد که درهم برای همه فعالان اقتصادی یا در تمام معاملات، ارز بدون محدودیت است. امارات نیز مقررات بانکی، الزامات شناخت مشتری، کنترلهای تطبیق و محدودیتهای مرتبط با تحریمها را دارد و برخی تراکنشها ممکن است با بررسیهای بیشتر یا حتی رد پرداخت مواجه شوند. بنابراین، درهم را نمیتوان ارزی دانست که بهطور مطلق از ریسکهای تحریمی مصون باشد؛ مزیت آن بیشتر در دسترسی نسبی به بازار منطقهای و امکان استفاده از مسیرهای تجاری متناسب با نوع معامله نهفته است. آنچه برای بازرگان اهمیت دارد، شناخت دقیق مقررات و انتخاب مسیرهای قانونی و شفاف پرداخت است؛ زیرا هرگونه بیتوجهی به الزامات مالی میتواند هزینههای معامله را افزایش دهد و حتی روند تأمین کالا را مختل کند.
هزینه تبدیل، سرعت تسویه و نقش امارات در زنجیره تأمین
دلیل دیگر تمایل واردکنندگان به درهم، تأثیر آن بر هزینه نهایی معامله است. در تجارت خارجی، نرخ ارز تنها یکی از اجزای هزینه محسوب میشود و کارمزد انتقال پول، اختلاف نرخ خرید و فروش، هزینه تبدیل ارز، زمان تسویه و ریسک تأخیر در پرداخت نیز بر قیمت تمامشده کالا اثر میگذارند. هنگامی که واردکننده ناچار باشد ابتدا ریال را به یک ارز تبدیل کند، سپس آن ارز را به ارز مورد پذیرش فروشنده تغییر دهد و در ادامه هزینه انتقال وجه را نیز بپردازد، ممکن است چند مرحله هزینه اضافی به معامله تحمیل شود. اما اگر فروشنده یا واسطه تجاری امکان دریافت درهم را داشته باشد و این ارز با ساختار پرداخت معامله سازگار باشد، احتمال کاهش برخی از این هزینهها وجود دارد. برای نمونه، واردکنندهای که از یک تأمینکننده مستقر در دبی کالا خریداری میکند، ممکن است با پرداخت درهم بتواند بخشی از فرایند تسویه را سادهتر انجام دهد؛ هرچند نتیجه نهایی به نرخ تبدیل، کارمزدها، شرایط قرارداد و مقررات بانکی بستگی دارد. از سوی دیگر، امارات در سالهای گذشته به یکی از مراکز اصلی بازصادرات کالا در منطقه تبدیل شده و ارتباط تجاری آن با بازارهایی مانند چین، هند، ترکیه و کشورهای اروپایی، امکان دسترسی به طیف متنوعی از عرضهکنندگان را فراهم کرده است. این جایگاه باعث میشود درهم در برخی معاملات، ارز مورد استفاده شرکتهای واسطه و تأمینکنندگان باشد و واردکننده ایرانی نیز برای هماهنگی با طرف معامله، به همان ارز روی بیاورد. بازرگان در این شرایط صرفاً به دنبال انتخاب یک واحد پولی نیست، بلکه میخواهد فرایند سفارش، پرداخت، حملونقل و تحویل کالا با کمترین وقفه انجام شود. در اقتصادی که تأخیر در تأمین قطعات یا مواد اولیه میتواند خط تولید را متوقف کند، سرعت و قابلیت پیشبینی پرداخت اهمیت زیادی دارد. با وجود این، استفاده از درهم همیشه ارزانتر از دلار یا یورو نیست. اگر قیمت درهم در بازار داخلی با فاصله قابل توجهی از ارزش برابری آن با دلار معامله شود، یا تبدیل آن به ارز مورد نیاز فروشنده هزینه زیادی داشته باشد، مزیت اولیه کاهش پیدا میکند. ازاینرو، مقایسه واقعی باید بر پایه هزینه نهایی تأمین ارز و تسویه معامله صورت گیرد، نه صرفاً نرخ اعلامشده هر ارز در بازار.
پیوند درهم و دلار؛ مزیت ثبات در برابر ریسک بازار ایران
یکی از ویژگیهای مهم درهم امارات، پیوند ثابت آن با دلار آمریکاست. بانک مرکزی امارات از سال ۱۹۹۷ نرخ برابری درهم را در سطح حدود ۳٫۶۷۲۵ درهم برای هر دلار حفظ کرده است. این سیاست باعث میشود ارزش درهم در برابر دلار در بازار رسمی امارات نوسان محدودی داشته باشد و فعالان تجاری بتوانند محاسبات ارزی خود را با درجهای از پیشبینیپذیری انجام دهند. چنین ویژگیای برای واردکننده ایرانی که هزینه خرید کالا یا قرارداد تأمین خود را بر مبنای دلار محاسبه میکند، اهمیت دارد؛ زیرا در شرایط عادی، تغییرات ارزش درهم در برابر دلار بسیار محدود است. با این حال، این ثبات به معنای ثبات قیمت درهم در بازار ایران نیست. نرخ درهم در داخل کشور تحت تأثیر عرضه و تقاضا، نرخ دلار، انتظارات تورمی، محدودیتهای نقلوانتقال و هزینه دسترسی به منابع ارزی قرار دارد. در نتیجه، ممکن است نرخ درهم در بازار ایران افزایش پیدا کند، حتی اگر برابری آن با دلار در امارات ثابت مانده باشد. همین تفاوت میان ثبات خارجی و نوسان داخلی، یکی از نکات کلیدی در تحلیل رفتار واردکنندگان است. اگر بازرگان برای پرداخت تعهدات خود به درهم نیاز داشته باشد، افزایش نرخ داخلی این ارز میتواند هزینه واردات را بالا ببرد و حاشیه سود او را کاهش دهد. از سوی دیگر، اگر درآمد یا منابع ارزی واردکننده به دلار باشد، پیوند ثابت درهم با دلار میتواند محاسبات تبدیل ارز را سادهتر کند؛ البته هزینههای انتقال و دسترسی همچنان باید در نظر گرفته شوند. مسئله مهمتر آن است که افزایش وابستگی به یک ارز یا یک مسیر تجاری، هرچند در کوتاهمدت میتواند کارایی مبادلات را بالا ببرد، در بلندمدت ریسک تمرکز ایجاد میکند. تغییر مقررات در کشور واسطه، اختلال در مسیرهای پرداخت، افزایش هزینه خدمات مالی یا محدودیتهای تازه برای برخی تراکنشها میتواند بر جریان واردات اثر بگذارد. به همین دلیل، راهبرد ارزی مناسب برای شرکتها باید متناسب با کشور مبدأ کالا، ارز قرارداد، شرایط پرداخت و الزامات قانونی طراحی شود. درهم میتواند برای بخشی از معاملات انتخاب مناسبی باشد، اما تبدیل آن به تنها گزینه تأمین مالی تجارت خارجی، راهبردی پرریسک خواهد بود.محبوبیت درهم در میان واردکنندگان ایرانی را باید نتیجه ترکیب سه عامل اصلی دانست: جایگاه امارات در تجارت منطقهای، سهولت نسبی دسترسی به برخی مسیرهای تسویه و پیوند پایدار این ارز با دلار. این عوامل به درهم کمک کردهاند تا در بخشی از مبادلات ایران نقشی فراتر از پول رایج یک کشور داشته باشد و به ابزاری برای هماهنگکردن خرید خارجی، پرداخت به تأمینکنندگان و مدیریت هزینههای معامله تبدیل شود. با این حال، مزیت درهم مطلق نیست و میزان کارایی آن به شرایط هر قرارداد و امکان انجام قانونی و مطمئن پرداخت بستگی دارد. سیاستگذار اقتصادی نیز برای کاهش هزینه تجارت خارجی نباید صرفاً به یک ارز یا یک مسیر مبادلاتی تکیه کند؛ بلکه باید زمینه تنوعبخشی به کانالهای قانونی پرداخت، افزایش شفافیت بازار ارز، کاهش فاصله نرخها و تسهیل فعالیت شرکتهای تولیدی و وارداتی را فراهم سازد. هرچه هزینه دسترسی به ارز و نااطمینانی مقرراتی کمتر باشد، بنگاهها با هزینه پایینتری مواد اولیه و تجهیزات مورد نیاز خود را تأمین میکنند. در مقابل، هرگونه محدودیت غیرشفاف یا تغییر ناگهانی مقررات میتواند هزینه مبادله را افزایش دهد و در نهایت به قیمت کالاها منتقل شود. درهم در این میان نه راهحل نهایی مشکلات ارزی ایران است و نه صرفاً یک ارز واسطهای کماهمیت؛ بلکه بخشی از واقعیت ساختار تجارت خارجی کشور به شمار میرود. شناخت دقیق مزایا و محدودیتهای آن میتواند به تصمیمگیری بهتر واردکنندگان کمک کند و در سطح کلان نیز نشان دهد که اصلاح روابط بانکی و تجاری، تنوعبخشی به مسیرهای پرداخت و کاهش ریسکهای اقتصادی تا چه اندازه برای رقابتپذیری تجارت ایران اهمیت دارد.















نظرات کاربران