به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز، نرخ سود بینبانکی ۸ هفته است در سقف ۲۴ درصد ثابت مانده است. نرخ بینبانکی، بهای قرض کوتاهمدت میان خود بانکهاست. این نرخ نشان میدهد پول در شبکه بانکی چقدر کمیاب یا فراوان است.
این موضوع همین حالا اهمیت دارد، چون هزینه تأمین پول برای بانکها به قیمت وام و سود سپردهها منتقل میشود. در عین حال، بالا بودن هزینه استقراض برای بانکها به معنای کافی بودن آن برای مهار تورم نیست. مخاطب عادی از این دو نکته، هم به تصمیم وام و سپردهگذاری و هم به ارزش پول خود میرسد.
ماندن در سقف چه معنایی دارد؟
وقتی نرخی ۸ هفته پیاپی روی بالاترین سطح خود میماند، یعنی بانکها برای قرض گرفتن از یکدیگر بالاترین بهای ممکن را میپردازند. این وضعیت معمولاً نشانه تقاضای پایدار برای نقدینگی است. به بیان ساده، بانکها بیشتر از آنچه در اختیار دارند پول میخواهند.
اندازه این هزینه را میتوان ملموس کرد. بهطور ساده، قرض ۱۰۰ میلیون تومان برای ۱ سال با نرخ ۲۴ درصد، ۲۴ میلیون تومان هزینه دارد. بانکها این هزینه را در نهایت در قیمت خدمات خود لحاظ میکنند.
چرا سقف الزاماً کافی نیست؟
معیار اصلی برای سنجش اثر نرخ سود، فاصله آن با تورم است. اگر نرخ تورم از ۲۴ درصد بیشتر باشد، نرخ بهره واقعی منفی میماند. در آن حالت، پولی که در بانک میماند قدرت خرید خود را از دست میدهد و وامگیرنده در عمل کمتر از ارزش پول بازمیگرداند.
نکته دیگر، مسیر اثرگذاری است. نرخ بینبانکی مستقیماً روی قیمت کالاها اثر نمیگذارد و ابتدا باید به وام و سپرده برسد. تورم نیز به عوامل دیگری مانند رشد نقدینگی، نرخ ارز و هزینه تولید وابسته است. بنابراین سقف بودن نرخ، بهتنهایی تضمینکننده کنترل قیمتها نیست.
در ماههای پیش رو، سه شاخص را باید کنار هم دید: ماندن یا خارج شدن نرخ بینبانکی از سقف، تغییر نرخ سود سپردهها و روند تورم. این سه شاخص، تصویر روشنتری از توان سیاست پولی در مهار قیمتها میدهد و نتیجهگیری درباره آن با خواننده است.















نظرات کاربران